مجله “اجاره”

راهنمای کامل سفر به رفسنجان |جاذبه ها، اقامتگاه و نکات مهم

  • راهنمای سفر به رفسنجان

    ۱. بخش آغازین و معرفی

    رفسنجان، شهری در استان کرمان، با تاریخ و فرهنگ غنی و یکی از قطب‌های اصلی پسته ایران، به‌عنوان یکی از مقاصد محبوب گردشگری شناخته می‌شود. این شهر به واسطه تولید پسته مرغوب و آثار تاریخی‌اش شهرت دارد و تجربه‌ای خاص برای گردشگران فراهم می‌کند. با استفاده از خدمات “اجاره”، می‌توانید به‌راحتی اقامتگاه‌های مختلف شامل ویلاها و سوئیت‌ها را با بهترین امکانات رزرو کنید.


    ۲. ورود به رفسنجان

    رفسنجان از لحاظ جغرافیایی موقعیت خوبی دارد و به راحتی می‌توانید از طرق مختلف به آن دسترسی پیدا کنید:

    • هوایی: نزدیک‌ترین فرودگاه به رفسنجان، فرودگاه کرمان است که پروازهای داخلی و بین‌المللی دارد.
    • خودروی شخصی: مسیرهای جاده‌ای از کرمان به رفسنجان حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشد.
    • اتوبوس و قطار: سیستم حمل‌ونقل عمومی شامل اتوبوس‌ها و قطار نیز در دسترس مسافران است.

    ۳. گشتن در رفسنجان

    رفسنجان شهری کوچک است و بسیاری از جاذبه‌های آن در نزدیکی مرکز شهر قرار دارند، که با پیاده‌روی یا استفاده از تاکسی به‌راحتی قابل دسترسی هستند. برای جاذبه‌های دورتر می‌توانید از خودروهای اجاره‌ای نیز استفاده کنید.


    ۴. جاذبه‌های گردشگری رفسنجان

    رفسنجان علاوه بر تاریخ و فرهنگ، دارای جاذبه‌های طبیعی و تاریخی متعددی است:

    • باغ فتح‌آباد: باغی با معماری تاریخی و فضای دلنشین.
    • خانه حاج آقا علی: بزرگ‌ترین خانه خشتی جهان که با معماری زیبا یکی از نقاط دیدنی اصلی شهر است.
    • موزه پسته: نمایشگاه تاریخ و فرآیند تولید پسته که یکی از صنایع مهم این منطقه است.
    • روستای میمند: یک روستای سنگی با خانه‌های تاریخی که به سبک سنتی ساخته شده است و در نزدیکی رفسنجان قرار دارد.

    ۵. باید انجام داد

    • بازدید از خانه حاج آقا علی: یکی از بزرگترین خانه‌های خشتی دنیا.
    • گشت و گذار در باغ فتح‌آباد: فضای زیبا و آرامش‌بخش باغ‌های تاریخی.
    • رفتن به موزه پسته: تجربه آشنایی با صنعت پسته و محصولات محلی.

    ۶. خرید کردن در رفسنجان

    در رفسنجان می‌توانید از محصولات محلی مانند پسته و زرشک خرید کنید. بازارهای محلی نیز مکانی مناسب برای تهیه سوغاتی و محصولات کشاورزی این منطقه هستند.

    • پسته رفسنجان: پسته‌ای با کیفیت جهانی که به عنوان یکی از بهترین محصولات این شهر شناخته می‌شود.

    ۷. مراکز خرید در رفسنجان

    رفسنجان دارای بازارها و مجتمع‌های تجاری متعددی است:

    • بازار سنتی رفسنجان: بازاری تاریخی که محصولات محلی و سنتی را به فروش می‌رساند.
    • مجتمع تجاری ولیعصر: مرکز خریدی مدرن با فروشگاه‌های متنوع.

    ۸. جاهای دیدنی، خوردن و نوشیدن در رفسنجان

    رفسنجان همچنین رستوران‌ها و کافه‌های فراوانی دارد که غذاهای محلی و ایرانی را سرو می‌کنند. برخی از غذاهای معروف در رفسنجان عبارتند از:

    • آبگوشت محلی: غذایی پرطرفدار و سنتی که با مواد تازه تهیه می‌شود.
    • کشک بادمجان: یک پیش‌غذای خوشمزه و محبوب در این شهر.

    بهترین رستوران‌های رفسنجان

    • رستوران گلستان: ارائه‌دهنده غذاهای ایرانی با کیفیت بالا.
    • رستوران سنتی خشت: محیطی آرامش‌بخش با غذاهای محلی.

    ۹. سوغاتی‌های رفسنجان

    رفسنجان یکی از بزرگ‌ترین مراکز تولید پسته در ایران است. علاوه بر پسته، زرشک و محصولات کشاورزی دیگر نیز جزو سوغات‌های محبوب این منطقه به شمار می‌آیند.

    • پسته رفسنجان: محصولی معروف و پرطرفدار که به عنوان بهترین سوغاتی از این شهر شناخته می‌شود.
    • فرش دستباف: هنر دست‌بافت این منطقه که در بسیاری از منازل ایرانی استفاده می‌شود.

    ۱۰. خواب و اقامت

    برای اقامت در رفسنجان، گزینه‌های متنوعی از جمله ویلاها، سوئیت‌ها و اقامتگاه‌های بوم‌گردی وجود دارد. “اجاره” به شما کمک می‌کند تا به راحتی و با بهترین قیمت، محل اقامت خود را رزرو کنید.

    انواع اقامتگاه‌های رفسنجان

    • ویلاهای لوکس: برای کسانی که به دنبال اقامت در محیطی مجلل هستند.
    • سوئیت‌های اقتصادی: گزینه‌های مقرون‌به‌صرفه برای اقامت.
    • اقامتگاه‌های بوم‌گردی: تجربه‌ای متفاوت از زندگی محلی و فرهنگی.

    اجاره ویلا، سوئیت و اقامتگاه از “اجاره”

    با “اجاره”، به آسانی می‌توانید اقامتگاه مورد نظر خود را با بهترین امکانات و قیمت مناسب پیدا کنید. این پلتفرم تنوع گسترده‌ای از اقامتگاه‌ها را با پشتیبانی ۲۴ ساعته ارائه می‌دهد.


    ۱۱. سطح امنیت در رفسنجان

    رفسنجان یکی از شهرهای امن ایران است و گردشگران می‌توانند با خیالی راحت در آن سفر کنند. البته، همانند هر سفر دیگری، مراقبت از وسایل شخصی در مکان‌های عمومی توصیه می‌شود.


    ۱۲. پیشنهاد مقاصد بعدی

    بعد از بازدید از رفسنجان، شما می‌توانید به شهرهای اطراف سفر کنید:

    • کرمان: با جاذبه‌های دیدنی مانند ارگ بم و باغ شاهزاده.
    • یزد: شهری تاریخی با معماری خشتی و بافت سنتی که در فاصله نسبتا کوتاهی از رفسنجان قرار دارد.

    ۱۳. چرا “اجاره” بهترین گزینه برای رزرو اقامتگاه؟

    • تنوع بالای اقامتگاه‌ها: از ویلاهای لوکس تا سوئیت‌های اقتصادی.
    • رزرو سریع و آسان: با چند کلیک ساده، اقامتگاه دلخواه خود را رزرو کنید.
    • پشتیبانی ۲۴ ساعته: در هر لحظه از روز، تیم پشتیبانی “اجاره” آماده پاسخگویی و رفع مشکلات احتمالی شما است.

    ۱۴. بهترین زمان سفر به رفسنجان

    رفسنجان در طول سال دارای آب‌وهوای گرم و خشک است. فصل بهار و پاییز بهترین زمان‌ها برای بازدید از این شهر هستند، زیرا دمای هوا معتدل‌تر بوده و امکان بازدید راحت‌تر از جاذبه‌های گردشگری فراهم است.

رفسنجان

کشور

ایران

استان

استان کرمان

جمعیت

295,175

مساحت

10,266

موقعیت زمانی

شهر رفسنجان در شمال غرب استان کرمان در ارتفاع 1469 متری از سطح دریا قرار دارد. این شهر دارای آب و هوای نیمه کویری با تابستان‌هایی نسبتاً گرم و زمستان‌هایی سرد است.
شهرستان رفسنجان دارای پنج بخش«مرکزی»، «انار»، «کشکوئیه»، «نوق» و «فردوس»، شش شهر و 16 دهستان است.
رفسنجان از شهرهای مهم و پرجمعيت استان كرمان است که نقش مهمی در اقتصاد استان و کشور دارد. قرارگیری این شهر بر سر راه دو استان کرمان و یزد و عبور راه آهن تهران – بندرعباس از آن این شهر را از موقعیت ویژه‌ ای برخوردار کرده است.
رفسنجان به عنوان بزرگ‌ ترین تولید کننده پسته در ایران و جهان سهم بزرگی از صادرات غیر نفتی ایران را به خود اختصاص داده است. وجود خاک مرغوب برای کاشی و سرامیک در این منطقه باعث ایجاد بزرگ‌ ترین کارخانه‌ های کاشی ایران در این شهر شده است. شرایط اقلیمی، وجود معادن عظیم مس سرچشمه (بزرگ‌ ترین معدن مس جهان)، منابع طبیعی نظیر بزرگ‌ ترین جنگل مصنوعی و مناطق ییلاقی، وجود آثار و ابنیه تاریخی متعدد در این شهر از جمله قلعه‌ها، کاروانسراها، بازارها، برج‌ها، عمارت‌ها، آب‌انبارها، معبدها، امامزاده‌ها، تپه‌ها و محوطه‌های باستانی و مراکز فرهنگی مذهبی این شهر را به یکی از نقاط مهاجرپذیر و گردشگری ایران تبدیل کرده است.

اين شهر  در غرب استان و به فاصله 109 كيلومتري شهركرمان قرار گرفته و از شمال به بافق در استان يزد، از جنوب به بردسير و سيرجان، از مغرب به شهر بابك و از مشرق به كرمان محدود مي‌شود.
ارتفاع  رفسنجان از سطح در يا 1469 متر است. شهر رفسنجان در ميان دو رشته كوه قرار گرفته كه ارتفاعات آن دنباله كوه‌هاي مركزي ايران و از مهمترين  كوه‌هاي آن ارتفاعات «نوق» و داوران است.
رفسنجان در منطقه كويري قرار دارد و آب و هواي آن نيمه صحرايي و خشك و ميزان بارندگي آن كم مي‌باشد.
حداكثر بارندگي رفسنجان  در زمستان و اوايل بهار است. ارتفاعات رفسنجان آب و هواي كوهستاني دارد. رودهاي رفسنجان از نوع اتفاقي و مهمترين آنها رود شور است كه از ارتفاعات سرچشمه مي‌گيرد و به چاله بافق در استان يزد مي‌ريزد.دردشت‌هاي رفسنجان آهو و در كوهستان‌هاي آن بعضي از شكارها و  پرندگان از قبيل: كبك وتبهو يافت مي‌شود. زندگاني مردم رفسنجان بيشتر از طريق كشاورزي تامين مي‌شود. قبلاً در رفسنجان پنبه‌كاري رواج داشته و اكنون پسته جايگزين آن شده و باغ‌هاي پسته چون حصاري شهر را در برگرفته‌اند. محصول پسته رفسنجان به حدود بيست هزار تن در سال مي‌رسد كه البته در سال‌هاي مختلف نوسان داشته است. طي سال‌هاي اخير وجود معادن مس سرچشمه باعث شده است كه متخصصان و كارگران زيادي از سراسر ايران به آن سو جذب شده، كه در نتيجه تغييرات اساسي و بنيادي كه در كليه شئون اقتصادي و فرهنگي رفسنجان به وجود آمده است.
معادن مس سرچشمه در 50 كيلومتري جنوب رفسنجان قرار گرفته كه به طريق «روبار» استخراج مي‌شود از  معادن ديگر رفسنجان مي‌توان سنگ مرمر، نمك و سرب را نام برد. در اكثر توابع رفسنجان قالي بافي معمول است. صنايع ماشيني آن عبارتند از: دستگاه‌ هاي نان‌پزي و ماشين‌آلات كشاورزي مانند: دستگاه‌هاي پسته پاك كني.
از آثار تاريخي اين شهرستان مي‌توان به بادگير معين، كاروانسراي  ناصريه، كاروانسراي و هاب‌زاده مجموعه حاج‌آقا علي(قاسم‌آباد) اشاره كرد.

زبان مردم رفسنجان فارسی و به دور از لهجه خاصی است اما نزدیکی با شهر کرمان موجب قرابت لهجه و گویش آنان شده است. مردم این شهر شیعه مذهب هستند.

جاذبه گردشگری

  • بادگیر چپقی

    بادگیر چپقیبادگیر چپقی سیرجان از قسمت های باقیمانده ی خانه ای قدیمی مربوط به دوران پهلوی است به نام…

  • خانه حاج آقا علی

    خانه حاج آقا علیخانه حاج آقا علی یکی از بزرگ‌ ترین و زیبا ترین خانه ‌های خشتی و سنتی جهان در…

  • ارگ بم

    ارگ بمبنای ارگ بم، بزرگ ترین مجموعه خشتی جهان، یک دژ بزرگ است که در قلب آن ارگ قلعه…

  • روستای تاریخی میمند

    روستای تاریخی میمندمیمند روستایی صخره ای و کَنده شده در درون زمین با قدمتی حداقل دو تا سه هزار سال…

  • کویر لوت (دشت لوت، بیابان لوت)

    کویر لوت (دشت لوت، بیابان لوت)«دشت لوت» یا «بیابان لوت» که در نزد مردم به دلیل برخی شباهت ها با «دشت کویر» اغلب…

  •  دریاچه کفه نمک سیرجان

    دریاچه کفه نمک سیرجانکرمان تنها به کویر شهداد و گندم بریان خلاصه نمی شود بلکه این استان چهار اقلیم ویژگی های…

  • کلوت شهداد

    کلوت شهدادکلوت شهداد بزرگ‌ ترین شهر کلوخی دنیا در کویر لوت از بزرگ‌ترین و منحصر به فرد ترین عوارض…

  • یخدان مویدی

    یخدان مویدیکاربری یخدان در گذشته نگهداری یخ برای ایام تابستان مردم شهر بوده‌است. مویدی نام محله‌ای درشهركرمان است و…

  • مجموعه گنجعلی‎خان

    مجموعه گنجعلی‎خانمجموعه گنجعلی‎خان کرمان شامل میدان، بازار، مسجد، حمام، مدرسه، آب‎انبار و ضرابخانه است که به دستور «گنجعلی‎خان»، حاکم…

  • باغ شاهزاده(باغ شازده)

    باغ شاهزاده(باغ شازده)«باغ شاهزاده» در ۴ کیلومتری شهر ماهان، در دامنه شمالی کوه‌های «تیگران» و «جوپار»، بر سر راه بم…


ایران

استان

استان کرمان

جمعیت

295,175

مساحت

10,266

موقعیت زمانی

IRDT

رفسنجان

شهر رفسنجان در شمال غرب استان کرمان در ارتفاع 1469 متری از سطح دریا قرار دارد. این شهر دارای آب و هوای نیمه کویری با تابستان‌هایی نسبتاً گرم و زمستان‌هایی سرد است.
شهرستان رفسنجان دارای پنج بخش«مرکزی»، «انار»، «کشکوئیه»، «نوق» و «فردوس»، شش شهر و 16 دهستان است.
رفسنجان از شهرهای مهم و پرجمعيت استان كرمان است که نقش مهمی در اقتصاد استان و کشور دارد. قرارگیری این شهر بر سر راه دو استان کرمان و یزد و عبور راه آهن تهران – بندرعباس از آن این شهر را از موقعیت ویژه‌ ای برخوردار کرده است.
رفسنجان به عنوان بزرگ‌ ترین تولید کننده پسته در ایران و جهان سهم بزرگی از صادرات غیر نفتی ایران را به خود اختصاص داده است. وجود خاک مرغوب برای کاشی و سرامیک در این منطقه باعث ایجاد بزرگ‌ ترین کارخانه‌ های کاشی ایران در این شهر شده است. شرایط اقلیمی، وجود معادن عظیم مس سرچشمه (بزرگ‌ ترین معدن مس جهان)، منابع طبیعی نظیر بزرگ‌ ترین جنگل مصنوعی و مناطق ییلاقی، وجود آثار و ابنیه تاریخی متعدد در این شهر از جمله قلعه‌ها، کاروانسراها، بازارها، برج‌ها، عمارت‌ها، آب‌انبارها، معبدها، امامزاده‌ها، تپه‌ها و محوطه‌های باستانی و مراکز فرهنگی مذهبی این شهر را به یکی از نقاط مهاجرپذیر و گردشگری ایران تبدیل کرده است.

اين شهر  در غرب استان و به فاصله 109 كيلومتري شهركرمان قرار گرفته و از شمال به بافق در استان يزد، از جنوب به بردسير و سيرجان، از مغرب به شهر بابك و از مشرق به كرمان محدود مي‌شود.
ارتفاع  رفسنجان از سطح در يا 1469 متر است. شهر رفسنجان در ميان دو رشته كوه قرار گرفته كه ارتفاعات آن دنباله كوه‌هاي مركزي ايران و از مهمترين  كوه‌هاي آن ارتفاعات «نوق» و داوران است.
رفسنجان در منطقه كويري قرار دارد و آب و هواي آن نيمه صحرايي و خشك و ميزان بارندگي آن كم مي‌باشد.
حداكثر بارندگي رفسنجان  در زمستان و اوايل بهار است. ارتفاعات رفسنجان آب و هواي كوهستاني دارد. رودهاي رفسنجان از نوع اتفاقي و مهمترين آنها رود شور است كه از ارتفاعات سرچشمه مي‌گيرد و به چاله بافق در استان يزد مي‌ريزد.دردشت‌هاي رفسنجان آهو و در كوهستان‌هاي آن بعضي از شكارها و  پرندگان از قبيل: كبك وتبهو يافت مي‌شود. زندگاني مردم رفسنجان بيشتر از طريق كشاورزي تامين مي‌شود. قبلاً در رفسنجان پنبه‌كاري رواج داشته و اكنون پسته جايگزين آن شده و باغ‌هاي پسته چون حصاري شهر را در برگرفته‌اند. محصول پسته رفسنجان به حدود بيست هزار تن در سال مي‌رسد كه البته در سال‌هاي مختلف نوسان داشته است. طي سال‌هاي اخير وجود معادن مس سرچشمه باعث شده است كه متخصصان و كارگران زيادي از سراسر ايران به آن سو جذب شده، كه در نتيجه تغييرات اساسي و بنيادي كه در كليه شئون اقتصادي و فرهنگي رفسنجان به وجود آمده است.
معادن مس سرچشمه در 50 كيلومتري جنوب رفسنجان قرار گرفته كه به طريق «روبار» استخراج مي‌شود از  معادن ديگر رفسنجان مي‌توان سنگ مرمر، نمك و سرب را نام برد. در اكثر توابع رفسنجان قالي بافي معمول است. صنايع ماشيني آن عبارتند از: دستگاه‌ هاي نان‌پزي و ماشين‌آلات كشاورزي مانند: دستگاه‌هاي پسته پاك كني.
از آثار تاريخي اين شهرستان مي‌توان به بادگير معين، كاروانسراي  ناصريه، كاروانسراي و هاب‌زاده مجموعه حاج‌آقا علي(قاسم‌آباد) اشاره كرد.

زبان مردم رفسنجان فارسی و به دور از لهجه خاصی است اما نزدیکی با شهر کرمان موجب قرابت لهجه و گویش آنان شده است. مردم این شهر شیعه مذهب هستند.

برچسب‌ها

استان کرمان رفسنجان شهرها کرمان

جاذبه گردشگری

  • بادگیر چپقی

    بادگیر چپقیبادگیر چپقی سیرجان از قسمت های باقیمانده ی خانه ای قدیمی مربوط به دوران پهلوی است به نام…

  • خانه حاج آقا علی

    خانه حاج آقا علیخانه حاج آقا علی یکی از بزرگ‌ ترین و زیبا ترین خانه ‌های خشتی و سنتی جهان در…

  • ارگ بم

    ارگ بمبنای ارگ بم، بزرگ ترین مجموعه خشتی جهان، یک دژ بزرگ است که در قلب آن ارگ قلعه…

  • روستای تاریخی میمند

    روستای تاریخی میمندمیمند روستایی صخره ای و کَنده شده در درون زمین با قدمتی حداقل دو تا سه هزار سال…

  • کویر لوت (دشت لوت، بیابان لوت)

    کویر لوت (دشت لوت، بیابان لوت)«دشت لوت» یا «بیابان لوت» که در نزد مردم به دلیل برخی شباهت ها با «دشت کویر» اغلب…

  •  دریاچه کفه نمک سیرجان

    دریاچه کفه نمک سیرجانکرمان تنها به کویر شهداد و گندم بریان خلاصه نمی شود بلکه این استان چهار اقلیم ویژگی های…

  • کلوت شهداد

    کلوت شهدادکلوت شهداد بزرگ‌ ترین شهر کلوخی دنیا در کویر لوت از بزرگ‌ترین و منحصر به فرد ترین عوارض…

  • یخدان مویدی

    یخدان مویدیکاربری یخدان در گذشته نگهداری یخ برای ایام تابستان مردم شهر بوده‌است. مویدی نام محله‌ای درشهركرمان است و…

  • مجموعه گنجعلی‎خان

    مجموعه گنجعلی‎خانمجموعه گنجعلی‎خان کرمان شامل میدان، بازار، مسجد، حمام، مدرسه، آب‎انبار و ضرابخانه است که به دستور «گنجعلی‎خان»، حاکم…

  • باغ شاهزاده(باغ شازده)

    باغ شاهزاده(باغ شازده)«باغ شاهزاده» در ۴ کیلومتری شهر ماهان، در دامنه شمالی کوه‌های «تیگران» و «جوپار»، بر سر راه بم…


رامهرمز

رامهرمز

کشور

ایران

استان

استان خوزستان

جمعیت

69

مساحت

1,818

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

166

رامهرمز

رامهرمز در شرق استان خوزستان، در ارتفاع 166متری از سطح دریا و در حوزه آبریز رودخانه مارون – جراحی واقع شده است. این شهر دارای آب و هوایی گرم است.
شهرستان رامهرمز دارای چهار بخش «مرکزی»، «رودزرد»، «ابوالفارس» و «سلطان‌آباد»، شهر«رامهرمز» و هشت دهستان است.
رامهرمز بعد از شهر شوش دومین شهر تاریخی استان خوزستان است که قدمتی حدود 5000 سال دارد. اقتصاد رامهرمز بر پایه کشاورزی، دامداری، باغداری و كارگری بنا شده است. وجود معادن گچ، کارخانجات قيرسازی، آجر، آهك‌ پزی و توليد گچ نیز بخش دیگری از اقتصاد منطقه را تشکیل می‌دهد. بیشه‌زارهای سرسبز و زیبا با درختان متفاوت در حاشیه رودخانه مارون، سدها، تپه‌ها و بناهای باستانی، منطقه حفاظت شده دیمه (زیستگاه آهو)، اماکن زیارتی و تاریخی از مناطق گردشگری رامهرمز به شمار می‌روند.
زبان اصلی مردم رامهرمز رومِزی یا رامهرمزی است که به لهجه بختیاری شباهت دارد. زبان‌های فارسی، ترکی، عربی و لهجه‌هایی چون بهبهانی، دزفولی، شوشتری، ییلاقی(اصفهانی) نیز در رامهرمز رایج است. مردم رامهرمز مسلمان و شیعه مذهب هستند.

جاذبه گردشگری

  • پل سفید اهواز
    پل سفید اهواز پل سفید یا پل هلالی در مركز شهر اهواز اولین پل معلق ایران، به‌عنوان چهارمین پل فلزی معلق…

  • چغازنبیل
    چغازنبیلزیگورات دوراونتاش (آشوری: Dūr Untaš؛ ایلامی: Āl Untaš dNapiriša) که بیشتر با نام چُغازَنبیل شناخته می‌شود، نیایشگاهی باستانی…

  • محوطه ی باستانی شوش
    محوطه ی باستانی شوششهر باستانی شوش از مهم ترین و باشکوه ترین سکونتگاه های شناخته  شده در جهان با قدمتی حدود…

  • سازه های آبی شوشتر
    سازه های آبی شوشترمجموعه سازه های آبی شوشتر از کهن ترین شاهکارهای فنی و مهندسی در ایران و جهان و مربوط به…

  • محوطه باستانی کول فرح
    محوطه باستانی کول فرحاین محوطه باستانی در منطقه ‌ای به نام تنگ کول فرح یا کول ‌فره در انتهای دشت ایذه…

  • پل‌ تاریخی دزفول
    پل‌ تاریخی دزفولدزفول یکی از شهرهای استان خوزستان است که به داشتن باغ‌های مرکبات و رودخانه‌ی پرآب دز شهرت دارد….

  • مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر (موزه ی جنگ)
    مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر (موزه ی جنگ)ساختمان مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر در سال ۱۳۰۹ساخته و تا پایان جنگ ایران و عراق به عنوان…

  • تالاب شادگان
    تالاب شادگانتالاب شادگان در جنوب غربی ایران جنوب شهر شادگان و در جنوب جلگه ی خوزستان واقع شده  است….

  • آبشار شوی (تله زنگ)
    آبشار شوی (تله زنگ)آبشار شوی (shevi) یا «تَلِهْ‌زَنگ» یکی از زیباترین آبشارهای ایران و بزرگ‌ترین آبشار خاورمیانه است که در رشته…

  • تَش کوه (کوه آتشین)
    تَش کوه (کوه آتشین)تش کوه یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین پدیده های زمینی درگردشگری ایران به شمار می رود که…


دیواندره

دیواندره

کشور

ایران

استان

استان کردستان

جمعیت

19,822

مساحت

4,203

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

1832

دیواندره

دیواندره در فاصله 98 کیلومتری شمال سنندج و در ارتفاع ۱۸۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد. این شهر دارای آب و هوای کوهستانی با زمستان‌هایی سرد و تابستان‌هایی معتدل و ملایم است و به علت همجواری با بام ایران از جانب شرق، یعنی شهرستان بیجار، آب و هوایی مشابه با این شهرستان دارد.
شهرستان دیواندره دارای سه بخش «مركزی»، «كرفتو» و «سارال»، دو شهر «دیواندره» و «زرینه» و نه دهستان است.
این منطقه حدود 15 درصد از وسعت استان کردستان را شامل می ‌شود. رودخانه ‌های فراوانی در شهرستان دیواندره جریان دارند که بیشتر آنها از آب شدن برف‌ ها و بارندگی ‌های فصلی جریان پیدا می‌ کنند. دیواندره به علت وجود دشت‌های بسیار وسیع اوباتو و سارال از مراکز اصلی تولید گندم و دامداری استان کردستان است؛ کشاورزی و دامداری در کنار فعالیت‌های خدماتی در اقتصاد و زندگی مردم این منطقه نقش اساسی ایفا می‌کنند. وجود آثار باستانی بسیاری همچون غار کرفتو از تمدن کهن این منطقه حکایت می‌کند که تاریخ آن به دو هزار سال قبل از میلاد می‌رسد.
زبان مردم دیواندره کردی سورانی است و لهجه‌ای مخصوص به خود دارند. در این شهر قومیت‌ها و طوائف متفاوتی همچون گوران، گلباغی، تیلکوئی، جاف، منمی(مندمی) برازنده، خواجه وند، ایل کلهر، طایفه زند و قاقالی در کنار هم زندگی می‌ کنند. بیشتر مردم دیواندره اهل تسنن هستند.

جاذبه گردشگری

  • عمارت آصف وزیری (خانه کردی)
    عمارت آصف وزیری (خانه کردی)عمارت آصف با نام «خانة کُرد» به عنوان نمادی از هویت فرهنگی اقوام کُرد از با ارزش ترین…

  • غار کرفتو
    غار کرفتوغار کَرَفتو غاری است که در شهرستان ديواندره در استان کردستان ایران قرار گرفته‌است. این غار، یک غار…

  • عمارت خسرو آباد
    عمارت خسرو آبادعمارت خسرو آباد در بلوار خسروآباد (شبلي) شهر سنندج قرار دارد. عمارت در نوع خود بي‌نظيربوده وسالها مركز…

  • دریاچه زریوار(زریبار)
    دریاچه زریوار(زریبار)دریاچه زریوار یا تالاب زریبار(کردی: زریبار) در ارتفاع 1285 متری از سطح دریا یکی از منحصر به فردترین…

  • روستای پالنگان
    روستای پالنگانپالنگان روستایی در یک کیلومتری دره «تنگیور»، در دهستان «ژاورود»، در 55 کیلومتری «اورامان» و در 57 کیلومتری…

  • مسجد و قرآن نگل
    مسجد و قرآن نگلنگل در ۶۵ کیلومتری شهر سنندج و در مسیر سنندج به مریوان قرار دارد. این روستا در میان…

  • آبیدر
    آبیدر«آبیدَر» نام کوهی است، که رو به شهر و در جنوب غربی سنندج در کردستان جای گرفته است….

  • کلیسای سنندج
    کلیسای سنندجدر روزگار پایانی پادشاهی صفویه، در دوران شاه عباس دوم نزدیک به 250 سال پیش، هنگامی که ارامنه…

  • مسجد آویهنگ
    مسجد آویهنگمساجد به خصوص در روستاها، فراتر از یک عبادتگاه و مرکز انجام فرایض دینی به شمار می‌روند چرا…

  • قلعه قمچقای
    قلعه قمچقایقلعه قمچقای در نزدیکی ۶۰ کیلومتری شمال بیجار در شرق کردستان، بر روی کوهی بلند و رو به…


دورود

دورود

کشور

ایران

استان

استان لرستان

جمعیت

174,507

مساحت

1,348

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

1457

دورود

شهر دورود در شرق استان لرستان در دامنه رشته کوه زاگرس و در نزدیکی اشترانکوه واقع شده است. این شهر در دشت سیلاخور و در ارتفاع 1400 متری از سطح دریا قرار دارد. آب و هوای این شهر معتدل کوهستانی است.
شهرستان دورود دارای دو بخش «سیلاخور» و «مرکزی»، دو شهر «درود» و «چالانچولان» و پنج دهستان است.
دورود قدمت تاریخی کمی دارد. علت اصلی شهرت این شهر به سبب دارا بودن جاذبه‌های طبیعی فراوان است که به دلیل وجود آن‌ها درود را پایتخت طبیعت ایران می‌نامند، جاذبه‌هایی مانند زیباترین دریاچه آب شیرین ایران، زیباترین آبشارهای ایران، رشته‌کوه اشترانکوه با لقب «آلپ» ایران، جنگل، رود و رودخانه‌ها، چشمه، سراب، غار، دره و حیات وحش. درود به سبب قرارگیری در مسیر محور اصلی خرم آباد – اصفهان و راه آهن تهران- خرمشهر، دارا بودن کارخانجات متعدد از جمله کارخانه فارسیت و سیمان، دارا بودن منابع زیاد سنگ و کارخانجات سنگ‌ بری، صنایع نظامی، امور جانبی صنایع، خدمات شهری و کشاورزی قطب صنعتی استان لرستان نیز محسوب می‌شود.
این شهر جدا کننده دو تیره بختیاری و لرستانی است و مردم آن به زبان لری سخن می‌گویند. گویش‌های رایج در این شهر شامل لری سیلاخوری و لری بختیاری است.

جاذبه گردشگری

  • دریاچه ی گهر
    دریاچه ی گهردریاچه ی گَهَر از زيباترين درياچه‌هاي كوهستاني ايران است كه در 121 كيلومتري شرق استان لرستان به مركزيت…

  • تپه چغا
    تپه چغاتپه چغا معروف به «بام بروجرد» در غرب شهر بروجرد واقع است و منبعی غنی از سنگ‌های آتشفشانی و…

  • دریاچه کیو
    دریاچه کیودریاچه کیو در شمال غربی خرم‌آباد و درون شهر جای گرفته است. دریاچه کیو به گویش بومی لری…

  • آبشار آب‎ سفید
    آبشار آب‎ سفیدآبشار «آب‌سفید» یکی از آبشارهای لرستان است که در 90 کیلومتری شهرستان الیگودرز، در نزدیکی روستاهای کاکلستان و…

  • موزه فلک الافلاک
    موزه فلک الافلاکآشنايي با موقعيت و پيشينه موزه موزه مردم‌شناسي لرستان به عنوان يكي از غني‌ترين موزه‌هاي مردم‌شناسي كشور در صحن…

  • قلعه فلک ‌الافلاک
    قلعه فلک ‌الافلاک«فَلَک ‌الافلاک» و « قلعه دوازده برج» و « کاخ اتابکان» از نام­های دژ «شاپورخواست» در خرم آباد…

  • آبشار بیشه
    آبشار بیشه«آبشار بیشه» چسبیده به روستای بیشه، در بخش پاپی، در دهستان «سپید دشت»، در 65 کیلومتری خرم‌آباد و…

  • موزه‌ی علوم طبیعی خرم‌‌آباد
    موزه‌ی علوم طبیعی خرم‌‌آبادایران با توجه به موقعیت جغرافیایی خود دربردارند‌‌ه‌ی طیف وسیعی از حیات‌‌وحش و گونه‌های مختلف گیاهی است. این…

  • پل کشکان
    پل کشکاندولت عریض و طویلی که هخامنشیان ایجاد کردند -با سه پایتخت شوش، همدان و بابل- راه‌های ارتباطی جدیدی…

  • غار کلماکره
    غار کلماکرهلرستان با آب و هوای کوهستانی در میان کوه‌های زاگرس مهد تمدن بشری بوده است، آثار مفرغی کشف…

خوی

 

خوی

کشور

ایران

استان

استان آذربایجان غربی

جمعیت

200,958

مساحت

4,521

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

1136

خوی

16
Few Clouds

 

خوی در شمال غربی استان آذربایجان غربی، در دشتی وسیع در مرز ترکیه، در ارتفاع 1130 متری از سطح دریا واقع شده است. شهر خوی 135 متر پایین‌تر از سطح دریاچه ارومیه قرار دارد. آب و هوای این شهر در تابستان گرم و در زمستان بسیار سرد است.
شهرستان خوی دارای چهار بخش «ایواوغلی»، «مرکزی»، «قطور» و «صفائیه»، شش شهر و 11 دهستان است.
شهر خوی دومین شهر بزرگ و پرجمعیت استان آذربایجان غربی است. این شهر به دلیل واقع شدن در مسیر جاده ابریشم و جاده تجارتی شرق و غرب از اهمیت اقتصادی، نظامی و سیاسی ویژه‌ای برخوردار است. از دیگر دلایل رونق اقتصادی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: وجود معادن نمک، زغال سنگ، مس و طلا، کارخانجات متعدد، صنایع دستی مانند قالی بافی و سفالگری، صنایع نساجی، صنایع غذایی، چاپ و انتشارات، چرمسازی، دامداری و پرورش مرغ، بوقلمون و شترمرغ در کنار کشاورزی و محصولاتی نظیر تخم آفتابگردان و کدو، عسل و گل محمدی.

آثار تاریخی و مذهبی در کنار جاذبه‌های طبیعی مثل چشمه‌های آب معدنی و جشنواره‌های تابستانی از نقاط گردشگری این منطقه به شمار می‌روند.
مردم خوی به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. بیشتر مردم این شهر شيعه مذهب و عده‌ای نیز اهل تسنن هستند.

جاذبه گردشگری

  • کاخ باغچه جوق

    کاخ باغچه جوقباغچه جوق، نام روستایی در جوار شهر ماکو است که حدود 2 کیلومتری جنوب غربی جاده ترانزیتی ماکو-…

  • تخت سلیمان

    تخت سلیمانمجموعه فرهنگی تاریخی تخت سلیمان ناحیه ای است که در ادوار مختلف محل سکونت اقوامی نظیر مادها، هخامنشیان،…

  • غار سهولان

    غار سهولانغار سهولان با ساختارِ زمین‌شناسیِ آبی- خاکی- سنگ آهک، یکی از شگفت انگیزترین و کم نظیرترین غارهاى طبیعی…

  • مجموعه ی کلیساهای آذربایجان

    مجموعه ی کلیساهای آذربایجانمجموعه کلیساهای ارامنه، بناهای اطراف این کلیساها و روستای دره شام از عناصر تبادل فرهنگی بین فرهنگ ارتودوکس بیزانس…

  • دریاچه ارومیه

    دریاچه ارومیهدریاچه اُرومیه نام دریاچه‌ای در شمال غربی کشور ایران است که طبق تقسیمات کشوری ایران، این دریاچه میان…

  • آرامگاه شمس تبریزی

    آرامگاه شمس تبریزیدر کنار مقبره شمس تبریزی که یکی از صوفیان مشهور (645-584 هجری قمری) و مراد و مُرشدِ مولوي…

  • چشمه کانی گراوان

    چشمه کانی گراواندر میان مراتع و جنگل‎های سرسبز، یک تپه با شکلی عجیب و غریب و رنگی خاص و متفاوت،…

  • برج سه گنبدان

    برج سه گنبدانسه‌ گنبدان یک برج یادمانی است که در جنوب‎شرقی ارومیه، مرکز استان آذربایجان غربی قرار گرفته است. این…

  • کلیسای مریم مقدس یا زور زور

    کلیسای مریم مقدس یا زور زور«کلیسای مریم مقدس» یا «زور زور» در 12 کیلومتری شامل غربی «قره کلیسا» و در نزدیکی روستای «بارون»…

  • آبشار شلماش

    آبشار شلماشآبشار شلماش یکی از آبشارهای مهم و خروشان استان آذربایجان غربی است که در شهرستان «سردشت» واقع شده…


منبع: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی 

 

خوی

از ویکی‌سفر، راهنمای آزاد سفر
خوی

خوی در شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد. شهرستان خوی در شمال غربی‌ترین نقطه ایران و آذربایجان در مرز کشور ترکیه واقع شده‌است.

آنچه باید بدانید

[ویرایش]

نزدیک ترین دروازه ورود به کشور ترکیه و قاره اروپا از راه زمینی از مرز رازی خوی می‌باشد؛ همچنین تنها راه ریلی ایران با کشور ترکیه و اروپا در شهرستان خوی می‌باشد.

واردشدن

[ویرایش]

با ماشین

[ویرایش]

پایانه مرز رازی خوی :

شهرستان خوی با وجود داشتن گذرگاه مرزی رازی و قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم تنها راه مرزی نزدیک به کشور ترکیه در تاریخ ۲۶/۰۱/۱۳۹۰ مرز رازی با حضور وزرای خارجی ایران و ترکیه و مقامات محلی بطور رسمی گشایش یافت.

با اتوبوس

[ویرایش]

پایانه مسافربری سردار شهید حاج محمد حنیفه درستی در دو طبقه به عنوان بزرگترین پایانه مسافربری شمال غرب و غرب کشور ۱۳۸۷ به بهره‌برداری رسید.

ظرفیت روزانه این ترمینال مسافربری را برای جابجایی مسافر را ۴هزار و۵۰۰ نفراست.

با هواپیما

[ویرایش]

فرودگاه خوی

این فرودگاه که در مهر سال ۸۳ به بهره‌برداری رسیده، با توجه به هم‌مرز بودن با کشور ترکیه شهر وان و داشتن گذرگاه مرزی رازی خوی به عنوان مهمترین دروازه توسعه شمال استان در جابجایی هوایی مسافران و توریست و یکی از زیباترین فرودگاههای کشور است. برنامه‌های هوایی فرودگاه خوی روزهای شنبه و یکشنبه از تهران به خوی ساعت ۰۶:۱۰ و از خوی به تهران ۰۸:۱۰ صبح و چهارشنبه‌ها عصر ساعت ۱۶:۱۰ از تهران به خوی و ۱۸:۱۰ از خوی به تهران می‌باشد.

با قطار

[ویرایش]

(ایستگاه قره تپه سلماس)و (رازی خوی)

گردش در شهر

[ویرایش]

با اتوبوس: خوی دارای اتوبوس شهری خطی در خیابان های می باشد و در اکثر مسیرهای شهر ایستگاه‌های متعددی دارد که توسط شرکت اتوبوسرانی خوی و حومه اداره می‌شود. با تاکسی: شهر خوی دارای تاکسی می‌باشد؛ که اکثراً به رنگ زرد بوده و شامل ماشین‌هایی با مدل پراید، سمند و پیکان می‌باشد. با ماشین شخصی:

دیدن

[ویرایش]

  • امامزاده سید یعقوب.
  • مسجد مطلب خاناولین مسجد سر باز جهان
  •  برج شمس تبریزی (مناره)، محلهٔ امامزاده سید بهلول.
  • دروازه سنگی خوی، در انتهای ضلع جنوبی بازار تاریخی (در جنوب شرقی شهر خوی). دروازه سنگی خوی از نمونه‌های باقی‌مانده دوازده حصار تدافعی می‌باشد که جهت حفاظت شهر از تهاجم دشمن وکنترل عبور و مرور ساخته شده است.
  • بازار خوی، مابین خیابان طالقانی و امام بازار قدیمی شهرستان خوی در ضلع شرقی شهر حد فاصل خیابان‌های انقلاب، طالقانی و کوچه و باغ‌خانه قرار گرفته استبازار قدیمی خوی مربوط به زمان صفویه به بعد می‌باشد، اما شالوده اصلی بازار خوی به زمان زندیه و قاجار می‌رسد.
  • مسجد سیدالشهداء.
  • دژ بسطام، روستای چورس (بسطام ) از توابع بخش چایپارهدژ بسطام توسط روسای دوم (645-685 پیش از میلاد) ساخته شده و یکی از مهم‌ترین شهرشهای اورارتویی زمانی خود بوده است.
  • موزه شهر خوی.
  • پل خاتون.
  • مسجد قدیمی روستای چورس.
  • کلیسای سورپ سرکیس، در قسمت شمال غربی خوی و در محله قدیمی امامزادهبا توجه به تحقیقاتی که به عمل آمده زمان ساختمان کلیسا را می‌توان به دوره‌های متفاوت یعین قرون چهارم و نهم میلادی نسبت می‌دهند
  • پل قطور.
  • حمام تاریخی قره ضیاء الدین.
  • قلعه بلورآباد.
  • آبشار بدلان.
  • جهنم دره.
  • آرامگاه شمس تبریزی
  • امامزاده سید بهلول
  • مجتمع تفریحی شمس (سرزمین لیو). سینما شهربازی فروشگاه رستوران

پارک هاو جاهای گردشگری

[ویرایش]

  • پارک ملت.
  • تفرجگاه داغلار باغی.
  • منطقه سرسبز فیرورق.
  • منطقه الند.
  • سد کلوانس.

منطقه قطور ایستی سو قطور -آبشار بدلان

  • پارک شیخ نوایی

مرکز خرید پوشاک

[ویرایش]

بازارچه مرزی خوی – بازار قدیمی خوی

غذا و نوشیدنی خوی

[ویرایش]

اصلی ترین غذای شهرستان خوی از دیرباز کباب خوی میباشد که برای چشیدن طعم اصل کباب خوی باید خود را به بازار خوی رسانده و در چلوکبابی حاج حسین و حاج علی خود را مهمان کرد تا طعم واقعی کباب اصل خوی را تجربه کرد.

خواب

[ویرایش]

برای خوابیدن در خوی اگر دارای چادر مسافرتی می باشید می توانید با مراجعه با پارک گلستان روبروی ستاد فرماندهی نیروی انتظامی چادر بزنید. در محوطه پارک فروشگاه های مختلف و سرویس بهداشتی موجود می باشد. با توجه به نزدیک بودن به مقر نیروی انتظامی و کثرت مسافران امنیت محیط مناسب مسافران می باشد.

هتل

[ویرایش]

خوی دارای 3 هتل شامل :

  • هتل ثمینسه ستاره
  • هتل زمرددو ستاره
  • هتل جهانگردیتک ستاره

مسافر خانه های خوی در مرکز شهر ، ابتدای خیابان شیخ مهدی – ابتدای کوچه فاطمیه و جنب گاراژ گیتی قدیم می باشند.

ارتباطات

[ویرایش]

مقصد بعدی

[ویرایش]

این راهنمای مسافرت به شهر خوی است. وضعیت طرح کلی را دارد ، و به محتوای بیشتری نیاز دارد. الگویی دارد، ولی اطلاعات کافی در آن موجود نیست. لطفاً به جلو حرکت کنید و به رشد آن کمک کنید!

 

 

خوی

خوی
کشور  ایران
استان آذربایجان غربی
شهرستان خوی
بخش مرکزی
سال شهرشدن ۱۳۰۲
مردم
جمعیت ۱۹۸٬۸۴۵ نفر در سال ۱۳۹۵[۱]
رشد جمعیت صفر (۱۳۹۵)
جغرافیای طبیعی
ارتفاع ۱٬۱۴۸ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۰
میانگین بارش سالانه ۲۵۳ میلی‌متر
اطلاعات شهری
شهردار حسن نصرالله‌پور[۳]
ره‌آورد عسل، تخمهٔ آفتاب‌گردان، کدو، فرش نقش ماهی، گل محمدی، گردو، نمک (سنگی)، لبنیات و میوه‌های فصلی
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۴۴[۲]
وبگاه

خوی بر ایران واقع شده‌است

خوی

خوی (تلفظ: خُیْ) یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی است که بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ دومین شهر پرجمعیت استان پس از ارومیه قلمداد می‌شود.[۵][۶] بیشینه مردم خوی به زبان ترکی آذربایجانی و بخشی از مردم نیز به زبان کردی کرمانجی سخن می‌گویند که بیشتر ساکن منطقه قطور می‌باشند.[۴][۷] جمعیت شهر خوی بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ برابر با ۱۹۸٬۸۴۵ نفر بود[۸] که با احتساب جمعیت حومه و شهرهای اقماری اطراف آن جمعیت خوی بالغ بر ۳۴۸٬۶۶۴ نفر می‌باشد[۸] و از سال ۱۳۸۹ شهرستان خوی به فرمانداری ویژه ارتقا یافته‌است.[۹]

این شهر به لحاظ تمدن و جایگاه مذهبی یکی از شهرهای شاخص کشور محسوب می‌شود[۱۰] و یکی از کهن‌ترین مراکز تمدن در شمال غرب ایران است که کانون بسیاری از حوادث تاریخی بوده‌است.[۱۱][۱۲] موزه تاریخی خوی در ۱۳۴۸ هجری شمسی تأسیس شد و آثار باستانی و تاریخی آن نشان از تاریخ و تمدن ۷ هزارساله خوی می‌باشد.[۱۳]

خوی به‌دلیل واقع شدن در مسیر جاده ابریشم و جاده تجارتی شرق و غرب، مورد بازدید بسیاری از جهانگردان و ایرانشناسان واقع شده‌است. بعد از گسترش امپراتوری سلجوقیان به آناتولی و غرب، این شهر به دلیل موقعیت ویژه آن و قرار گرفتن در سر راه اصلی شرق به غرب، اهمیت و رونق علمی، فرهنگی، اقتصادی بسیار یافت.[۱۴] جادهٔ ابریشم در فاصلهٔ ۲۵ کیلومتری شمال غربی خوی در جادهٔ چالدران بالاتر از قوردیک قفه سی رد می‌شد که در زبان محلی به این جادهٔ ابریشم «دوه اوچان» (محل پرواز کردن شتر) می‌گفتند؛ چرا که به‌دلیل سرازیری شدید این جاده شتران با مال‌التجاره با سرعت زیاد حرکت نموده چنان‌که گویی پرواز می‌کردند. از منابع تاریخی و سفرنامه‌ها از جمله سفرنامهٔ ناصرخسرو مطالب قابل توجهی دربارهٔ خوی به‌دست می‌آید.

شهر خوی به گفتهٔ یاقوت و قزوینی بارویی سخت محکم داشت و در میان مزارع حاصلخیز و آباد واقع و به داشتن دیبای خوب معروف بود. مستوفی گوید هوایش به گرمی مایل است، رود و باغستان بسیار دارد، مردمش سفید چهره ختایی نژاد و خوب صورت‌اند و بدین سبب خوی را ترکستان ایران خوانند.[۱۵]

این شهر یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای شمال غرب ایران به‌شمار می‌رود.[۱۶][۱۷]

نام‌شناسی

خوی در استان آذربایجان در دورهٔ خلفای عباسی

باوجود اینکه شهری در حدود ۳ هزار سال پیش در منطقه امروزی خوی وجود داشته و نام خوی نیز از ۱۴ قرن پیش تا امروز بر این شهر اطلاق می‌شده‌است[۱۸] ولی معنی ریشه نام خوی و تاریخچه این لفظ به‌درستی مشخص و روشن نیست،[۱۸] و نظرهای گوناگونی دربارهٔ وجه تسمیهٔ این شهر وجود دارد. به عقیدهٔ محمدامین ریاحی، این واژه با دو واژه مرتبط است: یکی نام شهر اولخو که در ۲۷۰۰ سال پیش در مکان خوی قرار داشته، و دیگری، نام ساردوی خورد، دژی که ساردوی، یکی از پادشاهان اورارتو، در کنار شهر اولخو ساخته بود.[۱۹] همچنین گفته می‌شود که واژهٔ «خوی» در زبان کردی و ایرانی میانه به‌معنای نمک است، و به‌واسطهٔ وجود معادن نمک در منطقه، به «خوی» معروف شده‌است. این احتمال که نام خوی از ریشهٔ زبان ارمنی به‌معنی «قوچ» گرفته باشد، صحیح نیست، چراکه در منابع ارمنی نام این شهر «هیر» ضبط شده‌است.[۱۹] راجر سیوری، دلیل نام‌گذاری خوی را ریشهٔ کردی آن می‌داند که مرتبط با معادن نمک این شهر است،[۲۰] در حالی ساسان‌پور و مسرور، وجه دیگر این نام را جلگه و زمین پست می‌دانند که از نظر آن‌ها با موقعیت جغرافیایی این شهر سازگارتر است.[۱۹]

پیشینهٔ تاریخی

پیشینه این شهر، به سه‌هزار سال پیش برمی‌گردد. در دوران باستان، خوی همانند سایر شهرهای آتورپاتکان، از دوره مادها تا پایان ساسانیان، تحت حکومت پادشاهان ایرانی بود.[۱۹] پیش از مادها، شهر خوی جزئی از ناحیه باستانی سان‌گی‌بوتو و بخشی از سرزمین اورارتو بوده‌است.[۱۹] در دوران باستان، شهر خوی به واسطه حضورش در مسیر جاده ابریشم، اهمیت بالایی داشت.[۲۰]

خوی در دوران صفوی

در دوران صفویه، شهر خوی به دلیل مجاورت با مرز امپراتوری عثمانی، از نظر استراتژی اهمیت بالایی داشت. در ۹۲۰ ه‍.ق/ ۱۵۱۴ م، شاه اسماعیل صفوی، از سلطان سلیم یکم، در جلگهٔ چالدران در حدود هفتاد مایلی این شهر، شکست سنگینی خورد.[۲۰]

در دوران صفوی، شهر خوی و منطقه آذربایجان بارها مورد حمله سپاه عثمانی قرار گرفت. یکی از این حمله‌ها چلبی زاده مورخ عثمانی جنگ را اینطور توضیح می‌دهد:

روز بیست و یکم محاصره خوی، نیروهای عثمانی با کندن راه‌های زیرزمینی بر قسمتی از شهر استیلا یافته قریب به ۴۰۰۰ نفر از قزلباشان جان باختند، ولی اهالی خوی در مذهب باطل خود ثابت قدم مانده به محاربه و مقاتله کمر بستند. بعد از این ماجرا، سردار محمدپاشا متصرف آماسیه و صنع‌الله پاشا متصرف ایچ ایل را به اتفاق فرمانده پادگان وان و سپاه یمین و یسار و ینی‌چریان آن دیار، با مهمات کامل به امداد محاصره‌کنندگان خوی فرستاد. قوای بیحد و حصر آل عثمان شبانه‌روز با اجرای عملیات نظامی مختلف و متعدد، ضربات کوبنده وارد آورده، سرانجام پس از ۵۷ روز محاصره و محاربه شدید، روز ۱۸ شعبان ۱۱۳۶هـ. آن بلده متین مفتوح شد. شهبازخان و میرزا جلال با ۳۰۰۰ قزلباش قتل‌عام شدند و اموال و اهل و عیالشان اخذ و اسیر گردیدند. روز دیگر در شهر نماز برگزار شد و خطبه بنام سلطان خواندند. بعد از خوی چورس هم به آسانی به تصرف درآمد.[۲۱][۲۲]

خوی در جنگ جهانی اول

در دوران قاجاریه، این شهر به دلیل نزدیکی به مرز روس‌ها، از اهمیت استراتژی بالایی برخوردار بود. هنوز بقایای دیوارهای دفاعی شهر که به درخواست فتحعلی شاه، به دست ژنرال گاردن در قرن سیزدهم هجری قمری/ نوزدهم میلادی در اطراف این شهر ساخته شده، امروزه به چشم می‌خورد. بعدها شهر خوی شاهد درگیری شدید بین ملی‌گرایان و سلطنت‌طلبان پیشین در جریان جنگ جهانی اول بود.[۲۰]

احمد کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان اینچنین روایت می‌کند:

پنج یا شش هزار تن ارمنی از ایروان و وان و نخجوان نیز به سلاحداران مسیحی، پیوستند، این اندازه انبوهی ایشان است و همه با هم یکی شده و برای آرزوهایی می‌کوشیدند، از اینان بیست هزار تن سپاهیان ورزیده بودند و هشتصد تن سرکردگان روسی به روسستان نرفته و با اینان مانده و به همدستی ۷۲ تن سرکردگان فرانسه‌ای آنان راه می‌بردند، افزارهایشان ۲۵ توپ و یکصدشصت تیر بود، نیکتین کنسول روس و شت کنسول آمریکا و گوژل رئیس بیمارستان فرانسه‌ای رشته سیاست و راهنمایی را در دست داشتند، از آسوریان پس از کشته شدن مارشمعون آقا پطروس سر رشته دار کارهای لشکری می‌بود، ملک خوشابه هم از سر رشته داران به‌شمار می‌رفت، در برابر چنین نیروئی با آن کوشش‌ها چه کار توانستی بود[۲۳]

.

در روز اول تیر ۱۲۹۷ شمسی و ۱۳ رمضان ۱۳۳۶ خبر عبور آندرانیک اوزانیان از ارس طی تلگرافی به شهبندری در خوی می‌رسد. یکی نیروی ۵۰۰ نفری مرکب از عسکرهای عثمانی و سواران ایرانی برای دفاع همان شب به ائو اوغلی عزیمت کردند در ظلمت شب عسکرهای عثمانی در به در به دنبال ارمنیها در جستجو بودند آن‌ها را هر جا می‌یافتند از خانه‌ها بیرون می‌کشیدند و می‌بردند و در خارج شهر می‌کشتند.[۲۴] که در گردنه ارسی به نیروی آندرانیک برخورده و جنگ درگرفت که نتیجه آن پیروزی آندرانیک بود.[۲۴]

سپیده دم روز دوشنبه سوم تیرماه ۱۲۹۷ صف‌های مهاجمان در کنار شهر پدیدار شد[۲۵] و با استتار در مزارع کنار شهر نیمی از شهر را محاصره کردند.[۲۶]

محاصره خوی هم‌زمان با لشکرکشی عثمانی به سمت ارومیه بود که با اطلاع از محاصره مسیر خود را به سمت خوی عوض کردند.[۲۷] در این بین مردم شهر با کمک معدود سلاح داران، تا رسیدن عثمانی‌ها مقاومت کردند. در این زمینه کسروی در تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان می‌نویسد: خوئیان با همه بدی افزار و نداشتن مترالیوز می‌جنگیدند. آن چند تن زخمیان عثمانی نیز به یاری پرداخته و هریکی به سنگ دیگری درآمده و می‌کوشیدند. زنان هم به مردان آمیخته و یاری دریغ نمی‌کردند و برای جنگیان آب و شربت و خوردنی می‌آوردند و این به دلیری آنان می‌افزود، نیز چند تن سواره آواچیق به یاری آمدند و این نیز مایه پشتگرمی گردید.[۲۸]

لشکر عثمانی بعد از تغییر مسیر به سمت خوی محتملاً در بعد از ظهر یکی از روزهای پنجم یا ششم تیر به خوی می‌رسد. بنا به نوشته امین ریاحی توپخانه عثمانی نیروی ارمنی را زیر آتش گرفت و به اندک مدتی همه را در هم شکست و آن‌ها را وادار به فرار کرد. کوه غضنفر به دست عثمانی‌ها افتاد و در پشت شهر نبرد ادامه یافت تا اینکه نزدیک غروب سپاه عثمانی به تازه کند رسیده و شلیک توپ‌ها را به سمت سعید آباد ادامه دادند و تا جلفا به تعقیب ارامنه پرداختند و در نهایت با گذر ارامنه از ارس و آتش زدن دهانه پل جلفا تعقیب و گریز فروکش کرد.[۲۹] به نوشته مهدی آقاسی، علی احسان پاشا بعد از شکست آندرانیک عمده قوای خود را به سمت ارومی سوق داد و باعث پیروزی مسلمانان علیه مسیحیانی که توسط نیروهای انگلیسی و فرانسوی حمایت می‌شدند، شد.[۳۰]

آداب و رسوم

در شهر خوی هم شبیه به سایر شهرهای ایران برخی آداب و رسوم با مناسک خاصی برگزار می‌شود. یکی از این روزهای خاص در خوی، شب چله است. شب یلدا یا شب چیلله گئجه‌سی به‌عنوان طولانی‌ترین شب سال، آخرین شب پاییز و نخستین شب زمستان در شهر خوی گرامی داشته می‌شود.[۳۱]

در این شب مردم خوی دورهم جمع می‌شوند و این شب را تا صبح بیدار می‌ماند. رسم بر این است که در این شب به بازدید از بزرگان فامیل می‌روند و اگر نوعروسی به‌تازگی ازدواج کرده باشد، به دیدن او می‌روند. در این شب داماد هدایای خود را در سینی مسی می‌گذارد که به این سینی «خونچا» می‌گویند و روی آن دستمالی گلدوزی شده قرار می‌دهند و به نوعروس هدیه می‌دهند.

در این شب افراد دور کرسی جمع می‌شوند و شهریارخوانی و کوراغلوخوانی می‌کنند. یکی از شعرهای مهمی شهریار که در این شب خوانده می‌شود، به شرح زیر است:

چیله چیخار بایراما بیر آی قالار

پینتی آرواد قوورمانی قورتارار

گئدر باخار گودول ده یارماسینا

باخ فلکین گردش و غوغاسینا

آثار تاریخی و مذهبی

شیخ نوائی خوی
قسمتی از نقشه ایران در دوره افشاریه.
نام خوی در شمال دریاچه ارومیه (در نقشه: دریاچه شاهی)، به انگلیسی: koy نوشته شده‌است.

آثار تاریخی زیادی در منطقه خوی قرار دارد از جمله: مزار شمس تبریزی و برج شمس تبریز، دروازه سنگی، بقعه شیخ نوایی، مسجد مطلب خان، پل خاتون، بازار خوی، کارونسراهای خوی اطراف آن، پل قطور، ساختمان شهرداری پیشین، کلیسای سورپ سرکیس، مسجد شاه «سید الشهداء» خوی، مسجد ملاحسن و آرامگاه پوریای ولیعلمدار خوی، امام زاده سید بهلول، زیارتگاه میر فتاح و آبشار بدلان ،غار علی شیخ، تکیه گاه حضرت ابوالفضل، انصار الحسین خوی (بالا امام زاده) را نام برد.

طبیعت خوی
طبیعت بهاری خوی (روستای نوایی)
ورودی کلیسای سورپ سرکیس

کنگره بین‌المللی شمس در خوی

یکی از نمادهای خوی آرمگاه شمس تبریزی است – خوی شهر عشق مرید مولانا شمس تبریزی است. اولین کنگره بین‌المللی شمس تبریزی در خوی در سال ۱۳۸۹ با حضور بیش از ۴۰ بازیگر معروف از خانه سینمای ایران چون (علی نصیریان پرویز پرستویی ،هانیه توسلی، حمید جبلی و غیره) و آواز خانی‌های شوالیه ایران همچون: شهرام ناظری، مختاباد، سراج سالار عقیلی و چهره بین‌المللی با نام عالیم قاسیم اوف کلید خورد، که هرساله و در سال ۱۳۹۴ کنگره شمس برای چندمین بار به صورت بین‌المللی به روی صحنه می‌رود؛ که مصادف است با ۷ مهر ماه که هرساله مهمانان و گردشگرانی از کشورهای: آلمان بلغارستان – ترکیه – آذربایجان – پاکستان و… به‌مدت یک هفته برگزار می‌شود که از جمله برنامه‌های فرهنگی شاد و نمایشگاه و کنسرت‌ها از جمله برنامه‌های یاد شده در بزرگداشت روز شمس تبریزی مابین شهرهای خوی – تبریز – شیراز – نیشابور می‌باشد.

شکارگاه‌های تاریخی

خوی به خاطر دارا بودن شکارگاه‌های زیاد مورد توجه شاه اسماعیل صفوی بود. شاه اسماعیل به خاطر آب و هوای خوش خوی زیاد به این شهر سفر می‌کرد و نقل است که شاخ قوچ‌هایی که در عمارت برج شمس تبریزی مشاهده می‌شود توسط شاه اسماعیل شکار شده‌اند. شاه اسماعیل با الهام از طبیعت زیبای خوی شعر می‌سرود[نیازمند منبع].

طبیعت

خوی در میان کوه‌های بلند واقع شده‌است به همین دلیل آب و هوای آن در تابستان گرم و در زمستان بسیار سرد است. آب و هوای این شهرستان در فصل بهار بسیار دلچسب است. کوه چله‌خانه در مجاورت این شهرستان قرار دارد و نیز کوه اورین که برای مردم این شهر کوهی با ارزش و تاریخی است. منطقه بکر جهنم دره خوی یا به قولی دره قیریس که یک دره کاملاً بکر با کوه‌ها و صخره‌هایی است که از وسط شان راه عبوری دارند و ارتفاع آن‌ها گاهی به ارتفاع یک برج ده طبقه می‌رسد که در بالا به همدیگر چسبیده‌اند. در این دره سرسبز جانورانی مانند خرس قهوه‌ای، آهو، و گوزن وجود دارند. شهر سرسبز و توریستی فیرورق – روستای علی شیخ – روستای وار و پسک – و منطقه قطور با آبگرم و درمانی آن یکی از مراکز گردشگری این شهرستان بحساب می‌آید.

جشنواره‌های تابستانی در خوی

جشنواره‌های تابستانی در خوی هم‌زمان با مسافرت‌های تابستانی گردشگران به شهرستان خوی و برداشت محصولاتی همچون آفتابگردان، گل محمدی، آلبالو و فرش انجام می‌شود که گردشگران ضمن بازدید از اماکن تاریخی و اقامت در خوی و دیدن زیبایی‌های طبیعی و طبیعت بکر می‌توانند در جشنواره‌های تابستانی خوی هم شرکت کنند که مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جشنواره آفتابگردان که نماد خوی هست اشاره کرد که به‌مدت یک هفته در پارک بزرگ ملت خوی با کنسرت‌هایی مانند گروه رستاک و… رقص‌های محلی هر شب برگزار می‌شود اشاره کرد.

محصولات

طبیعت اطراف خوی

سال‌ها پیش به دلیل نوع خاک مزارع خوی پنبه در آن کاشته و بهره‌برداری می‌شد؛ و این مزارع سبب به وجود آمدن نساجی در خوی شد؛ ولی کم‌کم مزارع پنبه جای خود را به آفتابگردان (گونه باخان) داد.

تخمه آفتابگردان از محصولات اصلی این شهرستان است که در کشور معروف است. همچنین عسل مرغوب این شهرستان از دیگر محصولات غذایی می‌باشد. فرش‌های نفیس دستباف از دیگر تولیدات این شهر می‌باشد. یکی از نقش‌های ماندگار فرش ایرانی «نقش ماهی» است که در این باره براساس معاهده لیسبون و طی فرایند کارشناسی و مطابق با قوانین بین‌المللی، فرش ماهی خوی در سازمان جهانی مالکیت فکری وایپو مستقر در ژنو، ثبت جهانی شد.

صنایع دستی منطقه فرش بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، جل بافی، مفرش بافی، زیلوبافی، حصیربافی، سبدبافی، ریسندگی الیاف، سفالگری و دست بافته‌های پشمی است.

معادن

معادن خوی عبارتند از: نمک، زغال‌سنگ، مس و طلا که فقط از معدن نمک آن فعلاً استفاده می‌شود و به صورت تجارتی به عنوان نمک خوی در تمام شهرستان‌های مجاور به فروش می‌رسد.[۳۲][۳۳]

پایانه مرز رازی خوی

شهرستان خوی با وجود داشتن گذرگاه مرزی رازی و قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم تنها راه مرزی نزدیک به کشور ترکیه است. خوی تنها شهریست که مسافت آن با شهر وان در کشور ترکیه از طریق بازارچه رازی ۱۲۰ کیلومتراست.

در سال ۲۰۰۶ هیتی از طرف کشور ترکیه برای بررسی وضعیت بین راهی دو کشور جلسه‌ای با حضور معاون وزیر و سایر افراد متولی صادرات و واردات استان آذربایجان غربی و افراد منتخب از این شهرستان برگزار نمودند.

در تاریخ ۲۶/۰۱/۱۳۹۰ مرز رازی با حضور وزرای خارجی ایران و ترکیه و مقامات محلی به‌طور رسمی گشایش یافت

حمل و نقل شهرستان خوی

پایانه مسافربری خوی

پایانه مسافربری سردار شهید حاج محمد حنیفه درستی در دو طبقه به عنوان بزرگ‌ترین پایانه مسافربری شمال غرب و غرب کشور ۱۳۸۷ به بهره‌برداری رسید.

ظرفیت روزانه این ترمینال مسافربری را برای جابجایی مسافر را ۴هزار و۵۰۰ نفراست.

فرودگاه خوی (یاتاKHY، ایکائوOITK) به عنوان دومین فرودگاه استان آذربایجان غربی در مهر سال۱۳۸۳ به بهره‌برداری رسیده، هم‌اکنون فرودگاه خوی با توجه به هم‌مرز بودن با کشور ترکیه شهر وان و داشتن گذرگاه مرزی رازی به عنوان مهم‌ترین دروازه توسعه شمال استان در جابجایی هوایی مسافر، توریست، بازرگانان، استادان دانشگاهی و دانشجویان، مهندسان و صنعتگران و… به عنوان یکی از زیباترین فرودگاه‌های کشور ایفای نقش می‌نماید. برنامه‌های هوایی فرودگاه خوی روزهای شنبه و یکشنبه از تهران به خوی ساعت ۰۶:۱۰ و از خوی به تهران ۰۸:۱۰ صبح و چهارشنبه‌ها عصر ساعت ۱۶:۱۰ از تهران به خوی و ۱۸:۱۰ از خوی به تهران می‌باشد. برنامه‌های آینده خوی شامل راه‌اندازی پرواز خوی مشهد – خوی نجف و کربلا و برعکس و همچنین پروازهای تور گردشگری می‌شود.

فرودگاه خوی

ایستگاه راه‌آهن رازی خوی

از نواحی چهارده‌گانهٔ راه‌آهن ایران است. در مسیر تهران ایستگاه رازی خوی پل قطور که بزرگ‌ترین پل راه‌آهن خاورمیانه است در مسیر راه‌آهن ایران و ترکیه در نزدیکی خوی ساخته شده‌است. شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران در راستای توسعه حمل و نقل ریلی، قطار تهران-آنکارا را با همکاری راه‌آهن ترکیه در سال ۱۳۸۰ راه‌اندازی کرد. این قطار دوشنبه شب از تبریز عازم و صبح روز سه شنبه وارد شهر وان در ترکیه می‌شود. این قطار روز ۴ شنبه ساعت ۲۲:۱۵ تهران را به مقصد آنکارا ترک کرده و پس از عبور از ایستگاه زنجان، تبریز، سلماس وارد ایستگاه مرزی رازی خوی ساعت ۱۴:۴۵ می‌شود در ایستگاه رازی تشریفات گمرکی و کنترل گذرنامه‌ها انجام می‌شود سپس قطار در ادامه مسیر پس از طی ۳ کیلومتر در ساعت ۱۷:۴۰، در ایستگاه مرزی کاپیکوی در ترکیه برای بررسی گذرنامه‌ها و گمرک توسط مأموران این کشور متوقف می‌شود. قطار پس از طی ۱۰۷ کیلومتر وارد ایستگاه وان می‌شود و در اسکله وان مسافران سوار کشتی دو طبقه (فری بوت) شده و پس از ۵ ساعت مسافرت با کشتی بر روی دریاچه وان به ایستگاه تات وان رسیده و پس از طی ۱۳۳۰ کیلومتر سفر خود را با قطار ترکیه تا آنکارا ادامه می‌دهند و در ساعت ۱۰ شنبه به آنکارا می‌رسند.

شهرداری خوی

ارگ قدیم حکومتی وشهرداری خوی

ساختمان شهرداری خوی یا بلدیه سابق مربوط به دوره پهلوی اول است و در خوی، مرکز شهر واقع شده بنای شهرداری خوی در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی به دست استاد علی اکبر توانا (معمار مشهور خویی) در محل ساختمان قدیم شهرداری واقع در خیابان شهید صمدزاده (فعلی) ساخته شد. درفضای شهرداری قدیم صدها درخت اصله تبریزی تنومند وجود داشت. در گذشته به شهردار قدیم رئیس بلدیه شهر می‌گفتند و در زمان تأسیس۵ الی ۶ نفر کارگر روز مزد داشت. کوچه‌های شهر اکثراً خاکی بودند. در سال ۱۳۱۲ خیابان‌های اصلی شهر احداث شد (خیابان طالقانی و خیابان شریعتی) و در سال ۱۳۱۶تنها در چند محل از شهر آسفالت وجود داشت از ۱۳۳۰ سر آغاز آسفالت خیابان‌های شهر بوده‌است. وظایف شهرداری در بدو تشکیل بیشتر نظافت و رفت روب شهر بوده‌است و در سال ۱۳۳۰، ۳۵ نفر کارمند و ۲۰ نفر کارگر داشته‌است.

شهرداری خوی در گذشته زیر نظر انجمن شهر فعالیت می‌کرد و بیشترین منابع تأمین درآمدی شهرداری، از محل دریافت عوارض بوده و به مسایل و امور آب، برق، نان، گوشت، بهداشت شهر با نظافت، رفت و روب (خدمات شهری) نیز نظارت داشته‌است. در سال ۱۳۰۷ شهر خوی دارای پنج دروازه ورودی بوده و در هر کدام از این دروازه‌ها عوارض ورود و خروج به شهر و کالاهای وارداتی، اجناس فروشی در میدان‌ها گندم، نمک، دواب عوارض دریافت می‌گردید. بعدها وظایف شهرداری توسعه‌یافته و اخذ عوارض از پروانه‌های ساختمانی و مغازه‌ها و سایر مجوزها از مردم نیز به منابع درآمدی شهرداری اضافه شد.

کاشتن درختان چنار از سال ۱۳۳۸ در شهر خوی آغاز شد و بیشتر آرامستان‌ها مسیر گشایی شده و ورود حیوانات به شهر ممنوع شد. هم‌اکنون شهرداری خوی با داشتن درجه ۱۰ به عنوان یکی از شهرداری‌های فعال شمال غرب کشور به‌شمار رفته و دارای ۴ ناحیه و ۵ سازمان آتش‌نشانی، اتوبوسرانی، تاکسیرانی، سازمان پایانه‌ها و سازمان آرامستان‌ها می‌باشد.

حمل‌ونقل شهری خوی

سازمان اتوبوس و مینی‌بوس رانی خوی

در سال ۱۳۷۰ به منظور جابجائی شهروندان خوی با تعداد ۹ دستگاه اتوبوس و ۱۱ دستگاه مینی‌بوس با اساسنامه مستقل طی مجوز صادره از سوی وزارت محترم کشور تأسیس و شروع بکار نموده و اکنون سازمان اتوبوسرانی خوی و حومه با ۸۸ دستگاه اتوبوس و ۱۱۷ دستگاه مینی‌بوس در ۳۵ خطوط در سطح شهر و حومه به شهروندان محترم خدمات دهی می‌نماید.

اتوبوس شهری خوی

سازمان تاکسیرانی خوی

اتحادیه تاکسی و تاکسی بار در شهر خوی از سال ۱۳۵۱ فعالیت خود را آغاز کرد که در سال در سال ۱۳۷۷ با تشکیل امور تاکسیرانی در شهرداری خوی به مجموعه‌های تحت نظر شهرداری خوی پیوست. امور تاکسیرانی شهرداری خوی تا سال ۸۲توسط شهرداری اداره می‌شد که با تأسیس سازمان به عنوان یکی از سازمان‌های شهرداری کار خود را از لحاظ اداری و مالی به صورت مستقل آغاز نمود. سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی خوی در سال ۸۲ در اجرای قانون الحاق یک تبصره به ماده واحده قانون راجع به تمرکز امور تاکسیرانی به عنوان یکی از سازمان‌های زیر مجموعه شهرداری خوی تأسیس گردید. این سازمان بر اساس ماده ۸۴ قانون شهرداری‌ها وبند ۱۵ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوبه ۰۱/۳/۷۵ تأسیس گردیده‌است و دارای موضوع و اهداف و وظایف تصدی و مدیریت بر کلیه امور مربوط به تاکسیرانی و حمل و نقل عمومی مسافر درون‌شهری شهر خوی می‌باشد.

گردشگری

جاهای دیدنی

هتل‌های خوی

خوی با داشتن ۳ هتل شامل: هتل ۳ ستاره ثمین، هتل ۲ ستاره زمرد، و هتل ۱ ستاره جهانگردی، و مسافرخانه‌های درجه یک آماده پذیرایی از مهمانان گرامی است.

کباب خوی

اصلی‌ترین غذای شهر خوی از دیرباز کباب خوی است که برای چشیدن طعم اصل کباب خوی باید خود را به بازار قدیمی خوی رسانده و در چلوکبابی حاج حسین و حاج علی خود را مهمان کرد تا طعم واقعی کباب اصل خوی را تجربه کرد.

کباب خوی
معروف‌ترین خیابان خوی خیابان امام (محله خیاوانی)

بازار قدیمی خوی

پارک‌های خوی
پارک مریم خوی

بازار قدیمی خوی بازار خوی در ضلع شرقی شهر خوی قرار دارد و بازمانده بازار گسترده‌است. تاریخ احداث بازار فعلی دوره صفویه به بعد است دارای ۴ کاروانسرای بزرگ میرزا هاشم، کاروانسرای خان و غیره می‌باشد. بیشتر قسمت‌های آن به دستور عباس میرزای قاجار و توسط امیر احمدخان دنبلی، در اوایل دوره قاجاریه ساخته شده‌است.

بازار خوی مانند بازارهای اصفهان، کرمان و… تزئینات گچبری و کاشیکاری آجری، کتیبه و… ندارد اما در بعضی از قسمت‌ها، مخصوصاً در چهارسوهای آن تزئینات کَشه چینی آجر وجود دارد.

بلوار ۲۲ بهمن

مراکز آموزشی شهرستان خوی

خوییان از پیشگامان نهضت مشروطیت در آذربایجان و ایران بوده‌اند و این نیز برخاسته از پیشینه و ساختار فرهنگی شهر بوده‌است. تاریخ ایجاد اولین مدرسه به شکل امروزین در خوی به سال ۱۸۸۰ میلادی و به‌وسیله مسیونرهای آمریکایی می‌رسد؛ که مدرسه خسروی یکی از آثار تاریخی خوی که بازمانده از دوران قدیم است که می‌توان به آن اشاره کرد.

از مراکز آموزشی خوی می‌توان به: دانشگاه آزاد اسلامی با حدود ۵۴۰۰ دانشجو، دانشگاه پیام نور با حدود ۴۵۰۰ دانشجو، دانشکده علوم پزشکی خوی با حدود ۷۰۰ دانشجو، دانشکده فنی و مهندسی، دانشکده علوم قرآنی، حوزه علمیه نمازی، مرکز تربیت معلم و دانشگاه‌های غیردولتی علامه خویی، زرینه و شمس از مراکز علمی – آموزشی شهر به‌شمار می‌آیند و دانشگاه دولتی خوی نیز در دست ساخت می‌باشد که امید می‌رود با ساخت و تکمیل آن تحولی شگرف در سطح منطقه به وجود آید. همچنین دبیرستان علامه حلی خوی از ممتازترین مدارس در استان می‌باشد و همه ساله بسیاری از دانش آموزان این مرکز در المپیادهای علمی و کنکور سراسری می‌درخشند که در سطح استان مشهود است.

بلوار

صنعت در شهرستان خوی

از عمده کارخانه‌های معروف در شهرستان خوی می‌توان به کارخانه‌های: نیروگاه سیکل ترکیبی خوی – سیمان آذرآبادگان خوی – کارخانه در حال احداث ذوب آهن خوی – کارخانجات بزرگ نساجی خوی – آبمیوه و کنسانتره‌سازی گلشن خوی – کارخانه تصفیه نمک آذر سپید خوی – کارخانه‌های مبلمان (بارش- ایپک یولی – هدف -ترک – استانبول و…) اشاره کرد. همچنین شهرک صنعتی خوی در سال ۱۳۷۹ به تصویب رسیده و با مساحت بالغ بر ۲۲۲ هکتار در جنوب شهرستان خوی در جاده خوی سلماس واقع شده‌است. اضافه می‌کنم شهرک‌های صنعتی کانی فلزی و غیر فلزی شهرک مبل در خوی کلنگ زنی و در حال احداث می‌باشد.

منطقه ویژه اقتصادی خوی

منطقه ویژه اقتصادی شهرستان خوی در جنوب شهرستان خوی در جاده خوی به سلماس و ارومیه به مساحت یکهزار و چهل هکتار در زمین‌های روبروی شهرک صنعتی جاده فرودگاه این شهر تعیین شده با امکانات :فرودگاه خوی – نیروگاه سیکل ترکیبی خوی – شهرک صنعتی خوی و…، هم‌اکنون در حال انجام کارهای مقدماتی خود در هیئت دولت می‌باشد.

منطقه آزاد شهرستان خوی

دشت شقایق
طبیعت بهاری

پیشنهاد ایجاد منطقه آزاد خوی اساساً توسط شخص استاندار آذربایجان غربی مطرح شده‌است. گفته می‌شود در این طرح پیشنهادی قرار است خوی به منطقه آزاد ارس متصل شود و شهرستان خوی نیز با فاصله‌ای در حدود ۲۵ الی ۳۰ کیلومتری از این منطقه آزاد بهره‌مند گردد و این موضوع بسیار جدی است و هم‌اکنون مراحل اصلی و پایانی خود را طی می‌کند.

نگارخانه خوی

شهرهای خواهرخوانده و هم پیوند

منابع

  1.  «جمعیت شهرستانهای استان بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ مارس ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۶ مارس ۲۰۱۹.
  2.  «پیش‌شمارهٔ تلفنی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۵ نوامبر ۲۰۰۸.
  3.  شورای اسلامی و شهرداری شهر خوی https://khoy.ir/. دریافت‌شده در ۱۱ فوریه ۲۰۲۲. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  4. ↑ پرش به بالا به:۴٫۰ ۴٫۱ “شهرستان خوی”. UMSU. Archived from the original on 5 July 2017. Retrieved 27 August 2020.
  5.  تبیان (۱۵ اسفند ۱۳۹۵). «خوی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجانی ایران، به دلیل واقع شدن در مسیر جادهٔ ابریشم مورد توجه بسیاری از جهانگردان قرار گرفته‌است»سایت تبیان.
  6.  پایگاه خبری نگاه (۱۵ آذر ۱۳۹۵). «امروزه خوی مهم‌ترین شهر استان آذربایجان غربی پس از اورمیه می‌باشد از اهمیت نظامی و بازرگانی ویژه‌ای برخوردار بوده و دارای آثار تاریخی پرشماری است»پایگاه خبری نگاه. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹.
  7.  [۱]
  8. ↑ پرش به بالا به:۸٫۰ ۸٫۱ «نتایج سرشماری جمعیت به تفکیک تقسیمات کشوری سال 1395»درگاه ملی آمار.
  9.  «فرمانداری ویژه خوی»khoy-ag.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ آوریل ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۴-۱۰.
  10.  YJC، خبرگزاری باشگاه خبرنگاران | آخرین اخبار ایران و جهان |. «خوی به لحاظ تمدن و جایگاه مذهبی یکی از شهرهای شاخص کشور است»خبرگزاری باشگاه خبرنگاران | آخرین اخبار ایران و جهان | YJC. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۶-۰۸.
  11.  تاریخ خوی- محمدامین ریاحی چاپ اول ۱۳۷۱، چاپ دوم ۱۳۷۶.
  12.  سایت هنر آنلاین (۳ اسفند ۱۳۹۲). «خوی؛ عروس شهرهای ایران: شهرستان خوی یکی از قدیمی‌ترین مراکز تمدن در شمال غرب ایران و کانون بسیاری از رویدادهای تاریخی بوده‌است»هنر آنلاین. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 24 (کمک)
  13.  «40 قلم از اشیاء تاریخی موزه خوی مرمت شد»ایسنا | آذربایجان غربی. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۶-۰۸.
  14.  ریاحی، محمد امین. تاریخ خوی. توس. صص. ۲۴.
  15.  لسترینج، گای (۱۳۹۳). جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. تهران: علمی و فرهنگی. صص. ۱۷۸ و ۱۷۹شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۵-۱۰۵-۸.
  16.  “Country Study Giude-Azerbaijanis”. STRATEGIC INFORMATION AND DEVELOPMENTS-USA. Archived from the original on 25 December 2018. Retrieved 13 August 2013.
  17.  “Iran-Azerbaijanis”Library of Congress Country Studies. December 1987. Retrieved 13 August 2013.
  18. ↑ پرش به بالا به:۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ریاحی، محمدامین (۱۳۷۲). تاریخ خوی. توس. صص. ۲۱.
  19. ↑ پرش به بالا به:۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ ۱۹٫۴ فرزانه ساسان‌پور و مسعود طاوسی مسرور (۱۳۹۲). «خوی»دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱۶. تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی.
  20. ↑ پرش به بالا به:۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳ Savory, R.M (1986). “Khoi”Encyclopaedia of Islam (به انگلیسی). Vol. 5 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. p. 29. Retrieved 14 February 2014.
  21.  چلبی‌زاده، اسماعیل عاصم افندی. تاریخ چلبی‌زاده. مطبعه عامره، استانبول، 1282هـ. صص 123-130.
  22.  فیروز منصوری. «زوال دولت صفویه و حمله عثمانیان به آذربایجان». موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
  23.  کسروی، سید احمد (۱۳۷۱) تاریخ هیجده ساله آذربایجان، انتشارات امیر کبیر، تهران ص 84
  24. ↑ پرش به بالا به:۲۴٫۰ ۲۴٫۱ تاریخ خوی، ریاحی، ص 508
  25.  دهقان، علی (1348). سرزمین زردشت، اوضاع طبیعی سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی تاریخی رضائیه، تهران: ابن سینا. ص 530
  26.  تاریخ هیجده ساله آذربایجان، کسروی، ص 84
  27.  سرزمین زردشت، دهقان، ص 530
  28.  تاریخ هیجده ساله آذربایجان، کسروی، ص 753
  29.  تاریخ خوی، ریاحی، ص511
  30.  تاریخ خوی، مهدی آقاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز 1350، ص 432
  31.  نگاهی بر آداب و رسوم شب چله در خوی، خبرگزاری ایرنا
  32.  (فرهنگ جغرافیایی ایران ج. ۴، حسنعلی رزم‌آرا، تهران، دایره جغرافیایی ستاد ارتش، ۱۳۱ -.۱۳۲)
  33.  (لغت‌نامه دهخدا)
  34.  http://www.isna.ir/news/94012710602/شاهرود-و-نیشابور-خواهرخوانده-شدند
  35.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ اکتبر ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹.
  36.  http://www.khoy-ag.ir/tabid/1396/articleType/ArticleView/articleId/50034/—-.aspx[پیوند مرده]

پیوند به بیرون

 

ایران

ایران

سرزمین تمدن‌های باستانی و طبیعتی بکر

ایران، کشوری با تاریخ کهن و جاذبه‌های گردشگری متنوع، در جنوب غربی آسیا قرار دارد. این کشور، که در طول سال‌ها جایگاه ویژه‌ای در تمدن بشری داشته، از شمال با دریای کاسپین و از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان هم‌مرز است. این کشور با داشتن آب‌وهوای متنوع در هر منطقه، امکان تجربه همزمان چهار فصل را فراهم می‌کند.

جاذبه‌های گردشگری ایران

ایران مملو از شهرهای تاریخی، آثار باستانی و طبیعت بی‌نظیر است. برخی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری این کشور شامل موارد زیر می‌شوند:

  • تخت جمشید: پایتخت باشکوه امپراتوری هخامنشی که در استان فارس واقع شده است و یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی جهان محسوب می‌شود.
  • ارگ بم: بزرگ‌ترین سازه خشتی جهان که در استان کرمان واقع شده و به دوران ساسانی بازمی‌گردد.
  • مسجد امام اصفهان: شاهکار معماری اسلامی که به عنوان یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های فرهنگی و مذهبیشناخته می‌شود.

ایران دارای شهرهایی با پیشینه تاریخی غنی است که هر کدام به نوبه خود دارای زیبایی‌های خاصی هستند. شهر تهران، پایتخت ایران، با موزه‌ها و کاخ‌های سلطنتی همچون کاخ گلستان، نمایانگر دوران قاجاریه است. شهرهای اصفهان و شیراز نیز با داشتن آثار تاریخی متعدد و معماری بی‌نظیر، همواره گردشگران زیادی را جذب می‌کنند. تبریز، مشهد، و همدان از دیگر شهرهای تاریخی مهم  به شمار می‌روند.

جاذبه های-گردشگری-در-ایران
جاذبه های-گردشگری-در-ایران

فرهنگ و مردم ایران

فرهنگ ایرانی، آمیخته‌ای از هنر، ادبیات، موسیقی و زبان‌های متنوع است. مردم ایران به مهمان‌نوازی معروف هستند و اغلب با استقبال گرمی از گردشگران خارجی پذیرایی می‌کنند. جشن‌های سنتی مانند عید نوروز و شب یلدا، بخش مهمی از فرهنگ است که ریشه‌های عمیقی در تاریخ ایران دارند. زبان فارسی زبان رسمی کشور است، اما در مناطق مختلف زبان‌ها و گویش‌های متنوعی مانند ترکی آذربایجانی، کردی، و عربی نیز رایج هستند.

تنوع غذایی

غذاهای ایرانی، با ترکیبی از ادویه‌ها و مواد تازه، بسیار متنوع و لذیذ هستند. غذاهایی مانند چلوکباب، قرمه‌سبزی، کباب بختیاری و آبگوشت از معروف‌ترین غذاها هستند که در سراسر کشور تهیه و سرو می‌شوند. دوغ، نوشیدنی محلی ، همراه با غذاهای اصلی سرو می‌شود و طرفداران زیادی دارد. علاوه بر این، دسرهایی مانند باقلوا و فالوده از خوراکی‌های محبوب برای گردشگران است.

اقلیم و طبیعت ایران 

 دارای جغرافیای متنوعی است؛ کوه‌های بلند، بیابان‌های وسیع و جنگل‌های انبوه در بخش‌های مختلف این کشور قرار دارند. رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس از مهم‌ترین رشته‌کوه‌های ایران هستند. کوه دماوند، به عنوان بلندترین قله ایران و آسیا، در شمال این کشور قرار دارد. مناطق کویری مانند دشت لوت و دشت کویر نیز از جاذبه‌های طبیعی دیگرمحسوب می‌شوند.

دریای کاسپین در شمال و خلیج فارس در جنوب، از سواحل دیدنی به شمار می‌آیند. جزایر کیش و قشم در خلیج فارس، به دلیل سواحل زیبا و امکانات تفریحی، از مقاصد محبوب گردشگران داخلی و خارجی هستند.

نکات مهم برای گردشگران

مسافران باید به موارد زیر توجه کنند:

  1. قوانین محلی: رعایت حجاب و پوشش مناسب برای زنان الزامی است. گردشگران باید به قوانین فرهنگی و مذهبی کشور احترام بگذارند.
  2. واحد پول: واحد پول ایران ریال است، اما در معاملات روزمره بیشتر از واحد تومان استفاده می‌شود.
  3. حمل و نقل: شبکه متروی تهران و شهرهای بزرگ به گردشگران کمک می‌کند تا به راحتی در سطح شهرها تردد کنند. تاکسی‌های رسمی و اپلیکیشن‌های تاکسی آنلاین مانند اسنپ نیز در دسترس هستند.

تفریحات و فعالیت‌ها 

 گردشگران فرصت‌های بی‌نظیری برای تفریحات و ماجراجویی دارند اسکی در پیست‌های معروفی مانند دیزین و شمشک، کوهنوردی در کوه‌های البرز و زاگرس، بیابان‌گردی در کویر لوت و شمال‌گردی در جنگل‌های انبوه شمال ایران از جمله فعالیت‌های محبوب گردشگران است. همچنین، غواصی در جزایر جنوبی ایران مانند کیش و قشم، تجربه‌ای متفاوت از جهان زیر آب را فراهم می‌کند.

نتیجه‌گیری

ایران با تاریخ باستانی، فرهنگ غنی، و طبیعت بکر خود، مقصدی منحصر به فرد برای گردشگران از سراسر جهان است. این کشور، با جاذبه‌های تاریخی همچون تخت جمشید و ارگ بم، شهرهای تاریخی مانند اصفهان و شیراز، و طبیعتی بکر و متنوع، تجربه‌ای متفاوت از سفر را به بازدیدکنندگان ارائه می‌دهد. رعایت قوانین محلی، آشنایی با فرهنگ غنی و لذت بردن از غذاهای محلی می‌تواند سفر شما را به این سرزمین کهن به‌یادماندنی کند.

راهنمای مسافرت به خوی

راهنمای جامع سفر به خوی

سفر به خوی، شهری تاریخی در استان آذربایجان غربی، تجربه‌ای بی‌نظیر از فرهنگ، تاریخ و طبیعت است. شهر خوی، در شمال غربی ایران و استان آذربایجان غربی قرار دارد و از لحاظ جغرافیایی به دلیل نزدیکی به مرز ترکیه و مسیر جاده ابریشم، اهمیت بالایی دارد. خوی با تاریخ کهن و طبیعتی بکر، مقصدی مناسب برای علاقه‌مندان به گردشگری تاریخی و طبیعی است. در این مقاله با جاذبه‌های گردشگری، هتل‌ها، غذاهای محلی و راه‌های دسترسی به این شهر آشنا می‌شوید.

برج شمس تبریزی

جاذبه‌های گردشگری خوی

خوی با داشتن آثار تاریخی و طبیعی، مقصدی ایده‌آل برای گردشگران است. برخی از مهم‌ترین جاذبه‌های آن عبارتند از:

  1. برج شمس تبریزی: آرامگاه شمس تبریزی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، که به دلیل نقش فرهنگی و تاریخی‌اش، یکی از مقاصد پر بازدید در این شهر است.
  2. دروازه سنگی خوی: یکی از قدیمی‌ترین سازه‌های تدافعی شهر که در گذشته برای حفاظت از خوی در برابر حملات دشمنان ساخته شده بود.
  3. بازار قدیمی خوی: بازاری تاریخی که به دوران صفویه برمی‌گردد و همچنان بخشی از تجارت و خرید محلی شهر را شکل می‌دهد.
  4. آبشار بدلان: این آبشار زیبا در نزدیکی خوی قرار دارد و با مناظر دیدنی و طبیعت بکر، گزینه‌ای عالی برای تفریح و آرامش در طبیعت است.
  5. قلعه بسطام: این قلعه تاریخی در روستای چورس قرار دارد و به عنوان یکی از مهم‌ترین شهرهای اورارتویی در زمان باستان شناخته می‌شود.

غذاهای محلی خوی

یکی از لذت‌های سفر به خوی، چشیدن طعم اصیل کباب خوی است. این کباب از دیرباز معروف بوده و گردشگران می‌توانند آن را در رستوران‌های محلی شهر، به ویژه در بازار خوی، امتحان کنند. علاوه بر کباب، خوی دارای غذاهای محلی دیگری نیز هست که طعم آن‌ها را نمی‌توانید از دست بدهید.

هتل‌ها و اقامت در خوی

برای اقامت در خوی، گزینه‌های متعددی از جمله هتل‌های سه ستاره، دو ستاره و تک ستاره وجود دارد:

  1. هتل ثمین: هتلی سه ستاره که امکانات مناسب و دسترسی خوبی به مراکز شهر دارد.
  2. هتل زمرد: یکی از هتل‌های دو ستاره شهر که به دلیل قیمت مناسب و خدمات با کیفیت، مورد استقبال گردشگران قرار می‌گیرد.
  3. هتل جهانگردی: هتلی تک ستاره برای مسافرانی که به دنبال اقامت ارزان و ساده هستند.

حمل‌ونقل و دسترسی

خوی از راه‌های مختلف به دیگر نقاط ایران و حتی ترکیه متصل است. شما می‌توانید از طریق مرز رازی که به ترکیه منتهی می‌شود، با ماشین یا قطار به خوی سفر کنید. این شهر همچنین دارای فرودگاه است که پروازهای منظم به تهران و سایر شهرها دارد.

  1. مرز رازی: این مرز مهم‌ترین دروازه ورودی به ترکیه و اروپا است و به ویژه برای مسافرانی که قصد سفر زمینی به ترکیه را دارند، اهمیت دارد.
  2. فرودگاه خوی: فرودگاه این شهر، به دلیل نزدیکی به مرز ترکیه، یکی از مهم‌ترین فرودگاه‌های شمال غرب ایران به شمار می‌آید.
  3. پایانه مسافربری خوی: پایانه مسافربری شهر خوی به عنوان یکی از بزرگترین پایانه‌های شمال غرب ایران شناخته می‌شود و خدمات اتوبوسی منظمی به شهرهای مختلف ایران ارائه می‌دهد.

پارک‌ها و مناطق طبیعی

خوی علاوه بر جاذبه‌های تاریخی، دارای پارک‌ها و مناطق طبیعی زیبایی است. پارک ملت و تفرجگاه داغلار باغی از جمله مکان‌های مناسبی برای استراحت و گردش در این شهر هستند. منطقه فیرورق و الند نیز به عنوان مناطق سرسبز و دیدنی شناخته می‌شوند که گردشگران می‌توانند از طبیعت بکر آن‌ها لذت ببرند.

نکات پایانی

سفر به خوی تجربه‌ای منحصربه‌فرد از تاریخ، فرهنگ و طبیعت ایران را به شما ارائه می‌دهد. این شهر، با جاذبه‌های تاریخی، غذاهای لذیذ و مردم مهمان‌نواز، می‌تواند مقصدی عالی برای گردشگران داخلی و خارجی باشد.

چالوس

چالوس

کشور

ایران

استان

استان مازندران

جمعیت

47,881

مساحت

2,800

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

29

چالوس

21
Few Clouds

چالوس در غرب استان مازندران و در جلگه ميانی سواحل دريای خزر واقع شده است. اين شهرستان از شمال به دريای خزر، از جنوب به رشته كوه البرز، از شرق به نوشهر و از غرب به تنكابن محدود می‌شود. آب و هوای چالوس مانند دیگر نقاط مازندران و گیلان در محدوده معتدل و مرطوب جلگه‌ای قرار دارد.
شهرستان چالوس دارای سه بخش«کلاردشت»، «مرزن آباد» و «مرکزی»، چهار شهر و شش دهستان است.
چالوس يكی از زيبا ترين، معروف ‌ترين و مهم‌ ترين مناطق شمالی ایران است كه با طبيعت زيبا، جاده مشهور و جاذبه‌های متعدد تاريخی و طبيعی به عقیق همیشه سبز شهرت داشته و امروزه به شهری زیبا با امکانات فراوان گردشگری تبدیل شده‌ است. برنج و مركبات از محصولات مهم صادراتی‌ این منطقه‌ی توريستی- كشاورزی هستند. هنرهای سنتی مثل قالی بافی، تجارت و فعالیت‌های خدماتی نقش عمده‌ای در اقتصاد چالوس ایفا می‌کنند.
چالوس دارای تنوع قومی، زبانی، فرهنگی و اقلیمی است که گویش اصلی و غالب ساکنان آن فارسی است. مردم این شهر مسلمان و شیعه مذهب هستند.

جاذبه گردشگری

  • دوهزار و سه هزار
    دوهزار و سه هزارجنگل سه هزار از مناطق طبیعی بسیار زیبا و چشم نواز شمال ایران است. دره سه هزار در…

  • باداب سورت
    باداب سورتباداب سورت چشمه ­های پلکانی کم‌نظیری در ایران و جهان است که شامل چندین چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت…

  • جاده چالوس
    جاده چالوسجاده ی چالوس- کرج، چهارمین جاده ی زیبای جهان، با نام رسمی جاده ی ۵۹، یکی از پرطرفدارترین…

  • کوه دماوند
    کوه دماوندکوه دماوند بلند ترین کوه ایران و خاورمیانه و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیا در رده ی دوازدهم…

  • کاخ مرمر رامسر
    کاخ مرمر رامسرتابستان که از راه برسد، مسافران زیادی برای تفریح در میان جنگل‌های انبوه، ییلاق‌های تماشایی و ساحل ماسه‌ای…

  • شهرک توریستی نمک آبرود
    شهرک توریستی نمک آبرودنمک آبرود از زیباترین شهرک های توریستی- تفریحی در شمال ایران است. در قسمت شمالی شهرک اقامتگاهی- تفرجگاهی…

  • گورستان سفید چاه
    گورستان سفید چاهدر بهشهر مازندران گورستانی به نام «سفیدچاه» قرار گرفته که مردم محلی اعتقاد دارند به خاطر خاک سفیدش،…

  • تالاب بین المللی فریدونکنار
    تالاب بین المللی فریدونکنارمجموعه تالاب بین المللی فریدون‌کنار در جنوب شرقی فریدون‌کنار، با ارتفاع متوسط 23 متر زیر سطح دریا، یکی…

  • جنگل رودبارک
    جنگل رودبارک«جنگل رودبارک» در فاصله 70 کیلومتری شمال‎شرقی «شهمیرزاد» واقع شده و به واسطه پوشش گیاهی پهن‎برگ و آب…


منبع: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی 

چالوس

چالوس
جهت عقربه‌های ساعت از بالا:
شهر چالوس – جنگل‌های چالوس – جاده چالوس – کمربندی چالوس – پل رود چالوس
چالوس
Map

کشور  ایران
استان مازندران
شهرستان چالوس
بخش مرکزی
نام(های) دیگر چالِس (طبری شرقی)
نام(های) پیشین شالوس، سالوس (معرب)
سال شهرشدن ۱۳۲۵
مردم
جمعیت ۰۹۲`۱۰۵ نفر (۱۴۰۲)
رشد جمعیت ۱.۶+(نسبت به سال ۱۳۹۵)
تراکم جمعیت ۹۵ نفر بر کیلومتر مربع
جغرافیای طبیعی
مساحت ۱۵۹۷ کیلومتر مربع
ارتفاع ۲۹
میانگین دمای سالانه ۳(کاهش)
میانگین بارش سالانه ۷۲۲(کاهش)
روزهای یخبندان سالانه ۲۱۱(افزایش)
اطلاعات شهری
تأسیس شهرداری ۱۳۲۵
ره‌آورد برنج، کلوچه، مرکبات، سازه‌های دستی، ماهیگیری، کیوی
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۱۱–۵۲
شناسهٔ ملی خودرو  ایران۷۲ ن، ۸۲ و
کد آماری ۱۱۹۰

چالوس از شهرهای استان مازندران است که در جلگه میانی کرانه دریای مازندران جای گرفته است. شهر چالوس در غرب مازندران قرار دارد.

وجه تسمیه

  1. واژه چالوس از دو لفط چا (čâ) و لوس (lus) تشکیل شده است. چا و چال در زبان طبری به معنی گودال می‌باشد. لس و لوس (کلارستاقی: لش و لوش) در زبان طبری به معنی لجن می‌باشد. لفظ چالوس در زبان طبری می‌تواند به معنی ‘گودال لجنی’ یا ‘گودال باتلاقی’ باشد.[۱]
  2. پسوند اوس (us) یکی از جاینام‌های غرب مازندران می‌باشد.[۲] این جاینام در واژگانی در معنای محافظ و نگهبان استفاده می‌شده است. از این رو، چال + اوس به معنی ‘محافظ گودال’ می‌باشد. منظور از چال یا گودال، دهی است که در گذشته دور در پایین کوهپایه تشکیل می‌شد.
  3. چال‌اوس معادل نام دیگر یونان (هِلِس hellas)، به معنی ‘زیرین‌ترین’ می‌باشد. همچنین، پسوند اوس در عناوین یونانی بکار می‌رفته است.

یک شهر با نام چالوس در کشور فرانسه وجود دارد.

پیشینه

دوران باستان

[ویرایش]

موقعیت تپورها در قرن دوم قبل از میلاد، از شرق سپیدرود تا اسرم هیرکانیا

استان مازندران (به پهلوی)، پس از اسلام طبرستان و پیش از اسلام تپیرستان[۳] نامیده می‌شد. این نام برگرفته از نام قوم تپوری (به یونانی: Τάπυροι) می‌باشد که پس از اسلام قوم طبری نام گرفتند.[۴][۵][۶] به اعتقاد مورخان آماردها نخستین سکنه باستانی مازندران بودند و آماردها از آمل تا تنکابن و تپورها از آمل تا گرگان سکونت داشتند.[۷] در عصر هخامنشی در کرانه جنوبی دریای مازندران اقوام، تپوری، آمارد، آناریاکه و کادوسی سکونت داشتند.[۸] مورخان آماردها را به مردمان داهه و سکایی و پارسی پیوند داده‌اند. هرودوت از قبیله مارد (mardes) در کنار دائی‌ها (daens)، دروپیک‌ها (dropiques)، و ساگارتی‌ها (sagarties) به عنوان پارس‌های کوچنشین و صحراگرد یاد کرده است.[۹] پلینیوس مورخ یونانی محل آماردها را قسمت شرقی مارگانیا شناسایی کرده است.[۱۰] استرابون(۶۳ ق. م) قوم آمارد را در کنار اقوام تپوری، کادوسی و کرتی به عنوان اقوام کوهستان نشین شمال کشور یاد می‌کند. استرابو می‌نویسد: تمام مناطق این کشور به استثنای بخشی به سمت شمال که کوهستانی و ناهموار و سرد است و محل زندگی کوهنشینانی به نام کادوسی (Cadusii) و آماردی (Amardi) و تپوری (Tapyri) و کرتی (Cyrtii) و سایر مردمان دیگراست، حاصلخیز است.[۱۱] به گفته واسیلی بارتلد تپوری‌ها در قسمت جنوب شرقی ولایت سکونت داشتند و در قید اطاعت هخامنشیان درآمده بودند و آماردها مغلوب اسکندر مقدونی و بعد مغلوب اشکانیان شدند و اشکانیان در قرن دوم ق.م. آنها را در حوالی ری سکونت دادند و اراضی سابق آماردها به تپوری‌ها اهدا شد و بطلمیوس در شرح دیلم یعنی قسمت شرقی گیلان در ساحل بحر خزر در آن زمان از تپوری‌ها نام می‌برد.[۱۲]به گفتهٔ یحیی ذکا در «کاروند کسروی» آورده است: آماردان یا ماردان، در زمان لشکر کشی اسکندر مقدونی به ایران، این تیره در مازندران نشیمن می‌داشتند و آن هنگام هنوز قبایل تپوران به آنجا نیامده بودند.[۱۳] به گفته مجتبی مینوی قوم آمارد و قوم تپوری در سرزمین مازندران می‌زیستند و تپوری‌ها در ناحیه کوهستانی مازندران و آماردها در ناحیه جلگه‌ای مازندران سکونت داشتند. در سال ۱۷۶ ق. م فرهاد اول اشکانی قوم آمارد را به ناحیه خوار کوچاند و تپوری‌ها تمام ناحیهٔ مازندران را فرو گرفتند و تمام ولایت به اسم ایشان تپورستان نامیده شد.[۱۴] شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین قوم تپوری بودند.[۱۵] رویان به سرزمینی آباد در غرب مازندران گفته می‌شد که شامل کجور (نور و نوشهر)، کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت)، لنگا (عباس‌آباد و نشتارود)، تنکابن، سختسر، هوسم، طالقان، الموت، لورا، ارنگه، رودبار قصران و لارقصران می‌شد.[۱۶] در دوران اشکانی و ساسانی منطقه رویان که چالوس نیز بخشی از آن بود تحت حاکمیت خاندان گشنسپ از پادشاهان تپورستان بوده است.[۱۷]

عصر هخامنشی و اسکندر

فرادات حاکم تپوری‌ها در نبرد داریوش سوم و اسکندر بود. وی همچون آتورپاتکان با اسکندر به مصالحه پرداخت. پس از این مصالحه، مناپیس از سوی اسکندر والی اسرم هیرکانیا گردید و فرادات را به حکومت تپورستان باقی ماند.[۱۸] اسکندر پس از دست‌یابی به سرزمین آمارد ولایت آمارد را به تپورستان که والی آن فرادات بود ضمیمه کرد.[۱۹]

عصر اشکانی و ساسانی

گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی (۳۳۰ق. م-۵۳۰ب. م) سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان[۲۰] بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران[۲۱] شکل گرفت. این سلسله در اوایل عصر ساسانی قلمروی خود را تا گیلان گسترش دادند.[۲۲] در دوران اردشیر ساسانی قلمروی گشنسب شاهان علاوه بر رویان و طبرستان شامل گیلان، دیلمان و دماوند[۲۳] می‌شده است.[۲۴] ریشهٔ خاندان گشنسپداد گرشاهی به مناطق کوهستانی شرق طبرستان منطقه هزارگری و شهر [اسرم]] می‌رسد[۲۵] و واژه گر دربارهٔ مردمان طبری کوهستان شرقی طبرستان به کار می‌رفت. از آنجا که این خاندان ساکن در منطقهٔ کوهستانی مازندران بودند گرشاه لقب گرفتند.[۲۶] لقب پتشخوارگرشاه به پادشاه‌هان کوهستان طبرستان داده می‌شد.[۲۷]

دژ چالوس

به گزارش مسعودی در چالوس دژی استوار بود که پادشاهان ایران بنیان نهاده بودند و پیوسته لشکری در برابر دیلمیان می‌نشاندند تا اهالی دیلمان را از یورش به طبرستان بازدارد.[۲۸] دژ چالوس توسط اسپهبدان طبرستان برای جلوگیری از تعرضات دیلمیان به چالوس در منطقه نمکاب‌رود چالوس بنا شد. دیلمیان بواسطه سبک زندگی به نواحی غربی طبرستان همچون چالوس و کلار و برخی نواحی دیگر همچون طارم و قزوین دستبرد می‌زدند به همین علت اسپهبدان طبرستان برای جلوگیری از تعرضات دیلمیان دژی در چالوس بنا نمودند. این دژ تا عصر علویان پابرجا ماند و پس از تسلط علویان طبرستان بر دیلمان و شرق گیلان در زمان ناصر للحق اطروش علوی دژ چالوس تخریب شد.[۲۹]

احمد سامانی در سال ۲۸۷ قمری وارد طبرستان شد و در آمل سپاه ناصر کبیر حاکم علوی را شکست داد و ناصر کبیر حاکم علوی پس از شکست علویان از سامانیان به مدت چهارده سال به دیلم گریخت و در آنجا به تبلیغ اسلام پرداخت و محمد بن صعلوک از طرف سامانیان به عنوان والی طبرستان انتخاب گردید. ناصر کبیر پس از چهارده سال تبلیغ اسلام به فتح طبرستان ترغیب شد. ناصر کبیر افرادی را به طبرستان فرستاد تا از مردم طبرستان یاری بگیرد بنابراین وی با اسپهبد کلار بیعت نمود و پسر خود ابوالحسین احمد را به رویان فرستاد و پسر عموی خود سید حسن بن قاسم ملقب به داعی صغیر را به چالوس فرستاد. در نهایت در سال ۳۰۱ قمری محمد بن صعولک با سپاه پانزده هزار نفری در منطقه ای که ابن اسفندیار آن را بورآباد و اولیاءالله آملی و ظهیرالدین مرعشی آن را بورود می‌نامند در کنار رود بورود (سرداب‌رود) به مقابله با ناصر کبیر شتافت و ناصر کبیر در این نبرد موفق شد والی سامانی را شکست دهد و سپس دژ چالوس را منهدم ساخت. به اعتقاد علی اصغر یوسفی نیا بورود همان بورسر است که در غرب چالوس در کنار سرداب‌رود واقع شده است.[۳۰] رابینو نیز از مکانی با نام نورودسر یاد می‌کند که بین هچیرود و نمکابرود قرار داشت که امروزه نورسر خوانده می‌شود.[۳۱]

پس از اسلام

نام این شهر به‌صورت سالوش و سالوس یا شالوس هم ضبط گردیده. مقدسی گوید در آنجا قلعه‌ای است که از سنگ ساخته شده و مسجدی در یک سمت آن است. پس از شکست اسپهبد خورشید آخرین اسپهبد طبرستان در سال ۱۴۴ قمری عمر بن علاء عامل خلافت عباسی توانست کلار و چالوس را فتح کند.[۳۲][۳۳] از چهل و پنج موضعی که خلیفه عباسی از تمیشه تا کلار در طبرستان سپاه گذاشته بود ده موضع در رویان قرار داشت که در کجور مرکز رویان شش هزار مرد و در چالوس پانصد مرد و کلار (کلاردشت) پانصد مرد و ناتل پانصد مرد و سعیدآباد (مرزن‌آباد) هزار مرد جنگجو عباسی حضور داشتند که پس از شورش طبرستان در سال ۱۶۹ قمری تمام آنها توسط مردمان طبرستان کشته شدند.[۳۴] اسم شالوس در زمان جنگ‌های امیر تیمور به نام چالوس آمده است. ظاهراً امیر تیمور در ضمن لشکرکشی‌هایی که در این بلاد کرد تمام آن بلاد و همچنین بلاد کوهستانی جنوب آن یعنی رویان و رستمدار را به‌کلی خراب کرد.[۳۵]

نام این شهر در متون اسلامی بصورت سالوس و شالوس ذکر شده است که در پیرامون آن دو شهر کوچک دیگر به نام کبیره و کچه نیز وجود داشته است. علمای جغرافیا نویس، از چالوس به عنوان یکی از آبادی‌های طبرستان و ناحیهٔ رویان نام برده‌اند. بلاذری مورخ قرن دوم از رویان که چالوس نیز بخشی از آن است به عنوان یکی از هشت ناحیه طبرستان نام می‌برد همچنین ابن رسته مورخ قرن دوم از چالوس و کلار به عنوان یکی از چهارده بخش طبرستان نام می‌برد.[۳۶] قیام علویان در طبرستان از یک شورش محلی که در آن ولایت ضد بی‌رسمی‌های عمال و حکام طاهریان درگرفت در نواحی کلار و شالوس (چالوس) روی داد و آرام آرام از دیلمان تا جرجان تقریباً همه جا را فراگرفت. در ورود شورشیان علوی به طبرستان، شورشیان دیلم با وجوه مردم رویان (کلار و چالوس) نسبت به امام علوی اظهار وفاداری کردند.[۳۷] محمدبن اویس از امرای دوره تسلط خلفای عرب به دستور خلیفه معتصم به حکمرانی چالوس منصوب شد. محمد بن اویس خود در رویان (قسمت غربی طبرستان) استقرار یافت و پسرش احمد را به حکومت چالوس گمارد.

یاقوت رویان را گاهی «مدینه» و گاهی «کوره واسعه» می‌خواند و شهر «کجه» (کجور) را حاکم نشین رویان می‌داند. «شهر» یا «مدینه» خواندن رویان به اعتبار معنی قدیمی این کلمه در فارسی است، زیرا «شهر» به معنی ناحیه و مملکت هم به کار می‌رفته است. ناحیه رویان را بعدها، از قرن هفتم تا زمان صفویه، رستمدار هم گفته‌اند. احتمال می‌رود که رستمدار صورت دیگری از استندار باشد، زیرا این ناحیه از قرن چهارم به بعد به وسیله فرمانروایانی اداره می‌شد که استندار خوانده می‌شدند. این کلمه در زبانِ عامّه به «رستمدار»، که معروفتر و آشناتر بود، بدل گردید و بعدها این اسم نیز فراموش شد. اولیاءالله آملی در کتاب تاریخ رویان تألیف قرن هشتم دربارهٔ واژه استندار قید کرده است: و به زبان طبری استان کوه را گویند. پس معنی استندار، ملک الجبال باشد، یعنی حاکم و پادشاه کوه، همچنانکه ملوک باوند را در آن عهد ملک الجبال خوانندی، پس معنی استندار نیز همان باشد[۳۸] ملا شیخ علی گیلانی در کتاب تاریخ مازندران که در سال ۱۰۴۴ هجری قمری تألیف شده استندار را ناحیتی بالتمام در طبرستان قید کرده است[۳۹] بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار نویسنده کتاب تاریخ اسفندیار که در قرن ششم و هفتم می‌زیست در این زمان حدود مازندران و رویان را از دینار جاری در شرق ملاط که در نزدیکی هوسم (رودسر) قرار دارد می‌داند.[۴۰]ملا شیخ علی گیلانی مؤلف کتاب تاریخ مازندران که در تاریخ ۱۰۴۴ قمری و در دوران صفویه کتاب را نگاشته است، در ذکر حدود مازندران آورده است: «حد غربی طبرستان قریه ملاط گیلان است ورای هوسم که اکنون به رودسر اشتهار یافته و سامان شرقی دینار چار که اهالی آن دیار دوناچال می‌خوانند، قریب به شهر سارویه واقع است. استندار بالتمام داخل طبرستان است»[۴۱] ناتل، چالوس، رودان، کلار، شهرک‌هایی اند اندر کوه‌ها و شکستگی‌ها و این ناحیتی است هم از طبرستان و لکن پادشاهی دیگر است و پادشاه او را استندار خوانند و این چالوس بر کران دریاست و کلار اندر کوهست.[۴۲] گیلان ناحیتیست جدا میان دیلمان و جبال و آذربایگان و دریاء خزران و این ناحیتیست بر صحرا نهاده میان با آبهاء روان بسیار، یکی رودیست عظیم سپید رود خوانند، میان گیلان ببرد و به دریاء خزران افتد، و این گیلان دو گروه اند، یک گروه میان دریا و این رودند و ایشان را «از این سوی رودی» خوانند و گروهی دیگر میان رود و کوهند ایشان را «از آن سوی رودی» خوانند، اما «ازین سوی رودیان» را هفت ناحیتست بزرگ چون: لافجان، میالفجان، کشکجان، برفجان، داخل، تجن، جمه؛ و اما آنک «از آن سوی رودیان» اند ایشان را یازده ناحیتست بزرگ چون حانکجان، نَنَک، کوتم، سراوان، پیلمان شهر، رشت، تولیم، دولاب، کهن روذ، استراب، خوان بلی[۴۳]

تاریخ چالوس در عصر استنداران

استنداران طایفه ای کجوری حاکم بر منطقه رویان (استندار) می‌باشد که از قرن ششم تا قرن دهم بر منطقه رویان (نور، کجور، چالوس و کلار) و بعضاً دیلمان حکومت راندند.[۴۴] به گفته اولیالله آملی منظور از استندار منطقه کجور می‌باشد وی در کتاب خود می‌نویسد که در گذشته به کجور استانرستاق می‌گفتند و استان در زبان طبری به معنای کوه است و استاندار به معنای ملک الجبال یا حاکم کوه (کوه دار) است.[۴۵] نخستین بار نام استندار در کتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آمده است که در آن شخصی به نام استندار به عنوان حاکم رویان در پی جنگ‌های حسن فیروزان با وشمگیر به شخص حسن فیروزان پناه داده است.[۴۶] استندار رویان شخصی به نام ابوالفضل ثائر علوی را که لشکر آل بویه را شکست داده بود به چالوس برده و در آنجا نشانده است همچنین سکه‌هایی در آمل با نام استنداران در سال ۳۳۷ و ۳۴۷ ضرب شده است.[۴۷]

استندار شهریوش بن هزارسب (هزاراسپ)

استندار شهریوش بن هزارسب نخستین استنداری است که اولیاالله در کتاب تاریخ رویان از او به عنوان حاکم رویان نام می‌برد.[۴۸] استندار شهر یوش بن هزارسب پس از اینکه شاه غازی رستم باوندی پادشاه طبرستان گردید مملکت او از دهستان (گرگان) تا سیاه رود گیلان (شرق گیلان) وسعت داشت و در پی اتحادی که بین او و استندار شهریوش بن هزارسب ایجاد شده بود ادارهٔ دشت رستاق (احتمالا نور) تا سیاه رود گیلان (رودی در نزدیکی رشت) را به استندار شهریوش بن هزارسب سپرد.[۴۹]

استندار کیکاووس بن هزارسب

استندار کیکاووس بن هزارسب برادر شهریوش بود که پس از وی به حکومت رویان رسید.[۵۰] او نیز به مانند برادر خویش متحد و ملازم شاه غازی باوندی بود و در این دوره بین شاه غازی باوندی و ملاحده (کافران) دیلمان جنگ درگرفت و در یک روز شاه غازی هجده هزار ملاحده دیلمی را در رودبار گردن زد.[۵۱] سپس شاه غازی چند سری به الموت حمله نمود و تمام ملاحده (کافران) از منطقه الموت فرار نمودن.[۵۲] در این دوره شاه غازی باوندی، کیا بزرگ امید (جانشین حسن صباح) را که پدر زن او بود حاکم دیلمان ساخت و پس از وفات کیا بزرگ امید ملک دیلمان را به استندار کیکاوس بن هزارسب سپرد. کیکاووس پس از فرمان شاه غازی باوندی در دیلمان حاکم شد و همه روز با ملاحده جنگ می‌نمود و دست به کشتار آنها می‌زد. کیکاووس کجوری به مدت سه سال پادشاه دیلمان بود و سپس نائبی از جانب خود به دیلمان فرستاد تا دیلمان را از ملاحده حفظ نماید و خود به کجور بازگشت تا رویان را اداره نماید.[۵۳] کیکاوس دارای پسری به نام جستان بود که قبل از وی در گذشت و نوه ای به نام زرینکمر از جوستان داشت.

استندار هزارسب بن شهر یوش

استندار هزارسب بن شهریوش برادر زادهٔ کیکاوس بود که پس از مرگ وی به حکومت رویان رسید.[۵۴] استندار هزارسب بر خلاف عموی خود سنت جنگ با ملاحده دیلم را کنار گذاشت. او فرستاده‌ای نزد ملاحده دیلم فرستاد و با آنها صلح نمود و قلعه‌هایی را که قبلاً حاکمان طبرستان در دیلمان تصرف نموده بودند به ملاحده پس داد. مردم پس از موضوع از استندار هزارسب گریزان شدند و بین استندار و ملک اردشیر باوندی اختلاف افتاد و ملک اردشیر قلعه قلعهٔ ولیج کجور را فتح نمود. استندار هزارسب پس از عدم همراهی مردم کجور و کلار ناامید گشت و به سوی ری و سپس همدان رفت. ملک اردشیر به سوی ازبلو و تنکا رفت و قلعه‌های آن را فتح نمود و مردم دو ولایت ازبلو و تنکا را مظیع خود ساخت. او حاجی شاه خسرو زا به نیابت از خود حاکم ازبله و تنکا نمود و و در رویان هزبرالدین خورشید را به نیابت از خود حاکم کرد و به ساری بازگشت.[۵۵]

استندار زرینکمر بن جوستان

وی نوهٔ استندار کیکاوس بود پس از هزارسب به حکومت رویان رسید.

استندار بیستون بن زرینکمر

استندار بیستون فرزند زرینکمر پس از پدر بر رویان و دیلمان حکومت راند. در عصر او ملوک گیلان بر آن شدند که دیلمان را از رستمدار جدا نمایند ولیکن استندار بیستون به مقاومت برخاست و در چند نوبت لشکر گیلان را شکست داد و تا سیاه رود گیلان را تصرف نمود. به گفته اولیاالله آملی بخاطر لشکرکشی استندار بیستون هیچ شبی در شهرهای گیلان از ترس استندار ایمن نبود و مردم ترسیدند و فریاد برآوردند اکنون رستمداریان آمده‌اند.[۵۶]

استندار فخر الدوله ناماور بن بیستون

استندار فخرالدوله ناماور فرزند استندار بیستون بود که به مدت بیست سال بر بر رویان و تمام دیلم تا حدود گیلان حکومت نمود. او پسر خود حسام الدوله اردشیر را قائم مقام خود بر دیلمان کرد و پسر دیگر خود اسکندر را قائم مقام خود در ناتل کرد و خود بر رویان (کجور و چالوس و کلار) حکومت راند. وی در سال ۶۴۰ قمری از دنیا رفت.[۵۷]

استندار شهراگیم بن ناماور

استندار شهراگیم پسر استندار فخرالدوله ناماور بود که سی و یک سال به حکومت پرداخت. در عصر او ملوک گیلان در پی آن آمدند تا دیلمان را از رستمدار جدا نمایند. استندار شهراگیم طاقت مقاومت نداشت و از دیلمان عقب نشست و به نمکابرود آمد و لشکر گیلان تا چند روز در نمکابرود به جنگ پرداختند ولی نتوانستند شهراگیم را بیشتر به عقب برانند بنابراین نمکابرود حد بین گیلان و رستمدار شد.[۵۸]

محال ثلاث نور (محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق)

محال ثلاث نور منطقه ای در غرب مازندران متشکل از سه منطقهٔ نور، کجور و کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) بوده که پس از انقراض سلسلهٔ پادوسبان در منطقهٔ رویان و رستمدار شکل گرفت که از آن به عنوان ولایت نور یا محال ثلاث نور یاد می‌شده است. در عصر صفوی منطقه کلارستاق و کجور از توابع نور به حساب می‌آمدند و این مسئله تا اواخر عصر صفوی پایدار ماند. در این دوره حکامی از منطقه یوش نور همچون عباسعلی بیک ویلک یوشی نوری بر محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق حاکم بودند.[۵۹] در دوران سلطان حسین صفوی، کیا نعیم بیک میار از خاندان کلارستاق که از نوادگان ملک کیومرث رستمدار بود حکمران محال کجور، کلارستاق، کلاردشت و مضافات گردید و پس از او برادرش کیا عباس میار کلارستاقی حاکم ولایت نور گشت.[۶۰] در عصر زندیه محمد خان دادوئی از خاندان سوادکوه حاکم مازندران و محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق گشت.[۶۱]

نبرد رویان (کلارستاق، کجور و نور) و گیلان

درسال ۸۳۰ میان ملک کیومرث رستمدار حاکم رویان (کلارستاق، کجور و نور) با حکام کیایی گیلان دشمنی سخت پدید آمد و در نهایت ملک کیومرث رستمدار با حمایت اهالی کجور و کلارستاق در سال ۸۳۱ قمری به سرزمین کیاییان گیلان حمله نموده و منطقهٔ تنکابن را فتح نمود و عمارت خاصه سید داوود کارکیا را آتش زده و برخی از حامیان کیاییان را به قتل رساند کیاییان ناحیه تنکابن را به او واگذار نمودند ملک کیومرث بین سال‌های ۸۰۷ تا ۸۵۷ قمری بر رویان حکومت راند و مرزهای حکومت ملک کیومرث از شرق تا لاریجان آمل و از غرب تا تنکابن و از جنوب تا طالقان امتداد می‌یافت.[۶۲]پس از ملک کیومرث حکومت او بین دو پسرش کاووس و اسکندر تقسیم گشت ملک کاووس و هشت تن از نوادگان اسکندر بر کجور و کلارستاق حاکم گشتند و ملک کاووس و نه تن از نوادگان او بر نور و لاریجان حاکم گشتند و این دو سلسله تا اواسط سلسله صفوی بر منطقهٔ رویان (کلارستاق، کجور و نور) پایدار ماند.

محال ثلاث تنکابن، کلارستاق و کجور

پس از الحاق دوبارهٔ تنکابن به مازندران توسط مهدی خان خلابر در عصر قاجار منطقه کجور و کلارستاق از ولایت نور به تنکابن الحاق گشتند و اینگونه محال ثلاث تنکابن شکل گرفت که مرکزیت آن با شهر خرم‌آباد بود که حاکمیت آن معمولاً با خاندان خلابر تنکابن بود ولی در دورانی نیز نصرالله خان نوری و عباس قلی خان نوری و اقتدار الممالک کجوری هر سه از منطقه کجور و عبدالعلی خان فقیه از منطقهٔ کلارستاق به حاکمیت محال ثلاث تنکابن رسیدند و در اواخر عصر قاجار افرادی چون کلنل بصیر دیوان و سرهنگ فضل‌الله پهلوی هر دو از منطقهٔ سوادکوه به حاکمیت محال ثلاث تنکابن رسیدند. در دوران قاجار و اوایل پهلوی اشخاصی چون محمود میار و آقا خان میار و اسدالله میار (پسر مرتضی قلی بیک میار) و آقا بزرگ میار و علی خان میار (پسر اسدالله خان میار) و عزیزالله خان میار (پسر زمان خان میار) و محمد امین میار (پسر میرزا عبدالله خان میار) و همچنین میرزا محمد خان فقیه و عبدالعلی خان فقیه با عنوان نائب الحکمهٔ کلارستاق به حاکمیت کلارستاق رسیدند. الحاق کلارستاق و کجور به تنکابن جنگ‌های صد ساله بین خاندان‌های کلارستاق و کجور با خاندان خلابر تنکابن را در پی داشت.[۶۳]

نبرد تنکابن و کلارستاق

جعفر قلی خان خلابر تنکابنی با ورود به منطقهٔ کلارستاق بنای ناسازگاری و تکالیف شاق بر آنها داشت. این واقعه موجب اعتراض مردم کلارستاق گردید که در راس آن آقا خان میار کلارستاقی قرار داشت. در این میار آقاخان میار توانست با حمایت اهالی کلارستاق و کجور مقر جعفر قلی خان خلعتبری را مورد حمله قرار داده و موفق شد او را شکست دهد[۶۴] و جعفر قلی خان تنکابنی پس از این شکست به خرم‌آباد مرکز تنکابن فرار نمود و در نهایت فتحعلی شاه قاجار فرمان حکومت کلارستاق به نام آقا بزرگ میار کلارستاقی زد.[۶۵]

فتح تنکابن توسط مجاهدان مازندران (کلارستاق و کجور)

پس از مشروطه ناراضیت مردم منطقه کلارستاق و کجور نسبت به خلابران تنکابن شدت یافت و در سال ۱۳۳۳ قمری عده ای از ناراضیان محلی کجور و کلارستاق که در راس آن علی دیوسالار کجوری (سالار فاتح) قرار داشت برای شکایت از حکومت علی قلی خان امیر اسعد خلعتبری (حاکم تنکابن) به تهران نزد سپهسالار تنکابنی نخست‌وزیر وقت شکایت می‌کنند ولی از آنجا که حاکم تنکابن خود توسط سپهسالار تنکابنی انتخاب شده بود این نارضیان به نتیجه ای نمی‌رسند بنابراین خود به محال ثلاث مراجعت کردند تا امیر اسعد خلعتبری را خود اخراج کنند؛ بنابراین علی دیوسالار کجوری ابتدا قصد تصرف اموال محمد ولی خان تنکابنی (سپهسالار تنکابنی) را در مناطق کجور و کلارستاق را نمود در این هنگام محمد ولی خان تنکابنی نیروهای خواجوند را علیه علی دیوسالار کجوری تحریک نمود اما علی دیوسالار کجوری توانست در منطقه لیتنگان نوشهر نیروهای خواجوند را شکست دهد. در همین راستا علی دیوسالار کجوری (سالار فاتح) در صدد تصرف تنکابن برآمد در این میان نیروهای کجور و کلارستاق به فرماندهی علی دیوسالار کجوری توانست نیروهای تنکابن را که فرماندهی آن‌ها را اکرم الممالک خلعتبری پسر امیر اسعد خلعتبری برعهده داشت را شکست دهند و خرم‌آباد مرکز تنکابن به اشغال نیروهای کجور و کلارستاق درآمد.[۶۶] امیر اسعد خلعتبری حاکم تنکابن پس از اینکه از علی دیوسالار کجوری شکست خورد به سوی رودبار الموت فرار نمود.[۶۷]

حزب جنگل کلارستاق

اتحادیه کشاورزان کجور و کلارستاق توسط جمعی از خان‌های کلارستاق و کلاردشت در غرب مازندران، مانند کاظم خان عسگری، ناصر خان یزدانی، عزیزالله خان میار، کاظم خان زال‌زر، ملک زال نژاد و چند تن دیگر از خوانین غرب کلارستاق به مرکزیت روستای سینوا در چالوس تأسیس شد. حزب جنگل که نام آن بیشتر با نام محمدکاظم زال زر از خوانین محلی پیوند خورده در سال ۱۳۲۴ اعلام موجودیت نمود. اکثریت اعضای حزب جنگل را بومیان و مالکان کلارستاق تشکیل می‌دادند که در جهت حفظ منافع خود به مقابله با حزب توده که عمدتاً از مهاجران گیلانی تشکیل شده بود، پرداختند. اعضای حزب جنگل کلارستاق با جمعیت طبرستان که در کجور (نوشهر) و نور شکل گرفته بود نزدیکی و اتحاد داشتند. حزب کشاورز که بعدها حزب جنگل نام گرفت در اوایل پهلوی دوم برای مبارزه با حزب توده و کمونیست‌ها توسط بومیان کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) در منطقهٔ کلارستاق ایجاد گشت. در دوران پهلوی اول گروهی از مردم شرق گیلان و شرق مازندران به ویژه از شهرهای لنگرود و آمل برای کار زراعت و همچین کار در کارخانه حریربافی به شهر چالوس مهاجرت نمودند به گفتهٔ عزیزالله خان میار (حاکم کلارستاق) پس از اینکه روس‌ها تمام نواحی شمال ایران را تصرف نمود تمام زارعین و کارگران گیلانی و تعداد کمی از طبقات بومی کلارستاق عضو حزب توده شدند و روس‌ها هم به آنها کمک می‌کردند.[۶۸] قبل از تأسیس حزب جنگل مردم بومی منطقه کلارستاق و کجور حزبی به نام (اتحادیه کشاورزان و کارگران کجور و کلارستاق) را ایجاد نمودند در این زمان (اتحادیه محال ثلاث) که جنبهٔ سیاسی نداشت در شهر شهسوار ایجاد گشت و بعدها (حزب دموکرات) توسط ایل کجور ایجاد گشت.[۶۹] عزیزالله خان میار می‌گوید روزی دیدم حزب توده عده ای از مالکین (بومیان کلارستاق) را گرفتند و با گذاشتن پوست هندوانه بر سر آنها بدترین رفتار را با آنها می‌کردند.[۷۰] من همان شب سران کجور و کلارستاق را جمع نمودم و قرار بر این شد علیه حزب توده قیام کنیم و در جنگل سینوا چالوس ستاد خود را تشکیل دادیم و شروع به مبارزه کردیم. در نهایت به دعوت اسدالله رزمجو در منزل شیخ عباس فاخری در روستای علوی‌کلا (الف کلا) شهرستان چالوس حزب به صورت رسمی تشکیل گشت. در مقدمهٔ تأسیس حزب در نامهٔ لطفعلی خان میار به برادری و اتحاد اهالی کلارستاق با برادران کجوری و نوری و کسب حمایت از آنان اشاره شد. از جمله خاندان‌های کلارستاق که عضو حزب جنگل بودند می‌توان به خاندان‌هایی همچون میار (میارکیانی، میارکجوری، میار کلارستاقی، میار سوادکوهی، میار تبرسویی، میار بورسر، میار لاهویی، میار کلاردشتی، میارکلایی، میار ملک مرزبان، میارعباسی)، فقیه، نجار (نجاریان)، عسکرج (عسکری)، حیدریان، یزدانی، سلطانی، درخشان، کیاپاشا، انگورج، انگورج تقوی، تقوی، حاتمی، فشکورج (فشکوری، کوهستان، باباکوهستانی)، براری، بابایی، بابازاده، طاها، زندی، سام (سام دلیری)، دلیرج (دلیر، دلیری)، الیتیج (الیت، الیتی، بالی، بائی)، زال زر، زال، زال نژاد، الکائیج (الکایی، الکایی نژاد، شاه حسینی، بالی لاشک)، بانج، بادرج، گلامرج، ازوج (ازوجی)، امدادی، متکا، متکا ربیعی، مکارج (مکا)، دادوئی، سیار، الاملج (الاملی، ردایی، قطبی)، هرج، بانج، کاویانی، کیانی (کیان)، ثنایی، جمشیدی، شیخ (شیخی)، اسفندیاری، ناترج (ناطری، ناتری، شمس ناتری)، شمس، ناتلی، رویانی، چنس، فشمی، کیا (کیا لاشکی، کیا نوری، کیا کجوری، کیا دلیری، کیا مکارج)، کالج (کالجی)، کیله (کیله رودبارکی)، کلورج، کلورت، کاوه، فرهادی (فرهادیان)، لهراسب (لهراسبی)، خواچکی، درجان، فولادی، نادری، نصیری، نجاتی، سمایی، منوچهری، پوستین دوز، ارسقانی، سلیمانی، ولایی، رئیس، نمدسو، سادات (حسنی، حسینی، موسوی، محمدی، علوی، مرتضی خان علیزاده کجوری، هاشمی، هاشمی نژاد، هاشم‌نژاد، مهدوی)، احمدی، محمدی، محمدنژاد، طبری، طبرسی، طبرسویی (تبرسویی)، سوادکوهی، کلاگر، کاردر، کاردگر، میردار (میردار منصور پناهی)، شرج (شیرج، شیرسوار)، اکج (اکیج)، امرج، ورج (وریج)، مالج (مالمیری)، مجلج (مجلی)، محمدعباسی (مجنون)، توپا (توپا ابراهیمی، توپا اسفندیاری، توبا)، متاج (متاجی)، ردایی، رودگر، رنگرز، روجات، تیرگرج (تیرگر، تیرگری، تیرگرسناری، فاخری، مقیمی)، درزی، نکورایی، یاوری، صدیقی، کریمی، لاریجانی، نوری، رودبارکی، کلاری، کلارستاقی، کندولسی، لاشکی، دیوسالار، قارن، دیکلا، منکلا، گالش، گرجی، کِرد (کُرد)، کراکلایی، کَر (کَر خواچکی)، کرکبودی (نعیم حسنی، نعیم امینی، نعیمایی)، آهنگر (حدادی)، قمی، ناترج، دلفان و غفاری اشاره کرد. اعضای حزب توده در شهر چالوس و بعدها در شهرهای نوشهر و کلاردشت و شهسوار و رامسر به اعمال خشونت باری دست زدند من جمله: حمله به کلانتری و مراکز نظامی برای به دست آوردن اسلحه و کشتار عده ای ژاندارم، جلوگیری از حمل برنج توسط کشاورزان، حمله به ساختمان‌های اداری و تخلیه آنها، آتش زدن مهمانخانه‌ها، کشتار مردم و غارت خانه‌ها و غیره.[۷۱] در میانهٔ درگیری حزب جنگل با حزب توده اعضای دو حزب شکایات خود را علیه یکدیگر به دولت وقت مطرح می‌کردند و در این میان حزب توده نه تنها اعمال خشونت بار خود را به گردن نگرفت بلکه آن را به اعضای حزب جنگل نسبت می‌داد. در این میان به علت گرایش برخی از اعضای دولت به کمونیست و حزب توده باعث گشت شکایات حزب جنگل راه به جایی نبرد و افکار عمومی به شدت علیه حزب جنگل جبهه گرفتند؛ بنابراین عزیزالله خان میار و کاظم خان زال زر به محمدرضا شاه نامه نوشتند و ژاندارمری کل کشور دستور خلع سلاح حزب توده را نمود. اعضای حزب توده نیز با وعده پول و مقام برخی از اعضای حزب جنگل همچون ناصر قلی خان یزدانی را به سمت خود کشیدند و به او ریاست حزب تودهٔ ایل خواجوند را دادند. در جریان مبارزات حزب جنگل با حزب توده در سال ۱۳۲۵ در واقعهٔ کریم آباد عزیزالله خان میار که فرماندهی مبارزات را بر عهده داشت با شلیک گلوله مجروح گشت. پس از مجروحیت عزیزالله خان اعضای حزب جنگل علیه حزب توده به قوام السلطنه نام نوشتند و بعد از بررسی با دستور پیرنیا رئیس کل بازرسی قرار بر این شد که اعضای حزب توده تحت تعقیب قرار گیرند. اعضای حزب جنگل به محمدرضاشاه جریان منازعات را تلگراف نمودند و خواهان کیفر اعضای حزب توده شدند. در تلگراف چنین آمده بود که جان نثاران حزب فداکار جنگل کلارستاق با بودن قشون بیگانه برای استقلال کشور دست از از جان و مال کشیده، با جانبازی مدت یکسال در جنگل و کوه‌ها با مشقت به سر بردند، حزب توده و خائنین چالوس و مازندران و گیلان که بر ضد دولت مرکزی به نام وطن فروشی قیام نموده و خواستند حکومت خودمختاری تشکیل دهند، ما جانثاران با مبارزات اقدام شوم آنان را فلج نمودیم.[۷۲]ژاندارمری مازندران با کمک از ژاندارمری کل کشور نیروهای خود را برای مبارزه با اعضای حزب توده اعزام نمود. طبق گزارش شهربانی شهسوار در نهایت طیبی رهبر حزب توده توسط اعضای حزب جنگل کلارستاق دستگیر گشت. عزیزالله خان میار و دیگر کلارستاقی‌ها و کجوری‌های عضو حزب جنگل به پاس دفاع از استقلال کشور مفتخر به دریاقت تقدیرنامه و کسب مدال افتخار از محمدرضاشاه پهلوی شدند.[۷۳] عزیزالله خان میار رهبر حزب جنگل کلارستاق در سال ۱۳۳۶ در سن ۵۷ سالگی در گذشت و در شهر مرزن آباد شهرستان چالوس به خاک سپرده شد.

دوران پهلوی

شهر چالوس از جمله شهرهای مشهور رویان و طبرستان قدیم بود. این شهر در زمان حمله امیر تیمور تخریب شد و سپس تا قرن‌های متمادی به صورت روستایی کوچک در منطقهٔ رستمدار درآمد. در دوران پهلوی اول با پشتیبانی دولت وقت آرام آرام به صورت شهری سازمان یافته درآمد و امروزه به شهری زیبا با امکانات فراوان جهانگردی تبدیل شده است. دربارهٔ وجه تسمیه این شهر می‌گویند چون بخش جلگه‌ای نسبت به ارتفاعات پست‌تر دیده می‌شود؛ و به همین دلیل آن را «چاله است» یا «چاله‌اس» می‌نامیدند که در گویش طبری کلارستاقی به آن به چالِس می‌گفتند.

لوگوی شهرداری چالوس

تقسیمات جغرافیایی

پتشخوارگر

پتشخوارگر نام ناحیه ای در تبرستان قبل از دوره اسلام بوده است. در کتیبه شاپور ساسانی از پدشخوارگر با عنوان پدیشخوار کوف «Padišxwār kōf» یاد شده است. در دوره اسلامی به حاکمان طبرستان بدشخوارگرشاه می‌گفتند. طبق نظر ابن فقیه همدانی شهرهای رویان: چالوس، لارز، شرز جزیی از پتشخوارگر است.[۷۴]

حدود مازندران

به مازندران موزاندرون می‌گفتند به سبب آنکه موز نام کوهیست از حد گیلان کشیده تا بلار و قصران که موز کوه گویند. همچنین تا به جاجرم یعنی این ولایت درون کوه موز است اما آنچه منسوب به طبرستان منسوب است از دینار جاری شرقی تا به ملاط که دهی است ورای هوسم می‌گویند که در قدیم بیشه بوده است.[۷۵]

حدود طبرستان

از چالوس و کلار به عنوان یکی از شهرهای طبرستان یاد شده است. ابن رسته[۷۶] مورخ قرن سوم، طبرستان از جانب مشرق به گرگان و قومس و از طرف مغرب به دیلم و از طرف شمال به دریا و از طرف جنوب به به بعضی از نواحی قومس و ری محدود می‌شود. به گفته ابن رسته مراکز و بخش‌های طبرستان چهارده تا است و خورهٔ آمل که کرسی و مرکز آن ناحیت است و شهرهایش عبارتند از: ساری اسرم و مامطیر و تُرنجه و روُبست و میله و مرارکدیه (کدح) و مِهروان و طَمیس و تَمار و ناتل و شالوس (چالوس) و رویان و کلار.[۷۷] اصطخری می‌نویسد: آمل، ناتل، سالوس (چالوس)، کلار، رویان، میله، برجی، چشمهٔ‌الهم، ممطیر، ساری، اسرم، لمراسک و تمیشه در شمار طبرستان است.[۷۸] ابن حوقل در وصف طبرستان می‌نویسد: بزرگ‌ترین شهر طبرستان شهر آمل و در زمان ما حاکم نشین آنجاست. از پلور تا آمل یک منزل است و از آمل به شهر میله دو فرسخ و از میله تا تریجی دو فرسخ و از تریجی به ساری اسرم یک منزل و از ساری اسرم تا استرآباد چهار منزل و از استرآباد تا گرگان دو منزل راه است و از آمل تا ناتل یک منزل و از ناتل تا چالوس یک منزل و به سمت دریا تا عین الهم یک منزل است. ابن حوقل می‌نویسد: شهرهای آمل، شالوس (چالوس)، کلار، رویان، میله، تریجی، عین الهم، مامطیر، ساریه و اسرم و طمیسه جز ولایت طبرستان است.[۷۹] مقدسی نیز در احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم «جرجان، طبرستان، دیلمان و جیلان» را در اقلیم پنجم عالم معرفی کرده است.[۸۰] مقدسی همچنین طبرستان را دارای کوه‌های بسیار و باران فراوان، وصف کرده و آمل را مرکز طبرستان و چالوس، مامَطیر، تُرنجَه، ساریه، اسرم، تمیشه و… را از شهرهای طبرستان دانسته است.[۸۱][۸۲] به نقل از حدود العالم تمیشه، لمراسک، ساری، اسرم، مامطیر، تریجی، میله، آمل، الهم، ناتل، رودان، چالوس و کلار در شمار طبرستان هستند. به گزارش مؤلف حدود العالم ناتل، رودان، چالوس و کلار شهرک هایی‌اند اندر کوه و شکستگی‌ها و این ناحیتی است هم از طبرستان و لکن پادشاهی دیگر است و پادشاه آن استندار خوانند.[۸۳][۸۴] ابوالقاسم بن احمد جیهانی در کتاب اشکال‌العالم می‌نویسد: از شهرهای طبرستان: آمل، ناتل، سالوس (چالوس)، کلارودان، عین‌الهم، مامطیر، ساری، اسرم، تمیشه، استرآباد، جرجان، آبسکون و دهستان است. راه آمل به دیلم، آمل تا ناتل از آنجا تا سالوس و از آنجا تا کلار و از آنجا تا دیلم است.[۸۵] رابینو می‌نویسد: وسعت دیلم تا بیش از یک منزلی مغرب ناحیه کلار طبرستان نبوده است.[۸۶] حمزه اصفهانی مورخ قرن سوم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا می‌نویسد: طبرستان دارای کوره‌های بسیار بود که یکی از آنها سرزمین دیلم است و ایرانیان دیلمیان را اکراد طبرستان می‌نامیدند چنان‌که عربان مردم عراق را اکراد سورستان می‌خواندند.[۸۷] ابن اسفندیار طبرستان را از شرق تا غرب، محدود به دینارجاری تا ملاط دانسته، که معادل تقریبی جرجان و رودسر کنونی هستند.[۸۸] ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان از شهرهای طبرستان که دارای جامع و مصلی بودند چنین نام می‌برد: به هامون آمل، ساری، اسرم، مامطیر، رودبست، تریجه، میله، مهروان، اهلم، پای‌دشت، ناتل، کنو، شالوس (چالوس)، بیخوری، لمراسک، طمیش و به کوهستان کلار، رویان، نمار، کجویه، ویمه، شلنبه، وفاد، الجمه، شارمام، لارجان، امیدوارکوه، پریم و هزارگری.[۸۹] ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران می‌نویسد: حد طبرستان از طرف شرقی دیناره‌جاری و از طرف غربی ملاط که آن قریه شهر هوسم که اکنون به فرضه روده‌سر اشتهارد دارد. حد مازندران از طرف شرقی بیشه انجدان می‌باشد و از طرف غربی ملاط می‌باشد. حد گرگان حالیا که به استرآباد مشهور است و اصلاً دهستان می‌گفتند شرقی دیناره جاری است که حد شرقی تمام طبرستان است و غربی انجدان که حد شرقی مازندران است. به گفتهٔ ظهیرالدین مرعشی مازندران بخشی از طبرستان است و سرزمین طبرستان، گرگان و مازندران هر دو را در بر می‌گرفت.[۹۰]

حدود رویان

رویان به سرزمینی آباد در غرب مازندران گفته می‌شد که شامل نور، کجور، کلارستاق، لنگا، تنکابن، سختسر، هوسم، الموت، طالقان، لورا، ارنگه، رودبار قصران و لارقصران می‌شد.[۹۱] به گفته ابن فقیه همدانی، رویان از کوره‌های طبرستان است و از شهرهای رویان: چالوس، لارز، شرز و بذشوارجر است.[۹۲] در حدودالعالم؛ ناتل، چالوس و کلار از کورهٔ رویان و جزئی از خاک طبرستان معرفی شده است.[۹۳]

حدود رستمدار

از قرن هفتم تا دوره صفویه منطقهٔ رویان عمدتاً با نام رویان یا رستمدار شناخته می‌شد و در این دوره مرزها ی ولایت رستمدار شامل مناطق کلارستاق، کجور، نور، طالقان، لاریجان، لواسانات، شمیرانات و مناطق پشت کوه البرز مرکزی می‌شد.[۹۴] سابقاً طبرستان شامل گرگان، استرآباد، مازندران و رستمدار می‌شد یعنی سرتاسر ناحیه‌ای که بین دینار جاری در مشرق و ملاط لنگرود (واقع در گیلان) در مغرب بود را شامل می‌گشت. سرحدات قدیمی رستمدار عبارت بود از: سیسنگان یا رودخانه مانهیر در مشرق و ملاط لنگرود در مغرب. مدتی بعد این سرحدات تغییر شکل یافتند و می‌توان گفت که رستمدار ناحیه‌ای را که از آمل تا گیلان ادامه می‌یافت شامل می‌شد. رویان نام اراضی مسطح بود ولی همچنین به سرتاسر رستمدار نیز گفته می‌شد.[۹۵]

حدود چالوس‌رستاق

چالوس‌رستاق (čālus restāq) نام ناحیتی در طبرستان و رستمدار است که از سردآبرود در غرب تا رود چالوس در شرق امتداد دارد که برگرفته از نام شهر چالوس می‌باشد. نخستین بار ظهرالدین مرعشی چالوس رستاق را به صورت چالوسه‌رستاق به عنوان ناحیتی از طبرستان و رستمدار ذکر نمود. چالوس رستاق شامل هجده ناحیه به نام های؛ دارکلا، چالوس محله، اورنگ (آبرنگ)، لپاوک (فرج‌آباد)، سلیم آباد، گرامجان، آیش بن، بورسر، فخرآباد، علویکلا (الف کلا)، شیخ کلا، درمش کلا (دارمشکلا)، کردخیل، دوستگر، علی‌آباد، عرب خیل، ذوات و سینوا می‌شده است.[۹۶]

بخش‌های چالوس

بخش شرقی شهر چالوس در ناحیه کُجور و بخش غربی چالوس در منطقهٔ کلارستاق قرار دارد.

کلارستاق

نقشه قدیم مازندران ۱۸۱۴ میلادی

کلارستاق (kelārestāq) نام ناحیه دهستانی در طبرستان و رستمدار است که از دو بخش غربی و شرقی تشکیل شده و به مرکزیت رود سرداب‌رود از هم جدا می‌شوند. بخش کلارستاق شرقی تا رود چالوس و کلارستاق غربی تا رود پلنگاب‌رود که به ترتیب کلارستاق را از بخش‌های کجور و لنگا جدا می‌کنند، امتداد دارد. کلارستاق از جنوب توسط ارتفاعات تخت سلیمان و کندوان در کوه‌های البرز مرکزی از طالقان جدا می‌شود که شامل شهرستان‌های چالوس و کلاردشت است. نخستین بار در قرن هشتم اولیاءالله آملی در کتاب تاریخ رویان نام کلارستاق را به عنوان ناحیتی آباد در رستمدار طبرستان ثبت نموده است که تحت حاکمیت نصیرالدوله شهریار حاکم رستمدار بوده است. نصیرالدوله شهریار با لشکرکشی به گیلان، گرجیان، دیلمان و اشکور، موجب آبادانی رستمدار شد و تا تیمجان رودسر در قلمرو او بود.[۹۷] بومیان کلارستاق به زبان مازندرانی و گویش طبری کلارستاقی صحبت می‌کنند. منطقه کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) به همراه کُجور (نور و نوشهر)، لنگا (عباس‌آباد و نشتارود) و تنکابن بخشی از رویان کهن بود که بعدها رستمدار نام گرفت. رویان کهن از نواحی غربی طبرستان محسوب می‌شده است.[۹۸]

کُجور

کجور از شمال به دریای مازندران و از غرب به رود چالوس و از شرق به سولده (نور) و از جنوب به دره نور محدود می‌شود که شامل شهرستان‌های نور و نوشهر و بخش شرقی شهرستان چالوس می‌شود. بومیان کجور به زبان مازندرانی و گویش طبری کجوری صحبت می‌کنند.[۹۹]

مردم‌شناسی

قومیت

اکثریت جمعیت شهر چالوس را بومیان کلارستاق که طبری‌تبار هستند تشکیل می‌دهند، و ریشه در قوم باستانی تپوری (به یونانی: Τάπυροι) دارند.[۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲] شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین قوم تپوری بودند.[۱۰۳]

مردم مهاجر

بخشی از جمعیت چالوس را مهاجران گیلانی و کرد تشکیل می‌دهند.

در دوران قاجار ایل کرد خواجوند به چالوس تبعید شدند.[۱۰۴] گرچه برخی قبایل کرد در دوره قاجار در ییلاق کجور و کلاردشت سکنی گزیدند.[۱۰۵]

در دوران پهلوی گروهی از اهالی شرق گیلان به ویژه رودسر و لنگرود برای کار در کارخانهٔ حریربافی و کار زراعت به چالوس مهاجرت نمودند. در سرتاسر دره چالوس[کجا؟] به گویش شرقی زبان گیلکی تکلم می‌شود.

[نیازمند منبع]

جمعیت

بر اساس آمار سازمان سرشماری ایران در سال ۱۳۹۵ شهر چالوس با جمعیتی بالغ بر ۶۵٬۱۹۶ نفر پرجمعیت‌ترین شهر غرب مازندران بوده است.[۱۰۶]

بر اساس آمار سازمان آمار ایران در سال ۱۴۰۲ شهر چالوس با جمعیتی بالغ بر ۱۰۵،۰۱۵ نفر پنجمین شهر پرجمعیت استان مازندران و پرجمعیت‌ترین شهر غرب مازندران بوده است.[۱۰۷][۱۰۸]

زبان

مردم بومی شهر چالوس به زبان طبری، که به تبری کلارستاقی شهرت دارد، صحبت می‌کنند.[۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴] همچنین در نواحی شرق چالوس که خود بخشی از کجور است،[۱۱۵] کجوری‌ها ساکن هستند که به گویش کجوری از زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۱۶] مردم چالوس به زبان طبری کلارستاقی[۱۱۷] که گویشی از زبان مازندرانی است سخن می‌گویند. زبان طبری کلارستاقی به همراه زبان طبری کجوری زیر مجموعه گویش طبری رویانی می‌باشد که از شهرستان نور تا نشتارود در شرق تنکابن گویش می‌شود. گویش طبری رویانی زبان حکام اسپهبد رویان نیز بوده است. در گذشته سرزمین رویان شهرستان‌های نور، نوشهر، چالوس، کلاردشت (کلار)، عباس‌آباد (لنگا) و تنکابن را شامل می‌شد و گاهی مرز غربی آن تا رودسر ادامه می‌یافت.[۱۱۸] زبان طبری زبانی است که در استان مازندران و قسمت‌هایی از استان‌های گلستان، سمنان، تهران و البرز رایج است. طبری استان مازندران به سه گویش غربی، مرکزی و شرقی تقسیم می‌گردد. گویش طبری چالوس (کلارستاقی) جز گویش غربی طبری محسوب می‌شود. گویش طبری غربی در محدوده میان چالوس و تنکابن گویش می‌شود.[۱۱۹]

  • برخی جملات در گویش کلارستاقی چالوس به شرح زیر می‌باشند. (نمونه زیر براساس گویش چالوس تنظیم شده است)[۱۲۰]
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
اسبی سر پل گیر کرده است asbi pel-e sar gir hākurde
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
دختری آمد kijaei bimā
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
مردانی داشتند می‌آمدند mardakuni dar-e emanne
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
روزی پیش من می‌آیی ye ruz me var eni
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
یک زن دارد می‌آید yattā zanā dar-e ene
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
یک شب باید بروم پیش حسن ya šu veni buāram hasane var
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
یک روز باید پیش تو بیایم ya ruzi veni biyam te var
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
جایی او را دیده‌ام ya jaei vere badiyamme
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
هر دختری دختر من نمی‌شود har kijāei me kijā navune
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
هیچ درختی وجود ندارد hič dāri da-niye

خطر انقراض قوم طبری

به گفته پژوهشگران آمار بالای طلاق، باروری کم، سالمندی و ازدواج پایین از مشکلات حوزه جمعیت در میان قوم طبری به ویژه طبری‌های مازندران محسوب می‌شود. پژوهشگران به روند پیری جمعیت قوم طبری اشاره نموده و بر لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت تأکید دارند. پژوهشگران خطر انقراض قوم طبری (مازندرانی) را در کشور خطر جدی می‌دانند. براساس غربالگری از ۴۳۰ هزار زوج طبری (مازندرانی) در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۰ هزار زوج نابارور در مازندران شناسایی شدند.[۱۲۱]

فرهنگ

فرهنگ طبری و رسم و رسوم مازندرانی با زندگی مردم چالوس عجین شده است. از جمله آداب و رسوم مرسوم در چالوس نوروزخوانی است که بعد از نیمه اول اسفند ماه در شهر و روستای این دیار مرسوم است.

نوروزخوانان متشکل از چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله‌کش می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و به زبان مازندرانی می‌خواند:

باد بهارون بیمو نوروز سلطون بیمو
مژده هادین به دوستون گل به گلستون بیمو

از رسوم سنتی مردم چالوس می‌توان به تیرماه سیزده، نوروزخوانی، چله شو، آفتاب خواهی، باران خواهی، آیین سنتی ۲۶ عید ماه، تیرگان و … اشاره کرد.

همچنین رقص دروم (تکدست) از رقص‌های بومی و پهلوانی این منطقه است که در بین مردم چالوس، نوشهر، نور، عباس‌آباد و آمل رواج دارد.

از بازی‌های سنتی مردم چالوس می‌توان از آغوزکا (گردو بازی)، چلیک مارکا (گلی کاچ)، ریسمان بازی و رزین کا نام برد.

چالوس در اشعار پارسی

ملک الشعرای بهار:[۱۲۲]

بنگر یکی به منظر چالوس کز جمال صد ره به زیب و زینت مازندران فزود
زان جایگه به بابل و شاهی گذاره کن پس با ترن به ساری و گرگان گرای زود

ورزش

ورزش کشتی به ویژه کشتی‌های محلی مازندرانی همچون کشتی میس میسی و کشتی لوچو در این منطقه رایج است.

آیین‌های مردم چالوس

آیین خورمیا

مردم مازندران به ویژه مردم چالوس آیینی نمایشی را تحت عنوان «خورمیا= خورشیدخواهی» در باور دارند که به هنگام تداوم زمان بارندگی آن را به اجرا درمی‌آورند و به موجب آن از خداوندگار خود پایان ریزش باران و شروع تابش خورشید را خواهان می‌شوند.

کسانی که آیین «خورمیا» را بجا می‌آورند «خورمیا توار= از تبار خورمیا» نامیده می‌شوند. خورمیا تباران پس از مراجعهٔ مکرر مردم اقدام به اجرای آن می‌کنند. آنان این نمایش را گروهی اجرا می‌کنند. سردستهٔ «خورمیا گران» جارویی را بر نوک چوبی بلند فروکرده، پوست پر پشم بزی را به عنوان جلیقه بر تن می‌کند، سپس تعدادی چارق کهنه، یک عدد غربال و چند زنگوله به کمر و بازوها می‌آویزد. افراد گروه او نیز در حالیکه دسته‌ای علف نسبتاً بلند یا سرشاخه‌های نرم درختان و بوته‌ها را در دست دارند لباس مشابه با رنگی متفاوت پوشیده و سردستهٔ آنان چماقی در دست دارد که جمجمهٔ اسبی را در آن فروکرده است. گروه اول در حالیکه سرها را به سمت آسمان گرفته‌اند و جارو یا دسته‌های علف را در هوا به نحوی می‌چرخانند که گویی دارند ابرها را از آسمان جارو می‌کنند با حرکاتی که تداعی‌کنندهٔ جارو کردن با حالتی خشمگینانه است اشعاری را به زبان مازندرانی (گویش کلارستاقی) با مضمون زیر می‌خوانند:[۱۲۳]

آی خورمیا آی خورمیا، من در شمه قهر خدا

تیم جار تیم بَپیسه، ورزیگرِ لینگ بَپیسه، گسنِ دِم بَپیسه، کرد کینگِ بِن بَپیسه، وَرزایِ سم بَپیسه، وِ چک تا دم بَپیسه.

اوندَسِ واش بَپیسه، نِسُمِ راش بَپیسه، دارِ تَلی بَپیسه، باغِ هَلی بَپیسه، کَندِلِ بار بَپیسه، خوردیمِ دار بَپیسه…

آی خورمیا، آی خورمیا، من دشِّمه قهر خدا

ای خورشید که نمی‌تابی، ای خورشید که نمی‌تابی، من دارم می‌روم که شکایت به نزد خدا برم

بذر خزانه پوسید، پای برزگر پوسید، دم گوسفند پوسید، نشیمن‌گاه چوپان پوسید، سم گاو شخم‌زنی پوسید، از ساق پا تا دمش پوسید.

ارزاق در سیلو پوسید، درختی که در محل تابش خورشید قرار داشت پوسید، درخت تیغ دار پوسید، باغ آلوچه پوسید، بار گاو ماده پوسید، درخت آفتاب گیر پوسید…

ای خورشید که نمی‌تابی، ای خورشید که نمی‌تابی، من دارم می‌روم که شکایت نزد خدا برم

اقلیم آب و هوایی

چالوس به دلیل مجاورت با دریای مازندران از آب و هوایی معتدل و مرطوب برخوردار است. حداکثر دمای چالوس در فصل تابستان ۲۴ تا ۳۵ درجه و در زمستان ۱۵ تا ۸ درجهٔ سانتی گراد می‌باشد. از لحاظ آب و هوایی منطقه خاورمیانه که ایران در راس آن قرار دارد، با پدیده گرمایش جهانی روبه‌رو شده است. چالوس با وجود اینکه در شمال ایران که منطقه مرطوب و سردسیری هست، در سال های اخیر از جمله شهرستان هایی بوده که با پدیده گرمایش جهانی مواجه شده است. به طوری که طبق آمار آب و هوایی از سرد و مرطوب به معتدل و مرطوب تغییر کرده، میانگین دما چه در تابستان چه دیگر فصول با افزایشی قابل توجه همراه بوده است. میزان بارش نیز از بالای ۱۰۰۰ میلی‌متر به ۷۲۲ میلی متر رسیده است. روزهای یخبندان در سال ۲۹۲ روز بوده که به ۲۱۱ روز رسیده است.

جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و گردشگری

تله کابین منطقه توریستی تفریحی نمکاب‌رود
رود چالوس و سردآب‌رود

کرانه‌های زیبای این دو رود که جای بسیار خوب برای دورهمی و گذراندن با دوستان و خانواده می‌باشد.

دریا

بلوار دریا و جایگاه و جُنگ گردشگری توسکا و جاده کرانه‌ای شهر چالوس که تا کرانه خط‌هشت ادامه دارد.

دریاچه

دریاچه ولشت در جاده چالوس، آبگیر هسل (مشعل) و سد زیبای زوات در دل بیشه‌زار چالوس

جاده‌ها

جاده چالوس، جاده جنگلی عباس‌آباد به کلاردشت، جاده شناخته شده کندوان و جاهای بسیار زیبا و دیدنی در راستا و ادامه آن مانند روستای و سد سیاه بیشه، گردنه هزارچم و هفت برادران و آبشار دیدنی جاده کندوان و دیگر

کاخ چایخوران (شماره ثبت تاریخی ۱۰۴۵)

این کاخ که از بناهای دوره پهلوی اول است در جنوب میدان معلم چالوس و در منطقه‌ای موسوم به محوطه کاخ واقع شده و اکنون به عنوان مکان اداره کافیشاپ/رستوران مورد استفاده قرار دارد. این بنا در محوطه‌ای به مساحت تقریبی ۴۰۰۰ متر مربع در یک طبقه و زیر زمین احداث شده است.

کاخ شمس ملکه مادر (کاخ مادر شاه)

این کاخ که از بناهای دوره پهلوی دوم است که در مجاورت شهر چالوس در روستای مازوپشته، ابتدای جاده زوات و در ابتدای کمربندی نمکاب‌رود در کنار جنگل احداث شده است. این کاخ در دو طبقه ساخته شده است و برای اقامت موقت مادر محمدرضا شاه پهلوی تاج‌الملوک آیرُملو (همسر دوم رضا شاه)در مدتی که محمدرضا پهلوی در رامسر به سر می‌برد به دستور وی و توسط بنیاد پهلوی و تحت نظر اسدالله علم ساخته شد.

هتل بنیاد پهلوی چالوس

هتل بنیاد پهلوی در ضلع شرقی میدان معلم شهر چالوس واقع شده است. این بنا در دوره پهلوی اول به عنوان هتل در دو طبقه و زیرزمین، در امتداد شمالی و جنوبی احداث گردیده و بعد از انقلاب به سپاه پاسداران واگذار شد و هم‌اکنون به عنوان درمانگاه تخصصی امام رضا مورد بهره‌برداری می‌باشد.

ویلاهای جنگلبانی

مجموعه‌ای شامل پنج ویلا در ضلع شمالی میدان معلم شهر چالوس درمحوطه سازمان جنگل‌ها و در فاصله اندکی از جانب شرقی رودخانه چالوس واقع شده است. این ویلاها تماماً دو طبقه و تنها قسمت کرسی آن‌ها از سنگ‌های تراشیده ساخته شده است. علاوه بر سنگ مصالح متداول روز از جمله آجر و چوب و … در ساخت آن‌ها بکار رفته است.

پل فلزی چالوس

این پل که در مرکز شهر و بر فراز رود چالوس قرار دارد بنای آن در سال ۱۳۱۱ خورشیدی شروع و در سال ۱۳۱۲ به بهره‌برداری رسید. طول پل ۲۰۰ متر و عرض گذرگاه باجان پناه ۶٫۵ متر می‌باشد. قسمت فلزی آن دارای یک چشمه به طول ۶۸٫۵ متر است و در سو به دو دهانه طاق منتهی می‌شود. اتصالات فلزی تماماً پرچ کاری و به گونه تزئینی است. دو طرف پل به صورت پایه چراغ‌ها و مجسمه شیرهای سیمانی آراسته شده است.

دبستان پروین اعتصامی

این بنا که در ضلع شمالی خیابان امام واقع شده است. در سال ۱۳۱۲ خورشیدی هم‌زمان با احداث کارخانه حریربافی به عنوان رستوران کارخانه بنا گردید و در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی مرکز فرماندهی نیروهای ارتش شوروی سابق بود. پس از خروج متفقین از سال ۱۳۲۵ تاکنون این بنا با نام دبیرستان شاپور و پس از مدتی تحت نام دبستان پروین اعتصامی مورد بهره‌برداری آموزشی است. ساختمان مدرسه از یک طبقه و زیرزمین تشکیل شده است و ورودی آن در جهت جنوبی و دارای سردر تزئینی است.

کارخانه حریربافی چالوس

عملیات ساختمانی کارخانه از سال ۱۳۱۲ ش آغاز و در سال ۱۳۱۵ به پایان رسید. حریربافی چالوس که در زمان خود در خاورمیانه بی‌نظیر بوده از سال ۱۳۱۵ تا سال ۱۳۳۷ بکار تولید محصولات ابریشمی طبیعی انواع پارچه، جوراب، پرده و کراوات و غیره به منظور صدور به کشورهای دیگر اختصاص داشت. در این سال کارخانه تعطیل و دستگاه‌های آن به رشت انتقال یافت.

پارک جنگلی ورگاویج

پارک جنگلی ورگاویج در منطقه ورگاویج، کیلومتر ۳ جاده چالوس، پشت کمربندی چالوس به نوشهر قرار دارد. جنگل ورگاویج از شمال به دریای خزر، از جنوب به سلسله جبال البرز محدود می‌شود. این پارک علاوه بر جاذبه‌های گردشگری و توریستی، سیاست حفظ و حراست از گونه‌های نادر و حفاظت‌شدهٔ گیاهان جنگل‌های هیرکانی را به‌طور جدی دنبال می‌کند.

پارک جنگلی نمکاب‌رود

این پارک بیش از ۲۰۰ هکتار مساحت دارد و مانند سایر پارک‌های جنگلی، درختان خودرو و انبوهی را درخود جای داده است. گونه‌های مختلف گیاهان شمشاد آن بیش از ۷۰۰ سال برآورد گردیده است. پارک نمکاب‌رود با طبیعت بکر و وحشی، ضمن حفظ سیستم‌های اکولوژیکی به عنوان یکی از پارک‌های جنگلی زیبای جهان محسوب می‌شود.

راه سنگ‌فرش

این راه که از آن به عنوان راه ناصرالدین شاهی یاد می‌کنند. ۳ متر عرض دارد و از سنگ‌های چیده شده در کنار هم شکل گرفته است و اکنون در برخی از نقاط جنوب شهر چالوس نظیر سینوا و مازی پشته می‌توان این راه را مشاهده نمود. گویا این راه چالوس را به منظریه شمیران متصل می‌نموده است.

هتل نیمه تمام

این بنا در مرکز شهر می‌باشد و مربوط به دوره پهلوی اول می‌باشد و عملیات احداث آن در سه طبقه توسط شرکت آلمانی در دست انجام بود. اما گویا از آنجا که سازندگان آن نتوانستند رضاخان را در مورد استحکام آن متقاعد سازند، ادامه ساخت آن متوقف و تا به امروز به صورت نیمه تمام باقی‌مانده است. امروزه بخش‌هایی از آن توسط برخی نهادها مورد استفاده می‌باشد.

ساختمان تخریب‌شده کارخانه حریربافی چالوس

ساختمان اصلی با مساحت ۲۷ هزار متر مربع، عملیات احداث آن از سال ۱۳۱۲ آغاز و در ۱۳۱۵ پایان یافت.

بیمارستان تخریب‌شده قدیمی چالوس

ساختمان این بیمارستان در ۱۳۱۸ بنیاد نهاده شد. با معماری سبک رضاشاهی از باشکوهترین بناهای بیمارستانی به‌شمار می‌رفت که بر روی تپه‌ای مصنوعی ساخته شده بود. ساختمان آن در اوایل دهه نود شمسی تخریب و زمین آن به حیاط بیمارستان جدید تبدیل شد.

بوستان‌ها
بوستان جنگلی فین در جاده چالوس، بوستان معلم، بوستان سنگی در ورودی شهر، بوستان محوطه کاخ و بوستان شهرک نواب که بر فراز شهر چالوس جای دارد به مانند بام چالوس برای دیدن همه جای شهر چالوس کاربرد دارد.
هتل‌ها
هتل کوروش، هتل ملک، هتل پارسیان خزر (هتل‌هایت) و چند مسافر خانه شهری
پاساژها
شهر چالوس در میان شهرهای غرب مازندران بیشترین تعداد پاساژ و مرکز خرید را دارد، نام پاساژهای شاخص در چالوس:

  • ملت
  • ردایی
  • نصیری
  • الماس
  • میلاد نور
  • البرز
  • رضا
  • قائم
بازار روز سنتی

در نزدیکی رودخانه چالوس، بازار روز سنتی چالوس قرار دارد. در این بازار تره بار و ماهی تازه به فروش می‌رسد.

کاخ شاه‌چشمه
بام چالوس
روستاها و دیگر اماکن دیدنی شهرستان

روستاهای بسیار زیبای انگوران و الیت و دلیر از وردی دزبن و روستاهای بسیار زیبای طویر، فشکور، بیجدنو و ناتر از ورودی دوراه‌سر و روستاهای ماسال و باندر مرزن‌آباد و روستاهای گویتر، کلنو، کردیچال، پیشنبور، مجل، رودبارک و شهر دیدنی حسنکیف در کلاردشت و روستای سنار و دریاچه زیبای ولشت در مرزن‌آباد و روستای ممدآباد در راستای جاده کندوان و روستای زیبای مازوپشته و ذوات همراه با چشم‌اندازی زیبا در کنارهای بیشه‌زارهای چالوس و از تِجَک که بر فراز چالوس هست دیدن کنید، روستاهای امامرود و کلاچان و شهر هچیرود و روستای مِسده و سنگ‌وارس و شهر نمک آبرود با بازی و سرگرمی‌ها و رستوران‌ها و تله‌کابین و سورتمه و پرواز با بالن و هواپیمای کوچک و تفرجگاه نمک آبرود که بخش بالن سریال پایتخت در آن انجام شد و خرید از فروشگاه‌های ایران‌کتان و اکسیر و پرشین و سالیان و…[۱۲۴]

فرمانداری و شهرداری

شهر چالوس در سال ۱۳۳۰ تأسیس شد. براساس داده‌های وزارت کشور (۱۳۹۵–۱۴۰۰) چالوس دارای درجه شهرداری ۸ می‌باشد.[۱۲۵] در سال ۱۴۰۲، شهر چالوس به درجه شهرداری ۹ ارتقا یافت.

حمل و نقل

سطع توسعه یافتگی

چالوس به همراه رامسر و ساری جزء شهرستان‌هایی محسوب می‌شوند که بالاترین سطح توسعه‌یافتگی را در بین شهرستان‌های استان مازندران و به خصوص شهرستان‌های نیمه شرقی استان دارند.[۱۲۶]

راه‌آهن و مونوریل

در حال حاضر، این شهر فاقد ریل راه‌آهن می‌باشد ولی طرح راه‌آهنی تحت عنوان راه‌آهن ساری-رشت از این شهر عبور می‌کند. این طرح که در دست مطالعات است، به طول بیش از ۲۰۰ کیلومتر می‌باشد، با اجرایی شدن آن نقش مفیدی در توسعه گردشگری خواهد داشت، نه تنها غرب و مرکز مازندران را به یکدیگر متصل می‌کند، بلکه کریدور ترانزیتی مناسبی برای بندر نوشهر می‌گردد، از طرفی امکان زیارت آسان‌تر مشهد الرضا برای غربی نشینان مازندران فراهم می‌کند.[۱۲۷] براساس این طرح شهرهای بابل، آمل، چمستان، نور، رویان، نوشهر، چالوس، تنکابن و رامسر صاحب خط راه‌آهن می‌شوند. همچنین طرح مونوریل مازندران که در دست مطالعات است، نیز تأثیر بزرگی روی استان و چالوس می‌گذارد. فاز اول این طرح در شهرهای ساری، بابل، قائمشهر و آمل و فاز دوم در شهرهای غربی استان از جمله چالوس اجرایی می‌شود. احداث مونوریل منجر به تسهیل فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری در استان می‌شود و این مهم؛ رونق و توسعه مازندران را به دنبال دارد.

آزادراه

آزادراه تهران-شمال مانند جاده چالوس مردم تهران و کرج را به سوی شمال (هدف:چالوس) روانه می‌کند. با این تفاوت که مبدأ آزادراه تهران-شمال، تهران است که هم‌اکنون قطعات ۱ و ۴ آن، زیر بار ترافیک است، قطعه ۲ در دست ساخت (احتمال افتتاح: آخر سال ۱۴۰۱) و قطعه ۳ در دست مطالعه است. همچنین طرح آزادراه گرگان-ساری-رشت شهر چالوس را به شبکه آزادراهی وصل می‌کند و دو فاز مطرح شده است: آزادراه آمل-نور-چالوس و آزادراه چالوس-تنکابن. فاز آمل-نور-چالوس در انتظار تصویب توسط هیئت دولت است و به تازگی فاز چالوس-تنکابن-رامسر در هیئت دولت به تصویب رسید.

سیستم آب‌رسانی شهری

آب آشامیدنی جمعیت ۱۲۰۰۰۰ هزار نفری چالوس و حدود ۱۶ روستای پیرامون آن از ۱۰ حلقه چاه و چشمه گردوک نوشهر تأمین می‌شود. از ۳۵۰ کیلومتر شبکه آبرسانی شهر چالوس حدود ۷۰ کیلومتر آن مربوط به پیش از انقلاب ۵۷ و فرسوده است. از این‌رو ۲۵ درصد از آب آشامیدنی این شهر تا رسیدن به دست مصرف‌کننده در شبکه آبرسانی هدر می‌رود.[۱۲۸]

نگارخانه

منابع

  1.  یوسفیان، علی‌اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان: واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (تالقان)، تهران (قصران داخل)، …. انتشارات پارپیرار. ص. ۱۶۵.
  2.  حبیب برجیان، جاینام‌شناسی البرز مرکزی، 24.
  3.  Media lies in central Asia, and looked at as a whole, is superior in size and in the height of its mountain-ranges to any other district in Asia. 4 Again it overlooks the country of some of the bravest and largest tribes. For outside its eastern border it has the desert plain that separates Persia from Parthia; 5 it overlooks and commands the so called Caspian Gates, and reaches as far as the mountains of the Tapyri, which are not far distant from the Hyrcanian Sea. Polybius, Histories (5.44.3)
  4.  عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  5.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  6.  BORJIAN, HABIB (2004). “Mazandaran: Language and People (The State of Research)”Yerevan State University (به انگلیسی): 289. doi:10.1163/1573384043076045ISSN 1573-384X.
  7.  عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۳۷.
  8.  کتاب گیلان، جلد اول، انتشارات گروه پژوهشگران ایران، چاپ دوم، زمستان ۱۳۸۰ خورشیدی
  9.  هدایتی، هادی (۱۳۸۴). تاریخ هرودوت جلد اول. انتشارات دانشگاه تهران. ص. ۲۱۱.
  10.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. انتشارات اطلاعات. ص. ۲۵۶.
  11.  All regions of this country are fertile except the part towards the north, which is mountainous and rugged and cold, the abode of the mountaineers called Cadusii, Amardi, Tapyri, Cyrtii and other such peoples, who are migrants and predatory. strabo (11.13.3)
  12.  بارتلد، واسیلی (۱۳۰۸). تذکره جغرافیای تاریخی ایران. اتحادیه تهران. ص. ۲۸۳.
  13.  ایران باستان مادها و آمردها. کاروند کسروی، مجموعه مقاله‌ها و رساله‌های احمد کسروی، به‌کوشش یحیی ذکا
  14.  مینوی، مجتبی (۱۳۴۲). مازیار. مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر. ص. ۹.
  15.  محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  16.  علی اصغر یوسفی نیا، لنگا، ۲۴.
  17.  ابن اسفندیار، کتاب تاریخ طبرستان، ۱۵–۴۱.
  18.  حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ج2، انتشارات نگاه، 1391، ج 2، ص 1345
  19.  حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ج2، انتشارات نگاه، 1391، ج 2، ص 1346
  20.  اعظمی سنگسری، چراغعلی. نگاهی به سوخرائیان. آذر ۱۳۵۴ – شماره ۳۳ (صفحات ۷۲۸ تا ۷۳۳)
  21.  رابینو، ترجمه جعفر خمامی زاده، ولایت دارالمرز ایران گیلان، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1357، ص 453
  22.  رابینو، ترجمه جعفر خمامی زاده، ولایت دارالمرز ایران گیلان، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1357، ص 453
  23.  جلیلیان، شهرام (۱۳۹۶). نامهٔ تَنْسَر به گُشْنَسْپ (پیشگفتار تاریخی، زندگینامهٔ تنسر و تاریخ‌گذاری نامهٔ او، متن، یادداشت‌ها، واژه‌نامه). اهواز: انتشارات دانشگاه شهید چمران اهواز. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۴۱-۲۰۸-۰. ص ۴۸–۵۸.
  24.  ابن اسفندیار، کتاب تاریخ طبرستان، ۱۵–۴۱.
  25.  شهروز ملاح، مهرشاد ملاح، از خندق (جر) تا دیوار، تهران:انتشارات کدیور، 1399، ص 26
  26.  برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان (جلد اول): پیش از اسلام. نشر رسانش. ص ۶۶.
  27.  کریستین سن، آرتور (۱۳۸۵). ایران در زمان ساسانیان. ترجمهٔ رشید یاسمی (ویراست حسن رضایی باغ‌بیدی). تهران: صدای معاصر (چاپخانه مهارت). ص. ۲۵۵شابک ۹۶۴۶۴۹۴۰۶۴.
  28.  کسروی، احمد (۱۳۸۵). شهریاران گمنام. انتشارات نگاه. ص. ۲۴.
  29.  حسن پیرنیا، تاریخ ایران، تهران، انتشارات پارمیس، 1389، ص 132
  30.  یوسفیان، علی‌اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان: واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (طالقان)، تهران (قصران داخل)، …. انتشارات پارپیرار. ص. ۹۹.
  31.  رابینو، ه.ل. (۱۳۶۵). مازندران و استراباد. ترجمهٔ وحید مازندرانی. انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۲۸.
  32.  Madelung, W. (1975). “The Minor Dynasties of Northern Iran”. In Frye, R.N. (ed.). The Cambridge History of Iran, Volume 4: From the Arab Invasion to the Saljuqs. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 198–249. ISBN 978-0-521-20093-6.
  33.  Madelung, W. (1985). “ʿALIDS OF ṬABARESTĀN, DAYLAMĀN, AND GĪLĀN”Encyclopaedia Iranica, Vol. I, Fasc. 8. London u.a.: Routledge & Kegan Paul. pp. 881–886. ISBN 0-7100-9099-4.
  34.  اسلامی، حسین (۱۳۹۰). مازندران در تاریخ. نشر شلفین. ص. ۹–۲۰۸.
  35.  لسترینج، گای (۱۳۹۳). جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. تهران: علمی و فرهنگی. ص. ۳۹۸شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۵-۱۰۵-۸.
  36.  مهجوری، اسمعیل (۱۳۴۲). تاریخ مازندران. ج. ۱. ص. ۲۲. بیش از یک پارامتر |کتاب= و |عنوان= داده‌شده است (کمک)
  37.  عبدالحسین زرین‌کوب، روزگاران، انتشارات سخن، صص. ۳۸۲–۳۸۴.
  38.  اولیاالله آملی، مولانا (١٣٤٨). تاریخ رویان. ج. صفحه ۱۲۰. به کوشش به تصحیح منوچهر ستوده. انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.
  39.  گیلانی، ملاشیخعلی (١٣۵٢). تاریخ مازندران. به کوشش بتصحیح و تحشیه منوچهر ستوده. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. ص. صفحه ۲۹.
  40.  «اِبْنِ اِسْفَنْدیار،»دانشنامه بزرگ اسلامی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۸.
  41.  گیلانی، ملاشیخعلی (١٣۵٢). تاریخ مازندران. به کوشش بتصحیح و تحشیه منوچهر ستوده. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. ص. صفحه ۲۹.
  42.  حدود العالم. به کوشش بتصحیح منوچهر ستوده. تهران: کتابخانه طهوری. ١٣٦٢. ص. صفحه ۱۴۶.
  43.  حدود العالم. به کوشش بتصحیح منوچهر ستوده. تهران: کتابخانه طهوری. ١٣٦٢. ص. صفحه ۱۴۹.
  44.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 120
  45.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 120
  46.  ابن اسفندیار، چاپ عباس اقبال، تاریخ طبرستان، 1320، ج 1، ص 299
  47.  ابن اسفندیار، چاپ عباس اقبال، تاریخ طبرستان، 1320، ج 1، ص 297
  48.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 124
  49.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 125
  50.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 127
  51.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 127
  52.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص ۱۲۸
  53.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص ۱۲۸
  54.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 143
  55.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 147
  56.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 151
  57.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص ۱۵۴-۱۵۳
  58.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 160
  59.  میرزا عبدالله میار کلارستاقی، تاریخ خاندان میار، ۱۲.
  60.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۲۵۰.
  61.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۱۷۴.
  62.  مرعشی، ظهیر الدین (١٣٤۵). تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. به کوشش محمد حسین تسبیحی و با مقدمه محمدجواد مشکور. تهران: موسسه مطبوعاتی شرق. ص. صفحات صد و چهل و هفت و صد و چهل و هشت از دیباچه کتاب.
  63.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۳۶۸.
  64.  میرزا عبدالله میار کلارستاقی، تاریخ خاندان میار، ۲۹.
  65.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۲۵۱–۲۵۰.
  66.  رضا خواجه نوریی نیا، خاطرات تصرف تنکابن به دست مجاهدان مازندران، ۳۹.
  67.  علی اصغریوسفی نیا، تاریخ تنکابن، ۵۰۳.
  68.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۰.
  69.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۵.
  70.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۲۱۴.
  71.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۶.
  72.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۹.
  73.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۱۵۳.
  74.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. انتشارات اطلاعات. ص. ۲۵۵.
  75.  ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، 56.
  76.  ابن رسته، احمد بن عمر (۱۳۶۵). الاعلاق النفیسه. ترجمهٔ حسین قره چانلو. مؤسسه انتشارات امیرکبیر. ص. ۱۷۶.
  77.  آقاجانی الیزه، هاشم (۱۳۹۲). «خاستگاه تپوریها تا تشکیل شهربی تبرستان» (PDF)۸ (۳۱): ۵–۹.
  78.  سجادی، محمد تقی (۱۳۷۸). تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر. انتشارات معین. ص. ۶۷.
  79.  ذبیحی، علی (۱۳۹۱). آمل. رسانش نوین. ص. ۱۸.
  80.  خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام فتح وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  81.  حسین حسینیان مقدم، منصور داداش نژاد، حسین مرادی نسب و محمدرضا هدایت پناه زیر نظر دکتر سید احمدرضا خضری. تاریخ تشیع ۲: دولت‌ها، خاندان‌ها و آثار علمی و فرهنگی شیعه. تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1393. 145.شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۷۸۸-۳۷-۳
  82.  مقدسی، شمس‌الدین (۱۳۶۱). احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم جلد دوم. شرکت مؤلفان و مترجمان ایران. ص. ۵۱۹.
  83.  ستوده، منوچهر (۱۳۶۲). حدودالعالم. انتشارات زبان و فرهنگ ایران. ص. ۱۴۶.
  84.  حسین‌نیا امیرکلایی، هانیه؛ موسوی حاجی، سید رسول (۱۳۹۹). «مطالعه نمونه‌های سفالین دوران اسلامی شهر تاریخی ناتل»مطالعات باستان‌شناسی پارسه۴ (۱۴): ۸۸.
  85.  اقبال، مهدی (۱۳۸۹). تاریخ چالوس. انتشارات شاملو. ص. ۲۳.
  86.  سجادی، محمد تقی (۱۳۷۸). تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر. انتشارات معین. ص. ۵۷.
  87.  اصفهانی، حمزه (۱۳۶۲). تاریخ پیامبران و شاهان (سنی ملوک الارض و الانبیا). انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. ص. ۲۱۴.
  88.  خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Nabi وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  89.  اقبال، مهدی (۱۳۸۹). تاریخ چالوس. انتشارات شاملو. ص. ۲۳.
  90.  کیا، صادق (۱۳۵۳). شاهنامه و مازندران. انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. ص. ۲۹–۲۸.
  91.  علی اصغر یوسفی نیا، لنگا، ۲۴.
  92.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. انتشارات اطلاعات. ص. ۲۵۵.
  93.  مهاجری نژاد، عبدالرضا؛ کریمیان، حسن (۱۳۹۶). «سازمان فضایی و گاهنگاری شهر ناتل با اتکاء به منابع تاریخی و شواهد باستان شناسانه»پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران (نامه باستان‌شناسی)۷ (۱۲): ۲۴۷–۲۴۸.
  94.  منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۲.
  95.  امیرخانی، محمدباقر (۱۳۴۰). «تاریخ مازندران و فرمانروایان آن سامان»دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز 1340 (۵۹): ۴۹۳.
  96.  نوشین، جواد (۱۳۵۵). اوضاع تاریخی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیای شهرستان چالوس. انتشارات زبان و فرهنگ ایران. ص. ۵۹–۶۷.
  97.  یوسفیان، علی‌اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان: واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (تالقان)، تهران (قصران داخل)، …. انتشارات پارپیرار. ص. ۳۳۵–۳۳۶.
  98.  http://www.iranicaonline.org/articles/kalarestaq-1
  99.  http://www.iranicaonline.org/articles/kojur-i
  100.  عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  101.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  102.  BORJIAN, HABIB (2004). “Mazandaran: Language and People (The State of Research)”Yerevan State University (به انگلیسی): 289. doi:10.1163/1573384043076045ISSN 1573-384X.
  103.  محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  104.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۰.
  105.  “ČĀLŪS – Encyclopaedia Iranica”Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). 1990-12-15. Retrieved 2017-07-07.
  106.  «سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور»imo.org.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۹.
  107.  «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  108.  «سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور»imo.org.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۹.
  109.  خبرگزاری فارس. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک); پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)
  110.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ اوت ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۹ ژوئیه ۲۰۱۷.
  111.  «قاسم احمدی لاشکی نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس، گفت: زبان مازندرانی در حال فراموشی است که باید برای احیای آن فکری شود». خبرگزاری مهر.
  112.  «زبان مردم بومی چالوس مازندرانی است که به طبری کلارستاقی شهرت دارد». سایت استانداری مازندران فرمانداری چالوس. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۸.
  113.  اشمیت، رودیگر (١٣٨٢). راهنمای زبان‌های ایرانی. به کوشش ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ بیدی. تهران: انتشارات ققنوس. ص. صفحه ۴۹۰ جلد دومشابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۸۸-۰.
  114.  نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اولشابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  115.  http://www.iranicaonline.org/articles/kojur-i
  116.  http://www.iranicaonline.org/articles/kojur-02-language
  117.  واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  118.  دکتر فرزاد بختیاری مرکیه، تاریخ کنفرانس بین‌المللی =بررسی مسائل جاری زبان‌ها، گویش‌ها و زبانشناسی14_15، ۲.
  119.  دکتر فرزاد بختیاری مرکیه، تاریخ کنفرانس بین‌المللی =بررسی مسائل جاری زبان‌ها، گویش‌ها و زبانشناسی14_15، ۱.
  120.  دکتر فرزاد بختیاری مرکیه، تاریخ کنفرانس بین‌المللی =بررسی مسائل جاری زبان‌ها، گویش‌ها و زبانشناسی14_15، ۱٠.
  121.  «لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت در مازندران». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۲-۱۰.
  122.  گنجور- سپیدرود
  123.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ اوت ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۹ ژوئیه ۲۰۱۷.
  124.  نقشهٔ مازندران بایگانی‌شده در ۷ نوامبر ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine، بازدید: اکتبر ۲۰۰۹.
  125.  «سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور»imo.org.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۹.
  126.  ضرابی، اصغر؛ تبریزی، نازنین. «سطح توسعه یافتگی شهرستان‌های استان مازندران»پرتال جامع علوم انسانی.
  127.  طرحی بدون توجیه
  128.  «هدر رفت ۲۵ درصدی آب شرب چالوس در شبکه آبرسانی.» خبرگزاری جمهوری اسلامی. Accessed December 14, 2017. [۱].

 

جلفا

 

کشور

ایران

استان

استان آذربایجان شرقی

جمعیت

61,358

مساحت

167,031

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

707

جلفا

27
Few Clouds

 

جلفا در شمال غربی استان آذربایجان شرقی در ارتفاع 710 متری از سطح دریا، در شمال کوه کیامگی‌ داغ و در حاشیه جنوبی رود ارس واقع شده است. این شهرستان از جنوب به شهرستان‌های مرند و ورزقان، از شرق به شهرستان کلیبر، از غرب به استان آذربایجان غربی و از شمال به جمهوری آذربایجان و ارمنستان محدود می‌شود. جلفا دارای آب و هوایی سرد و نیمه خشک با تابستان‌های گرم و زمستان‌هایی نسبتاً سرد و ملایم است.
شهرستان جلفا شامل دو بخش«سیه‌رود» و «مرکزی»، سه شهر«جلفا»، «هادی‌شهر» و «سیه‌رود» و پنج دهستان است.
جلفا با آثار تاریخی کم‌نظیر، موقعیت استراتژیکی و جغرافیایی مناسب و نزدیکی به منطقه آزاد صنعتی و تجاری ارس (یکی از مهم‌ترین قطب‌های بازرگانی ایران) دارای اهمیت تجاری، سیاسی و گردشگری در سطح بین‌المللی است. از مهم‌ ترین آثار تاریخی و گردشگری این شهرستان می ‌توان به آرامگاه سید ابوالقاسم نباتی، برج دوزال، کلیسای سنت استپانوس، کلیسای ننه مریم، آسیاب خرابه، روستای اشتبین، کلیسای مریم مقدس، زیارتگاه بابا یعقوب، قلعه علی‌بیگ و حمام تاریخی جلفا اشاره کرد.

وجود منابع غنی آب، مراتع و ذخيره‌گاه‌های جنگلی و هم‌چنین پتانسيل بالای این منطقه برای رشد و توسعه صنعتی، معدنی، كشاورزی، دامداری، خدماتی، علمی و آموزشی نقش مهمی در اقتصاد مردم این منطقه ایفا می‌کند. این شهر دارای مزارع فراوان پنبه بوده و شغل بیشتر مردم این منطقه بافندگی است.
مردم جلفا آذری بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجه محلی خود سخن می‌گویند. مردم این شهر مسلمان و شیعه هستند.

جاذبه گردشگری

  • بازار تبریز

    بازار تبریزمجموعه ی بازار تاریخی تبریز، وسیع ترین مجموعه ی مسقف ایران و جهان، به عنوان یک بلوک شهری،…

  • مسجدی به رنگ آسمان و دریا

    مسجدی به رنگ آسمان و دریاتبریز سرگُل شهرهای ایران است، شهری تاریخی و زیبا و پر از جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و مذهبی متنوع…

  • روستای کندوان

    روستای کندوانروستای کندوان در دامنه ی کوه سلطان­داغی، به همراه دو روستای موجود در ترکیه و آمریکا، یکی از…

  • خانه مشروطه تبریز

    خانه مشروطه تبریزخانه مشروطه یکی از معروف ترین و پرافتخارآفرین ترین خانه های تاریخی ایران است که در اوج انقلاب…

  • موزه عصرآهن

    موزه عصرآهنیکی از منحصر به‌فردترین و ترسناک‌ترین سایت -موزه‌های جهان «سایت- موزه عصر آهن» گورستانی باستانی در قعر زمین…

  • رصدخانه مراغه

    رصدخانه مراغهرصدخانه مراغه از بزرگ‌ ترین و مشهورترین رصدخانه های اسلامی در جهان با ابزارآلات رصدی عظیم با دقت…

  • مقبره الشعرای تبریز

    مقبره الشعرای تبریزبنای یادبودی که پذیرای بیش از چهارصد شاعر، نویسنده و ادیب است، در قلب شهر تاریخی تبریز قرار…

  • کلیسای سنت استپانوس

    کلیسای سنت استپانوساین کلیسا یکی از کلیساهای ارامنه ساکن ایران است که در دل تپه‎ای مشرف به رود ارس در…

  • موزه آذربایجان

    موزه آذربایجانموزه آذربایجان شامل گنجینه‎ای غنی و پربار از آثار و اشیای حاصل از کاوش‎های باستانشناسی و همچنین یافته‎های…

  • مسجد کبود تبریز

    مسجد کبود تبریزمسجد کبود تبریز مسجدی برجای مانده از دوره حکومت قره قویونلوهاست. این مسجد امروزه در خیابان امام، مابین…


افزودن دیدگاه جدید

سفر به استان آذربایجان شرقی

 

استان آذربایجان شرقی

آسیا > خاورمیانه > ایران > آذربایجان ایران > استان آذربایجان شرقی
استان آذربایجان شرقی

استان آذربایجان شرقی یکی از استان‌های ایران است. این استان بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین استان ناحیهٔ شمال غربی ایران محسوب می‌شود. استان آذربایجان شرقی از شمال به جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، از غرب و جنوب غرب به استان آذربایجان غربی، از شرق به استان اردبیل و از جنوب شرق به استان زنجان محدود شده‌است. این استان دارای آب و هوای سرد کوهستانی بوده و کلّ محدودهٔ استان را کوه‌ها و ارتفاعات تشکیل داده‌اند. مساحت استان آذربایجان شرقی ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع است که از این جهت، یازدهمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود.

شهرها

ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
شهرستان
سال شهرشدن
۱ تبریز تبریز ۱٬۴۹۴٬۹۹۸ ۱ ۳۰۰۰ قبل
۲ مراغه مراغه ۱۶۲٬۲۷۵ ۱ ۱۳۰۰
۳ مرند مرند ۱۴۴٬۳۲۳ ۱ ۱۳۰۸
۴ میانه میانه ۹۵٬۵۰۵ ۱ ۱۳۱۵
۵ اهر اهر ۹۲٬۶۰۸ ۱ ۱۳۱۵
۶ بناب بناب ۷۹٬۸۹۴ ۱ ۱۳۰۹
۷ آذرشهر آذرشهر ۷۴٬۳۱۳ ۱ ۱۲۹۸
۸ سراب سراب ۴۴٬۳۲۴ ۱ ۱۳۱۴
۹ هادیشهر جلفا ۳۰٬۵۷۵ ۱ ۱۳۴۹
۱۰ سردرود تبریز ۲۶٬۸۵۶ ۲ ۱۳۳۶
۱۱ عجب‌شیر عجب‌شیر ۲۶٬۲۸۰ ۱ ۱۳۱۶
۱۲ ملکان ملکان ۲۵٬۳۱۲ ۱ ۱۳۲۹
۱۳ سهند اسکو ۲۴٬۷۰۴ ۱ ۱۳۸۷
۱۴ هشترود هشترود ۱۹٬۹۰۳ ۱ ۱۳۳۰
۱۵ بستان‌آباد بستان‌آباد ۱۷٬۹۵۴ ۱ ۱۳۳۱
۱۶ اسکو اسکو ۱۸٬۴۵۹ ۲ ۱۳۰۵
۱۷ شبستر شبستر ۱۵٬۶۶۳ ۱ ۱۳۰۷
۱۸ ایلخچی اسکو ۱۵٬۲۳۱ ۳ ۱۳۴۰
۱۹ ممقان آذرشهر ۱۳٬۳۵۹ ۲ ۱۳۳۶
۲۰ خسروشاه تبریز ۱۲٬۴۴۷ ۳ ۱۳۳۳
۲۱ گوگان آذرشهر ۱۱٬۳۹۵ ۳ ۱۳۳۶
۲۲ باسمنج تبریز ۱۱٬۱۹۰ ۴ ۱۳۲۸
۲۳ کلیبر کلیبر ۹٬۸۸۷ ۱ ۱۳۴۲
۲۴ یامچی مرند ۹٬۸۳۲ ۲ ۱۳۷۹
۲۵ هریس هریس ۹٬۸۲۳ ۱ ۱۳۳۳
۲۶ صوفیان شبستر ۹٬۱۲۶ ۲ ۱۳۴۱
۲۷ شندآباد شبستر ۹٬۰۳۴ ۳ ۱۳۵۸
۲۸ کشکسرای مرند ۷٬۷۲۳ ۳ ۱۳۷۳
۲۹ تسوج شبستر ۷٬۳۷۰ ۴ ۱۳۳۶
۳۰ ترکمانچای میانه ۷٬۰۹۴ ۲ ۱۳۶۹
۳۱ کلوانق هریس ۶٬۷۹۲ ۲ ۱۳۷۷
۳۲ لیلان ملکان ۶٬۱۷۵ ۲ ۱۳۷۶
۳۳ بخشایش هریس ۶٬۰۹۸ ۳ ۱۳۷۵
۳۴ مهربان سراب ۶٬۰۹۵ ۲ ۱۳۴۱
۳۵ زرنق هریس ۵٬۷۱۳ ۴ ۱۳۷۳
۳۶ قره‌آغاج چاراویماق ۵٬۶۵۲ ۱ ۱۳۷۳
۳۷ جلفا جلفا ۵٬۶۲۸ ۲ ۱۳۳۴
۳۸ سیس شبستر ۵٬۵۰۲ ۵ ۱۳۷۲
۳۹ ورزقان ورزقان ۵٬۳۸۵ ۱ ۱۳۷۲
۴۰ تیمورلو آذرشهر ۵٬۴۲۲ ۴ ۱۳۹۰
۴۱ شربیان سراب ۴٬۷۳۷ ۳ ۱۳۷۸
۴۲ هوراند هوراند ۴٬۴۴۵ ۱ ۱۳۷۶
۴۳ بناب مرند مرند ۴٬۳۷۱ ۴ ۱۳۸۳
۴۴ وایقان شبستر ۴٬۲۹۸ ۶ ۱۳۷۲
۴۵ مبارک‌شهر ملکان ۴٬۱۹۸ ۳ ۱۳۹۲
۴۶ دوزدوزان سراب ۳٬۸۱۵ ۴ ۱۳۷۹
۴۷ خواجه هریس ۳٬۸۰۱ ۵ ۱۳۷۳
۴۸ آچاچی میانه ۳٬۶۸۳ ۳ ۱۳۹۲
۴۹ شرفخانه شبستر ۳٬۵۸۵ ۷ ۱۳۴۰
۵۰ کوزه‌کنان شبستر ۳٬۲۷۴ ۸ ۱۳۸۱
۵۱ تیکمه‌داش بستان‌آباد ۲٬۶۴۵ ۲ ۱۳۷۶
۵۲ زنوز مرند ۲٬۶۲۶ ۵ ۱۳۳۲
۵۳ خامنه شبستر ۲٬۵۴۱ ۹ ۱۳۱۴
۵۴ ترک میانه ۲٬۴۰۶ ۴ ۱۳۷۹
۵۵ آبش‌احمد کلیبر ۲٬۳۱۸ ۲ ۱۳۸۱
۵۶ آقکند میانه ۱٬۷۳۳ ۵ ۱۳۷۹
۵۷ خمارلو خداآفرین ۱٬۶۵۹ ۱ ۱۳۷۷
۵۸ خداجو مراغه ۱٬۵۸۴ ۲ ۱۳۷۷
۵۹ سیه‌رود جلفا ۱٬۵۵۳ ۳ ۱۳۷۹
۶۰ خاروانا ورزقان ۱٬۳۷۳ ۲ ۱۳۷۹
۶۱ نظرکهریزی هشترود ۱٬۲۶۶ ۲ ۱۳۸۳
۶۲ جوان‌قلعه عجب‌شیر ۵۸۹ ۲ ۱۳۹۲

سایر مقصدها

گفتگو

زبان مردم این استان ترکی آذربایجانی است ولی بیشتر مردم در این استان می توانند به زبان فارسی حرف بزنند و بعید به نظر می‌رسد کسی را در این استان ببینید که زبان فارسی را متوجه نشود.

 راه های  ورود

گشتن

دیدنی‌ها

  • آذرشهر: مسجد چهارسو • گورستان قدمگاه (بادامیار) • چشمه تاپ تاپان  • غار قدمگاه
  • اسکو: مسجد تاریخی سبزه میدان • چشمه آب معدنی کندوان • منازل مسکونی روستای کندوان  • جزیره شاهی (جزیره اسلامی) • روستای تاریخی مجارشین
  • اهر: مسجد جامع اهر • قلعه انداب جدید • کاروانسرای شاه عباسی گویجه ئیل • بازار قدیمی شهر اهر • آرامگاه شیخ شهاب الدین اهری • قلعه نودوز
  • بستان‌آباد: آب گرم و آب معدنی بستان‌آباد • تالاب قوری گل
  • بناب: مسجد زرگران • مسجد تاریخی مهرآباد • دهکده صخره‌ای سور • مسجد جامع روستای زواره • حمام تاریخی حاج فتح الله • مسجد کبود • مسجد جامع زاوشت • مسجد اسماعیل بیگ  • حمام حاج فتح‌الله بناب  • پل پنج‌چشمه(بش گوزلی کوپی) بناب  • مسجد اسماعیل‌بیگ بناب  • گرمابه مهرآباد بناب  • مسجد جامع گزاوش بناب  • مسجد زرگران بناب • مسجد قرمز بناب  • مسجد کبود بناب • مسجد مهرآباد بناب  • خانه تاریخی سیف‌العلمای بناب  • موزه مردم‌شناسی بناب  • معماری صخره ای سور بناب  • خانه تاریخ نیک پی بناب  • خانه تاریخی حاج بزاز بناب  • توران دره بناب  • خانه باغهای بناب  • غار قویونلار بناب  • غارچاخماخلار بناب  • منطقه گردشگری قره قشون بناب  • روستای کوهستانی توتاخانه بناب  • تالاب بین‌المللی قره قشلاق بناب  • حمام قدیمی روستای قره چپق بناب
  • تبریزموزه آذربایجان  • مسجد تاج الدین علیشاه (ارگ علیشاه) • ائل گلی (شاه گلی) • مسجد کبود • ساختمان شهرداری تبریز • موزه مشروطیت تبریز • موزه شهر تبریز • مسجد جامع • آرامگاه سید حمزه • پل تاریخی آجی چای • کلیسای مریم مقدس • بقعه عون بن علی و زید بن علی • باغ گلستان • مدرسه تاریخی اکبریه • مقبره الشعراء • خانه مشروطیت • نارین قلعه سردری (سردرود) • بازار امیر • امامزاده جمال • کلیسای پروتستان • مدرسه طالبیه • آرامگاه شیخ سالار دیلمی در خسرو- شهر  • مقبره عینالی تبریز  • قبورعون ابن علی وزیدابن علی واقع درکوه سرخاب تبریز  • باغ گلستان  • باغلارباغی  • پل ونیار تبریز  • پل آجی چای  • موزه قاجار تبریز خیابان ششگلان  • موزه سنجش  • برج خلعت پوشان
  • جلفا: آبشار آسیاب خرابه • کلیسای سن استپانوس • تپه باستانی گرگر • قلعه کردشت (برج دوزال) • منازل روستایی اشتبین
  • سراب: مسجد جامع سراب • آب گرم و آب معدنی سراب • سنگ نوشته رازلیق • امامزاده بزرگ
  • شبستر: مسجد جامع تسوج • مسجد جامع شبستر • کلیسای هوانس مقدس • آبشار عیش‌آباد • اماکن تاریخی روستای سیس • اتحاد باشی  • مقبره شیخ محمود شبستری  • مقبره معجز شبستری • چشمه کنان (شبستر) • قبرستان جاده ابریشم(بخش یامچی) • قایا کهریز (شبستر) • مقبره پیررجب (سیس – شبستر)  • قلعه ضحاک  • آبشار سرکند دیزج
  • عجب‌شیر: مسجد جامع عجب شیر (شیرلو) • قلعه آژدهاک (ضحاک) • آب و لجن دریاچه ارومیه
  • کلیبر: فلعه بابک • آب گرم دره آبش احمد • قلعه پیغان • پل تاریخی خداآفرین بر روی رودخانه ارس • امامزاده شاهزاده قاسم
  • مراغه: کلیسای هوانس (ساختمان میراث فرهنگی) • گنبد غفاریه • عمارت آقالار • معبد مهر • یخچال مراغه • ساعت آفتابی مراغه • آثار باقیمانده از رصدخانه و موزه مراغه • گنبد سرخ • برج یا گنبد کبود (مشهور به قبر مادر هولاکو) • آرامگاه اوحدی مراغه‌ای • برج مدور • مسجد جامع شیخ بابا • آب گرم و آب معدنی مراغه • غار کبوتر (هامپوئیل)  • موزه ایلخانی مراغه  • گنبدهای مراغه
  • مرند: مسجد جامع • مسجد بازار • امامزاده ابراهیم • امامزاده احمد • قلعه تاریخی پیام • قلعه تاریخی قلعه خاکستر • پیست اسکی پیام  • قیزیل‌کورپی زنوز  • تفرجگاه ماهار زنوز  • صخره های سیلدریم زنوز  • کالاش زنوز  • قلعه مانداگارانا
  • ملکان: تپه های باستانی قوش بلاغ و عباس آباد  • آبشار عیش‌آباد
  • میانه: پل دختر • امامزاده اسماعیل • مسجد سنگی ترک • قلعه ضخاک • قلعه دختر • پل شهر چای
  • ورزقان: بقعه سید جبرائیل • گنبد الله الله ایلخانی • مسجد جامع خاروانا • سنگ نوشته سغندل  • آبشار گل آخور
  • هریس: آرامگاه شیخ اسحاق • گورستان تاریخی مینق • مسجد اسنق • مسجد تاریخی جمال آباد
  • هشترود: قلعه ضحاک • مسجد جامع هشترود

دیگر نقاط تاریخی و دیدنی استان آذربایجان شرقی:

  • امامزاده ابراهیم خلیل صوفیان
  • حمام تاریخی گلین‌قیه
  • صخره روستای گلین‌قیه
  • حمام قدیمی شهر ترک

خوردن

نوشیدن

سطح امنیت

جای بعدی

این راهنمای مسافرت به ناحیه استان آذربایجان شرقی است.

 

ورود یا ثبت نام برای ورود شماره همراه خود را وارد کنید
ثبت نام در سایت به منزله پذیرش قوانین و مقررات سایت میباشد مشاهده قوانین سایت