مجله “اجاره”

راهنمای مسافرت به خوی

راهنمای جامع سفر به خوی

سفر به خوی، شهری تاریخی در استان آذربایجان غربی، تجربه‌ای بی‌نظیر از فرهنگ، تاریخ و طبیعت است. شهر خوی، در شمال غربی ایران و استان آذربایجان غربی قرار دارد و از لحاظ جغرافیایی به دلیل نزدیکی به مرز ترکیه و مسیر جاده ابریشم، اهمیت بالایی دارد. خوی با تاریخ کهن و طبیعتی بکر، مقصدی مناسب برای علاقه‌مندان به گردشگری تاریخی و طبیعی است. در این مقاله با جاذبه‌های گردشگری، هتل‌ها، غذاهای محلی و راه‌های دسترسی به این شهر آشنا می‌شوید.

برج شمس تبریزی

جاذبه‌های گردشگری خوی

خوی با داشتن آثار تاریخی و طبیعی، مقصدی ایده‌آل برای گردشگران است. برخی از مهم‌ترین جاذبه‌های آن عبارتند از:

  1. برج شمس تبریزی: آرامگاه شمس تبریزی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، که به دلیل نقش فرهنگی و تاریخی‌اش، یکی از مقاصد پر بازدید در این شهر است.
  2. دروازه سنگی خوی: یکی از قدیمی‌ترین سازه‌های تدافعی شهر که در گذشته برای حفاظت از خوی در برابر حملات دشمنان ساخته شده بود.
  3. بازار قدیمی خوی: بازاری تاریخی که به دوران صفویه برمی‌گردد و همچنان بخشی از تجارت و خرید محلی شهر را شکل می‌دهد.
  4. آبشار بدلان: این آبشار زیبا در نزدیکی خوی قرار دارد و با مناظر دیدنی و طبیعت بکر، گزینه‌ای عالی برای تفریح و آرامش در طبیعت است.
  5. قلعه بسطام: این قلعه تاریخی در روستای چورس قرار دارد و به عنوان یکی از مهم‌ترین شهرهای اورارتویی در زمان باستان شناخته می‌شود.

غذاهای محلی خوی

یکی از لذت‌های سفر به خوی، چشیدن طعم اصیل کباب خوی است. این کباب از دیرباز معروف بوده و گردشگران می‌توانند آن را در رستوران‌های محلی شهر، به ویژه در بازار خوی، امتحان کنند. علاوه بر کباب، خوی دارای غذاهای محلی دیگری نیز هست که طعم آن‌ها را نمی‌توانید از دست بدهید.

هتل‌ها و اقامت در خوی

برای اقامت در خوی، گزینه‌های متعددی از جمله هتل‌های سه ستاره، دو ستاره و تک ستاره وجود دارد:

  1. هتل ثمین: هتلی سه ستاره که امکانات مناسب و دسترسی خوبی به مراکز شهر دارد.
  2. هتل زمرد: یکی از هتل‌های دو ستاره شهر که به دلیل قیمت مناسب و خدمات با کیفیت، مورد استقبال گردشگران قرار می‌گیرد.
  3. هتل جهانگردی: هتلی تک ستاره برای مسافرانی که به دنبال اقامت ارزان و ساده هستند.

حمل‌ونقل و دسترسی

خوی از راه‌های مختلف به دیگر نقاط ایران و حتی ترکیه متصل است. شما می‌توانید از طریق مرز رازی که به ترکیه منتهی می‌شود، با ماشین یا قطار به خوی سفر کنید. این شهر همچنین دارای فرودگاه است که پروازهای منظم به تهران و سایر شهرها دارد.

  1. مرز رازی: این مرز مهم‌ترین دروازه ورودی به ترکیه و اروپا است و به ویژه برای مسافرانی که قصد سفر زمینی به ترکیه را دارند، اهمیت دارد.
  2. فرودگاه خوی: فرودگاه این شهر، به دلیل نزدیکی به مرز ترکیه، یکی از مهم‌ترین فرودگاه‌های شمال غرب ایران به شمار می‌آید.
  3. پایانه مسافربری خوی: پایانه مسافربری شهر خوی به عنوان یکی از بزرگترین پایانه‌های شمال غرب ایران شناخته می‌شود و خدمات اتوبوسی منظمی به شهرهای مختلف ایران ارائه می‌دهد.

پارک‌ها و مناطق طبیعی

خوی علاوه بر جاذبه‌های تاریخی، دارای پارک‌ها و مناطق طبیعی زیبایی است. پارک ملت و تفرجگاه داغلار باغی از جمله مکان‌های مناسبی برای استراحت و گردش در این شهر هستند. منطقه فیرورق و الند نیز به عنوان مناطق سرسبز و دیدنی شناخته می‌شوند که گردشگران می‌توانند از طبیعت بکر آن‌ها لذت ببرند.

نکات پایانی

سفر به خوی تجربه‌ای منحصربه‌فرد از تاریخ، فرهنگ و طبیعت ایران را به شما ارائه می‌دهد. این شهر، با جاذبه‌های تاریخی، غذاهای لذیذ و مردم مهمان‌نواز، می‌تواند مقصدی عالی برای گردشگران داخلی و خارجی باشد.

چالوس

چالوس

کشور

ایران

استان

استان مازندران

جمعیت

47,881

مساحت

2,800

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

29

چالوس

21
Few Clouds

چالوس در غرب استان مازندران و در جلگه ميانی سواحل دريای خزر واقع شده است. اين شهرستان از شمال به دريای خزر، از جنوب به رشته كوه البرز، از شرق به نوشهر و از غرب به تنكابن محدود می‌شود. آب و هوای چالوس مانند دیگر نقاط مازندران و گیلان در محدوده معتدل و مرطوب جلگه‌ای قرار دارد.
شهرستان چالوس دارای سه بخش«کلاردشت»، «مرزن آباد» و «مرکزی»، چهار شهر و شش دهستان است.
چالوس يكی از زيبا ترين، معروف ‌ترين و مهم‌ ترين مناطق شمالی ایران است كه با طبيعت زيبا، جاده مشهور و جاذبه‌های متعدد تاريخی و طبيعی به عقیق همیشه سبز شهرت داشته و امروزه به شهری زیبا با امکانات فراوان گردشگری تبدیل شده‌ است. برنج و مركبات از محصولات مهم صادراتی‌ این منطقه‌ی توريستی- كشاورزی هستند. هنرهای سنتی مثل قالی بافی، تجارت و فعالیت‌های خدماتی نقش عمده‌ای در اقتصاد چالوس ایفا می‌کنند.
چالوس دارای تنوع قومی، زبانی، فرهنگی و اقلیمی است که گویش اصلی و غالب ساکنان آن فارسی است. مردم این شهر مسلمان و شیعه مذهب هستند.

جاذبه گردشگری

  • دوهزار و سه هزار
    دوهزار و سه هزارجنگل سه هزار از مناطق طبیعی بسیار زیبا و چشم نواز شمال ایران است. دره سه هزار در…

  • باداب سورت
    باداب سورتباداب سورت چشمه ­های پلکانی کم‌نظیری در ایران و جهان است که شامل چندین چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت…

  • جاده چالوس
    جاده چالوسجاده ی چالوس- کرج، چهارمین جاده ی زیبای جهان، با نام رسمی جاده ی ۵۹، یکی از پرطرفدارترین…

  • کوه دماوند
    کوه دماوندکوه دماوند بلند ترین کوه ایران و خاورمیانه و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیا در رده ی دوازدهم…

  • کاخ مرمر رامسر
    کاخ مرمر رامسرتابستان که از راه برسد، مسافران زیادی برای تفریح در میان جنگل‌های انبوه، ییلاق‌های تماشایی و ساحل ماسه‌ای…

  • شهرک توریستی نمک آبرود
    شهرک توریستی نمک آبرودنمک آبرود از زیباترین شهرک های توریستی- تفریحی در شمال ایران است. در قسمت شمالی شهرک اقامتگاهی- تفرجگاهی…

  • گورستان سفید چاه
    گورستان سفید چاهدر بهشهر مازندران گورستانی به نام «سفیدچاه» قرار گرفته که مردم محلی اعتقاد دارند به خاطر خاک سفیدش،…

  • تالاب بین المللی فریدونکنار
    تالاب بین المللی فریدونکنارمجموعه تالاب بین المللی فریدون‌کنار در جنوب شرقی فریدون‌کنار، با ارتفاع متوسط 23 متر زیر سطح دریا، یکی…

  • جنگل رودبارک
    جنگل رودبارک«جنگل رودبارک» در فاصله 70 کیلومتری شمال‎شرقی «شهمیرزاد» واقع شده و به واسطه پوشش گیاهی پهن‎برگ و آب…


منبع: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی 

چالوس

چالوس
جهت عقربه‌های ساعت از بالا:
شهر چالوس – جنگل‌های چالوس – جاده چالوس – کمربندی چالوس – پل رود چالوس
چالوس
Map

کشور  ایران
استان مازندران
شهرستان چالوس
بخش مرکزی
نام(های) دیگر چالِس (طبری شرقی)
نام(های) پیشین شالوس، سالوس (معرب)
سال شهرشدن ۱۳۲۵
مردم
جمعیت ۰۹۲`۱۰۵ نفر (۱۴۰۲)
رشد جمعیت ۱.۶+(نسبت به سال ۱۳۹۵)
تراکم جمعیت ۹۵ نفر بر کیلومتر مربع
جغرافیای طبیعی
مساحت ۱۵۹۷ کیلومتر مربع
ارتفاع ۲۹
میانگین دمای سالانه ۳(کاهش)
میانگین بارش سالانه ۷۲۲(کاهش)
روزهای یخبندان سالانه ۲۱۱(افزایش)
اطلاعات شهری
تأسیس شهرداری ۱۳۲۵
ره‌آورد برنج، کلوچه، مرکبات، سازه‌های دستی، ماهیگیری، کیوی
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۱۱–۵۲
شناسهٔ ملی خودرو  ایران۷۲ ن، ۸۲ و
کد آماری ۱۱۹۰

چالوس از شهرهای استان مازندران است که در جلگه میانی کرانه دریای مازندران جای گرفته است. شهر چالوس در غرب مازندران قرار دارد.

وجه تسمیه

  1. واژه چالوس از دو لفط چا (čâ) و لوس (lus) تشکیل شده است. چا و چال در زبان طبری به معنی گودال می‌باشد. لس و لوس (کلارستاقی: لش و لوش) در زبان طبری به معنی لجن می‌باشد. لفظ چالوس در زبان طبری می‌تواند به معنی ‘گودال لجنی’ یا ‘گودال باتلاقی’ باشد.[۱]
  2. پسوند اوس (us) یکی از جاینام‌های غرب مازندران می‌باشد.[۲] این جاینام در واژگانی در معنای محافظ و نگهبان استفاده می‌شده است. از این رو، چال + اوس به معنی ‘محافظ گودال’ می‌باشد. منظور از چال یا گودال، دهی است که در گذشته دور در پایین کوهپایه تشکیل می‌شد.
  3. چال‌اوس معادل نام دیگر یونان (هِلِس hellas)، به معنی ‘زیرین‌ترین’ می‌باشد. همچنین، پسوند اوس در عناوین یونانی بکار می‌رفته است.

یک شهر با نام چالوس در کشور فرانسه وجود دارد.

پیشینه

دوران باستان

[ویرایش]

موقعیت تپورها در قرن دوم قبل از میلاد، از شرق سپیدرود تا اسرم هیرکانیا

استان مازندران (به پهلوی)، پس از اسلام طبرستان و پیش از اسلام تپیرستان[۳] نامیده می‌شد. این نام برگرفته از نام قوم تپوری (به یونانی: Τάπυροι) می‌باشد که پس از اسلام قوم طبری نام گرفتند.[۴][۵][۶] به اعتقاد مورخان آماردها نخستین سکنه باستانی مازندران بودند و آماردها از آمل تا تنکابن و تپورها از آمل تا گرگان سکونت داشتند.[۷] در عصر هخامنشی در کرانه جنوبی دریای مازندران اقوام، تپوری، آمارد، آناریاکه و کادوسی سکونت داشتند.[۸] مورخان آماردها را به مردمان داهه و سکایی و پارسی پیوند داده‌اند. هرودوت از قبیله مارد (mardes) در کنار دائی‌ها (daens)، دروپیک‌ها (dropiques)، و ساگارتی‌ها (sagarties) به عنوان پارس‌های کوچنشین و صحراگرد یاد کرده است.[۹] پلینیوس مورخ یونانی محل آماردها را قسمت شرقی مارگانیا شناسایی کرده است.[۱۰] استرابون(۶۳ ق. م) قوم آمارد را در کنار اقوام تپوری، کادوسی و کرتی به عنوان اقوام کوهستان نشین شمال کشور یاد می‌کند. استرابو می‌نویسد: تمام مناطق این کشور به استثنای بخشی به سمت شمال که کوهستانی و ناهموار و سرد است و محل زندگی کوهنشینانی به نام کادوسی (Cadusii) و آماردی (Amardi) و تپوری (Tapyri) و کرتی (Cyrtii) و سایر مردمان دیگراست، حاصلخیز است.[۱۱] به گفته واسیلی بارتلد تپوری‌ها در قسمت جنوب شرقی ولایت سکونت داشتند و در قید اطاعت هخامنشیان درآمده بودند و آماردها مغلوب اسکندر مقدونی و بعد مغلوب اشکانیان شدند و اشکانیان در قرن دوم ق.م. آنها را در حوالی ری سکونت دادند و اراضی سابق آماردها به تپوری‌ها اهدا شد و بطلمیوس در شرح دیلم یعنی قسمت شرقی گیلان در ساحل بحر خزر در آن زمان از تپوری‌ها نام می‌برد.[۱۲]به گفتهٔ یحیی ذکا در «کاروند کسروی» آورده است: آماردان یا ماردان، در زمان لشکر کشی اسکندر مقدونی به ایران، این تیره در مازندران نشیمن می‌داشتند و آن هنگام هنوز قبایل تپوران به آنجا نیامده بودند.[۱۳] به گفته مجتبی مینوی قوم آمارد و قوم تپوری در سرزمین مازندران می‌زیستند و تپوری‌ها در ناحیه کوهستانی مازندران و آماردها در ناحیه جلگه‌ای مازندران سکونت داشتند. در سال ۱۷۶ ق. م فرهاد اول اشکانی قوم آمارد را به ناحیه خوار کوچاند و تپوری‌ها تمام ناحیهٔ مازندران را فرو گرفتند و تمام ولایت به اسم ایشان تپورستان نامیده شد.[۱۴] شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین قوم تپوری بودند.[۱۵] رویان به سرزمینی آباد در غرب مازندران گفته می‌شد که شامل کجور (نور و نوشهر)، کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت)، لنگا (عباس‌آباد و نشتارود)، تنکابن، سختسر، هوسم، طالقان، الموت، لورا، ارنگه، رودبار قصران و لارقصران می‌شد.[۱۶] در دوران اشکانی و ساسانی منطقه رویان که چالوس نیز بخشی از آن بود تحت حاکمیت خاندان گشنسپ از پادشاهان تپورستان بوده است.[۱۷]

عصر هخامنشی و اسکندر

فرادات حاکم تپوری‌ها در نبرد داریوش سوم و اسکندر بود. وی همچون آتورپاتکان با اسکندر به مصالحه پرداخت. پس از این مصالحه، مناپیس از سوی اسکندر والی اسرم هیرکانیا گردید و فرادات را به حکومت تپورستان باقی ماند.[۱۸] اسکندر پس از دست‌یابی به سرزمین آمارد ولایت آمارد را به تپورستان که والی آن فرادات بود ضمیمه کرد.[۱۹]

عصر اشکانی و ساسانی

گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی (۳۳۰ق. م-۵۳۰ب. م) سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان[۲۰] بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران[۲۱] شکل گرفت. این سلسله در اوایل عصر ساسانی قلمروی خود را تا گیلان گسترش دادند.[۲۲] در دوران اردشیر ساسانی قلمروی گشنسب شاهان علاوه بر رویان و طبرستان شامل گیلان، دیلمان و دماوند[۲۳] می‌شده است.[۲۴] ریشهٔ خاندان گشنسپداد گرشاهی به مناطق کوهستانی شرق طبرستان منطقه هزارگری و شهر [اسرم]] می‌رسد[۲۵] و واژه گر دربارهٔ مردمان طبری کوهستان شرقی طبرستان به کار می‌رفت. از آنجا که این خاندان ساکن در منطقهٔ کوهستانی مازندران بودند گرشاه لقب گرفتند.[۲۶] لقب پتشخوارگرشاه به پادشاه‌هان کوهستان طبرستان داده می‌شد.[۲۷]

دژ چالوس

به گزارش مسعودی در چالوس دژی استوار بود که پادشاهان ایران بنیان نهاده بودند و پیوسته لشکری در برابر دیلمیان می‌نشاندند تا اهالی دیلمان را از یورش به طبرستان بازدارد.[۲۸] دژ چالوس توسط اسپهبدان طبرستان برای جلوگیری از تعرضات دیلمیان به چالوس در منطقه نمکاب‌رود چالوس بنا شد. دیلمیان بواسطه سبک زندگی به نواحی غربی طبرستان همچون چالوس و کلار و برخی نواحی دیگر همچون طارم و قزوین دستبرد می‌زدند به همین علت اسپهبدان طبرستان برای جلوگیری از تعرضات دیلمیان دژی در چالوس بنا نمودند. این دژ تا عصر علویان پابرجا ماند و پس از تسلط علویان طبرستان بر دیلمان و شرق گیلان در زمان ناصر للحق اطروش علوی دژ چالوس تخریب شد.[۲۹]

احمد سامانی در سال ۲۸۷ قمری وارد طبرستان شد و در آمل سپاه ناصر کبیر حاکم علوی را شکست داد و ناصر کبیر حاکم علوی پس از شکست علویان از سامانیان به مدت چهارده سال به دیلم گریخت و در آنجا به تبلیغ اسلام پرداخت و محمد بن صعلوک از طرف سامانیان به عنوان والی طبرستان انتخاب گردید. ناصر کبیر پس از چهارده سال تبلیغ اسلام به فتح طبرستان ترغیب شد. ناصر کبیر افرادی را به طبرستان فرستاد تا از مردم طبرستان یاری بگیرد بنابراین وی با اسپهبد کلار بیعت نمود و پسر خود ابوالحسین احمد را به رویان فرستاد و پسر عموی خود سید حسن بن قاسم ملقب به داعی صغیر را به چالوس فرستاد. در نهایت در سال ۳۰۱ قمری محمد بن صعولک با سپاه پانزده هزار نفری در منطقه ای که ابن اسفندیار آن را بورآباد و اولیاءالله آملی و ظهیرالدین مرعشی آن را بورود می‌نامند در کنار رود بورود (سرداب‌رود) به مقابله با ناصر کبیر شتافت و ناصر کبیر در این نبرد موفق شد والی سامانی را شکست دهد و سپس دژ چالوس را منهدم ساخت. به اعتقاد علی اصغر یوسفی نیا بورود همان بورسر است که در غرب چالوس در کنار سرداب‌رود واقع شده است.[۳۰] رابینو نیز از مکانی با نام نورودسر یاد می‌کند که بین هچیرود و نمکابرود قرار داشت که امروزه نورسر خوانده می‌شود.[۳۱]

پس از اسلام

نام این شهر به‌صورت سالوش و سالوس یا شالوس هم ضبط گردیده. مقدسی گوید در آنجا قلعه‌ای است که از سنگ ساخته شده و مسجدی در یک سمت آن است. پس از شکست اسپهبد خورشید آخرین اسپهبد طبرستان در سال ۱۴۴ قمری عمر بن علاء عامل خلافت عباسی توانست کلار و چالوس را فتح کند.[۳۲][۳۳] از چهل و پنج موضعی که خلیفه عباسی از تمیشه تا کلار در طبرستان سپاه گذاشته بود ده موضع در رویان قرار داشت که در کجور مرکز رویان شش هزار مرد و در چالوس پانصد مرد و کلار (کلاردشت) پانصد مرد و ناتل پانصد مرد و سعیدآباد (مرزن‌آباد) هزار مرد جنگجو عباسی حضور داشتند که پس از شورش طبرستان در سال ۱۶۹ قمری تمام آنها توسط مردمان طبرستان کشته شدند.[۳۴] اسم شالوس در زمان جنگ‌های امیر تیمور به نام چالوس آمده است. ظاهراً امیر تیمور در ضمن لشکرکشی‌هایی که در این بلاد کرد تمام آن بلاد و همچنین بلاد کوهستانی جنوب آن یعنی رویان و رستمدار را به‌کلی خراب کرد.[۳۵]

نام این شهر در متون اسلامی بصورت سالوس و شالوس ذکر شده است که در پیرامون آن دو شهر کوچک دیگر به نام کبیره و کچه نیز وجود داشته است. علمای جغرافیا نویس، از چالوس به عنوان یکی از آبادی‌های طبرستان و ناحیهٔ رویان نام برده‌اند. بلاذری مورخ قرن دوم از رویان که چالوس نیز بخشی از آن است به عنوان یکی از هشت ناحیه طبرستان نام می‌برد همچنین ابن رسته مورخ قرن دوم از چالوس و کلار به عنوان یکی از چهارده بخش طبرستان نام می‌برد.[۳۶] قیام علویان در طبرستان از یک شورش محلی که در آن ولایت ضد بی‌رسمی‌های عمال و حکام طاهریان درگرفت در نواحی کلار و شالوس (چالوس) روی داد و آرام آرام از دیلمان تا جرجان تقریباً همه جا را فراگرفت. در ورود شورشیان علوی به طبرستان، شورشیان دیلم با وجوه مردم رویان (کلار و چالوس) نسبت به امام علوی اظهار وفاداری کردند.[۳۷] محمدبن اویس از امرای دوره تسلط خلفای عرب به دستور خلیفه معتصم به حکمرانی چالوس منصوب شد. محمد بن اویس خود در رویان (قسمت غربی طبرستان) استقرار یافت و پسرش احمد را به حکومت چالوس گمارد.

یاقوت رویان را گاهی «مدینه» و گاهی «کوره واسعه» می‌خواند و شهر «کجه» (کجور) را حاکم نشین رویان می‌داند. «شهر» یا «مدینه» خواندن رویان به اعتبار معنی قدیمی این کلمه در فارسی است، زیرا «شهر» به معنی ناحیه و مملکت هم به کار می‌رفته است. ناحیه رویان را بعدها، از قرن هفتم تا زمان صفویه، رستمدار هم گفته‌اند. احتمال می‌رود که رستمدار صورت دیگری از استندار باشد، زیرا این ناحیه از قرن چهارم به بعد به وسیله فرمانروایانی اداره می‌شد که استندار خوانده می‌شدند. این کلمه در زبانِ عامّه به «رستمدار»، که معروفتر و آشناتر بود، بدل گردید و بعدها این اسم نیز فراموش شد. اولیاءالله آملی در کتاب تاریخ رویان تألیف قرن هشتم دربارهٔ واژه استندار قید کرده است: و به زبان طبری استان کوه را گویند. پس معنی استندار، ملک الجبال باشد، یعنی حاکم و پادشاه کوه، همچنانکه ملوک باوند را در آن عهد ملک الجبال خوانندی، پس معنی استندار نیز همان باشد[۳۸] ملا شیخ علی گیلانی در کتاب تاریخ مازندران که در سال ۱۰۴۴ هجری قمری تألیف شده استندار را ناحیتی بالتمام در طبرستان قید کرده است[۳۹] بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار نویسنده کتاب تاریخ اسفندیار که در قرن ششم و هفتم می‌زیست در این زمان حدود مازندران و رویان را از دینار جاری در شرق ملاط که در نزدیکی هوسم (رودسر) قرار دارد می‌داند.[۴۰]ملا شیخ علی گیلانی مؤلف کتاب تاریخ مازندران که در تاریخ ۱۰۴۴ قمری و در دوران صفویه کتاب را نگاشته است، در ذکر حدود مازندران آورده است: «حد غربی طبرستان قریه ملاط گیلان است ورای هوسم که اکنون به رودسر اشتهار یافته و سامان شرقی دینار چار که اهالی آن دیار دوناچال می‌خوانند، قریب به شهر سارویه واقع است. استندار بالتمام داخل طبرستان است»[۴۱] ناتل، چالوس، رودان، کلار، شهرک‌هایی اند اندر کوه‌ها و شکستگی‌ها و این ناحیتی است هم از طبرستان و لکن پادشاهی دیگر است و پادشاه او را استندار خوانند و این چالوس بر کران دریاست و کلار اندر کوهست.[۴۲] گیلان ناحیتیست جدا میان دیلمان و جبال و آذربایگان و دریاء خزران و این ناحیتیست بر صحرا نهاده میان با آبهاء روان بسیار، یکی رودیست عظیم سپید رود خوانند، میان گیلان ببرد و به دریاء خزران افتد، و این گیلان دو گروه اند، یک گروه میان دریا و این رودند و ایشان را «از این سوی رودی» خوانند و گروهی دیگر میان رود و کوهند ایشان را «از آن سوی رودی» خوانند، اما «ازین سوی رودیان» را هفت ناحیتست بزرگ چون: لافجان، میالفجان، کشکجان، برفجان، داخل، تجن، جمه؛ و اما آنک «از آن سوی رودیان» اند ایشان را یازده ناحیتست بزرگ چون حانکجان، نَنَک، کوتم، سراوان، پیلمان شهر، رشت، تولیم، دولاب، کهن روذ، استراب، خوان بلی[۴۳]

تاریخ چالوس در عصر استنداران

استنداران طایفه ای کجوری حاکم بر منطقه رویان (استندار) می‌باشد که از قرن ششم تا قرن دهم بر منطقه رویان (نور، کجور، چالوس و کلار) و بعضاً دیلمان حکومت راندند.[۴۴] به گفته اولیالله آملی منظور از استندار منطقه کجور می‌باشد وی در کتاب خود می‌نویسد که در گذشته به کجور استانرستاق می‌گفتند و استان در زبان طبری به معنای کوه است و استاندار به معنای ملک الجبال یا حاکم کوه (کوه دار) است.[۴۵] نخستین بار نام استندار در کتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آمده است که در آن شخصی به نام استندار به عنوان حاکم رویان در پی جنگ‌های حسن فیروزان با وشمگیر به شخص حسن فیروزان پناه داده است.[۴۶] استندار رویان شخصی به نام ابوالفضل ثائر علوی را که لشکر آل بویه را شکست داده بود به چالوس برده و در آنجا نشانده است همچنین سکه‌هایی در آمل با نام استنداران در سال ۳۳۷ و ۳۴۷ ضرب شده است.[۴۷]

استندار شهریوش بن هزارسب (هزاراسپ)

استندار شهریوش بن هزارسب نخستین استنداری است که اولیاالله در کتاب تاریخ رویان از او به عنوان حاکم رویان نام می‌برد.[۴۸] استندار شهر یوش بن هزارسب پس از اینکه شاه غازی رستم باوندی پادشاه طبرستان گردید مملکت او از دهستان (گرگان) تا سیاه رود گیلان (شرق گیلان) وسعت داشت و در پی اتحادی که بین او و استندار شهریوش بن هزارسب ایجاد شده بود ادارهٔ دشت رستاق (احتمالا نور) تا سیاه رود گیلان (رودی در نزدیکی رشت) را به استندار شهریوش بن هزارسب سپرد.[۴۹]

استندار کیکاووس بن هزارسب

استندار کیکاووس بن هزارسب برادر شهریوش بود که پس از وی به حکومت رویان رسید.[۵۰] او نیز به مانند برادر خویش متحد و ملازم شاه غازی باوندی بود و در این دوره بین شاه غازی باوندی و ملاحده (کافران) دیلمان جنگ درگرفت و در یک روز شاه غازی هجده هزار ملاحده دیلمی را در رودبار گردن زد.[۵۱] سپس شاه غازی چند سری به الموت حمله نمود و تمام ملاحده (کافران) از منطقه الموت فرار نمودن.[۵۲] در این دوره شاه غازی باوندی، کیا بزرگ امید (جانشین حسن صباح) را که پدر زن او بود حاکم دیلمان ساخت و پس از وفات کیا بزرگ امید ملک دیلمان را به استندار کیکاوس بن هزارسب سپرد. کیکاووس پس از فرمان شاه غازی باوندی در دیلمان حاکم شد و همه روز با ملاحده جنگ می‌نمود و دست به کشتار آنها می‌زد. کیکاووس کجوری به مدت سه سال پادشاه دیلمان بود و سپس نائبی از جانب خود به دیلمان فرستاد تا دیلمان را از ملاحده حفظ نماید و خود به کجور بازگشت تا رویان را اداره نماید.[۵۳] کیکاوس دارای پسری به نام جستان بود که قبل از وی در گذشت و نوه ای به نام زرینکمر از جوستان داشت.

استندار هزارسب بن شهر یوش

استندار هزارسب بن شهریوش برادر زادهٔ کیکاوس بود که پس از مرگ وی به حکومت رویان رسید.[۵۴] استندار هزارسب بر خلاف عموی خود سنت جنگ با ملاحده دیلم را کنار گذاشت. او فرستاده‌ای نزد ملاحده دیلم فرستاد و با آنها صلح نمود و قلعه‌هایی را که قبلاً حاکمان طبرستان در دیلمان تصرف نموده بودند به ملاحده پس داد. مردم پس از موضوع از استندار هزارسب گریزان شدند و بین استندار و ملک اردشیر باوندی اختلاف افتاد و ملک اردشیر قلعه قلعهٔ ولیج کجور را فتح نمود. استندار هزارسب پس از عدم همراهی مردم کجور و کلار ناامید گشت و به سوی ری و سپس همدان رفت. ملک اردشیر به سوی ازبلو و تنکا رفت و قلعه‌های آن را فتح نمود و مردم دو ولایت ازبلو و تنکا را مظیع خود ساخت. او حاجی شاه خسرو زا به نیابت از خود حاکم ازبله و تنکا نمود و و در رویان هزبرالدین خورشید را به نیابت از خود حاکم کرد و به ساری بازگشت.[۵۵]

استندار زرینکمر بن جوستان

وی نوهٔ استندار کیکاوس بود پس از هزارسب به حکومت رویان رسید.

استندار بیستون بن زرینکمر

استندار بیستون فرزند زرینکمر پس از پدر بر رویان و دیلمان حکومت راند. در عصر او ملوک گیلان بر آن شدند که دیلمان را از رستمدار جدا نمایند ولیکن استندار بیستون به مقاومت برخاست و در چند نوبت لشکر گیلان را شکست داد و تا سیاه رود گیلان را تصرف نمود. به گفته اولیاالله آملی بخاطر لشکرکشی استندار بیستون هیچ شبی در شهرهای گیلان از ترس استندار ایمن نبود و مردم ترسیدند و فریاد برآوردند اکنون رستمداریان آمده‌اند.[۵۶]

استندار فخر الدوله ناماور بن بیستون

استندار فخرالدوله ناماور فرزند استندار بیستون بود که به مدت بیست سال بر بر رویان و تمام دیلم تا حدود گیلان حکومت نمود. او پسر خود حسام الدوله اردشیر را قائم مقام خود بر دیلمان کرد و پسر دیگر خود اسکندر را قائم مقام خود در ناتل کرد و خود بر رویان (کجور و چالوس و کلار) حکومت راند. وی در سال ۶۴۰ قمری از دنیا رفت.[۵۷]

استندار شهراگیم بن ناماور

استندار شهراگیم پسر استندار فخرالدوله ناماور بود که سی و یک سال به حکومت پرداخت. در عصر او ملوک گیلان در پی آن آمدند تا دیلمان را از رستمدار جدا نمایند. استندار شهراگیم طاقت مقاومت نداشت و از دیلمان عقب نشست و به نمکابرود آمد و لشکر گیلان تا چند روز در نمکابرود به جنگ پرداختند ولی نتوانستند شهراگیم را بیشتر به عقب برانند بنابراین نمکابرود حد بین گیلان و رستمدار شد.[۵۸]

محال ثلاث نور (محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق)

محال ثلاث نور منطقه ای در غرب مازندران متشکل از سه منطقهٔ نور، کجور و کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) بوده که پس از انقراض سلسلهٔ پادوسبان در منطقهٔ رویان و رستمدار شکل گرفت که از آن به عنوان ولایت نور یا محال ثلاث نور یاد می‌شده است. در عصر صفوی منطقه کلارستاق و کجور از توابع نور به حساب می‌آمدند و این مسئله تا اواخر عصر صفوی پایدار ماند. در این دوره حکامی از منطقه یوش نور همچون عباسعلی بیک ویلک یوشی نوری بر محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق حاکم بودند.[۵۹] در دوران سلطان حسین صفوی، کیا نعیم بیک میار از خاندان کلارستاق که از نوادگان ملک کیومرث رستمدار بود حکمران محال کجور، کلارستاق، کلاردشت و مضافات گردید و پس از او برادرش کیا عباس میار کلارستاقی حاکم ولایت نور گشت.[۶۰] در عصر زندیه محمد خان دادوئی از خاندان سوادکوه حاکم مازندران و محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق گشت.[۶۱]

نبرد رویان (کلارستاق، کجور و نور) و گیلان

درسال ۸۳۰ میان ملک کیومرث رستمدار حاکم رویان (کلارستاق، کجور و نور) با حکام کیایی گیلان دشمنی سخت پدید آمد و در نهایت ملک کیومرث رستمدار با حمایت اهالی کجور و کلارستاق در سال ۸۳۱ قمری به سرزمین کیاییان گیلان حمله نموده و منطقهٔ تنکابن را فتح نمود و عمارت خاصه سید داوود کارکیا را آتش زده و برخی از حامیان کیاییان را به قتل رساند کیاییان ناحیه تنکابن را به او واگذار نمودند ملک کیومرث بین سال‌های ۸۰۷ تا ۸۵۷ قمری بر رویان حکومت راند و مرزهای حکومت ملک کیومرث از شرق تا لاریجان آمل و از غرب تا تنکابن و از جنوب تا طالقان امتداد می‌یافت.[۶۲]پس از ملک کیومرث حکومت او بین دو پسرش کاووس و اسکندر تقسیم گشت ملک کاووس و هشت تن از نوادگان اسکندر بر کجور و کلارستاق حاکم گشتند و ملک کاووس و نه تن از نوادگان او بر نور و لاریجان حاکم گشتند و این دو سلسله تا اواسط سلسله صفوی بر منطقهٔ رویان (کلارستاق، کجور و نور) پایدار ماند.

محال ثلاث تنکابن، کلارستاق و کجور

پس از الحاق دوبارهٔ تنکابن به مازندران توسط مهدی خان خلابر در عصر قاجار منطقه کجور و کلارستاق از ولایت نور به تنکابن الحاق گشتند و اینگونه محال ثلاث تنکابن شکل گرفت که مرکزیت آن با شهر خرم‌آباد بود که حاکمیت آن معمولاً با خاندان خلابر تنکابن بود ولی در دورانی نیز نصرالله خان نوری و عباس قلی خان نوری و اقتدار الممالک کجوری هر سه از منطقه کجور و عبدالعلی خان فقیه از منطقهٔ کلارستاق به حاکمیت محال ثلاث تنکابن رسیدند و در اواخر عصر قاجار افرادی چون کلنل بصیر دیوان و سرهنگ فضل‌الله پهلوی هر دو از منطقهٔ سوادکوه به حاکمیت محال ثلاث تنکابن رسیدند. در دوران قاجار و اوایل پهلوی اشخاصی چون محمود میار و آقا خان میار و اسدالله میار (پسر مرتضی قلی بیک میار) و آقا بزرگ میار و علی خان میار (پسر اسدالله خان میار) و عزیزالله خان میار (پسر زمان خان میار) و محمد امین میار (پسر میرزا عبدالله خان میار) و همچنین میرزا محمد خان فقیه و عبدالعلی خان فقیه با عنوان نائب الحکمهٔ کلارستاق به حاکمیت کلارستاق رسیدند. الحاق کلارستاق و کجور به تنکابن جنگ‌های صد ساله بین خاندان‌های کلارستاق و کجور با خاندان خلابر تنکابن را در پی داشت.[۶۳]

نبرد تنکابن و کلارستاق

جعفر قلی خان خلابر تنکابنی با ورود به منطقهٔ کلارستاق بنای ناسازگاری و تکالیف شاق بر آنها داشت. این واقعه موجب اعتراض مردم کلارستاق گردید که در راس آن آقا خان میار کلارستاقی قرار داشت. در این میار آقاخان میار توانست با حمایت اهالی کلارستاق و کجور مقر جعفر قلی خان خلعتبری را مورد حمله قرار داده و موفق شد او را شکست دهد[۶۴] و جعفر قلی خان تنکابنی پس از این شکست به خرم‌آباد مرکز تنکابن فرار نمود و در نهایت فتحعلی شاه قاجار فرمان حکومت کلارستاق به نام آقا بزرگ میار کلارستاقی زد.[۶۵]

فتح تنکابن توسط مجاهدان مازندران (کلارستاق و کجور)

پس از مشروطه ناراضیت مردم منطقه کلارستاق و کجور نسبت به خلابران تنکابن شدت یافت و در سال ۱۳۳۳ قمری عده ای از ناراضیان محلی کجور و کلارستاق که در راس آن علی دیوسالار کجوری (سالار فاتح) قرار داشت برای شکایت از حکومت علی قلی خان امیر اسعد خلعتبری (حاکم تنکابن) به تهران نزد سپهسالار تنکابنی نخست‌وزیر وقت شکایت می‌کنند ولی از آنجا که حاکم تنکابن خود توسط سپهسالار تنکابنی انتخاب شده بود این نارضیان به نتیجه ای نمی‌رسند بنابراین خود به محال ثلاث مراجعت کردند تا امیر اسعد خلعتبری را خود اخراج کنند؛ بنابراین علی دیوسالار کجوری ابتدا قصد تصرف اموال محمد ولی خان تنکابنی (سپهسالار تنکابنی) را در مناطق کجور و کلارستاق را نمود در این هنگام محمد ولی خان تنکابنی نیروهای خواجوند را علیه علی دیوسالار کجوری تحریک نمود اما علی دیوسالار کجوری توانست در منطقه لیتنگان نوشهر نیروهای خواجوند را شکست دهد. در همین راستا علی دیوسالار کجوری (سالار فاتح) در صدد تصرف تنکابن برآمد در این میان نیروهای کجور و کلارستاق به فرماندهی علی دیوسالار کجوری توانست نیروهای تنکابن را که فرماندهی آن‌ها را اکرم الممالک خلعتبری پسر امیر اسعد خلعتبری برعهده داشت را شکست دهند و خرم‌آباد مرکز تنکابن به اشغال نیروهای کجور و کلارستاق درآمد.[۶۶] امیر اسعد خلعتبری حاکم تنکابن پس از اینکه از علی دیوسالار کجوری شکست خورد به سوی رودبار الموت فرار نمود.[۶۷]

حزب جنگل کلارستاق

اتحادیه کشاورزان کجور و کلارستاق توسط جمعی از خان‌های کلارستاق و کلاردشت در غرب مازندران، مانند کاظم خان عسگری، ناصر خان یزدانی، عزیزالله خان میار، کاظم خان زال‌زر، ملک زال نژاد و چند تن دیگر از خوانین غرب کلارستاق به مرکزیت روستای سینوا در چالوس تأسیس شد. حزب جنگل که نام آن بیشتر با نام محمدکاظم زال زر از خوانین محلی پیوند خورده در سال ۱۳۲۴ اعلام موجودیت نمود. اکثریت اعضای حزب جنگل را بومیان و مالکان کلارستاق تشکیل می‌دادند که در جهت حفظ منافع خود به مقابله با حزب توده که عمدتاً از مهاجران گیلانی تشکیل شده بود، پرداختند. اعضای حزب جنگل کلارستاق با جمعیت طبرستان که در کجور (نوشهر) و نور شکل گرفته بود نزدیکی و اتحاد داشتند. حزب کشاورز که بعدها حزب جنگل نام گرفت در اوایل پهلوی دوم برای مبارزه با حزب توده و کمونیست‌ها توسط بومیان کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) در منطقهٔ کلارستاق ایجاد گشت. در دوران پهلوی اول گروهی از مردم شرق گیلان و شرق مازندران به ویژه از شهرهای لنگرود و آمل برای کار زراعت و همچین کار در کارخانه حریربافی به شهر چالوس مهاجرت نمودند به گفتهٔ عزیزالله خان میار (حاکم کلارستاق) پس از اینکه روس‌ها تمام نواحی شمال ایران را تصرف نمود تمام زارعین و کارگران گیلانی و تعداد کمی از طبقات بومی کلارستاق عضو حزب توده شدند و روس‌ها هم به آنها کمک می‌کردند.[۶۸] قبل از تأسیس حزب جنگل مردم بومی منطقه کلارستاق و کجور حزبی به نام (اتحادیه کشاورزان و کارگران کجور و کلارستاق) را ایجاد نمودند در این زمان (اتحادیه محال ثلاث) که جنبهٔ سیاسی نداشت در شهر شهسوار ایجاد گشت و بعدها (حزب دموکرات) توسط ایل کجور ایجاد گشت.[۶۹] عزیزالله خان میار می‌گوید روزی دیدم حزب توده عده ای از مالکین (بومیان کلارستاق) را گرفتند و با گذاشتن پوست هندوانه بر سر آنها بدترین رفتار را با آنها می‌کردند.[۷۰] من همان شب سران کجور و کلارستاق را جمع نمودم و قرار بر این شد علیه حزب توده قیام کنیم و در جنگل سینوا چالوس ستاد خود را تشکیل دادیم و شروع به مبارزه کردیم. در نهایت به دعوت اسدالله رزمجو در منزل شیخ عباس فاخری در روستای علوی‌کلا (الف کلا) شهرستان چالوس حزب به صورت رسمی تشکیل گشت. در مقدمهٔ تأسیس حزب در نامهٔ لطفعلی خان میار به برادری و اتحاد اهالی کلارستاق با برادران کجوری و نوری و کسب حمایت از آنان اشاره شد. از جمله خاندان‌های کلارستاق که عضو حزب جنگل بودند می‌توان به خاندان‌هایی همچون میار (میارکیانی، میارکجوری، میار کلارستاقی، میار سوادکوهی، میار تبرسویی، میار بورسر، میار لاهویی، میار کلاردشتی، میارکلایی، میار ملک مرزبان، میارعباسی)، فقیه، نجار (نجاریان)، عسکرج (عسکری)، حیدریان، یزدانی، سلطانی، درخشان، کیاپاشا، انگورج، انگورج تقوی، تقوی، حاتمی، فشکورج (فشکوری، کوهستان، باباکوهستانی)، براری، بابایی، بابازاده، طاها، زندی، سام (سام دلیری)، دلیرج (دلیر، دلیری)، الیتیج (الیت، الیتی، بالی، بائی)، زال زر، زال، زال نژاد، الکائیج (الکایی، الکایی نژاد، شاه حسینی، بالی لاشک)، بانج، بادرج، گلامرج، ازوج (ازوجی)، امدادی، متکا، متکا ربیعی، مکارج (مکا)، دادوئی، سیار، الاملج (الاملی، ردایی، قطبی)، هرج، بانج، کاویانی، کیانی (کیان)، ثنایی، جمشیدی، شیخ (شیخی)، اسفندیاری، ناترج (ناطری، ناتری، شمس ناتری)، شمس، ناتلی، رویانی، چنس، فشمی، کیا (کیا لاشکی، کیا نوری، کیا کجوری، کیا دلیری، کیا مکارج)، کالج (کالجی)، کیله (کیله رودبارکی)، کلورج، کلورت، کاوه، فرهادی (فرهادیان)، لهراسب (لهراسبی)، خواچکی، درجان، فولادی، نادری، نصیری، نجاتی، سمایی، منوچهری، پوستین دوز، ارسقانی، سلیمانی، ولایی، رئیس، نمدسو، سادات (حسنی، حسینی، موسوی، محمدی، علوی، مرتضی خان علیزاده کجوری، هاشمی، هاشمی نژاد، هاشم‌نژاد، مهدوی)، احمدی، محمدی، محمدنژاد، طبری، طبرسی، طبرسویی (تبرسویی)، سوادکوهی، کلاگر، کاردر، کاردگر، میردار (میردار منصور پناهی)، شرج (شیرج، شیرسوار)، اکج (اکیج)، امرج، ورج (وریج)، مالج (مالمیری)، مجلج (مجلی)، محمدعباسی (مجنون)، توپا (توپا ابراهیمی، توپا اسفندیاری، توبا)، متاج (متاجی)، ردایی، رودگر، رنگرز، روجات، تیرگرج (تیرگر، تیرگری، تیرگرسناری، فاخری، مقیمی)، درزی، نکورایی، یاوری، صدیقی، کریمی، لاریجانی، نوری، رودبارکی، کلاری، کلارستاقی، کندولسی، لاشکی، دیوسالار، قارن، دیکلا، منکلا، گالش، گرجی، کِرد (کُرد)، کراکلایی، کَر (کَر خواچکی)، کرکبودی (نعیم حسنی، نعیم امینی، نعیمایی)، آهنگر (حدادی)، قمی، ناترج، دلفان و غفاری اشاره کرد. اعضای حزب توده در شهر چالوس و بعدها در شهرهای نوشهر و کلاردشت و شهسوار و رامسر به اعمال خشونت باری دست زدند من جمله: حمله به کلانتری و مراکز نظامی برای به دست آوردن اسلحه و کشتار عده ای ژاندارم، جلوگیری از حمل برنج توسط کشاورزان، حمله به ساختمان‌های اداری و تخلیه آنها، آتش زدن مهمانخانه‌ها، کشتار مردم و غارت خانه‌ها و غیره.[۷۱] در میانهٔ درگیری حزب جنگل با حزب توده اعضای دو حزب شکایات خود را علیه یکدیگر به دولت وقت مطرح می‌کردند و در این میان حزب توده نه تنها اعمال خشونت بار خود را به گردن نگرفت بلکه آن را به اعضای حزب جنگل نسبت می‌داد. در این میان به علت گرایش برخی از اعضای دولت به کمونیست و حزب توده باعث گشت شکایات حزب جنگل راه به جایی نبرد و افکار عمومی به شدت علیه حزب جنگل جبهه گرفتند؛ بنابراین عزیزالله خان میار و کاظم خان زال زر به محمدرضا شاه نامه نوشتند و ژاندارمری کل کشور دستور خلع سلاح حزب توده را نمود. اعضای حزب توده نیز با وعده پول و مقام برخی از اعضای حزب جنگل همچون ناصر قلی خان یزدانی را به سمت خود کشیدند و به او ریاست حزب تودهٔ ایل خواجوند را دادند. در جریان مبارزات حزب جنگل با حزب توده در سال ۱۳۲۵ در واقعهٔ کریم آباد عزیزالله خان میار که فرماندهی مبارزات را بر عهده داشت با شلیک گلوله مجروح گشت. پس از مجروحیت عزیزالله خان اعضای حزب جنگل علیه حزب توده به قوام السلطنه نام نوشتند و بعد از بررسی با دستور پیرنیا رئیس کل بازرسی قرار بر این شد که اعضای حزب توده تحت تعقیب قرار گیرند. اعضای حزب جنگل به محمدرضاشاه جریان منازعات را تلگراف نمودند و خواهان کیفر اعضای حزب توده شدند. در تلگراف چنین آمده بود که جان نثاران حزب فداکار جنگل کلارستاق با بودن قشون بیگانه برای استقلال کشور دست از از جان و مال کشیده، با جانبازی مدت یکسال در جنگل و کوه‌ها با مشقت به سر بردند، حزب توده و خائنین چالوس و مازندران و گیلان که بر ضد دولت مرکزی به نام وطن فروشی قیام نموده و خواستند حکومت خودمختاری تشکیل دهند، ما جانثاران با مبارزات اقدام شوم آنان را فلج نمودیم.[۷۲]ژاندارمری مازندران با کمک از ژاندارمری کل کشور نیروهای خود را برای مبارزه با اعضای حزب توده اعزام نمود. طبق گزارش شهربانی شهسوار در نهایت طیبی رهبر حزب توده توسط اعضای حزب جنگل کلارستاق دستگیر گشت. عزیزالله خان میار و دیگر کلارستاقی‌ها و کجوری‌های عضو حزب جنگل به پاس دفاع از استقلال کشور مفتخر به دریاقت تقدیرنامه و کسب مدال افتخار از محمدرضاشاه پهلوی شدند.[۷۳] عزیزالله خان میار رهبر حزب جنگل کلارستاق در سال ۱۳۳۶ در سن ۵۷ سالگی در گذشت و در شهر مرزن آباد شهرستان چالوس به خاک سپرده شد.

دوران پهلوی

شهر چالوس از جمله شهرهای مشهور رویان و طبرستان قدیم بود. این شهر در زمان حمله امیر تیمور تخریب شد و سپس تا قرن‌های متمادی به صورت روستایی کوچک در منطقهٔ رستمدار درآمد. در دوران پهلوی اول با پشتیبانی دولت وقت آرام آرام به صورت شهری سازمان یافته درآمد و امروزه به شهری زیبا با امکانات فراوان جهانگردی تبدیل شده است. دربارهٔ وجه تسمیه این شهر می‌گویند چون بخش جلگه‌ای نسبت به ارتفاعات پست‌تر دیده می‌شود؛ و به همین دلیل آن را «چاله است» یا «چاله‌اس» می‌نامیدند که در گویش طبری کلارستاقی به آن به چالِس می‌گفتند.

لوگوی شهرداری چالوس

تقسیمات جغرافیایی

پتشخوارگر

پتشخوارگر نام ناحیه ای در تبرستان قبل از دوره اسلام بوده است. در کتیبه شاپور ساسانی از پدشخوارگر با عنوان پدیشخوار کوف «Padišxwār kōf» یاد شده است. در دوره اسلامی به حاکمان طبرستان بدشخوارگرشاه می‌گفتند. طبق نظر ابن فقیه همدانی شهرهای رویان: چالوس، لارز، شرز جزیی از پتشخوارگر است.[۷۴]

حدود مازندران

به مازندران موزاندرون می‌گفتند به سبب آنکه موز نام کوهیست از حد گیلان کشیده تا بلار و قصران که موز کوه گویند. همچنین تا به جاجرم یعنی این ولایت درون کوه موز است اما آنچه منسوب به طبرستان منسوب است از دینار جاری شرقی تا به ملاط که دهی است ورای هوسم می‌گویند که در قدیم بیشه بوده است.[۷۵]

حدود طبرستان

از چالوس و کلار به عنوان یکی از شهرهای طبرستان یاد شده است. ابن رسته[۷۶] مورخ قرن سوم، طبرستان از جانب مشرق به گرگان و قومس و از طرف مغرب به دیلم و از طرف شمال به دریا و از طرف جنوب به به بعضی از نواحی قومس و ری محدود می‌شود. به گفته ابن رسته مراکز و بخش‌های طبرستان چهارده تا است و خورهٔ آمل که کرسی و مرکز آن ناحیت است و شهرهایش عبارتند از: ساری اسرم و مامطیر و تُرنجه و روُبست و میله و مرارکدیه (کدح) و مِهروان و طَمیس و تَمار و ناتل و شالوس (چالوس) و رویان و کلار.[۷۷] اصطخری می‌نویسد: آمل، ناتل، سالوس (چالوس)، کلار، رویان، میله، برجی، چشمهٔ‌الهم، ممطیر، ساری، اسرم، لمراسک و تمیشه در شمار طبرستان است.[۷۸] ابن حوقل در وصف طبرستان می‌نویسد: بزرگ‌ترین شهر طبرستان شهر آمل و در زمان ما حاکم نشین آنجاست. از پلور تا آمل یک منزل است و از آمل به شهر میله دو فرسخ و از میله تا تریجی دو فرسخ و از تریجی به ساری اسرم یک منزل و از ساری اسرم تا استرآباد چهار منزل و از استرآباد تا گرگان دو منزل راه است و از آمل تا ناتل یک منزل و از ناتل تا چالوس یک منزل و به سمت دریا تا عین الهم یک منزل است. ابن حوقل می‌نویسد: شهرهای آمل، شالوس (چالوس)، کلار، رویان، میله، تریجی، عین الهم، مامطیر، ساریه و اسرم و طمیسه جز ولایت طبرستان است.[۷۹] مقدسی نیز در احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم «جرجان، طبرستان، دیلمان و جیلان» را در اقلیم پنجم عالم معرفی کرده است.[۸۰] مقدسی همچنین طبرستان را دارای کوه‌های بسیار و باران فراوان، وصف کرده و آمل را مرکز طبرستان و چالوس، مامَطیر، تُرنجَه، ساریه، اسرم، تمیشه و… را از شهرهای طبرستان دانسته است.[۸۱][۸۲] به نقل از حدود العالم تمیشه، لمراسک، ساری، اسرم، مامطیر، تریجی، میله، آمل، الهم، ناتل، رودان، چالوس و کلار در شمار طبرستان هستند. به گزارش مؤلف حدود العالم ناتل، رودان، چالوس و کلار شهرک هایی‌اند اندر کوه و شکستگی‌ها و این ناحیتی است هم از طبرستان و لکن پادشاهی دیگر است و پادشاه آن استندار خوانند.[۸۳][۸۴] ابوالقاسم بن احمد جیهانی در کتاب اشکال‌العالم می‌نویسد: از شهرهای طبرستان: آمل، ناتل، سالوس (چالوس)، کلارودان، عین‌الهم، مامطیر، ساری، اسرم، تمیشه، استرآباد، جرجان، آبسکون و دهستان است. راه آمل به دیلم، آمل تا ناتل از آنجا تا سالوس و از آنجا تا کلار و از آنجا تا دیلم است.[۸۵] رابینو می‌نویسد: وسعت دیلم تا بیش از یک منزلی مغرب ناحیه کلار طبرستان نبوده است.[۸۶] حمزه اصفهانی مورخ قرن سوم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا می‌نویسد: طبرستان دارای کوره‌های بسیار بود که یکی از آنها سرزمین دیلم است و ایرانیان دیلمیان را اکراد طبرستان می‌نامیدند چنان‌که عربان مردم عراق را اکراد سورستان می‌خواندند.[۸۷] ابن اسفندیار طبرستان را از شرق تا غرب، محدود به دینارجاری تا ملاط دانسته، که معادل تقریبی جرجان و رودسر کنونی هستند.[۸۸] ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان از شهرهای طبرستان که دارای جامع و مصلی بودند چنین نام می‌برد: به هامون آمل، ساری، اسرم، مامطیر، رودبست، تریجه، میله، مهروان، اهلم، پای‌دشت، ناتل، کنو، شالوس (چالوس)، بیخوری، لمراسک، طمیش و به کوهستان کلار، رویان، نمار، کجویه، ویمه، شلنبه، وفاد، الجمه، شارمام، لارجان، امیدوارکوه، پریم و هزارگری.[۸۹] ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران می‌نویسد: حد طبرستان از طرف شرقی دیناره‌جاری و از طرف غربی ملاط که آن قریه شهر هوسم که اکنون به فرضه روده‌سر اشتهارد دارد. حد مازندران از طرف شرقی بیشه انجدان می‌باشد و از طرف غربی ملاط می‌باشد. حد گرگان حالیا که به استرآباد مشهور است و اصلاً دهستان می‌گفتند شرقی دیناره جاری است که حد شرقی تمام طبرستان است و غربی انجدان که حد شرقی مازندران است. به گفتهٔ ظهیرالدین مرعشی مازندران بخشی از طبرستان است و سرزمین طبرستان، گرگان و مازندران هر دو را در بر می‌گرفت.[۹۰]

حدود رویان

رویان به سرزمینی آباد در غرب مازندران گفته می‌شد که شامل نور، کجور، کلارستاق، لنگا، تنکابن، سختسر، هوسم، الموت، طالقان، لورا، ارنگه، رودبار قصران و لارقصران می‌شد.[۹۱] به گفته ابن فقیه همدانی، رویان از کوره‌های طبرستان است و از شهرهای رویان: چالوس، لارز، شرز و بذشوارجر است.[۹۲] در حدودالعالم؛ ناتل، چالوس و کلار از کورهٔ رویان و جزئی از خاک طبرستان معرفی شده است.[۹۳]

حدود رستمدار

از قرن هفتم تا دوره صفویه منطقهٔ رویان عمدتاً با نام رویان یا رستمدار شناخته می‌شد و در این دوره مرزها ی ولایت رستمدار شامل مناطق کلارستاق، کجور، نور، طالقان، لاریجان، لواسانات، شمیرانات و مناطق پشت کوه البرز مرکزی می‌شد.[۹۴] سابقاً طبرستان شامل گرگان، استرآباد، مازندران و رستمدار می‌شد یعنی سرتاسر ناحیه‌ای که بین دینار جاری در مشرق و ملاط لنگرود (واقع در گیلان) در مغرب بود را شامل می‌گشت. سرحدات قدیمی رستمدار عبارت بود از: سیسنگان یا رودخانه مانهیر در مشرق و ملاط لنگرود در مغرب. مدتی بعد این سرحدات تغییر شکل یافتند و می‌توان گفت که رستمدار ناحیه‌ای را که از آمل تا گیلان ادامه می‌یافت شامل می‌شد. رویان نام اراضی مسطح بود ولی همچنین به سرتاسر رستمدار نیز گفته می‌شد.[۹۵]

حدود چالوس‌رستاق

چالوس‌رستاق (čālus restāq) نام ناحیتی در طبرستان و رستمدار است که از سردآبرود در غرب تا رود چالوس در شرق امتداد دارد که برگرفته از نام شهر چالوس می‌باشد. نخستین بار ظهرالدین مرعشی چالوس رستاق را به صورت چالوسه‌رستاق به عنوان ناحیتی از طبرستان و رستمدار ذکر نمود. چالوس رستاق شامل هجده ناحیه به نام های؛ دارکلا، چالوس محله، اورنگ (آبرنگ)، لپاوک (فرج‌آباد)، سلیم آباد، گرامجان، آیش بن، بورسر، فخرآباد، علویکلا (الف کلا)، شیخ کلا، درمش کلا (دارمشکلا)، کردخیل، دوستگر، علی‌آباد، عرب خیل، ذوات و سینوا می‌شده است.[۹۶]

بخش‌های چالوس

بخش شرقی شهر چالوس در ناحیه کُجور و بخش غربی چالوس در منطقهٔ کلارستاق قرار دارد.

کلارستاق

نقشه قدیم مازندران ۱۸۱۴ میلادی

کلارستاق (kelārestāq) نام ناحیه دهستانی در طبرستان و رستمدار است که از دو بخش غربی و شرقی تشکیل شده و به مرکزیت رود سرداب‌رود از هم جدا می‌شوند. بخش کلارستاق شرقی تا رود چالوس و کلارستاق غربی تا رود پلنگاب‌رود که به ترتیب کلارستاق را از بخش‌های کجور و لنگا جدا می‌کنند، امتداد دارد. کلارستاق از جنوب توسط ارتفاعات تخت سلیمان و کندوان در کوه‌های البرز مرکزی از طالقان جدا می‌شود که شامل شهرستان‌های چالوس و کلاردشت است. نخستین بار در قرن هشتم اولیاءالله آملی در کتاب تاریخ رویان نام کلارستاق را به عنوان ناحیتی آباد در رستمدار طبرستان ثبت نموده است که تحت حاکمیت نصیرالدوله شهریار حاکم رستمدار بوده است. نصیرالدوله شهریار با لشکرکشی به گیلان، گرجیان، دیلمان و اشکور، موجب آبادانی رستمدار شد و تا تیمجان رودسر در قلمرو او بود.[۹۷] بومیان کلارستاق به زبان مازندرانی و گویش طبری کلارستاقی صحبت می‌کنند. منطقه کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) به همراه کُجور (نور و نوشهر)، لنگا (عباس‌آباد و نشتارود) و تنکابن بخشی از رویان کهن بود که بعدها رستمدار نام گرفت. رویان کهن از نواحی غربی طبرستان محسوب می‌شده است.[۹۸]

کُجور

کجور از شمال به دریای مازندران و از غرب به رود چالوس و از شرق به سولده (نور) و از جنوب به دره نور محدود می‌شود که شامل شهرستان‌های نور و نوشهر و بخش شرقی شهرستان چالوس می‌شود. بومیان کجور به زبان مازندرانی و گویش طبری کجوری صحبت می‌کنند.[۹۹]

مردم‌شناسی

قومیت

اکثریت جمعیت شهر چالوس را بومیان کلارستاق که طبری‌تبار هستند تشکیل می‌دهند، و ریشه در قوم باستانی تپوری (به یونانی: Τάπυροι) دارند.[۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲] شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین قوم تپوری بودند.[۱۰۳]

مردم مهاجر

بخشی از جمعیت چالوس را مهاجران گیلانی و کرد تشکیل می‌دهند.

در دوران قاجار ایل کرد خواجوند به چالوس تبعید شدند.[۱۰۴] گرچه برخی قبایل کرد در دوره قاجار در ییلاق کجور و کلاردشت سکنی گزیدند.[۱۰۵]

در دوران پهلوی گروهی از اهالی شرق گیلان به ویژه رودسر و لنگرود برای کار در کارخانهٔ حریربافی و کار زراعت به چالوس مهاجرت نمودند. در سرتاسر دره چالوس[کجا؟] به گویش شرقی زبان گیلکی تکلم می‌شود.

[نیازمند منبع]

جمعیت

بر اساس آمار سازمان سرشماری ایران در سال ۱۳۹۵ شهر چالوس با جمعیتی بالغ بر ۶۵٬۱۹۶ نفر پرجمعیت‌ترین شهر غرب مازندران بوده است.[۱۰۶]

بر اساس آمار سازمان آمار ایران در سال ۱۴۰۲ شهر چالوس با جمعیتی بالغ بر ۱۰۵،۰۱۵ نفر پنجمین شهر پرجمعیت استان مازندران و پرجمعیت‌ترین شهر غرب مازندران بوده است.[۱۰۷][۱۰۸]

زبان

مردم بومی شهر چالوس به زبان طبری، که به تبری کلارستاقی شهرت دارد، صحبت می‌کنند.[۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴] همچنین در نواحی شرق چالوس که خود بخشی از کجور است،[۱۱۵] کجوری‌ها ساکن هستند که به گویش کجوری از زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۱۱۶] مردم چالوس به زبان طبری کلارستاقی[۱۱۷] که گویشی از زبان مازندرانی است سخن می‌گویند. زبان طبری کلارستاقی به همراه زبان طبری کجوری زیر مجموعه گویش طبری رویانی می‌باشد که از شهرستان نور تا نشتارود در شرق تنکابن گویش می‌شود. گویش طبری رویانی زبان حکام اسپهبد رویان نیز بوده است. در گذشته سرزمین رویان شهرستان‌های نور، نوشهر، چالوس، کلاردشت (کلار)، عباس‌آباد (لنگا) و تنکابن را شامل می‌شد و گاهی مرز غربی آن تا رودسر ادامه می‌یافت.[۱۱۸] زبان طبری زبانی است که در استان مازندران و قسمت‌هایی از استان‌های گلستان، سمنان، تهران و البرز رایج است. طبری استان مازندران به سه گویش غربی، مرکزی و شرقی تقسیم می‌گردد. گویش طبری چالوس (کلارستاقی) جز گویش غربی طبری محسوب می‌شود. گویش طبری غربی در محدوده میان چالوس و تنکابن گویش می‌شود.[۱۱۹]

  • برخی جملات در گویش کلارستاقی چالوس به شرح زیر می‌باشند. (نمونه زیر براساس گویش چالوس تنظیم شده است)[۱۲۰]
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
اسبی سر پل گیر کرده است asbi pel-e sar gir hākurde
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
دختری آمد kijaei bimā
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
مردانی داشتند می‌آمدند mardakuni dar-e emanne
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
روزی پیش من می‌آیی ye ruz me var eni
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
یک زن دارد می‌آید yattā zanā dar-e ene
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
یک شب باید بروم پیش حسن ya šu veni buāram hasane var
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
یک روز باید پیش تو بیایم ya ruzi veni biyam te var
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
جایی او را دیده‌ام ya jaei vere badiyamme
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
هر دختری دختر من نمی‌شود har kijāei me kijā navune
فارسی معیار مازندرانی (لهجه چالوس)
هیچ درختی وجود ندارد hič dāri da-niye

خطر انقراض قوم طبری

به گفته پژوهشگران آمار بالای طلاق، باروری کم، سالمندی و ازدواج پایین از مشکلات حوزه جمعیت در میان قوم طبری به ویژه طبری‌های مازندران محسوب می‌شود. پژوهشگران به روند پیری جمعیت قوم طبری اشاره نموده و بر لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت تأکید دارند. پژوهشگران خطر انقراض قوم طبری (مازندرانی) را در کشور خطر جدی می‌دانند. براساس غربالگری از ۴۳۰ هزار زوج طبری (مازندرانی) در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۰ هزار زوج نابارور در مازندران شناسایی شدند.[۱۲۱]

فرهنگ

فرهنگ طبری و رسم و رسوم مازندرانی با زندگی مردم چالوس عجین شده است. از جمله آداب و رسوم مرسوم در چالوس نوروزخوانی است که بعد از نیمه اول اسفند ماه در شهر و روستای این دیار مرسوم است.

نوروزخوانان متشکل از چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله‌کش می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و به زبان مازندرانی می‌خواند:

باد بهارون بیمو نوروز سلطون بیمو
مژده هادین به دوستون گل به گلستون بیمو

از رسوم سنتی مردم چالوس می‌توان به تیرماه سیزده، نوروزخوانی، چله شو، آفتاب خواهی، باران خواهی، آیین سنتی ۲۶ عید ماه، تیرگان و … اشاره کرد.

همچنین رقص دروم (تکدست) از رقص‌های بومی و پهلوانی این منطقه است که در بین مردم چالوس، نوشهر، نور، عباس‌آباد و آمل رواج دارد.

از بازی‌های سنتی مردم چالوس می‌توان از آغوزکا (گردو بازی)، چلیک مارکا (گلی کاچ)، ریسمان بازی و رزین کا نام برد.

چالوس در اشعار پارسی

ملک الشعرای بهار:[۱۲۲]

بنگر یکی به منظر چالوس کز جمال صد ره به زیب و زینت مازندران فزود
زان جایگه به بابل و شاهی گذاره کن پس با ترن به ساری و گرگان گرای زود

ورزش

ورزش کشتی به ویژه کشتی‌های محلی مازندرانی همچون کشتی میس میسی و کشتی لوچو در این منطقه رایج است.

آیین‌های مردم چالوس

آیین خورمیا

مردم مازندران به ویژه مردم چالوس آیینی نمایشی را تحت عنوان «خورمیا= خورشیدخواهی» در باور دارند که به هنگام تداوم زمان بارندگی آن را به اجرا درمی‌آورند و به موجب آن از خداوندگار خود پایان ریزش باران و شروع تابش خورشید را خواهان می‌شوند.

کسانی که آیین «خورمیا» را بجا می‌آورند «خورمیا توار= از تبار خورمیا» نامیده می‌شوند. خورمیا تباران پس از مراجعهٔ مکرر مردم اقدام به اجرای آن می‌کنند. آنان این نمایش را گروهی اجرا می‌کنند. سردستهٔ «خورمیا گران» جارویی را بر نوک چوبی بلند فروکرده، پوست پر پشم بزی را به عنوان جلیقه بر تن می‌کند، سپس تعدادی چارق کهنه، یک عدد غربال و چند زنگوله به کمر و بازوها می‌آویزد. افراد گروه او نیز در حالیکه دسته‌ای علف نسبتاً بلند یا سرشاخه‌های نرم درختان و بوته‌ها را در دست دارند لباس مشابه با رنگی متفاوت پوشیده و سردستهٔ آنان چماقی در دست دارد که جمجمهٔ اسبی را در آن فروکرده است. گروه اول در حالیکه سرها را به سمت آسمان گرفته‌اند و جارو یا دسته‌های علف را در هوا به نحوی می‌چرخانند که گویی دارند ابرها را از آسمان جارو می‌کنند با حرکاتی که تداعی‌کنندهٔ جارو کردن با حالتی خشمگینانه است اشعاری را به زبان مازندرانی (گویش کلارستاقی) با مضمون زیر می‌خوانند:[۱۲۳]

آی خورمیا آی خورمیا، من در شمه قهر خدا

تیم جار تیم بَپیسه، ورزیگرِ لینگ بَپیسه، گسنِ دِم بَپیسه، کرد کینگِ بِن بَپیسه، وَرزایِ سم بَپیسه، وِ چک تا دم بَپیسه.

اوندَسِ واش بَپیسه، نِسُمِ راش بَپیسه، دارِ تَلی بَپیسه، باغِ هَلی بَپیسه، کَندِلِ بار بَپیسه، خوردیمِ دار بَپیسه…

آی خورمیا، آی خورمیا، من دشِّمه قهر خدا

ای خورشید که نمی‌تابی، ای خورشید که نمی‌تابی، من دارم می‌روم که شکایت به نزد خدا برم

بذر خزانه پوسید، پای برزگر پوسید، دم گوسفند پوسید، نشیمن‌گاه چوپان پوسید، سم گاو شخم‌زنی پوسید، از ساق پا تا دمش پوسید.

ارزاق در سیلو پوسید، درختی که در محل تابش خورشید قرار داشت پوسید، درخت تیغ دار پوسید، باغ آلوچه پوسید، بار گاو ماده پوسید، درخت آفتاب گیر پوسید…

ای خورشید که نمی‌تابی، ای خورشید که نمی‌تابی، من دارم می‌روم که شکایت نزد خدا برم

اقلیم آب و هوایی

چالوس به دلیل مجاورت با دریای مازندران از آب و هوایی معتدل و مرطوب برخوردار است. حداکثر دمای چالوس در فصل تابستان ۲۴ تا ۳۵ درجه و در زمستان ۱۵ تا ۸ درجهٔ سانتی گراد می‌باشد. از لحاظ آب و هوایی منطقه خاورمیانه که ایران در راس آن قرار دارد، با پدیده گرمایش جهانی روبه‌رو شده است. چالوس با وجود اینکه در شمال ایران که منطقه مرطوب و سردسیری هست، در سال های اخیر از جمله شهرستان هایی بوده که با پدیده گرمایش جهانی مواجه شده است. به طوری که طبق آمار آب و هوایی از سرد و مرطوب به معتدل و مرطوب تغییر کرده، میانگین دما چه در تابستان چه دیگر فصول با افزایشی قابل توجه همراه بوده است. میزان بارش نیز از بالای ۱۰۰۰ میلی‌متر به ۷۲۲ میلی متر رسیده است. روزهای یخبندان در سال ۲۹۲ روز بوده که به ۲۱۱ روز رسیده است.

جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و گردشگری

تله کابین منطقه توریستی تفریحی نمکاب‌رود
رود چالوس و سردآب‌رود

کرانه‌های زیبای این دو رود که جای بسیار خوب برای دورهمی و گذراندن با دوستان و خانواده می‌باشد.

دریا

بلوار دریا و جایگاه و جُنگ گردشگری توسکا و جاده کرانه‌ای شهر چالوس که تا کرانه خط‌هشت ادامه دارد.

دریاچه

دریاچه ولشت در جاده چالوس، آبگیر هسل (مشعل) و سد زیبای زوات در دل بیشه‌زار چالوس

جاده‌ها

جاده چالوس، جاده جنگلی عباس‌آباد به کلاردشت، جاده شناخته شده کندوان و جاهای بسیار زیبا و دیدنی در راستا و ادامه آن مانند روستای و سد سیاه بیشه، گردنه هزارچم و هفت برادران و آبشار دیدنی جاده کندوان و دیگر

کاخ چایخوران (شماره ثبت تاریخی ۱۰۴۵)

این کاخ که از بناهای دوره پهلوی اول است در جنوب میدان معلم چالوس و در منطقه‌ای موسوم به محوطه کاخ واقع شده و اکنون به عنوان مکان اداره کافیشاپ/رستوران مورد استفاده قرار دارد. این بنا در محوطه‌ای به مساحت تقریبی ۴۰۰۰ متر مربع در یک طبقه و زیر زمین احداث شده است.

کاخ شمس ملکه مادر (کاخ مادر شاه)

این کاخ که از بناهای دوره پهلوی دوم است که در مجاورت شهر چالوس در روستای مازوپشته، ابتدای جاده زوات و در ابتدای کمربندی نمکاب‌رود در کنار جنگل احداث شده است. این کاخ در دو طبقه ساخته شده است و برای اقامت موقت مادر محمدرضا شاه پهلوی تاج‌الملوک آیرُملو (همسر دوم رضا شاه)در مدتی که محمدرضا پهلوی در رامسر به سر می‌برد به دستور وی و توسط بنیاد پهلوی و تحت نظر اسدالله علم ساخته شد.

هتل بنیاد پهلوی چالوس

هتل بنیاد پهلوی در ضلع شرقی میدان معلم شهر چالوس واقع شده است. این بنا در دوره پهلوی اول به عنوان هتل در دو طبقه و زیرزمین، در امتداد شمالی و جنوبی احداث گردیده و بعد از انقلاب به سپاه پاسداران واگذار شد و هم‌اکنون به عنوان درمانگاه تخصصی امام رضا مورد بهره‌برداری می‌باشد.

ویلاهای جنگلبانی

مجموعه‌ای شامل پنج ویلا در ضلع شمالی میدان معلم شهر چالوس درمحوطه سازمان جنگل‌ها و در فاصله اندکی از جانب شرقی رودخانه چالوس واقع شده است. این ویلاها تماماً دو طبقه و تنها قسمت کرسی آن‌ها از سنگ‌های تراشیده ساخته شده است. علاوه بر سنگ مصالح متداول روز از جمله آجر و چوب و … در ساخت آن‌ها بکار رفته است.

پل فلزی چالوس

این پل که در مرکز شهر و بر فراز رود چالوس قرار دارد بنای آن در سال ۱۳۱۱ خورشیدی شروع و در سال ۱۳۱۲ به بهره‌برداری رسید. طول پل ۲۰۰ متر و عرض گذرگاه باجان پناه ۶٫۵ متر می‌باشد. قسمت فلزی آن دارای یک چشمه به طول ۶۸٫۵ متر است و در سو به دو دهانه طاق منتهی می‌شود. اتصالات فلزی تماماً پرچ کاری و به گونه تزئینی است. دو طرف پل به صورت پایه چراغ‌ها و مجسمه شیرهای سیمانی آراسته شده است.

دبستان پروین اعتصامی

این بنا که در ضلع شمالی خیابان امام واقع شده است. در سال ۱۳۱۲ خورشیدی هم‌زمان با احداث کارخانه حریربافی به عنوان رستوران کارخانه بنا گردید و در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی مرکز فرماندهی نیروهای ارتش شوروی سابق بود. پس از خروج متفقین از سال ۱۳۲۵ تاکنون این بنا با نام دبیرستان شاپور و پس از مدتی تحت نام دبستان پروین اعتصامی مورد بهره‌برداری آموزشی است. ساختمان مدرسه از یک طبقه و زیرزمین تشکیل شده است و ورودی آن در جهت جنوبی و دارای سردر تزئینی است.

کارخانه حریربافی چالوس

عملیات ساختمانی کارخانه از سال ۱۳۱۲ ش آغاز و در سال ۱۳۱۵ به پایان رسید. حریربافی چالوس که در زمان خود در خاورمیانه بی‌نظیر بوده از سال ۱۳۱۵ تا سال ۱۳۳۷ بکار تولید محصولات ابریشمی طبیعی انواع پارچه، جوراب، پرده و کراوات و غیره به منظور صدور به کشورهای دیگر اختصاص داشت. در این سال کارخانه تعطیل و دستگاه‌های آن به رشت انتقال یافت.

پارک جنگلی ورگاویج

پارک جنگلی ورگاویج در منطقه ورگاویج، کیلومتر ۳ جاده چالوس، پشت کمربندی چالوس به نوشهر قرار دارد. جنگل ورگاویج از شمال به دریای خزر، از جنوب به سلسله جبال البرز محدود می‌شود. این پارک علاوه بر جاذبه‌های گردشگری و توریستی، سیاست حفظ و حراست از گونه‌های نادر و حفاظت‌شدهٔ گیاهان جنگل‌های هیرکانی را به‌طور جدی دنبال می‌کند.

پارک جنگلی نمکاب‌رود

این پارک بیش از ۲۰۰ هکتار مساحت دارد و مانند سایر پارک‌های جنگلی، درختان خودرو و انبوهی را درخود جای داده است. گونه‌های مختلف گیاهان شمشاد آن بیش از ۷۰۰ سال برآورد گردیده است. پارک نمکاب‌رود با طبیعت بکر و وحشی، ضمن حفظ سیستم‌های اکولوژیکی به عنوان یکی از پارک‌های جنگلی زیبای جهان محسوب می‌شود.

راه سنگ‌فرش

این راه که از آن به عنوان راه ناصرالدین شاهی یاد می‌کنند. ۳ متر عرض دارد و از سنگ‌های چیده شده در کنار هم شکل گرفته است و اکنون در برخی از نقاط جنوب شهر چالوس نظیر سینوا و مازی پشته می‌توان این راه را مشاهده نمود. گویا این راه چالوس را به منظریه شمیران متصل می‌نموده است.

هتل نیمه تمام

این بنا در مرکز شهر می‌باشد و مربوط به دوره پهلوی اول می‌باشد و عملیات احداث آن در سه طبقه توسط شرکت آلمانی در دست انجام بود. اما گویا از آنجا که سازندگان آن نتوانستند رضاخان را در مورد استحکام آن متقاعد سازند، ادامه ساخت آن متوقف و تا به امروز به صورت نیمه تمام باقی‌مانده است. امروزه بخش‌هایی از آن توسط برخی نهادها مورد استفاده می‌باشد.

ساختمان تخریب‌شده کارخانه حریربافی چالوس

ساختمان اصلی با مساحت ۲۷ هزار متر مربع، عملیات احداث آن از سال ۱۳۱۲ آغاز و در ۱۳۱۵ پایان یافت.

بیمارستان تخریب‌شده قدیمی چالوس

ساختمان این بیمارستان در ۱۳۱۸ بنیاد نهاده شد. با معماری سبک رضاشاهی از باشکوهترین بناهای بیمارستانی به‌شمار می‌رفت که بر روی تپه‌ای مصنوعی ساخته شده بود. ساختمان آن در اوایل دهه نود شمسی تخریب و زمین آن به حیاط بیمارستان جدید تبدیل شد.

بوستان‌ها
بوستان جنگلی فین در جاده چالوس، بوستان معلم، بوستان سنگی در ورودی شهر، بوستان محوطه کاخ و بوستان شهرک نواب که بر فراز شهر چالوس جای دارد به مانند بام چالوس برای دیدن همه جای شهر چالوس کاربرد دارد.
هتل‌ها
هتل کوروش، هتل ملک، هتل پارسیان خزر (هتل‌هایت) و چند مسافر خانه شهری
پاساژها
شهر چالوس در میان شهرهای غرب مازندران بیشترین تعداد پاساژ و مرکز خرید را دارد، نام پاساژهای شاخص در چالوس:

  • ملت
  • ردایی
  • نصیری
  • الماس
  • میلاد نور
  • البرز
  • رضا
  • قائم
بازار روز سنتی

در نزدیکی رودخانه چالوس، بازار روز سنتی چالوس قرار دارد. در این بازار تره بار و ماهی تازه به فروش می‌رسد.

کاخ شاه‌چشمه
بام چالوس
روستاها و دیگر اماکن دیدنی شهرستان

روستاهای بسیار زیبای انگوران و الیت و دلیر از وردی دزبن و روستاهای بسیار زیبای طویر، فشکور، بیجدنو و ناتر از ورودی دوراه‌سر و روستاهای ماسال و باندر مرزن‌آباد و روستاهای گویتر، کلنو، کردیچال، پیشنبور، مجل، رودبارک و شهر دیدنی حسنکیف در کلاردشت و روستای سنار و دریاچه زیبای ولشت در مرزن‌آباد و روستای ممدآباد در راستای جاده کندوان و روستای زیبای مازوپشته و ذوات همراه با چشم‌اندازی زیبا در کنارهای بیشه‌زارهای چالوس و از تِجَک که بر فراز چالوس هست دیدن کنید، روستاهای امامرود و کلاچان و شهر هچیرود و روستای مِسده و سنگ‌وارس و شهر نمک آبرود با بازی و سرگرمی‌ها و رستوران‌ها و تله‌کابین و سورتمه و پرواز با بالن و هواپیمای کوچک و تفرجگاه نمک آبرود که بخش بالن سریال پایتخت در آن انجام شد و خرید از فروشگاه‌های ایران‌کتان و اکسیر و پرشین و سالیان و…[۱۲۴]

فرمانداری و شهرداری

شهر چالوس در سال ۱۳۳۰ تأسیس شد. براساس داده‌های وزارت کشور (۱۳۹۵–۱۴۰۰) چالوس دارای درجه شهرداری ۸ می‌باشد.[۱۲۵] در سال ۱۴۰۲، شهر چالوس به درجه شهرداری ۹ ارتقا یافت.

حمل و نقل

سطع توسعه یافتگی

چالوس به همراه رامسر و ساری جزء شهرستان‌هایی محسوب می‌شوند که بالاترین سطح توسعه‌یافتگی را در بین شهرستان‌های استان مازندران و به خصوص شهرستان‌های نیمه شرقی استان دارند.[۱۲۶]

راه‌آهن و مونوریل

در حال حاضر، این شهر فاقد ریل راه‌آهن می‌باشد ولی طرح راه‌آهنی تحت عنوان راه‌آهن ساری-رشت از این شهر عبور می‌کند. این طرح که در دست مطالعات است، به طول بیش از ۲۰۰ کیلومتر می‌باشد، با اجرایی شدن آن نقش مفیدی در توسعه گردشگری خواهد داشت، نه تنها غرب و مرکز مازندران را به یکدیگر متصل می‌کند، بلکه کریدور ترانزیتی مناسبی برای بندر نوشهر می‌گردد، از طرفی امکان زیارت آسان‌تر مشهد الرضا برای غربی نشینان مازندران فراهم می‌کند.[۱۲۷] براساس این طرح شهرهای بابل، آمل، چمستان، نور، رویان، نوشهر، چالوس، تنکابن و رامسر صاحب خط راه‌آهن می‌شوند. همچنین طرح مونوریل مازندران که در دست مطالعات است، نیز تأثیر بزرگی روی استان و چالوس می‌گذارد. فاز اول این طرح در شهرهای ساری، بابل، قائمشهر و آمل و فاز دوم در شهرهای غربی استان از جمله چالوس اجرایی می‌شود. احداث مونوریل منجر به تسهیل فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری در استان می‌شود و این مهم؛ رونق و توسعه مازندران را به دنبال دارد.

آزادراه

آزادراه تهران-شمال مانند جاده چالوس مردم تهران و کرج را به سوی شمال (هدف:چالوس) روانه می‌کند. با این تفاوت که مبدأ آزادراه تهران-شمال، تهران است که هم‌اکنون قطعات ۱ و ۴ آن، زیر بار ترافیک است، قطعه ۲ در دست ساخت (احتمال افتتاح: آخر سال ۱۴۰۱) و قطعه ۳ در دست مطالعه است. همچنین طرح آزادراه گرگان-ساری-رشت شهر چالوس را به شبکه آزادراهی وصل می‌کند و دو فاز مطرح شده است: آزادراه آمل-نور-چالوس و آزادراه چالوس-تنکابن. فاز آمل-نور-چالوس در انتظار تصویب توسط هیئت دولت است و به تازگی فاز چالوس-تنکابن-رامسر در هیئت دولت به تصویب رسید.

سیستم آب‌رسانی شهری

آب آشامیدنی جمعیت ۱۲۰۰۰۰ هزار نفری چالوس و حدود ۱۶ روستای پیرامون آن از ۱۰ حلقه چاه و چشمه گردوک نوشهر تأمین می‌شود. از ۳۵۰ کیلومتر شبکه آبرسانی شهر چالوس حدود ۷۰ کیلومتر آن مربوط به پیش از انقلاب ۵۷ و فرسوده است. از این‌رو ۲۵ درصد از آب آشامیدنی این شهر تا رسیدن به دست مصرف‌کننده در شبکه آبرسانی هدر می‌رود.[۱۲۸]

نگارخانه

منابع

  1.  یوسفیان، علی‌اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان: واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (تالقان)، تهران (قصران داخل)، …. انتشارات پارپیرار. ص. ۱۶۵.
  2.  حبیب برجیان، جاینام‌شناسی البرز مرکزی، 24.
  3.  Media lies in central Asia, and looked at as a whole, is superior in size and in the height of its mountain-ranges to any other district in Asia. 4 Again it overlooks the country of some of the bravest and largest tribes. For outside its eastern border it has the desert plain that separates Persia from Parthia; 5 it overlooks and commands the so called Caspian Gates, and reaches as far as the mountains of the Tapyri, which are not far distant from the Hyrcanian Sea. Polybius, Histories (5.44.3)
  4.  عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  5.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  6.  BORJIAN, HABIB (2004). “Mazandaran: Language and People (The State of Research)”Yerevan State University (به انگلیسی): 289. doi:10.1163/1573384043076045ISSN 1573-384X.
  7.  عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۳۷.
  8.  کتاب گیلان، جلد اول، انتشارات گروه پژوهشگران ایران، چاپ دوم، زمستان ۱۳۸۰ خورشیدی
  9.  هدایتی، هادی (۱۳۸۴). تاریخ هرودوت جلد اول. انتشارات دانشگاه تهران. ص. ۲۱۱.
  10.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. انتشارات اطلاعات. ص. ۲۵۶.
  11.  All regions of this country are fertile except the part towards the north, which is mountainous and rugged and cold, the abode of the mountaineers called Cadusii, Amardi, Tapyri, Cyrtii and other such peoples, who are migrants and predatory. strabo (11.13.3)
  12.  بارتلد، واسیلی (۱۳۰۸). تذکره جغرافیای تاریخی ایران. اتحادیه تهران. ص. ۲۸۳.
  13.  ایران باستان مادها و آمردها. کاروند کسروی، مجموعه مقاله‌ها و رساله‌های احمد کسروی، به‌کوشش یحیی ذکا
  14.  مینوی، مجتبی (۱۳۴۲). مازیار. مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر. ص. ۹.
  15.  محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  16.  علی اصغر یوسفی نیا، لنگا، ۲۴.
  17.  ابن اسفندیار، کتاب تاریخ طبرستان، ۱۵–۴۱.
  18.  حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ج2، انتشارات نگاه، 1391، ج 2، ص 1345
  19.  حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ج2، انتشارات نگاه، 1391، ج 2، ص 1346
  20.  اعظمی سنگسری، چراغعلی. نگاهی به سوخرائیان. آذر ۱۳۵۴ – شماره ۳۳ (صفحات ۷۲۸ تا ۷۳۳)
  21.  رابینو، ترجمه جعفر خمامی زاده، ولایت دارالمرز ایران گیلان، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1357، ص 453
  22.  رابینو، ترجمه جعفر خمامی زاده، ولایت دارالمرز ایران گیلان، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1357، ص 453
  23.  جلیلیان، شهرام (۱۳۹۶). نامهٔ تَنْسَر به گُشْنَسْپ (پیشگفتار تاریخی، زندگینامهٔ تنسر و تاریخ‌گذاری نامهٔ او، متن، یادداشت‌ها، واژه‌نامه). اهواز: انتشارات دانشگاه شهید چمران اهواز. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۴۱-۲۰۸-۰. ص ۴۸–۵۸.
  24.  ابن اسفندیار، کتاب تاریخ طبرستان، ۱۵–۴۱.
  25.  شهروز ملاح، مهرشاد ملاح، از خندق (جر) تا دیوار، تهران:انتشارات کدیور، 1399، ص 26
  26.  برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان (جلد اول): پیش از اسلام. نشر رسانش. ص ۶۶.
  27.  کریستین سن، آرتور (۱۳۸۵). ایران در زمان ساسانیان. ترجمهٔ رشید یاسمی (ویراست حسن رضایی باغ‌بیدی). تهران: صدای معاصر (چاپخانه مهارت). ص. ۲۵۵شابک ۹۶۴۶۴۹۴۰۶۴.
  28.  کسروی، احمد (۱۳۸۵). شهریاران گمنام. انتشارات نگاه. ص. ۲۴.
  29.  حسن پیرنیا، تاریخ ایران، تهران، انتشارات پارمیس، 1389، ص 132
  30.  یوسفیان، علی‌اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان: واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (طالقان)، تهران (قصران داخل)، …. انتشارات پارپیرار. ص. ۹۹.
  31.  رابینو، ه.ل. (۱۳۶۵). مازندران و استراباد. ترجمهٔ وحید مازندرانی. انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۲۸.
  32.  Madelung, W. (1975). “The Minor Dynasties of Northern Iran”. In Frye, R.N. (ed.). The Cambridge History of Iran, Volume 4: From the Arab Invasion to the Saljuqs. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 198–249. ISBN 978-0-521-20093-6.
  33.  Madelung, W. (1985). “ʿALIDS OF ṬABARESTĀN, DAYLAMĀN, AND GĪLĀN”Encyclopaedia Iranica, Vol. I, Fasc. 8. London u.a.: Routledge & Kegan Paul. pp. 881–886. ISBN 0-7100-9099-4.
  34.  اسلامی، حسین (۱۳۹۰). مازندران در تاریخ. نشر شلفین. ص. ۹–۲۰۸.
  35.  لسترینج، گای (۱۳۹۳). جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. تهران: علمی و فرهنگی. ص. ۳۹۸شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۵-۱۰۵-۸.
  36.  مهجوری، اسمعیل (۱۳۴۲). تاریخ مازندران. ج. ۱. ص. ۲۲. بیش از یک پارامتر |کتاب= و |عنوان= داده‌شده است (کمک)
  37.  عبدالحسین زرین‌کوب، روزگاران، انتشارات سخن، صص. ۳۸۲–۳۸۴.
  38.  اولیاالله آملی، مولانا (١٣٤٨). تاریخ رویان. ج. صفحه ۱۲۰. به کوشش به تصحیح منوچهر ستوده. انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.
  39.  گیلانی، ملاشیخعلی (١٣۵٢). تاریخ مازندران. به کوشش بتصحیح و تحشیه منوچهر ستوده. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. ص. صفحه ۲۹.
  40.  «اِبْنِ اِسْفَنْدیار،»دانشنامه بزرگ اسلامی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۸.
  41.  گیلانی، ملاشیخعلی (١٣۵٢). تاریخ مازندران. به کوشش بتصحیح و تحشیه منوچهر ستوده. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. ص. صفحه ۲۹.
  42.  حدود العالم. به کوشش بتصحیح منوچهر ستوده. تهران: کتابخانه طهوری. ١٣٦٢. ص. صفحه ۱۴۶.
  43.  حدود العالم. به کوشش بتصحیح منوچهر ستوده. تهران: کتابخانه طهوری. ١٣٦٢. ص. صفحه ۱۴۹.
  44.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 120
  45.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 120
  46.  ابن اسفندیار، چاپ عباس اقبال، تاریخ طبرستان، 1320، ج 1، ص 299
  47.  ابن اسفندیار، چاپ عباس اقبال، تاریخ طبرستان، 1320، ج 1، ص 297
  48.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 124
  49.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 125
  50.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 127
  51.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 127
  52.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص ۱۲۸
  53.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص ۱۲۸
  54.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 143
  55.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 147
  56.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 151
  57.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص ۱۵۴-۱۵۳
  58.  مولانا اولیاءالله آملی، تصحیح منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۳۴۸، ص 160
  59.  میرزا عبدالله میار کلارستاقی، تاریخ خاندان میار، ۱۲.
  60.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۲۵۰.
  61.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۱۷۴.
  62.  مرعشی، ظهیر الدین (١٣٤۵). تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. به کوشش محمد حسین تسبیحی و با مقدمه محمدجواد مشکور. تهران: موسسه مطبوعاتی شرق. ص. صفحات صد و چهل و هفت و صد و چهل و هشت از دیباچه کتاب.
  63.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۳۶۸.
  64.  میرزا عبدالله میار کلارستاقی، تاریخ خاندان میار، ۲۹.
  65.  امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۲۵۱–۲۵۰.
  66.  رضا خواجه نوریی نیا، خاطرات تصرف تنکابن به دست مجاهدان مازندران، ۳۹.
  67.  علی اصغریوسفی نیا، تاریخ تنکابن، ۵۰۳.
  68.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۰.
  69.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۵.
  70.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۲۱۴.
  71.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۶.
  72.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۹.
  73.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۱۵۳.
  74.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. انتشارات اطلاعات. ص. ۲۵۵.
  75.  ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، 56.
  76.  ابن رسته، احمد بن عمر (۱۳۶۵). الاعلاق النفیسه. ترجمهٔ حسین قره چانلو. مؤسسه انتشارات امیرکبیر. ص. ۱۷۶.
  77.  آقاجانی الیزه، هاشم (۱۳۹۲). «خاستگاه تپوریها تا تشکیل شهربی تبرستان» (PDF)۸ (۳۱): ۵–۹.
  78.  سجادی، محمد تقی (۱۳۷۸). تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر. انتشارات معین. ص. ۶۷.
  79.  ذبیحی، علی (۱۳۹۱). آمل. رسانش نوین. ص. ۱۸.
  80.  خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام فتح وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  81.  حسین حسینیان مقدم، منصور داداش نژاد، حسین مرادی نسب و محمدرضا هدایت پناه زیر نظر دکتر سید احمدرضا خضری. تاریخ تشیع ۲: دولت‌ها، خاندان‌ها و آثار علمی و فرهنگی شیعه. تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1393. 145.شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۷۸۸-۳۷-۳
  82.  مقدسی، شمس‌الدین (۱۳۶۱). احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم جلد دوم. شرکت مؤلفان و مترجمان ایران. ص. ۵۱۹.
  83.  ستوده، منوچهر (۱۳۶۲). حدودالعالم. انتشارات زبان و فرهنگ ایران. ص. ۱۴۶.
  84.  حسین‌نیا امیرکلایی، هانیه؛ موسوی حاجی، سید رسول (۱۳۹۹). «مطالعه نمونه‌های سفالین دوران اسلامی شهر تاریخی ناتل»مطالعات باستان‌شناسی پارسه۴ (۱۴): ۸۸.
  85.  اقبال، مهدی (۱۳۸۹). تاریخ چالوس. انتشارات شاملو. ص. ۲۳.
  86.  سجادی، محمد تقی (۱۳۷۸). تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر. انتشارات معین. ص. ۵۷.
  87.  اصفهانی، حمزه (۱۳۶۲). تاریخ پیامبران و شاهان (سنی ملوک الارض و الانبیا). انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. ص. ۲۱۴.
  88.  خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Nabi وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  89.  اقبال، مهدی (۱۳۸۹). تاریخ چالوس. انتشارات شاملو. ص. ۲۳.
  90.  کیا، صادق (۱۳۵۳). شاهنامه و مازندران. انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. ص. ۲۹–۲۸.
  91.  علی اصغر یوسفی نیا، لنگا، ۲۴.
  92.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. انتشارات اطلاعات. ص. ۲۵۵.
  93.  مهاجری نژاد، عبدالرضا؛ کریمیان، حسن (۱۳۹۶). «سازمان فضایی و گاهنگاری شهر ناتل با اتکاء به منابع تاریخی و شواهد باستان شناسانه»پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران (نامه باستان‌شناسی)۷ (۱۲): ۲۴۷–۲۴۸.
  94.  منوچهر ستوده، تاریخ رویان، ۱۲.
  95.  امیرخانی، محمدباقر (۱۳۴۰). «تاریخ مازندران و فرمانروایان آن سامان»دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز 1340 (۵۹): ۴۹۳.
  96.  نوشین، جواد (۱۳۵۵). اوضاع تاریخی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیای شهرستان چالوس. انتشارات زبان و فرهنگ ایران. ص. ۵۹–۶۷.
  97.  یوسفیان، علی‌اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان: واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (تالقان)، تهران (قصران داخل)، …. انتشارات پارپیرار. ص. ۳۳۵–۳۳۶.
  98.  http://www.iranicaonline.org/articles/kalarestaq-1
  99.  http://www.iranicaonline.org/articles/kojur-i
  100.  عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  101.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  102.  BORJIAN, HABIB (2004). “Mazandaran: Language and People (The State of Research)”Yerevan State University (به انگلیسی): 289. doi:10.1163/1573384043076045ISSN 1573-384X.
  103.  محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  104.  علی اصغر یوسفی نیا، مشروطه بی نقاب، ۳۳۰.
  105.  “ČĀLŪS – Encyclopaedia Iranica”Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). 1990-12-15. Retrieved 2017-07-07.
  106.  «سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور»imo.org.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۹.
  107.  «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  108.  «سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور»imo.org.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۹.
  109.  خبرگزاری فارس. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک); پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)
  110.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ اوت ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۹ ژوئیه ۲۰۱۷.
  111.  «قاسم احمدی لاشکی نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس، گفت: زبان مازندرانی در حال فراموشی است که باید برای احیای آن فکری شود». خبرگزاری مهر.
  112.  «زبان مردم بومی چالوس مازندرانی است که به طبری کلارستاقی شهرت دارد». سایت استانداری مازندران فرمانداری چالوس. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۸.
  113.  اشمیت، رودیگر (١٣٨٢). راهنمای زبان‌های ایرانی. به کوشش ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ بیدی. تهران: انتشارات ققنوس. ص. صفحه ۴۹۰ جلد دومشابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۸۸-۰.
  114.  نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اولشابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  115.  http://www.iranicaonline.org/articles/kojur-i
  116.  http://www.iranicaonline.org/articles/kojur-02-language
  117.  واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  118.  دکتر فرزاد بختیاری مرکیه، تاریخ کنفرانس بین‌المللی =بررسی مسائل جاری زبان‌ها، گویش‌ها و زبانشناسی14_15، ۲.
  119.  دکتر فرزاد بختیاری مرکیه، تاریخ کنفرانس بین‌المللی =بررسی مسائل جاری زبان‌ها، گویش‌ها و زبانشناسی14_15، ۱.
  120.  دکتر فرزاد بختیاری مرکیه، تاریخ کنفرانس بین‌المللی =بررسی مسائل جاری زبان‌ها، گویش‌ها و زبانشناسی14_15، ۱٠.
  121.  «لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت در مازندران». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۲-۱۰.
  122.  گنجور- سپیدرود
  123.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ اوت ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۹ ژوئیه ۲۰۱۷.
  124.  نقشهٔ مازندران بایگانی‌شده در ۷ نوامبر ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine، بازدید: اکتبر ۲۰۰۹.
  125.  «سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور»imo.org.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۹.
  126.  ضرابی، اصغر؛ تبریزی، نازنین. «سطح توسعه یافتگی شهرستان‌های استان مازندران»پرتال جامع علوم انسانی.
  127.  طرحی بدون توجیه
  128.  «هدر رفت ۲۵ درصدی آب شرب چالوس در شبکه آبرسانی.» خبرگزاری جمهوری اسلامی. Accessed December 14, 2017. [۱].

 

جلفا

 

کشور

ایران

استان

استان آذربایجان شرقی

جمعیت

61,358

مساحت

167,031

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

707

جلفا

27
Few Clouds

 

جلفا در شمال غربی استان آذربایجان شرقی در ارتفاع 710 متری از سطح دریا، در شمال کوه کیامگی‌ داغ و در حاشیه جنوبی رود ارس واقع شده است. این شهرستان از جنوب به شهرستان‌های مرند و ورزقان، از شرق به شهرستان کلیبر، از غرب به استان آذربایجان غربی و از شمال به جمهوری آذربایجان و ارمنستان محدود می‌شود. جلفا دارای آب و هوایی سرد و نیمه خشک با تابستان‌های گرم و زمستان‌هایی نسبتاً سرد و ملایم است.
شهرستان جلفا شامل دو بخش«سیه‌رود» و «مرکزی»، سه شهر«جلفا»، «هادی‌شهر» و «سیه‌رود» و پنج دهستان است.
جلفا با آثار تاریخی کم‌نظیر، موقعیت استراتژیکی و جغرافیایی مناسب و نزدیکی به منطقه آزاد صنعتی و تجاری ارس (یکی از مهم‌ترین قطب‌های بازرگانی ایران) دارای اهمیت تجاری، سیاسی و گردشگری در سطح بین‌المللی است. از مهم‌ ترین آثار تاریخی و گردشگری این شهرستان می ‌توان به آرامگاه سید ابوالقاسم نباتی، برج دوزال، کلیسای سنت استپانوس، کلیسای ننه مریم، آسیاب خرابه، روستای اشتبین، کلیسای مریم مقدس، زیارتگاه بابا یعقوب، قلعه علی‌بیگ و حمام تاریخی جلفا اشاره کرد.

وجود منابع غنی آب، مراتع و ذخيره‌گاه‌های جنگلی و هم‌چنین پتانسيل بالای این منطقه برای رشد و توسعه صنعتی، معدنی، كشاورزی، دامداری، خدماتی، علمی و آموزشی نقش مهمی در اقتصاد مردم این منطقه ایفا می‌کند. این شهر دارای مزارع فراوان پنبه بوده و شغل بیشتر مردم این منطقه بافندگی است.
مردم جلفا آذری بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجه محلی خود سخن می‌گویند. مردم این شهر مسلمان و شیعه هستند.

جاذبه گردشگری

  • بازار تبریز

    بازار تبریزمجموعه ی بازار تاریخی تبریز، وسیع ترین مجموعه ی مسقف ایران و جهان، به عنوان یک بلوک شهری،…

  • مسجدی به رنگ آسمان و دریا

    مسجدی به رنگ آسمان و دریاتبریز سرگُل شهرهای ایران است، شهری تاریخی و زیبا و پر از جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و مذهبی متنوع…

  • روستای کندوان

    روستای کندوانروستای کندوان در دامنه ی کوه سلطان­داغی، به همراه دو روستای موجود در ترکیه و آمریکا، یکی از…

  • خانه مشروطه تبریز

    خانه مشروطه تبریزخانه مشروطه یکی از معروف ترین و پرافتخارآفرین ترین خانه های تاریخی ایران است که در اوج انقلاب…

  • موزه عصرآهن

    موزه عصرآهنیکی از منحصر به‌فردترین و ترسناک‌ترین سایت -موزه‌های جهان «سایت- موزه عصر آهن» گورستانی باستانی در قعر زمین…

  • رصدخانه مراغه

    رصدخانه مراغهرصدخانه مراغه از بزرگ‌ ترین و مشهورترین رصدخانه های اسلامی در جهان با ابزارآلات رصدی عظیم با دقت…

  • مقبره الشعرای تبریز

    مقبره الشعرای تبریزبنای یادبودی که پذیرای بیش از چهارصد شاعر، نویسنده و ادیب است، در قلب شهر تاریخی تبریز قرار…

  • کلیسای سنت استپانوس

    کلیسای سنت استپانوساین کلیسا یکی از کلیساهای ارامنه ساکن ایران است که در دل تپه‎ای مشرف به رود ارس در…

  • موزه آذربایجان

    موزه آذربایجانموزه آذربایجان شامل گنجینه‎ای غنی و پربار از آثار و اشیای حاصل از کاوش‎های باستانشناسی و همچنین یافته‎های…

  • مسجد کبود تبریز

    مسجد کبود تبریزمسجد کبود تبریز مسجدی برجای مانده از دوره حکومت قره قویونلوهاست. این مسجد امروزه در خیابان امام، مابین…


افزودن دیدگاه جدید

سفر به استان آذربایجان شرقی

 

استان آذربایجان شرقی

آسیا > خاورمیانه > ایران > آذربایجان ایران > استان آذربایجان شرقی
استان آذربایجان شرقی

استان آذربایجان شرقی یکی از استان‌های ایران است. این استان بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین استان ناحیهٔ شمال غربی ایران محسوب می‌شود. استان آذربایجان شرقی از شمال به جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، از غرب و جنوب غرب به استان آذربایجان غربی، از شرق به استان اردبیل و از جنوب شرق به استان زنجان محدود شده‌است. این استان دارای آب و هوای سرد کوهستانی بوده و کلّ محدودهٔ استان را کوه‌ها و ارتفاعات تشکیل داده‌اند. مساحت استان آذربایجان شرقی ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع است که از این جهت، یازدهمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود.

شهرها

ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
شهرستان
سال شهرشدن
۱ تبریز تبریز ۱٬۴۹۴٬۹۹۸ ۱ ۳۰۰۰ قبل
۲ مراغه مراغه ۱۶۲٬۲۷۵ ۱ ۱۳۰۰
۳ مرند مرند ۱۴۴٬۳۲۳ ۱ ۱۳۰۸
۴ میانه میانه ۹۵٬۵۰۵ ۱ ۱۳۱۵
۵ اهر اهر ۹۲٬۶۰۸ ۱ ۱۳۱۵
۶ بناب بناب ۷۹٬۸۹۴ ۱ ۱۳۰۹
۷ آذرشهر آذرشهر ۷۴٬۳۱۳ ۱ ۱۲۹۸
۸ سراب سراب ۴۴٬۳۲۴ ۱ ۱۳۱۴
۹ هادیشهر جلفا ۳۰٬۵۷۵ ۱ ۱۳۴۹
۱۰ سردرود تبریز ۲۶٬۸۵۶ ۲ ۱۳۳۶
۱۱ عجب‌شیر عجب‌شیر ۲۶٬۲۸۰ ۱ ۱۳۱۶
۱۲ ملکان ملکان ۲۵٬۳۱۲ ۱ ۱۳۲۹
۱۳ سهند اسکو ۲۴٬۷۰۴ ۱ ۱۳۸۷
۱۴ هشترود هشترود ۱۹٬۹۰۳ ۱ ۱۳۳۰
۱۵ بستان‌آباد بستان‌آباد ۱۷٬۹۵۴ ۱ ۱۳۳۱
۱۶ اسکو اسکو ۱۸٬۴۵۹ ۲ ۱۳۰۵
۱۷ شبستر شبستر ۱۵٬۶۶۳ ۱ ۱۳۰۷
۱۸ ایلخچی اسکو ۱۵٬۲۳۱ ۳ ۱۳۴۰
۱۹ ممقان آذرشهر ۱۳٬۳۵۹ ۲ ۱۳۳۶
۲۰ خسروشاه تبریز ۱۲٬۴۴۷ ۳ ۱۳۳۳
۲۱ گوگان آذرشهر ۱۱٬۳۹۵ ۳ ۱۳۳۶
۲۲ باسمنج تبریز ۱۱٬۱۹۰ ۴ ۱۳۲۸
۲۳ کلیبر کلیبر ۹٬۸۸۷ ۱ ۱۳۴۲
۲۴ یامچی مرند ۹٬۸۳۲ ۲ ۱۳۷۹
۲۵ هریس هریس ۹٬۸۲۳ ۱ ۱۳۳۳
۲۶ صوفیان شبستر ۹٬۱۲۶ ۲ ۱۳۴۱
۲۷ شندآباد شبستر ۹٬۰۳۴ ۳ ۱۳۵۸
۲۸ کشکسرای مرند ۷٬۷۲۳ ۳ ۱۳۷۳
۲۹ تسوج شبستر ۷٬۳۷۰ ۴ ۱۳۳۶
۳۰ ترکمانچای میانه ۷٬۰۹۴ ۲ ۱۳۶۹
۳۱ کلوانق هریس ۶٬۷۹۲ ۲ ۱۳۷۷
۳۲ لیلان ملکان ۶٬۱۷۵ ۲ ۱۳۷۶
۳۳ بخشایش هریس ۶٬۰۹۸ ۳ ۱۳۷۵
۳۴ مهربان سراب ۶٬۰۹۵ ۲ ۱۳۴۱
۳۵ زرنق هریس ۵٬۷۱۳ ۴ ۱۳۷۳
۳۶ قره‌آغاج چاراویماق ۵٬۶۵۲ ۱ ۱۳۷۳
۳۷ جلفا جلفا ۵٬۶۲۸ ۲ ۱۳۳۴
۳۸ سیس شبستر ۵٬۵۰۲ ۵ ۱۳۷۲
۳۹ ورزقان ورزقان ۵٬۳۸۵ ۱ ۱۳۷۲
۴۰ تیمورلو آذرشهر ۵٬۴۲۲ ۴ ۱۳۹۰
۴۱ شربیان سراب ۴٬۷۳۷ ۳ ۱۳۷۸
۴۲ هوراند هوراند ۴٬۴۴۵ ۱ ۱۳۷۶
۴۳ بناب مرند مرند ۴٬۳۷۱ ۴ ۱۳۸۳
۴۴ وایقان شبستر ۴٬۲۹۸ ۶ ۱۳۷۲
۴۵ مبارک‌شهر ملکان ۴٬۱۹۸ ۳ ۱۳۹۲
۴۶ دوزدوزان سراب ۳٬۸۱۵ ۴ ۱۳۷۹
۴۷ خواجه هریس ۳٬۸۰۱ ۵ ۱۳۷۳
۴۸ آچاچی میانه ۳٬۶۸۳ ۳ ۱۳۹۲
۴۹ شرفخانه شبستر ۳٬۵۸۵ ۷ ۱۳۴۰
۵۰ کوزه‌کنان شبستر ۳٬۲۷۴ ۸ ۱۳۸۱
۵۱ تیکمه‌داش بستان‌آباد ۲٬۶۴۵ ۲ ۱۳۷۶
۵۲ زنوز مرند ۲٬۶۲۶ ۵ ۱۳۳۲
۵۳ خامنه شبستر ۲٬۵۴۱ ۹ ۱۳۱۴
۵۴ ترک میانه ۲٬۴۰۶ ۴ ۱۳۷۹
۵۵ آبش‌احمد کلیبر ۲٬۳۱۸ ۲ ۱۳۸۱
۵۶ آقکند میانه ۱٬۷۳۳ ۵ ۱۳۷۹
۵۷ خمارلو خداآفرین ۱٬۶۵۹ ۱ ۱۳۷۷
۵۸ خداجو مراغه ۱٬۵۸۴ ۲ ۱۳۷۷
۵۹ سیه‌رود جلفا ۱٬۵۵۳ ۳ ۱۳۷۹
۶۰ خاروانا ورزقان ۱٬۳۷۳ ۲ ۱۳۷۹
۶۱ نظرکهریزی هشترود ۱٬۲۶۶ ۲ ۱۳۸۳
۶۲ جوان‌قلعه عجب‌شیر ۵۸۹ ۲ ۱۳۹۲

سایر مقصدها

گفتگو

زبان مردم این استان ترکی آذربایجانی است ولی بیشتر مردم در این استان می توانند به زبان فارسی حرف بزنند و بعید به نظر می‌رسد کسی را در این استان ببینید که زبان فارسی را متوجه نشود.

 راه های  ورود

گشتن

دیدنی‌ها

  • آذرشهر: مسجد چهارسو • گورستان قدمگاه (بادامیار) • چشمه تاپ تاپان  • غار قدمگاه
  • اسکو: مسجد تاریخی سبزه میدان • چشمه آب معدنی کندوان • منازل مسکونی روستای کندوان  • جزیره شاهی (جزیره اسلامی) • روستای تاریخی مجارشین
  • اهر: مسجد جامع اهر • قلعه انداب جدید • کاروانسرای شاه عباسی گویجه ئیل • بازار قدیمی شهر اهر • آرامگاه شیخ شهاب الدین اهری • قلعه نودوز
  • بستان‌آباد: آب گرم و آب معدنی بستان‌آباد • تالاب قوری گل
  • بناب: مسجد زرگران • مسجد تاریخی مهرآباد • دهکده صخره‌ای سور • مسجد جامع روستای زواره • حمام تاریخی حاج فتح الله • مسجد کبود • مسجد جامع زاوشت • مسجد اسماعیل بیگ  • حمام حاج فتح‌الله بناب  • پل پنج‌چشمه(بش گوزلی کوپی) بناب  • مسجد اسماعیل‌بیگ بناب  • گرمابه مهرآباد بناب  • مسجد جامع گزاوش بناب  • مسجد زرگران بناب • مسجد قرمز بناب  • مسجد کبود بناب • مسجد مهرآباد بناب  • خانه تاریخی سیف‌العلمای بناب  • موزه مردم‌شناسی بناب  • معماری صخره ای سور بناب  • خانه تاریخ نیک پی بناب  • خانه تاریخی حاج بزاز بناب  • توران دره بناب  • خانه باغهای بناب  • غار قویونلار بناب  • غارچاخماخلار بناب  • منطقه گردشگری قره قشون بناب  • روستای کوهستانی توتاخانه بناب  • تالاب بین‌المللی قره قشلاق بناب  • حمام قدیمی روستای قره چپق بناب
  • تبریزموزه آذربایجان  • مسجد تاج الدین علیشاه (ارگ علیشاه) • ائل گلی (شاه گلی) • مسجد کبود • ساختمان شهرداری تبریز • موزه مشروطیت تبریز • موزه شهر تبریز • مسجد جامع • آرامگاه سید حمزه • پل تاریخی آجی چای • کلیسای مریم مقدس • بقعه عون بن علی و زید بن علی • باغ گلستان • مدرسه تاریخی اکبریه • مقبره الشعراء • خانه مشروطیت • نارین قلعه سردری (سردرود) • بازار امیر • امامزاده جمال • کلیسای پروتستان • مدرسه طالبیه • آرامگاه شیخ سالار دیلمی در خسرو- شهر  • مقبره عینالی تبریز  • قبورعون ابن علی وزیدابن علی واقع درکوه سرخاب تبریز  • باغ گلستان  • باغلارباغی  • پل ونیار تبریز  • پل آجی چای  • موزه قاجار تبریز خیابان ششگلان  • موزه سنجش  • برج خلعت پوشان
  • جلفا: آبشار آسیاب خرابه • کلیسای سن استپانوس • تپه باستانی گرگر • قلعه کردشت (برج دوزال) • منازل روستایی اشتبین
  • سراب: مسجد جامع سراب • آب گرم و آب معدنی سراب • سنگ نوشته رازلیق • امامزاده بزرگ
  • شبستر: مسجد جامع تسوج • مسجد جامع شبستر • کلیسای هوانس مقدس • آبشار عیش‌آباد • اماکن تاریخی روستای سیس • اتحاد باشی  • مقبره شیخ محمود شبستری  • مقبره معجز شبستری • چشمه کنان (شبستر) • قبرستان جاده ابریشم(بخش یامچی) • قایا کهریز (شبستر) • مقبره پیررجب (سیس – شبستر)  • قلعه ضحاک  • آبشار سرکند دیزج
  • عجب‌شیر: مسجد جامع عجب شیر (شیرلو) • قلعه آژدهاک (ضحاک) • آب و لجن دریاچه ارومیه
  • کلیبر: فلعه بابک • آب گرم دره آبش احمد • قلعه پیغان • پل تاریخی خداآفرین بر روی رودخانه ارس • امامزاده شاهزاده قاسم
  • مراغه: کلیسای هوانس (ساختمان میراث فرهنگی) • گنبد غفاریه • عمارت آقالار • معبد مهر • یخچال مراغه • ساعت آفتابی مراغه • آثار باقیمانده از رصدخانه و موزه مراغه • گنبد سرخ • برج یا گنبد کبود (مشهور به قبر مادر هولاکو) • آرامگاه اوحدی مراغه‌ای • برج مدور • مسجد جامع شیخ بابا • آب گرم و آب معدنی مراغه • غار کبوتر (هامپوئیل)  • موزه ایلخانی مراغه  • گنبدهای مراغه
  • مرند: مسجد جامع • مسجد بازار • امامزاده ابراهیم • امامزاده احمد • قلعه تاریخی پیام • قلعه تاریخی قلعه خاکستر • پیست اسکی پیام  • قیزیل‌کورپی زنوز  • تفرجگاه ماهار زنوز  • صخره های سیلدریم زنوز  • کالاش زنوز  • قلعه مانداگارانا
  • ملکان: تپه های باستانی قوش بلاغ و عباس آباد  • آبشار عیش‌آباد
  • میانه: پل دختر • امامزاده اسماعیل • مسجد سنگی ترک • قلعه ضخاک • قلعه دختر • پل شهر چای
  • ورزقان: بقعه سید جبرائیل • گنبد الله الله ایلخانی • مسجد جامع خاروانا • سنگ نوشته سغندل  • آبشار گل آخور
  • هریس: آرامگاه شیخ اسحاق • گورستان تاریخی مینق • مسجد اسنق • مسجد تاریخی جمال آباد
  • هشترود: قلعه ضحاک • مسجد جامع هشترود

دیگر نقاط تاریخی و دیدنی استان آذربایجان شرقی:

  • امامزاده ابراهیم خلیل صوفیان
  • حمام تاریخی گلین‌قیه
  • صخره روستای گلین‌قیه
  • حمام قدیمی شهر ترک

خوردن

نوشیدن

سطح امنیت

جای بعدی

این راهنمای مسافرت به ناحیه استان آذربایجان شرقی است.

 

تکاب

 

کشور

ایران

استان

استان آذربایجان غربی

جمعیت

44

مساحت

1,244

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

1797

تکاب

20
Few Clouds

شهر تکاب در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی در ارتفاع 1765 متری از سطح دریا واقع شده است. این شهر از سمت شمال به استان آذربایجان شرقی، از سمت جنوب به استان کردستان، از سمت غرب به شهرستان شاهین‌ دژ و از سمت شرق به استان زنجان محدود می‌ شود. تکاب از نواحی مرتفع و کوهستانی است که آب و هوایی نسبتاً سرد دارد.
شهرستان تکاب دارای دو بخش «تخت سلیمان» و«مرکزی»، یک شهر «تکاب» و شش دهستان است.
شهر تكاب به سبب وجــود آثار باستانی، جاذبه‌های طبيعي و معادن ارزشمند در اطراف خود يكی از پراهمیت‌ترین شهرهای استان به شمار می‌رود. میراث جهانیِ تخت سلیمان و زندان سلیمان از مهم‌ ترین جاذبه‌ های تاریخی و گردشگری این شهر است. علاوه بر بخش خدمات اقتصاد مردم این منطقه را دامداری و کشاورزی تشکیل می‌دهد. پرورش زنبور عسل، صنایع دستی به ویژه بافت قالی (قالی افشار معروف به فرش آهنین)، گلیم، جاجیم و سجاده از دیگر فعالیت‌های اقتصادی این منطقه است. وجود معادن متعددی مانند معدن زره شوران (بزرگ‌ترین معدن طلای ایران) و معدن بزرگ و فعال طلای آقدره (دومین معدن طلای ایران) در این منطقه تکاب را در رتبه نخست صنعت طلا در ایران قرار داده است.
مردم تکاب به زبان‌های ترکی آذربایجانی، کردی سورانی، کردی کرمانجی و فارسی سخن می‌گویند. دین مردم این شهر اسلام و بیشتر آنان شیعه مذهب هستند. غالب کرد زبانان این منطقه نیز پیرو مذهب شافعی و شماری از آنان نیز اهل حق هستند.

جاذبه گردشگری

  • کاخ باغچه جوق
    کاخ باغچه جوقباغچه جوق، نام روستایی در جوار شهر ماکو است که حدود 2 کیلومتری جنوب غربی جاده ترانزیتی ماکو-…

  • تخت سلیمان
    تخت سلیمانمجموعه فرهنگی تاریخی تخت سلیمان ناحیه ای است که در ادوار مختلف محل سکونت اقوامی نظیر مادها، هخامنشیان،…

  • غار سهولان
    غار سهولانغار سهولان با ساختارِ زمین‌شناسیِ آبی- خاکی- سنگ آهک، یکی از شگفت انگیزترین و کم نظیرترین غارهاى طبیعی…

  • مجموعه ی کلیساهای آذربایجان
    مجموعه ی کلیساهای آذربایجانمجموعه&nbsp;کلیساهای ارامنه، بناهای اطراف این کلیساها و روستای دره شام از عناصر تبادل فرهنگی بین فرهنگ ارتودوکس بیزانس…

  • دریاچه ارومیه
    دریاچه ارومیهدریاچه اُرومیه نام دریاچه‌ای در شمال غربی کشور ایران است که طبق تقسیمات کشوری ایران، این دریاچه میان…

  • آرامگاه شمس تبریزی
    آرامگاه شمس تبریزیدر کنار مقبره شمس تبریزی که یکی از صوفیان مشهور (645-584 هجری قمری) و مراد و مُرشدِ مولوي…

  • چشمه کانی گراوان
    چشمه کانی گراواندر میان مراتع و جنگل‎های سرسبز، یک تپه با شکلی عجیب و غریب و رنگی خاص و متفاوت،…

  • برج سه گنبدان
    برج سه گنبدانسه‌ گنبدان یک برج یادمانی است که در جنوب‎شرقی ارومیه، مرکز استان آذربایجان غربی قرار گرفته است. این…

  • کلیسای مریم مقدس یا زور زور
    کلیسای مریم مقدس یا زور زور«کلیسای مریم مقدس» یا «زور زور» در 12 کیلومتری شامل غربی «قره کلیسا» و در نزدیکی روستای «بارون»…

  • آبشار شلماش
    آبشار شلماشآبشار شلماش یکی از آبشارهای مهم و خروشان استان آذربایجان غربی است که در شهرستان «سردشت» واقع شده…


منبع : وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی 

تکاب

تکاب
تخت سلیمان
نمای کلی دریاچه و ایوان خسرو
تخت سلیمان
زندان سلیمان
تخت سلیمان
سردر بنای قلعه سردار افشار
از بالا به پایین: تخت سلیمان-غروب تخت سلیمان-عکس دوتایی سمت چپ: زندان سلیمان، سمت راست: زمستان تخت سلیمان – معبدهای تخت سلیمان- سردر قلعه ساعد سلطان-
کشور  ایران
استان آذربایجان غربی
شهرستان تکاب
بخش مرکزی
مردم
جمعیت ۴۹٬۵۳۶ نفر (سال ۱۳۹۵)[۱]
رشد جمعیت +%۱۲/۸ (۱۳۹۵)[۲]
تراکم جمعیت ۲۳۲۴ نفر بر کیلومتر مربع
جغرافیای طبیعی
مساحت ۹ کیلومترمربع[۳]
ارتفاع ۱٬۸۴۰ متر[۴]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۵٫۸ درجهٔ سانتی‌گراد
میانگین بارش سالانه ۳۵۲ میلی‌متر
روزهای یخبندان سالانه ۲۰۱ روز (۱۳۹۰)[۵]
اطلاعات شهری
شهردار رزاق محمدی
تأسیس شهرداری پیش از سال ۱۳۰۹ خورشیدی[۹]
ره‌آورد فرش افشار – سیب – عسل – گردو – گیاهان دارویی – طلا[۸]
پیش‌شمارهٔ تلفن استانی: ۰۴۴[۶] / درون‌شهری: ۴۵۵۲–۴۵۵۳ / تلفن همراه: ۰۹۱۴[۷]
وبگاه
شناسهٔ ملی خودرو [۱۱]ق ۲۷  ایران پلاک موتورسیکلت:[۱۲]۳۷۱، ۳۷۲، ۳۷۳، ۳۷۴، ۳۷۵، ۳۷۶، ۳۷۷  ایران
تکاب بر ایران واقع شده‌است

تکاب

تَکاب مرتفع‌ترین و سردترین شهر استان آذربایجان غربی است. این شهر مرکز شهرستان تکاب بوده و یکی از شهرهای باستانی و قدیمی ایران و جهان است که قدمت آن به دوران هخامنشیان و ساسانیان باز می‌گردد. تخت سلیمان از مهم‌ترین مناطق باستانی و فرهنگی ایران است که در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است[۱۴] و در ۳۲ کیلومتری تکاب قرار دارد.[۱۵] تکاب به (شهر تاریخ و تمدن)، (پایتخت طلا و جواهرات خاورمیانه)، (شهر معادن)، (پایتخت سیب ایران)، (بهشت زمین‌شناسی جهان)، (سردترین شهر ایران) و (مرکز گیاهان دارویی ایران) معروف است.[نیازمند منبع] تکاب در بین چهار استان مهم کشور از جمله کردستان، زنجان، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی قرار گرفته‌است و تنها شهر استان آذربایجان غربی است که با استان زنجان مرز مشترک دارد و همچنین تکاب تنها شهر آذربایجان غربی است که با هر سه استان همسایه آذربایجان غربی مرز مشترک دارد.

تخت سلیمان و زندان سلیمان از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری در این شهر است که در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است؛ همچنین مُهر موبد موبدان منقوش اساطیر کهن و بیش‌تر در ستایش آب و آتش است، در تخت سلیمان کشف شده‌است.

مردم‌شناسی

جمعیت این شهرستان به زبان‌های ترکی آذربایجانی[۱۶] و کردی سورانی[۱۷] سخن می‌گویند.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴] مذهب مردمان این شهرستان نیز شیعه دوازده‌امامی، اهل سنت شافعی و اهل حق است.

نام گذاری

تکاب به معنای آب باریک و زمینی که آب کم و باریکی در آن باشد آمده‌است. تکاب به صورت اسم مرکب به معنی دره، زمینی که در بعضی از جاهای آن آب فرورود و از جای دیگر بر آید.

نام افشار برگرفته از نام قبیله کوچک قرخلو افشار است، که ترکمانان بودند؛ و در حین تاخت و تاز مغول‌ها به ایران، ماندگاه خویش را در حوالی رود اترک رها کردند و به آذربایجان و کردستان روی آوردند. شاه اسماعیل صفوی قسمتی از ایشان را به شمال خراسان کوچانید و در حوالی ابیورد و نسا جای داد. سپس شاه عباس صفوی در اوایل اقتدار خود، به منظور کاهش نفوذ اقوام محلی، ایل افشار را از خراسان کوچانید، و در جلگه سرسبز و خرم ارومیه و منطقه افشار متوطن گردانید، و امور سرحدی این منطقه وسیع و مهم را تقریباً به طول ۱۲۰ کیلومتر می‌باشد، در عهده آن‌ها گذاشت و بدین جهت این منطقه به افشار موسوم گردید است. منطقه افشار از دو قسمت مشخص و با دو آب و هوای متفاوت تشکیل یافت، و در منتهی‌الیه جنوب خاوری آذربایجان غربی، مابین بیجار، گروس، سقز، خمسه زنجان و سراسکند میانه واقع شد است. منطقه‌ای که مرکز آن تکاب است و معروف به محال علیا و منطقه دیگر را که مرکز آن شاهین‌دژ است محال سفلی می‌نامند.[۲۵]

پیشینه

ناحیه‌ای که امروزه تکاب نامیده می‌شود، در ناحیه‌ای واقع بوده که در سالنامه‌های آشوری از نیمهٔ دوم سدهٔ ۹ قبل از میلاد، زاموآ خوانده می‌شده، و همواره دستخوش تهاجم آشوریان بوده‌است. این ناحیه مسکن اقوام باستانی لولوبی و گوتی بوده‌است و بعدها دولت ماننا در آن تشکیل شد و از سدهٔ ۷ ق م با تشکیل دولت ماد از مراکز مهم اقتصادی دولت ماننا و ماد به‌شمار می‌رفت.

ازجمله آثار بر جای مانده از دورهٔ مادها در این منطقه، بناهای سنگی غار کرفتو است که با دست در دل سنگ تراشیده شده‌است و نمونه‌ای از معماری سنگی دورهٔ مادها به‌شمار می‌رود. این غار کاربرد دفاعی نیز داشته‌است و مردم برای گریز از تهاجم اورارتوها و آشوریها، در آن پناه می‌گرفتند. در کاوشهای باستان‌شناسی آثاری از دورهٔ هخامنشیان در زندان سلیمان و تخت سلیمان به دست آمده‌است. این کاوشها همچنین نشان می‌دهد که منطقه تکاب در دوره‌های اشکانی و ساسانی نیز مرکز تمدنهای درخشانی بوده‌است که از مظاهر آن، علاوه‌بر بناهای سنگی غار کرفتو در غرب تکاب، می‌توان به آثار ساسانی کوه بلقیس در مشرق تخت سلیمان فعلی هم اشاره کرد.[۲۶]

وضعیت طبیعی

جغرافیا

تکاب از نظر جغرافیا، تاریخ و زبان، یکی از شهرهای منطقه آذربایجان (آتورپاتکان)[۲۷][۲۸] و مکریان محسوب و شناخته می‌شود.[۲۹]

رودخانه‌ها

از نظر تقسیم‌بندی رودهای منطقه تکاب را می‌توان به سه نوع دایمی، فصلی و اتفاقی تقسیم کرد. تنها رود پرآب و دایمی این منطقه رودخانه ساروق است که در واقع از طولانی‌ترین رودهای تکاب افشار به‌شمار می‌رود. این رودخانه شاخه اصلی زرینه رود را تشکیل می‌دهد.[۳۰] از جمله رودهای فصلی قجور چایی و حاج بابا چایی می‌توان نام برد[۳۱] از رودخانه‌های اتفاقی منطقه تکاب رودخانه رجال چایی می‌باشد[۳۱]

آب و هوا

شهر تکاب با ارتفاع ۱۸۴۰ متر مرتفع‌ترین شهر استان آذربایجان غربی است. توپوگرافی ارتفاع و جهت گسترش ناهمواریها و دوری منطقه تکاب از دریا و کانون‌های رطوبتی شرایط ویژه‌ای به آب و هوای منطقه بخشیده که بارزترین مشخصه آن، زمستانهای سرد و برفی و تابستانهای معتدل و خشک می‌باشد. با در نظر گرفتن میانگین بارش سالانه ۳۵۰ میلی‌متر در گروه رژیم بارانی نیمه بیابانی یا نیمه خشک محسوب می‌شود.

بیشترین دمای تکاب در اوایل تیرماه است که به ۳۶ درجه سانتیگراد می‌رسد و سردترین دمای تکاب هم در اواخر دی ماه که به ۳۰- درجه سانتیگراد می‌رسد.

در بیشتر روزهای سرد سال به‌طور میانگین این شهر همراه با فیروزکوه رتبه سردترین شهر کشور را به خود اختصاص می‌دهد.[۳۲][۳۳]

اقتصاد

بیشتر درآمد مردم این شهر از راه کشاورزی و دامپروری بوده و کمتر واحد صنعتی در شهر تکاب به چشم می‌خورد. شهر تکاب در یک نگاه کاملاً خدماتی و در خدمت دامداری و کشاورزی است. در بخش معدن، تکاب دارای بزرگ‌ترین مجموعه تولید طلای ایران است. بزرگ‌ترین معادن طلای خاورمیانه با ذخایر ۸۰ تن طلای خالص در معادن زره‌شوران (اولین در ایران) و آقدره (دومین در ایران) در تکاب قرار دارد[۳۴]

گردشگری

تخت سلیمان (آتشکده آذرگشنسب)

دریاچه تخت سلیمان و ایوان خسرو.

تخت سلیمان مجموعه‌ای تاریخی است مشتمل بر دریاچه طبیعی، آتشکده آذرگشنسب، معبد آناهیتا، بنای چهارتاقی، تالار و کاخ شاهی که بر روی صفحه‌ای سنگی که از رسوب مواد کانی و طی میلیون‌ها سال ایجاد شده‌است، بنا گردیده. این مجموعه که امروزه[۳۵] تخت سلیمان نامیده می‌شود، در گذشته به آتشکدهٔ آذرگشنسب معروف بوده‌است. هرچند قدمت تأسیسات انسانی تخت سلیمان به هزارهٔ اول قبل از میلاد مسیح برمی گردد اما اوج شکوفایی آن مربوط به دورهٔ ساسانیان است. این اعتقاد وجود دارد که تخت سلیمان برای ساسانیان همان ارزشی را داشته که تخت جمشید برای هخامنشیان داشته‌است. ساسانیان به ویژه خسرو انوشیروان در آبادانی این مجموعه سعی فراوان کردند و خصوصاً ساخت بزرگ‌ترین و معتبرترین آتشکده در این مکان به‌طور روزافزون بر جایگاه این مکان افزود.

طی جنگ‌های ایران و روم در سال ۶۲۴ میلادی خسرو پرویز از هراکلیوس شکست سنگینی خورد و آتشکده ویران گردید. هرج و مرج اواخر دورهٔ ساسانی، حملهٔ اعراب به ایران، قرن‌ها حاکمیت عباسیان بر این سرزمین، حکومت ترکان در شمال شرق ایران و دور بودن آنان از نواحی غربی، همه باعث شد تا تخت سلیمان برای مدت‌های طولانی به بوته فراموشی سپرده شود تا اینکه مجدداً در دورهٔ ایلخانی و تمایل آنان به مناطق غربی ایران و انتخاب تبریز، مراغه و سلطانیه به عنوان پایتخت، باعث شد جهت عمران و آبادانی این منطقه اقدام گردد. آنان از این منطقه به عنوان پایتخت استفاده می‌کردند. با افول ایلخانان، تخت سلیمان کم‌کم مرکزیت خود را از دست داد و از حدود قرن ۱۱ هجری قمری به بوتهٔ فراموشی سپرده شد.

دور تا دور مجموعهٔ تخت سلیمان با دیوارهای عربی و برج‌های متعدد حفاظت می‌شده‌است و مساحت آن حدود ۱۲۴۰۰۰ متر مربع است و به‌طور متوسط ۱۵ متر بلندی دارد. قطر دیوار حدود چهار متر است و ۳۸ برج نگهبانی از مجموعه حفاظت می‌کرده‌اند. حصار دارای دو دروازه بوده، یکی در ضلع شمالی[۳۶] و دیگری دروازهٔ ضلع جنوب شرقی.

ایوان غربی (ایوان خسرو)، معبد آناهیتا، هشت ضلعی دورهٔ ایلخانی، بقایای کاخ‌های دورهٔ ایلخانی، تالار شورا، موزه و نمایشگاه از دیگر نقاطی است که در این مجموعه قرار دارند.[۳۷]

جاذبه‌های گردشگری

مجموعه تخت سلیمان- زندان سلیمان
سردر بنای قلعه سردار افشار

از مناطق دیدنی و گردشی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تخت سلیمان[۳۸] و آتشکده آذرگشسپ که به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در میراث جهانی یونسکو یونسکو ثبت شده‌است. این محوطه باستانی با قدمت ۳۵۰۰ ساله جزو ده اثر بزرگ ملی در دست بازسازی می‌باشد.
  • زندان سلیمان: کوهی استوانه‌ای شکل تو خالی که در زبان مردم محلی زندان سلیمان نامیده می‌شود
  • کوه بلقیس:باارتفاع۳۳۳۵ قرار دارد. دریاچه‌ای فصلی وابسته به این کوه.
  • مسجد جامع تکاب: با قدمت بیش از صد سال با معماری زیبا ثبت شده در آثار لیست آثار ملی
  • سد قجور:مربوط به دوره پهلوی است و در تکاب، ۵ کیلومتری شرق تکاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۳۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است
  • مسجد اوغول بیگ
  • یخچال اوغول بیگ
  • آرامگاه ایوب انصاری:مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است این بقعه جزو زیباترین مقابر مذهبی آذربایجان به حساب می‌آید بنای مذکور از تناسبات بسیار زیبایی برخوردار است که احتمال می‌رود ۵۰ سال بعد از فوت این عالم و فقیه این بنا را به پاس‌داشت وی می‌سازند؛ و در ۱۳ کیلومتری جنوب تکاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۳۵ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۳۹]
  • بازار تکاب افشار:بازار روباز تکاب در سال ۱۳۲۸ تا سال ۱۳۳۸ توسط معمار معروف شهر تبریز استاد غلام حسین معمار باشی تبریزی به دستور ساعد السطان افشار فتحعلی خان افشار در چهار خیابان اصلی به مرکزیت چهارراه فعلی تکاب ساخته شده‌است.
  • آبگرم تخت سلیمان (ایسدی سو): با چشمه‌های آب گرم، که برای درمان بیماری‌های روماتیسمی محبوبیت دارد.
  • چمن متحرک چملی: جزیره‌ای متحرک در داخل آب دریاچه چملی، واقع در روستای بدرلو تکاب که از مناطق بسیار زیبا ولی در عین حال گمنام و ناشناخته می‌باشد
  • قلعه سردار افشار بنای ساختمانی معروف به قلعه که در داخل شهر قرار دارد.
  • مسجد جامع یولقون آغاج
  • زندان نبی کندی
  • خانه اربابی نصرت آباد (قالا)
  • آبشار قینرجه
  • قلعه ساری قورخان
  • آبگرم و آبشار قینرجه در روستایی به همین نام واقع در جاده تخت سلیمان.
  • چهار ستون تاریخی چهار طاق زوار (کلیسای چهارطاقی) در روستای چهارطاق.
  • زندان برنجه
  • آب سرد یار عزیز
  • کوه چهل چشمه
  • از آثار باستانی و دیدنیهای شهرستان تکاب مسجد جامع تاریخی روستای اغولبیک که در ۵ کیلومتری شهرستان تکاب واقع و ۷سال زودتر از مسجدجامع تکاب بنا شده‌است. همچنین یخچال طبیعی بی‌نظیر قدیمی که قدمت آن به بیش از یک قرن می‌رسد می‌توان اشاره نمود؛ و کوره خانه قدیمی و… می‌توان اشاره نمود.

آب سرد معدنی روستای اوغول‌بیگ که در دربند واقع گشته خواص درمانی بسیار مفید دارد و سالانه مردم زیادی از روستاهای اطراف و شهرستان تکاب به آنجا می‌آیند. نور تپه که یکی از آثار قدیمی و تاریخی روستای اغولبیک که هم زیارتگاه و هم کوره آجر پزی، که آجر مسجد جامع اغولبیک در آنجا تولید می‌شده‌است و یکی از آثار ثبت شده میراث فرهنگی می‌باشد.[۴۰]

صنایع دستی

فرش افشار

دختر تکابی در حال بافت فرش افشار تکاب

اقتصاد تکاب افشار کشاورزی و دامداری است و از این حیث تقریباً خودکفا و صادرکننده است، اما بخش مهم دیگری از اقتصاد منطقه محصولات صنایع دستی و بر عهده زنان فرشباف تکاب است. قالی و قالیچه‌های نفیس و گرانبهای افشار محبوبیت خاصی در بازارهای فرش دنیا دارد، و از حیث رنگ و مرغوبیت و طرز بافت و نقشه از فرش‌های درجه اول است. هرچند گاهی قالیچه‌های آن چنان ظریفی توسط زنان و دختران ماهر و هنرمند تکاب افشار بافته می‌شود، که می‌توان آن را در کیف دستی جای داد. اما در کل فرش افشار شهرت خود را به کیفیت و دوام آن مرهون، و به فرش آهنین معروف است. خانواده‌های بسیاری از بافتن این فرش‌ها امرار معاش می‌کنند. در زمانی که بازار فرش دستباف رونق خوبی داشت بیش از ۱۸ هزار نفر به‌طور مستقیم به کار فرش بافی اشتغال داشتند، فرش دستباف افشار تکاب به نوعی سوغات این شهر هم محسوب می‌شود.[۴۱]

اگر بخواهیم اطلاعاتی کافی در مورد رنگ‌های گیاهی به کار رفته در قالی‌های افشار کسب کنیم، باید از رنگرزان سراغ بگیریم. کلیه رنگ‌ها را کوپ رنگی یا «قازان رنگی» می‌گویند. به دلیل اینکه، این رنگ‌ها را در داخل خم یا قازان تهیه می‌کردند.[۴۲]

سوغات

اغلب مردم در تکاب به کشاورزی و دامداری مشغول هستند و شاید معروف‌ترین سوغات این شهر که به نوعی صنایع دستی هم به حساب می‌آید فرش این منطقه باشد.

نقشه و طرح‌های فرش تکاب برگرفته از فرهنگ و طبیعت این شهرستان است. از دیگر صنایع دستی تکاب می‌توان به گلیم، جاجیم، صنایع چوبی و پشمی اشاره کرد. اتاقک

عسل، سیب، گیاهان دارویی، طلا و جواهرات از دیگر سوغات شهر تکاب هستند

مدارس

تا پیش از تأسیس مدارس، آموزش و پرورش در تکاب توسط ملایان در مکتب خانه‌ها صورت می‌گرفت. با شروع مشروطه شیخ ابوالحسن ذوالمجدین، که به علوم جدید و زبان فرانسه آشنایی داشت با کمک همکارانش به تدریس با شیوه جدید مبادرت کرد. مدرسه محمدیه -با نام جدید شهید چمران- در سال ۱۲۹۶، اولین مدرسه تکاب است که به کمک حسینعلی خان سردار افشار ساخته شد. در سال ۱۳۲۰ نیز مدرسه دخترانه زند تأسیس شد. نخستین دبیرستان تکاب در سال ۱۳۳۲ به کمک افتخار الملک تأسیس شد.[۴۳]

پلاک خودرو و موتور سیکلت

کدهای استان آذربایجان غربی برای شماره‌گذاری خودرو ۱۷ و ۲۷ و ۳۷ است که کد ۱۷ برای شهرستان ارومیه و کد ۲۷ و ۳۷ برای شهرستان‌های آن می‌باشد. پلاک خودروهای تکاب ایران ۲۷ ق است.[۴۴]

موتور سیکلت به صورت استانی شماره گذاری می‌شود و کدهای استان آذربایجان غربی ۳۷۱، ۳۷۲، ۳۷۳، ۳۷۴، ۳۷۵، ۳۷۶، ۳۷۷ است.

ترابری

مسافت مسیر جاده‌ای تکاب به ارومیه مرکز استان ۲۸۰ کیلومتر و مسافت مسیر جاده‌ای تکاب به تهران ۵۰۰ کیلومتر است.[۴۵][۴۶]

فاصله شهر تکاب با کلانشهرهای مهم و شهرهای همجوار (تمامی این محورها از نوع شبکه دسترسی سطح ۲ درون منطقه‌ای هستند):

تکاب تکاب تکاب
زنجان – ۲۳۱ کیلومتر[۴۷] سنندج – ۱۷۵ کیلومتر[۴۸] تهران – ۵۰۰ کیلومتر[۴۹]
ارومیه – ۲۸۰ کیلومتر[۵۰] تبریز – ۳۰۱ کیلومتر اردبیل – ۳۷۹ کیلومتر
اصفهان – ۷۴۱ کیلومتر کرج – ۴۶۲ کیلومتر ایلام – ۵۱۶ کیلومتر
بوشهر – ۱۲۳۲ کیلومتر شهرکرد – ۸۴۱ کیلومتر بیرجند – ۱۶۳۴ کیلومتر
مشهد – ۱۳۹۲ کیلومتر بجنورد – ۱۲۰۷ کیلومتر اهواز – ۸۰۲ کیلومتر
همدان – ۲۴۵ کیلومتر سمنان – ۷۱۷ کیلومتر زاهدان – ۱۹۶۵ کیلومتر
شیراز – ۱۲۲۶ کیلومتر قزوین – ۳۴۰ کیلومتر قم – ۴۸۵ کیلومتر
کرمان – ۱۴۷۱ کیلومتر کرمانشاه – ۳۰۱ کیلومتر یاسوج – ۱۰۷۴ کیلومتر
گرگان – ۹۰۱ کیلومتر رشت – ۳۶۴ کیلومتر خرم‌آباد – ۴۸۹ کیلومتر
ساری – ۷۶۷ کیلومتر اراک – ۴۴۲ کیلومتر بندرعباس – ۱۷۶۴ کیلومتر
مهاباد – ۱۸۵ کیلومتر یزد – ۱۱۲۱ کیلومتر بوکان – ۱۲۴ کیلومتر
سقز – ۱۰۷ کیلومتر مریوان – ۲۳۰ کیلومتر بانه – ۱۶۶ کیلومتر
نام محور طول مسافرت
تکاب – تخت سلیمان[۵۱] ۴۰ کیلومتر
تکاب – غارکرفتو[۵۲] ۴۰ کیلومتر
تکاب – شاهین دژ[۵۳] ۸۱ کیلومتر
تکاب – میاندوآب[۵۴] ۱۳۹ کیلومتر
تکاب – بیجار[۵۵] ۸۸ کیلومتر
تکاب – سقز (گردنه اوباتو)[۵۶] ۱۰۷ کیلومتر
تکاب – دیواندره (گردنه اوباتو)[۵۷] ۸۸ کیلومتر
تکاب – سنندج[۵۸] ۱۷۵ کیلومتر
تکاب – ماه نشان[۵۹] ۱۱۷ کیلومتر
تکاب – دندی[۶۰] ۸۷ کیلومتر

نگارخانه

پانویس

  1.  «جمعیت شهرستانهای استان بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ مارس ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۹ مارس ۲۰۱۹.
  2.  بهرام سرمست، نادر زالی، انتظام فضایی شبکهٔ شهری و برنامه‌ریزی جمعیتی در افق سال ۱۴۰۰- مطالعهٔ موردی: آذربایجان، ۱۶.
  3.  https://www.google.com/maps/place/Takab,+West+Azerbaijan+Province,+Iran/@36.401897,47.0961686,14z/data=!3m1!4b1!4m5!3m4!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!8m2!3d36.3997741!4d47.1075028!5m1!1e2?hl=en
  4.  https://www.google.com/maps/place/Takab,+West+Azerbaijan+Province,+Iran/@36.401897,47.0961686,14z/data=!4m5!3m4!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!8m2!3d36.3997741!4d47.1075028!5m2!1e4!1e2?hl=en
  5.  «گزیده اطلاعات». استان آذربایجان‌غربی، معاونت برنامه‌ریزی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ مارس ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۲ مرداد ۱۳۹۳.
  6.  https://www.tinn.ir/بخش-میز-خدمت-402/232042-کد-پیش-شماره-شهرهای-مرکز-استان-آدرس-اینترنتی-مخابرات-استان-ها
  7.  https://www.rond.ir/SimHelp/36/پیش-شماره-همراه-اول-در-شهرهای-ایران
  8.  https://www.otaghak.com/blog/souvenirs-handcraft-takab/
  9.  «بانک اطلاعات تقسیمات کشوری». وزارت کشور. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۳ شهریور ۱۳۹۴.
  10.  https://moshakhasat.ir/person/حسن-همتی
  11.  https://www.funigma.ir/412322/پلاک-27-مال-کجاست-؟
  12.  https://bimeh.com/mag/motorcycle-license-plate/
  13.  https://www.yasa.co/کد-ملی-و-شهر-محل-صدور-آن-شهر-محل-تولد/
  14.  https://whc.unesco.org/en/list/1077/
  15.  https://irangard.com/takht-e-soleyman
  16.  https://www.cgie.org.ir/fa/article/224348/تکاب
  17.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ آوریل ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۷ اوت ۲۰۲۰.
  18.  https://fa.wikifeqh.ir/تکاب
  19.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۱ اوت ۲۰۲۲.
  20.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ دسامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۰ اوت ۲۰۱۲.
  21.  [۱][پیوند مرده]
  22.  [۲]
  23.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ آوریل ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۷ اوت ۲۰۲۰.
  24.  رزم‌آرا، حاجعلی (۱۳۳۰)، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها)؛ جلد ۴: استان ۳ و ۴ آذربایجان، تهران: انتشارات سازمان جغرافیایی کشور، انتشارات دایره جغرافیائی ستاد ارتش.
  25.  محمدی، علی، تاریخ تکاب افشار، فصل هجدهم – وجه تسمیه تکاب و افشار صفحه ۹۳–۹۸
  26.  [شهرستان تکاب در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]
  27.  https://rch.ac.ir/article/Details/11105
  28.  http://www.inboundpersia.com/dtext-62-azerbaijan
  29.  https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/72204
  30.  محمدی، علی، تاریخ تکاب افشار، فصل اول – رودخانه‌ها صفحه 19–20
  31. ↑ پرش به بالا به:۳۱٫۰ ۳۱٫۱ محمدی، علی، تاریخ تکاب افشار، فصل اول – رودخانه‌ها صفحه 20
  32.  «سایت هواشناسی کشور». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ نوامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۵ نوامبر ۲۰۱۳.
  33.  بازبینی شده در آبان 92
  34.  خبرگزاری فارس عملیات احداث کارخانه استحصال طلا از بزرگ‌ترین معدن طلای خاورمیانه
  35.  یا بهتر است گفته شود پس از اشغال ایران توسط اعراب
  36.  که ظاهراً ورودی اصلی بوده و هم‌اکنون قابل استفاده نیست
  37.  «تخت سلیمان (آتشکدهٔ آذرگشنسب)». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ اکتبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۱ مه ۲۰۱۰.
  38.  «دربارهٔ تخت سلیمان». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ مه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۰ اوت ۲۰۰۹.
  39.  «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. دریافت‌شده در ۲۰۱۱-۰۵-۱۹.[پیوند مرده]
  40.  «حوزه هنری استان آذربایجان غربی». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ مه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۰ اوت ۲۰۰۹.
  41.  محمدی، علی، تاریخ تکاب افشار، صفحهٔ ۶۳
  42.  محمدی، علی، تاریخ تکاب افشار، صفحهٔ ۶۴
  43.  تاریخ تکاب افشار، محمدی، ص 84-86
  44.  http://www.otol118.com/articles/258[پیوند مرده]
  45.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/ارومیه،+West+Azerbaijan+Province‭/@37.0142947,44.9718665,8z/data=!3m1!4b1!4m13!4m12!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x4005536391c23f05:0x4c2471f0fd99e701!2m2!1d45.0786282!2d37.5498061?hl=en
  46.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/بیجار،+Kurdistan+Province‭/زنجان،+Zanjan+Province‭/تهران،+Tehran+Province‭/@36.1999198,48.0998557,8z/data=!3m1!4b1!4m26!4m25!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x3ff777ff22e8ba95:0x9b0462148df48448!2m2!1d47.6027443!2d35.872278!1m5!1m1!1s0x3ff610adb062ed93:0xab4ea9398b48690!2m2!1d48.5087209!2d36.6830045!1m5!1m1!1s0x3f8e00491ff3dcd9:0xf0b3697c567024bc!2m2!1d51.3346954!2d35.7218583!3e0?hl=en
  47.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭‭‭/بیجار،+Kurdistan+Province‭‭‭/زنجان،+Zanjan+Province‭‭‭/@36.2775752,47.8098883,8z/data=!4m11!4m10!1m2!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!1m2!1m1!1s0x3ff777ff22e8ba95:0x9b0462148df48448!1m2!1m1!1s0x3ff610adb062ed93:0xab4ea9398b48690!3e0
  48.  https://www.google.com/maps/dir/36.3908363,47.0926218/35.3511677,47.0111377/@35.8760173,47.1826439,8z/data=!4m2!4m1!3e0
  49.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/بیجار،+Kurdistan+Province‭/زنجان،+Zanjan+Province‭/تهران،+Tehran+Province‭/@36.1999198,48.0998557,8z/data=!3m1!4b1!4m26!4m25!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x3ff777ff22e8ba95:0x9b0462148df48448!2m2!1d47.6027443!2d35.872278!1m5!1m1!1s0x3ff610adb062ed93:0xab4ea9398b48690!2m2!1d48.5087209!2d36.6830045!1m5!1m1!1s0x3f8e00491ff3dcd9:0xf0b3697c567024bc!2m2!1d51.3346954!2d35.7218583!3e0?hl=en
  50.  https://www.touristgah.com/Iran/City/Distance/34-413/فاصله-ارومیه-تا-تکاب
  51.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/West+Azerbaijan+Province,+Tazekand-e+Nosratabad,+تکاب+-+تخت+سلیمان،+تخت+سليمان‭/@36.5092682,47.0201946,11z/data=!4m15!4m14!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x401d37aaf6ae6833:0xfbfd8b827075fb05!2m2!1d47.234817!2d36.604659!3e0!5i1?hl=en
  52.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/غار+کرفتو‭/@36.3290299,46.9107731,12z/data=!3m1!4b1!4m14!4m13!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x4002906575ca533f:0x3305fe76a4439dca!2m2!1d46.8541219!2d36.273491!3e0?hl=en
  53.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/شاهین+دژ،+West+Azerbaijan+Province‭/@36.5372711,46.693287,11z/data=!3m1!4b1!4m14!4m13!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x40032ffb903e26ad:0x89ec318763cd5532!2m2!1d46.570133!2d36.6740953!3e0?hl=en
  54.  https://www.bahesab.ir/map/distance/
  55.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/بیجار،+Kurdistan+Province‭/@36.1362548,47.0748743,10z/data=!3m1!4b1!4m14!4m13!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x3ff777ff22e8ba95:0x9b0462148df48448!2m2!1d47.6027443!2d35.872278!3e0?hl=en
  56.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/سقز،+Kurdistan+Province‭/@36.2655729,46.4087946,10z/data=!3m1!4b1!4m14!4m13!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x40025ade12dbfd8f:0x66613d101e4926b9!2m2!1d46.2706586!2d36.2408545!3e0?hl=en
  57.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/دیواندره،+Kurdistan+Province‭/@36.1566628,46.6679553,10z/data=!3m1!4b1!4m14!4m13!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x3ff869cc35afb93d:0x2bbc6433e1dfea4c!2m2!1d47.022668!2d35.915913!3e0?hl=en
  58.  https://www.google.com/maps/dir/36.3908363,47.0926218/35.3511677,47.0111377/@35.8760173,47.1826439,8z/data=!4m2!4m1!3e0
  59.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/شیرمرد،+West+Azerbaijan+Province‭/ماهنشان،+Zanjan+Province‭/@36.5738735,47.2260176,11z/data=!3m1!4b1!4m20!4m19!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x401d330ccac57469:0x3235f2e1f8c756ff!2m2!1d47.0912165!2d36.5951528!1m5!1m1!1s0x401d72b891f7a23b:0x6cc0226a210159c8!2m2!1d47.6779116!2d36.7419438!3e0?hl=en
  60.  https://www.google.com/maps/dir/تكاب،+West+Azerbaijan+Province‭/شیرمرد،+West+Azerbaijan+Province‭/دندی،+Zanjan+Province‭/@36.513173,47.1983598,11z/data=!3m1!4b1!4m20!4m19!1m5!1m1!1s0x4002ba840d0dff29:0xa8a0ec599e7c5913!2m2!1d47.1075045!2d36.3997749!1m5!1m1!1s0x401d330ccac57469:0x3235f2e1f8c756ff!2m2!1d47.0912165!2d36.5951528!1m5!1m1!1s0x401d5c4b45b0c15b:0xab607739761b7802!2m2!1d47.622596!2d36.5541817!3e0?hl=en

منابع

دزفول

 

کشور

ایران

استان

استان خوزستان

جمعیت

423,552

مساحت

4,646

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

142

دزفول (شهر جهانی کَپوبافی)

18
Few Clouds

 

شهر دزفول در کنار رودخانه دِز، در بخش های جلگه ای استان خوزستان، در ارتفاع 140 متری از سطح دریا قرار دارد. این شهر دارای آب و هوای گرم و خشک است.
شهرستان دزفول دارای چهار بخش«مرکزی»، «سردشت»، «چغامیش» و «شهیون»، نه شهر و 11 دهستان است.
این شهر از قدیمی ترین شهرهای استان خوزستان به شمار می رود و از نظر تاریخی، طبیعی و فرهنگی ویژگی های برجسته ای دارد. دزفول بر سر شاهراه ارتباطی تهران – اهواز (مرکزاستان خوزستان) واقع شده است و اولین مرکز تجاری شمال خوزستان است که ارتباط تجاری با استان لرستان را برقرار می کند. اساس اقتصاد شهرستان دزفول بر کشاورزی، دامداری و صنایع کارخانه ای استوار است. دزفول به سبب وجود رودخانه های مهمی از قبیل دِز و کرخه و دشت حاصلخیز مقام نخست کشاورزی از جمله سبزیجات و صیفی جات را در ایران در دست دارد. این شهر کارخانجات و کارگاه های پنبه ریسی بسیاری را در خود جای داده است و هم اکنون صنایع کوچک و متوسط متعددی در دزفول مشغول به تولید هستند. در  سال 1402 شهر دزفول به عنوان شهر جهانی کَپوبافی ثبت شد. 

دزفول در زمان جنگ تحمیلی بارها مورد اصابت موشک قرار گرفت.
جمعیت این شهرستان از اقوام مختلف از جمله لر، بختیاری، دزفولی و اقلیت های عرب، ترک و کرد و چندین قومیت دیگر تشکیل شده است که بیشتر آنان به زبان فارسی با گویش محلی دزفولی صحبت می¬کنند. مردم این شهر مسلمان و شیعه مذهب هستند.

جاذبه گردشگری

  • پل سفید اهواز

    پل سفید اهواز&nbsp;پل سفید یا پل هلالی در مركز شهر اهواز اولین پل معلق ایران، به‌عنوان چهارمین پل فلزی معلق…

  • چغازنبیل

    چغازنبیلزیگورات دوراونتاش (آشوری: Dūr Untaš؛ ایلامی: Āl Untaš dNapiriša) که بیشتر با نام چُغازَنبیل شناخته می‌شود، نیایشگاهی باستانی…

  • محوطه ی باستانی شوش

    محوطه ی باستانی شوششهر باستانی شوش از مهم ترین و باشکوه ترین سکونتگاه های شناخته &nbsp;شده در جهان با قدمتی حدود…

  • سازه های آبی شوشتر

    سازه های آبی شوشترمجموعه&amp;nbsp;سازه های آبی شوشتر از کهن ترین شاهکارهای فنی و مهندسی در ایران و جهان و مربوط به…

  • محوطه باستانی کول فرح

    محوطه باستانی کول فرحاین محوطه باستانی در منطقه ‌ای به نام تنگ کول فرح یا کول ‌فره در انتهای دشت ایذه…

  • پل‌ تاریخی دزفول

    پل‌ تاریخی دزفولدزفول یکی از شهرهای استان خوزستان است که به داشتن باغ‌های مرکبات و رودخانه‌ی پرآب دز شهرت دارد….

  • مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر (موزه ی جنگ)

    مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر (موزه ی جنگ)ساختمان مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر در سال ۱۳۰۹ساخته و تا پایان جنگ ایران و عراق به عنوان…

  • تالاب شادگان

    تالاب شادگانتالاب شادگان در جنوب غربی ایران جنوب شهر شادگان و در جنوب جلگه ی خوزستان واقع شده &nbsp;است….

  • آبشار شوی (تله زنگ)

    آبشار شوی (تله زنگ)آبشار شوی (shevi) یا «تَلِهْ‌زَنگ» یکی از زیباترین آبشارهای ایران و بزرگ‌ترین آبشار خاورمیانه است که در رشته…

  • تَش کوه (کوه آتشین)

    تَش کوه (کوه آتشین)تش کوه یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین پدیده های زمینی درگردشگری ایران به شمار می رود که…


منبع: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی 

 

دزفول

دزفول
دسفیل
جهت عقربه‌های ساعت از بالا:
پل باستانی (ساسانی یا رومی) دزفول، پایگاه چهارم شکاری دزفول، مسجد جامع دزفول، آرامگاه یعقوب لیث صفاری، منظری از پل باستانی دزفول در شب، بخش شهیون شهرستان دزفول و دریاچه تمی، بقعه شاه رکن‌الدین دزفول و خانه تاریخی تیزنو دزفول
Map

نشان‌واره (لوگو) شهرداری دزفول

کشور  ایران
استان خوزستان
شهرستان دزفول
بخش مرکزی
نام(های) پیشین دژپل، دژ پوهْل، دسبول، دسفول، اندامش
سال شهرشدن تاسیس شهرداری :سال۱۲۹۹
مردم
جمعیت ۲۶۴٬۷۰۹ نفر (سال ۱۳۹۵)[۱][یادداشت ۱]
رشد جمعیت ۷٪+ (۵سال)
جغرافیای طبیعی
مساحت ۴۷۶۲ کیلومتر مربع (مساحت شهرستان)
ارتفاع ۱۴۳ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۷ درجه سانتی گراد (میانگین حداقل‌ها، سردترین ماه) و ۴۳ درجه (میانگین حداکثرها، گرمترین ماه)
میانگین بارش سالانه ۴۰۰ میلی‌متر
روزهای یخبندان سالانه ندارد
اطلاعات شهری
شهردار محمد عتاب اهوازی[۲]
ره‌آورد مرکبات، کلوچه‌های دزفولی،
صنایع دستی، قلم‌نی شیره خرما و ارده، محصولات لبنی
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۶۱
وبگاه
شناسهٔ ملی خودرو  ایران ۲۴ د _ ۳۴ ص، و
کد آماری ۱۲۸۲

دزفول بر ایران واقع شده‌است

دزفول

دِزفول یکی از شهرهای استان خوزستان و مرکز شهرستان دزفول است. این شهر که در ساحل رودخانهٔ دز واقع شده، از لحاظ وسعت و جمعیت، دومین شهر بزرگ استان و بزرگ‌ترین شهر در شمال خوزستان محسوب می‌شود؛[۳][۴][۵][۶][۷][۸] این شهر در سال ۱۳۹۵ خورشیدی با جمعیتی بالغ بر ۲۶۴٬۷۰۹ نفر، ۳۱ امین شهر پرجمعیت ایران و پرجمعیت‌تر از ۷ مرکز استان بوده‌است.[۹]

دزفول که در دامنه‌های زاگرس میانی جای دارد، پیشینهٔ تاریخی‌اش به زمان ساسانیان بازمی‌گردد و پیش از آن نیز به عنوان بخشی از سرزمین‌های امپراتوری‌های عیلام و هخامنشیان به‌شمار می‌رفته‌است.[۱۰][۱۱] فرهنگ مردم دزفول را می‌توان آمیزه‌ای از فرهنگ‌های کهن خوزستان دانست.[۱۲] مناطق اطراف دزفول در حدود ۵ هزار سال، زیستگاه مردم این نواحی بوده‌است.[۱۳]

دزفول دارای زمستان و پاییزی مدیترانه‌ای است و زیست‌بوم آن از پایان زمستان تا ابتدای بهار بسیار سرسبز است. این شهر با زیست‌بوم جلگه‌ای-کوهپایه‌ای و کوهستانی خود در سراسر سال و به ویژه در روزهای نوروز پذیرای شمار بسیاری از گردشگران است. گرم‌ترین و سردترین ماه‌های سال در دزفول به ترتیب ماه‌های تیر و دی هستند. بررسی یک دورهٔ آماری آب و هوایی نشان‌دهندهٔ آن است که حداقل درجهٔ حرارت دزفول ۱۵ درجه و حداکثر آن ۴۵ درجه سانتی‌گراد است.[۱۴]

دزفول از شهرهای تأثیرگذار در وقوع انقلاب ۱۳۵۷ در ایران بوده‌است[۱۵] و در خلال جنگ ایران و عراق نیز به دفعات توسط موشک‌های ارتش عراق، مورد حمله قرار گرفت. مقاومت‌های مردم این شهر در طول جنگ، موجب شد تا دزفول در این دوره به «شهر استقامت» و «پایتخت مقاومت ایران» معروف گردد.[۱۶][۱۷][۱۸]

اولین قومی که به سرزمین دزفول آمدند عیلامی‌ها بودند که بیش از پنج هزار سال پیش به این منطقه آمدند و تقریباً قدری پایین‌تر از بقعه علی مالک فعلی شهر دزفول را با نام «آوان» بنا کردند که البته از اصلیت عیلامی‌ها اطلاعی در دست نیست. بعد از عیلامیها در سال ۷۴۰ قبل از میلاد مسیح آشوریها در این سر زمین ساکن شدند. سپس هخامنشیان آریایی‌تبار که از اهالی ایذه خوزستان بودند در دزفول سکونت داشتند. با تاخت و تاز اسکندر مقدونی و و آوردن تعدادی یونانی به ایران در سال ۳۳۰ قبل از میلاد مسیح اختلاط قومیتی ترکیب تازه یافت و ۵۰سال پیش از میلاد اشکانیان (پارتیان) بر منطقه حکومت کردند. بعد از آنها گروه‌ها و اقوام دیگری از قبیل اعراب و مغول‌ها نیز به این منطقه آمدند. الغرض این مجموعه با توجه به آمیزش‌ها و مواصلت‌های بسیار ترکیبی یافت که اکنون نامش دزفول است. مردم دزفول و به‌طور کلی خوزستان، آمیزه‌ای از گروه‌های نژادی و قومی مختلف هستند که از چند هزار سال قبل تا کنون در این منطقه رفت و آمد یا سکنی داشته‌اند. عیلامی‌ها، خوزی‌ها، یونانیان، پارتیان، پارسیان، سریانی‌ها، ترک‌ها، مغول‌ها و گرجی‌ها از این قوم‌ها بودند.

نام‌شناسی

«دزپل» یا «دِژپُل» را در گویش بومی «دزفیل» و «دسفیل» گویند که در نهایت به «دزفول» دربارهٔ این پرونده تلفظ  تبدیل شده‌است. «دژ» به معنی سنگر و سکوی دیدبانی می‌باشد و چنین برمی‌آید که نام دزفول یا دزفیل از نام دژ ساخته شده در کنار پل گرفته شده‌است.[۱۹] [منبع نامعتبر؟][نیازمند یادکرد دقیق] گفتنی است یکی از محله‌های کهن شهر دزفول روناش است، (در سده چهارم هجری قمری شهر دزفول به قصر روناش نیز نامور بوده‌است)، که در شرق رود دز جای داشته و هنوز ویرانه‌هایی به همین نام نمودار است.[۲۰]

احتمالاً نام دزفول یا «دژپل» از واژهٔ «پل» گرفته شده‌است؛ و «دز» نیز به معنی قلعه است و منظور دژی است که عده‌ای نگهبان و مأمور برای حفاظت پل در آن زندگی می‌کردند. چنانچه پس از دوران انحطاط شوش و نیز خرابی جندی شاپور، برخی مردم این دو شهر به اطراف این دژ پناه آوردند و خانه‌هایی ساختند و به تدریج شهر به وجود آمده‌است. دزفول در اصل «اندامیش» نام داشته و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام بوده‌است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در ۴۸ کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به‌شمار می‌آید.[۲۱][منبع نامعتبر؟]

در نگاهی دیگر می‌توان گفت چون در گویش مردم بومی، نام دسفیل یا دزفیل بکار برده می‌شود و این نام را سینه به سینه از نیاکانشان شنیده‌اند و از طرفی ارتش ساسانی دارای فیل بوده‌است و فیل‌ها معمولاً در جاهای پرآب مانند کنارهٔ رودخانه‌ها نگهداری می‌شوند، نام دژپیل (دژی برای نگهداری فیل) نیز می‌تواند یکی از نام‌های درست برای این شهر باشد. (دژ=قلعه، پیل=فیل)[نیازمند منبع]

ابن سرابیون در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین خوزستان می‌نویسد: دزفول یعنی دژ پل که منظور قلعه پل باشد که در کنار رودخانه دز در جنوب شهر سابق جندی شاپور جا دارد و نیز معروف است که می‌گویند به فرمان شاپور اول ساخته شده‌است؛ که به همین مناسبت آن شهر نیز به همین نام موسوم شد.[۲۲] [منبع نامعتبر؟][نیازمند یادکرد دقیق]

شهر دزفول در اواخر قرن ۶ هجری به نام (دز پول) شهرت داشته‌است و در تاریخ گزیده حمدﷲ مستوفی این نام مکرر به صورت دزپول آمده‌است.[۲۳][منبع نامعتبر؟](در صفحات ۵۵۷، ۷۲۵، ۷۵۰، ۷۵۱). در برخی از کتب نام قدیم رودخانه را «زاب یا جندی شاپور» هم نامیده‌اند. برخی از جغرافی دانان و نیز مورخین نام این شهر را روناش و قصر روناش ذکر کرده‌اند و چنین استنباط می‌شود که در قرن چهارم هجری چون ساختمان‌های شهر دزفول در دو طرف رودخانه دز گسترش یافته‌اند پس در قسمت شرقی آن قلعه یا دژ قرار گرفته و قسمت غربی رودخانه به نام روناش معروف بوده‌است.[۲۴] [منبع نامعتبر؟]

ابن بطوطه دزفول را «دسبول» نامیده و می‌نویسد: «از دروازه‌های شهر یک دروازه به طرف خشکی و بقیه به طرف رودخانه باز می‌شود. در دوطرف رودخانه باغها قرار دارد. عمق رودخانه زیاد است…»[۲۵]

کهارت می‌نویسد: «قصر روناش از محله قلعه فعلی (جای همان دژ باستانی) تا مسجد جامع دزفول را دربرمی‌گرفت. در قرون ۱۱ و۱۰میلادی (سوم وچهارم هجری) این شهر را قنطره (پل) یا قنطره رومی (پل رومی) می‌نامیدند.»[۲۶][منبع نامعتبر؟] به دلیل این‌که روناش و دزفول در دو سر رودخانه قرار گرفته بودند، بعضی این دو قسمت را دو شهر جداگانه شمرده و برخی هر دو را دو محله از یک شهر انگاشته‌اند.[نیازمند منبع]

نام‌ها

تصویر پل قدیم دزفول پشت اسکناس صد ریالی حکومت پهلوی
  • اندامش یا اندیمشان (Andamesh) یکی از نام‌های تاریخی دزفول است که به گفته‌اصطخری و تعدادی دیگر از مورخین، نام دزفول و همچنین نام پل دزفول بوده‌است. نمی‌توان به‌طور دقیق گفت که از چه زمانی از این نام استفاده شده‌است اما به نظر می‌رسد از دوران هخامنشیان تا ساسانیان از این نام استفاده شده‌است.[نیازمند منبع]
  • دژپل(Dzhpl): از ۱۷۵۰ سال قبل که پل قدیمی دزفول بر رودخانه دز بنا شد، نام این شهر را دژپل گذاشته‌اند. دژپل ازنام همان پل مشتق گردیده‌است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در ۴۸ کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به‌شمار می‌آید.[۲۷] [منبع نامعتبر؟][نیازمند یادکرد دقیق]
  • دزپل(dzpl):پس از دژپل، نام این شهر به دزپل رواج یافت.[نیازمند منبع]
  • قصر روناش یا رعناش(Gasr-o-Rovnas): روناش نام باستانی و پنج هزار ساله ی؛ دژپل؛ یا دزفول از شهرهای کنونی ایران است و نیز پلی که در زمان شاپور اول بر روی رودخانه دز بنا گردید پل روناش یا رعناش نام‌گذاری شد دژی به همین نام برای پاسداری از این پل بنا گردید که به آن قصر روناش یا رعنا می‌گفتند. نام روناش تا سدهٔ دهم هجری همچنان بر سر زبان‌ها بود تا اینکه در دوران شاه اسماعیل صفوی به؛ رعناش؛ بدل گردید. در حال حاضر نیز به برآمدگی‌های ساحل غربی دز رعنا (بدون ش) می‌گویند.[۲۸][منبع نامعتبر؟][نیازمند یادکرد دقیق] ابوعبدالله یاقوت بن عبداله حموی رومی بغدادی در کتاب معروف معجم البلدان پیرامون قصر روناش چنین نوشته‌است: «روناش شهرستانی از خوزستان است و جایی است که امروز دزپول گفته می‌شود.»[نیازمند یادکرد دقیق]
  • روناش (Rovnas):این نام تا اوایل قرن دهم ه‍.ق رواج داشته‌است تا اینکه سرانجام در سال ۹۱۴ ه‍.ق در دوره صفویه و در زمان شاه اسماعیل اول دگرگونی یافته و رعناش (Ranas) گردیده‌است. در حال حاضر نیز برآمدگی‌های ساحل غربی دز را رعنا (Rana) می‌گویند که (ش) آخر آن حذف شده‌است.[۲۹] [منبع نامعتبر؟][نیازمند یادکرد دقیق]
  • دزفول(dezful): این نام از قرن ۷ ه‍.ق در کتاب‌ها دیده می‌شود و تاکنون نیز به این نام مشهور بوده‌است. این نام از واژه دژپل گرفته شده‌است.[۳۰] [منبع نامعتبر؟][نیازمند یادکرد دقیق]

تاریخچه

پل ساسانی یا پل قدیم دزفول

بر پایه نوشته ایرج افشار (شهرهای ایران) دزفول شهری است که پیشینه آن به چندین هزار سال می‌رسد. از کهن‌ترین شهرهای استان خوزستان به‌شمار می‌رود و از دید تاریخ و فرهنگ ویژگی‌های برجسته‌ای دارد. والتر هینتس آلمانی، گمان می‌برد آوان پایتخت حکومت عیلام در اطراف دزفول کنونی جای داشته‌است.[۳۱] تپه‌های باستانی چغامیش با دیرینه‌ای نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش از زایش مسیح که به گفته باستان‌شناسان، گنجینه ارزشمندی از دانستنی‌های سودمند پیرامون رخدادهای زمان باستان از هزاره هفتم پیش از زایش تا شکوفایی تمدن شوش را دربردارند نیز در شهرستان دزفول جای دارد.[۳][۳۲] از این تپه‌های باستانی آثار ارزشمندی چون نخستین سند دریانوردی جهان، لوح‌های تکامل موسیقی و مهرهای استوانه‌ای چند هزار ساله کشف شده که کلیه این آثار در موزه ملی ایران و موزه مؤسسه شرق‌شناسی شیکاگو نگهداری می‌شوند.[۳۳]

بانو هلن کنتور، یکی از دست‌اندرکاران گروه کاوشگری و باستان‌شناسی این گستره، در هنگام یک سخنرانی در تهران پیرامون کاوش‌های انجام گرفته در تپه چغامیش از دزفول به نام ‹‹شهری از سپیده دم تاریخ›› یاد کرده‌است.[۳۴][۳۵]

والتر هینتس آلمانی، در کتاب خود تحت عنوان «دنیای گمشده عیلام» که به فارسی ترجمه شده، می‌نویسد:

ممکن است اَوان در اطراف جایی که امروز دزفول قرار دارد، بوده باشد.

[۳۶]

از اسلام تا قاجاریه

در زمان خلافت عمر خلیفه دوم، ایران توسط سپاه اعراب فتح شد و سپاهیان مسلمان وارد بخش‌هایی از خوزستان شدند. اهواز و شوشتر به تصرف نیروهای عرب مسلمان درآمد و بعد مسلمین به طرف جندی شاپور حرکت کردند و درگیری چندانی به وجود نیامد و گندی‌شاپور نیز به دست اعراب مسلمین افتاد؛ و نیز گویند در همان سال مسلمین (پس از فتح شوش) روی جندی شاپور لشکر کشیدند. در آن هنگام زرین عبدالله در پیرامون آن شهر لشکر زد و سرگرم محاصره آن بود که مدد مسلمین رسید.

لذا جندی شاپور و شوشتر به تصرف نیروهای مسلمان درآمد. دزفول که در آن زمان شامل قلعه و ساختمان‌های اطراف آن بوده‌است، نیز زیر نظر حاکم جدید یعنی حکام اموی و سپس عباسی که به شوشتر و جندی شاپور گماشته می‌شدند قرار گرفت. تقریباً تا ۲ قرن هر حاکمی که می‌آمد بر دزفول تسلط داشت و سراسر خوزستان به تصرف اعراب درآمده بود. در اواسط سده دوم هجری، دلاوری به نام یعقوب لیث صفاری که مردی شجاع و نخستین دولتمرد کاردان و با تدبیر بود؛ بدون توجه به عوامل خلافت، علم استقلال برافراشت و نخستین دولت مستقل ایرانی را پایه‌گذاری کرد و خوزستان را نیز به کانون آزادی خواهان ایران تبدیل کرد. محمد واصل در جنگ با یعقوب لیث شکست خورد و مورد تعقیب قرار گرفت و وی بر اموال و ذخائر او دست یافت. بعد از درگذشت یعقوب او را در گندی شاپور به خاک سپردند. برخی احتمال می‌دهند گندی شاپور در ۱۲ کیلومتری جنوب دزفول بوده‌است[۳۷][۳۸] (ببینید: آرامگاه یعقوب لیث صفاری). فرمان حکومت مناطقی از ایران از جمله خوزستان و دزفول در زیر حاکمیت خاندان صفاری باقی ماند.[نیازمند منبع]

شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۱۴ هجری به هویزه رفت و حکمران آنجا را مغلوب و عده کثیری از مشعشعیان را کشت و سرزمین‌های آن‌ها را به تصرف خود درآورد. پس از تسلط نیروهای شاه اسماعیل صفوی بر خوزستان حکومت شوشتر و دزفول به شیخ محمد و حاج محمد پسران ملا قوام‌الدین که به خاندان رعناشی معروف بودند سپرده شد.

در زمان فتحعلیشاه قاجار که بخش شمالی خوزستان یعنی شوشتر و دزفول زیر نظر حکمران کرمانشاهان قرار گرفت و محمدعلی میرزای دولتشاه پسر فتحعلی شاه که یکی از شاهزادگان توانای قاجار بود، اسد خان بختیاری را که شورش کرده بود، پس از آمدن به خوزستان مطیع خود کرد مجدداً ناآرامی‌های پراکنده‌ای هم صورت گرفت تا اینکه در سال ۱۲۶۶ ه‍.ق ناصرالدین شاه، اردشیر میرزا را به خوزستان فرستاد و او ابتدا دزفول و سپس شوشتر را از چنگ شورشیان درآورد.[۳۹][منبع نامعتبر؟]

جنگ ایران و عراق

ویرانه‌های یک خانه پس از موشک باران دزفول توسط رژیم بعث

با آغاز جنگ ایران و عراق، دزفول یکی از شهرهایی بود که بیش از ۱۶۰ بار به آن یورش موشکی شد. این حملات به قدری زیاد بود که اعراب نام (بلد الصواریخ) به معنی شهر موشک‌ها را به دزفول دادند. دزفول به عنوان شهری که جزء اهداف اصلی حملات موشکی عراق بود شناخته می‌شده و در ترتیب ابجد موشک‌های عراقی همیشه (الف) دزفول بوده‌است. مردم دزفول با وجود موشک‌باران شدید همچنان مقاومت می‌کردند و نماز جمعه دزفول هر هفته با حضور مردم و رزمندگان اقامه می‌شد. در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ هواپیماهای عراقی در نخستین روز جنگ به شیوه نیروی هوایی ارتش اسراییل در جنگ شش‌روزه به پایگاه‌های نیروی هوایی ایران یورش بردند. پایگاه چهارم شکاری دزفول (پایگاه وحدتی) یکی از این پایگاه‌ها بود.[۴۰]

پس از آن نیروهای عراقی بارها به شهرهای دزفول و اندیمشک با بمب و موشک یورش بردند دزفول در جنگ هشت ساله ۲٬۶۰۰ کشته داشت. پس از جنگ به پاس پایداری مردم دزفول، این شهر، شهر نمونه نامیده شد.[۴۱]

نماد مقاومت ایران

به پاس مقاومت و پایداری مردم دزفول در طول ۸ سال جنگ ایران و عراق، چهارم خرداد در تقویم ملی ایران از سال ۱۳۹۰ به عنوان روز مقاومت و پایداری، روز دزفول نام‌گذاری شده‌است.[۴۲]

جغرافیا

[ویرایش]

موقعیت جغرافیایی

[ویرایش]

دزفول در بین شهرستان‌های استان خوزستان

شهرستان دزفول از دید جغرافیایی در درازای جغرافیایی ۴۸ درجه و ۲۴ دقیقه خاوری و پهنای جغرافیایی ۳۲ درجه و ۲۲ دقیقه شمالی گسترده شده‌است و بلندای آن از روی دریا ۱۴۰ متر می‌باشد.[۴۳]

اقلیم

دزفول مانند بیشتر شهرهای خوزستان دارای آب و هوای گرم و شرجی است و تابستانی گرم و زمستانی مدیترانه‌ای دارد. میانگین بارش سالانه باران ۴۰۰ میلی‌متر و میانگین دما ۳ درجه سانتی‌گراد در زمستان و ۴۹ درجه سانتی‌گراد در تابستان است.[۴۴]

آب و هوای دزفول
ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه اوت سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال
گرم‌ترین
۲۳ ۳۰ ۳۲ ۳۷ ۴۷ ۴۸ ۴۸ ۴۸ ۴۵ ۴۰ ۳۳ ۲۶ ۴۸
میانگین گرم‌ترین‌ها
۱۴ ۱۸ ۲۲ ۲۸ ۳۶ ۴۱ ۴۳ ۴۲ ۴۰ ۳۲ ۲۴ ۱۷ ۳۰
میانگین سردترین‌ها
۷ ۸ ۱۲ ۱۷ ۲۳ ۲۷ ۲۸ ۲۸ ۲۴ ۱۸ ۱۱ ۹ ۱۸
سردترین
۶ ۱۲ ۱۷ ۲۰ ۱۶ ۱۲ ۵
بارش
mm
۷ ۶ ۵ ۳ ۱ ۱ ۱ ۲ ۶ ۳۲
منبع: سایت ودربیس[۴۵] آوریل ۲۰۱۰

رودخانه‌ها

مهم‌ترین رودخانه دزفول، رود دز می‌باشد که از کوه‌های زاگرس لرستان سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از سد دز از میان شهر می‌گذرد و تاکنون ۵ پل بر روی آن ساخته شده‌است. (پل قدیم دزفول، بر روی این رود قرار گرفته‌است) همچنین در ساحل رودخانه پارک‌ها و تفریحگاه‌هایی ساخته شده که از جاذبه‌های گردشگری شهر به‌شمار می‌روند.[۴۶]

مردم‌شناسی

قومیت

مردم کنونی دزفول ایرانی‌تبار و اکثراً به زبان فارسی صحبت میکنند. اولین گروهی که به منطقه کنونی دزفول آمدند عیلامیها بودند که بیش از پنج هزار سال پیش به این منطقه آمدند[نیازمند منبع] سپس هخامنشیان پارسی در دزفول سکونت داشتند.[نیازمند منبع] برخی معتقدند که با تاخت و تاز اسکندر مقدونی و آوردن تعدادی یونانی به ایران در سال ۳۳۰ قبل از میلاد مسیح اختلاط قومیتی ترکیب تازه یافت در صورتیکه هیچ مدرک تاریخی قوی و مطالعات ژنتیکی چنین چیزی را تأیید نکرده است. زیرا سلوکیان بر بخش بزرگی از آسیا و اروپا تسلط داشتند و جمعیت آنها به اندازه‌ای نبود که بتوانند در سراسر فلات ایران پراکنده شوند. مناطق ایرانی در زمان تسلط بیگانگان توسط خود بومیان محلی به صورت نیمه‌مختار اداره میشد. حکومت یونانی‌ها کمتر از ۹۰ سال دوام آورد و اشکانیان آنها را بیرون راندند. در مورد مغول‌ها هم همینطور. ۵۰سال پیش از میلاد اشکانیان (پارتیان) بر منطقه حکومت کردند که آنها اقوامی ایرانی بودند. بعد از آنها گروه‌ها و اقوام دیگری از قبیل اعراب نیز به این منطقه آمدند. مردم دزفول و به‌طور کلی خوزستان، آمیزه‌ای از جمعیت‌های بومی فلات ایرانی هستند که از چند هزار سال قبل تا کنون در این منطقه رفت‌وآمد یا سکنی داشته‌اند. عیلامی‌ها، خوزی‌ها، پارتیان و پارسیان از این قوم‌ها بودند. [۴۷] اما با توجه به مردم‌شناسی تاریخی خوزستان و با توجه به روند مشابه اختلاط اقوام پیشین در سرتاسر کشور و با توجه به دسته‌بندی مدرن اقوام در کشور از نظر فرهنگی و سبک زندگی، مردم بومی دزفول همچون مردم بومی شوشتر، بهبهان و گتوند، در گروه مردم فارس‌زبان قرار می‌گیرند و پای بند به آداب و رسوم مردم فارس همچون شیرازی‌ها و اصفهانی‌ها و یزدی‌ها و امثالهم هستند.[۴۸][۴۹][۵۰][۵۱] بر اساس تحقیقات آکادمیک دکتر مازیار اشرفیان بناب درواقع ایرانیان مدرن حدود ۹۰٪ ژنتیک یکسانی با ایرانیان باستان دارند. همه مردم ایران تقریباً ژنوم مشابهی دارند که از عصر تا تداوم خود را حفظ کرده است. بنابراین مردم دزفول مانند دیگر مردم ایرانی عمدتاً از کشاورزان نوسنگی (عصر حجر جدید-۷۰۰۰ سال پیش) فلات ایران (پارسی‌ها، پارتی‌ها، مادها و عیلامی‌ها و…) سرچشمه میگیرند.

جمعیت

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت شهرستان دزفول ۴۴۴٬۰۰۰ نفر (در ۷۸٬۳۴۸ خانوار) بوده‌است که ۲۶۴۰۰۰ نفر از آنان در شهر دزفول ساکن بوده‌اند. جدول زیر روند تغییرات جمعیت شهر دزفول به شرح ذیل بوده‌است.[۵۲]

جمعیت تاریخی
سال جمعیت ±%
۱۳۴۵ ۸۴٬۴۹۹
۱۳۵۵ ۱۲۱٬۲۵۱ ۴۳٫۵٪+
۱۳۶۵ ۱۵۱٬۴۲۰ ۲۴٫۹٪+
۱۳۷۰ ۱۸۱٬۳۰۹ ۱۹٫۷٪+
۱۳۷۵ ۲۰۲٬۶۳۹ ۱۱٫۸٪+
۱۳۸۵ ۲۲۸٬۵۰۷ ۱۲٫۸٪+
۱۳۹۰ ۲۴۸٬۳۸۰ ۸٫۷٪+
۱۳۹۵ ۲۶۴٬۷۰۹ ۶٫۶٪+

زبان

رزم آرا در فرهنگ جغرافیایی ایران مینویسد مردم دزفول شیعه و فارسی زبان هستند.[۵۳]امروزه مردم شهر دزفول به گویش دزفولی از زبان فارسی[۵۴][۵۵][۵۶]و لری بختیاری و لری شمالی[۵۷][۵۸][۵۹][۶۰][۶۱][۶۲]سخن می گویند.گویش دزفولی شامل دو لهجه عمدهٔ حیدرخانه و صحرابدری است. لهجهٔ غالب در شهر دزفول حیدرخانه است که به عنوان مثال فعل «مُردَم» را به صورت «مُردُم» تلفظ می‌کنند.[۶۳]

دین و مذهب

اکثر مردم شهر دزفول مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستند. در دزفول دراویش نیز زندگی می‌کنند.

تمامی مراسم مهم شیعیان از جمله جشن نیمه شعبان، عزاداری‌های محرم، روزه‌داری در رمضان و دیگر مراسمات در این شهر صورت می‌گیرد.[۶۴][۶۵]

آرامگاه سبزقبا، رودبند و بن جعفر از مهم‌ترین مکان‌های مذهبی این شهر به‌شمار می‌رود که در طول سال‌ها مورد استقبال مسافران این شهر قرار می‌گیرند.[۶۶]

فرهنگ

آداب و رسوم

بیرق زنون

از گذشته‌های دور و در شب عید قربان، رسمی تحت عنوان بیرق زدن که موسوم به بیرق زنان یا بیرق زنون می‌باشد، رایج و متداول است. در این رسم به تعداد افراد خانواده حاجی، بیرق‌های کوچکی که مثلثی شکل هستند، تهیه می‌شود و پایه هر یک از این بیرق‌ها که شبیه پرچم می‌باشد دارای طول‌های مختلفی است؛ مثلاً طول اولین بیرق از یک یا ۱/۵ یا متر شروع شده و به نسبت افراد کوتاه‌تر می‌شود؛ یعنی به اندازه سن افراد خانواده برای هر یک از افراد، یک بیرق زده می‌شود که رنگ آن‌ها سفید و سبز است. رنگ سفید که بیرق بزرگ است، برای حاجی یا پدر خانواده است. اگر زن و مرد هر دو به خانه خدا مشرف شده باشند، برای هر دو نفر آن‌ها دو بیرق سفید که باز هم طول پایه بیرق زن کمی کوتاه‌تر از بیرق مرد نصب می‌شود و سپس به تعداد اولاد هر خانواده بیرق تهیه شده و در شب عید قربان که در دزفول به شب بیرق زنان معروف است، همه فامیل و بستگان و آشنایان در منزل حاجی جمع شده و پس از صرف شام و پذیرایی به اجرای مراسم مداحی و دعاخوانی توسط مداحان اقدام به نصب بیرق‌ها در پشت بام می‌کنند. پس از نصب هر بیرق و ذکر نام وی که همراه با خواندن اشعار محلی به گویش دزفولی است صلوات فرستاده و برای سلامتی آنان دعا می‌کنند. این رسم تا پاسی از شب عید قربان در منازل و خانواده‌ها ادامه داشته و مردم به جشن و شعرخوانی می‌پردازند. این رسم کهن تا به امروز در دزفول استمرار داشته‌است.

دست رزون

دست رزون یا حنابندان یکی از آداب و رسوم عروسی در نزد اقوام ایرانی و مردم دزفول می‌باشد. جشن حنابندان که به تعبیری آخرین رسم از آداب عروسی ایرانی می‌باشد، جشنی است که در واقع مراسم خداحافظی عروس بوده و در آخرین شب اقامت عروس به‌طور رسمی در خانه پدری برگزار می‌گردد. «حنا از جنت است» و اثری از بهشت و نشانه‌ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پابرجاست.

در دزفول یک روز قبل از عروسی جهیزیه عروس را به خانه داماد برده و در طی این روز مراسم حنا بندان را برگزار می‌کنند به این صورت که دست و پای عروس و داماد را حنا زده و دختران دم بخت باقی‌مانده حنای عروسی را به نیت خوش‌یمنی به دست و پای خود می‌زنند به این رسم در دزفول «دست رزون» می‌گویند.

مراسم محرم

در روز نهم و دهم یعنی تاسوعا و عاشورا مراسم خاص در دزفول برگزار می‌کند، بدین صورت که در این روزها مردم سه بار مجزا به‌طور کامل با هیئت‌های بزرگ خود بیرون می‌آیند و عزاداری می‌کنند. در دزفول بیش از صد هیئت عزاداری وجود دارد و شهر به دو قسمت تقسیم می‌شود که عصر تاسوعا تمامی قسمت جنوبی شهر به طرف قسمت شمالی شهر حرکت می‌کنند و در عصر عاشورا تمامی قسمت شمالی شهر به طرف قسمت جنوبی شهر حرکت می‌کنند و در خیابان‌های اصلی شهر عزاداری می‌کنند.

در صبح عاشورا نیز همه مردم شهر و هیئت‌ها به محلی مشخص به نام رودبند حرکت می‌کند و با گذراندن مسیر خاص سنتی خود که سال‌ها پیش رسم بوده، علم‌های بزرگی را آرایش می‌کنند و آن‌ها را بر سر شانه خود حمل می‌کنند تا به امامزاده رودبند ببرند و در مقابل امامزاده به رقصاندن این علم‌ها می‌پردازند که به این کار «علم‌یراق» گفته می‌شود. برای تزئین علم‌ها از شال‌های رنگی سبز، سیاه یا سفید استفاده می‌کنند و طول برخی از این علم‌ها به ۱۲ متر می‌رسد.

از دیگر رسوم محرم مراسم چوب‌بازی است که نمادی از صحنه جنگ است و به‌صورت نمایشی همراه با طبل، دهل، صدای شیپور و سرنا در جلو تکایا و در محله‌های عزاداری صورت می‌گیرد. در این مراسم عده‌ای از مردان به دو گروه تقسیم می‌شوند و با چوب، سپر و شمشیر و زره با یکدیگر به مبارزه نمایشی می‌پردازند.

مراسم چلاب زنی و مراسم شبیه خوانی از دیگر مراسم است. در این مراسم عدهای بازیگر در نقش‌های مختلف، شخصیت‌های مهم تاریخ کربلا را به نمایش می‌گذاشتند. تمامی متن به صورت شعر با لحن و آهنگ خاص و بعضاً همراه با نوحه خوانده می‌شود. این شخصیت‌های مهم تاریخ در صبح تاسوعا با گهواره‌ای از علی اصغر در کنار عزاداران حرکت می‌کنند و مردم نذر خود را به گهواره علی اصغر نذری می‌دهند مرثیه می‌خوانند و مردم هم به عنوان اینکه آن‌ها شخصیت واقعی هستند یا نفرین می‌کنند یا دعا می‌خوانند.

موسیقی

موسیقی دزفول و شوشتر از یک ریشه‌اند، به‌طوری که نمی‌توان گفت که کدام نغمه از کدام‌یک از این دو شهر است. برخی از گوشه‌های محلی را دزفولی‌ها بهتر اجرا می‌کنند و برخی دیگر را شوشتری‌ها. همچنین برخی تیکه‌ها از نظر دزفولی‌ها اهمیت کمتری دارند و برخی دیگر از نظر شوشتری‌ها.[۶۷]

سینما

شهر دزفول دارای سه سینما است که یکی از آن‌ها جهت بازسازی از سال ۸۶ بسته شده‌است. مجتمع فرهنگی سینمایی اصلی‌ترین سینمای دزفول است که معماری سنتی دارد. دیگر سینمای دزفول سینما مهتاب است.

کتابخانه

شهر دزفول داری کتابخانه‌های متعددی است که از جمله آن‌ها کتابخانه عمومی مخبر، آیت ا… قاضی، رودبند، غدیر، امام خمینی، شهدای صفی‌آباد، بوعلی سینا، شاه رکن الدین، فتح المبین، آزادگان، دکتر پاشا، امام حسن مجتبی، شهید زمانی و شهدای سردشت هستند.

شهر کپو

دزفول به عنوان شهر جهانی کپو ثبت و معرفی شد. کپو یکی از صنایع دستی ویژه شهرستان دزفول به‌شمار می‌رود که ماده اولیه آن را چوب کرتک (موجود در بیشه زارهای دزفول) تشکیل می‌دهد.[۶۸]

رسانه‌ها

رادیو دزفول که بخشی از مجموعه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است، این رادیو در آبان ماه سال ۱۳۵۹ تأسیس شد و هم اینک روزانه بین ۵ تا ۷ ساعت برنامه به زبان فارسی و گویش دزفولی پخش می‌کند. این برنامه‌ها در قالب برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی، خبری، محلی و ورزشی و سرگرمی هستند. این رادیو شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش را پوشش می‌دهد.

اقتصاد

کشاورزی

دزفول یکی از قطب‌های مهم کشاورزی ایران است. خاک حاصلخیز و آب کافی شرایط مناسبی را برای کشت مرکبات، صیفی جات و گل و گیاه فراهم کرده‌است. مرکبات دزفول بخصوص پرتقال از سالمترین و مرغوب‌ترین نوع مرکبات کشور محسوب می‌شوند. دزفول از نظر تولید گل‌های رز و مریم در کشور بالاترین رتبه را داراست. بخش عمده‌ای از تولیدات گل دزفول به سایر استان‌ها و خارج از کشور صادر می‌شوند.[۶۹]

کشاورزی در دزفول سابقه‌ای تاریخی دارد. بخش غیر کوهستانی دزفول پرآب‌ترین منطقه کشاورزی استان خوزستان است. این امر موجب رونق کشاورزی در این شهرستان شده‌است و دزفول را به عنوان یکی از قطب‌های کشاورزی استان مطرح نموده‌است. شهرستان دزفول از خاک بسیار مرغوب، هوای مناسب و آب فراوان با شبکه‌های مدرن آبیاری، وجود مرکز تحقیقات کشاورزی صفی‌آباد با سابقه ۵۲ ساله و نیز دو شرکت بزرگ کشت و صنعت شهید بهشتی و شهید رجایی، برخوردار است.[۷۰]

دشت پربار دزفول و گذر رودخانه‌های پرآبی مانند دز و کرخه سبب شده که بیشتر فراورده‌های کشاورزی مانند گندم، جو، برنج، دانه‌های روغنی، چغندر، مرکبات، صیفی جات، گیاهان زینتی و پرورش انواع دام و طیور و آبزیان به شیوه مدرن انجام می‌شود به‌طوری‌که قریب به ۶۷ محصول مختلف در این شهرستان پرورش و تولید می‌شود که از حیث تنوع در کشور بی‌نظیر است. همچنین ۲۰ گونه مختلف مرکبات و ده گونه از گیاهان زینتی پرورش و تولید می‌شود و مجموع میزان تولیدات شهرستان دزفول بیش از ۲ میلیون تن است.[۷۱]

صنایع دستی

قلم نی دزفول یکی از کالاهای مهم تجاری است که از سیصد سال قبل در دزفول کشت می‌شود و به عنوان مرغوب‌ترین قلم نی در سطح ملّی و جهانی شناخته می‌شود.[نیازمند منبع] قلم نی دزفول در گذشته به کشورهایی مثل ترکیه و چین صادر می‌شد و اکنون نیز به اغلب شهرهای ایران صادر می‌شود.[۶۹][۷۲]

نمایی از تراش بدنه قلیان بدست یک سازنده قلیان در بازار کهنه (دزفول)

ابزارهای دست‌ساز چوبی مانند زیرقلیان، قلیان، شمعدان، چوب لباسی، نمکدان و… از سازه‌های دستی شهرستان دزفول به‌شمار می‌آیند. یکی دیگر از سازه‌های دستی این شهر کارهای دستی بر روی فلزها است که از آن میان می‌توان ورشوسازی، قلم‌زنی روی زر و سیم و زرگری را نام برد. در کارگاه‌های ورشوسازی بازار کهنه دزفول ابزار چای‌خوری و سینی و آتشدان ساخته می‌شود. نمدمالی، خراطی، کپوبافی و گیوه دوزی[۷۳] نیز از دیگر صنایع دستی این شهر به‌شمار می‌آیند.

هتل‌ها و مراکز اقامتی

دزفول دارای دو هتل سه ستاره است که عبارتند از:

  • هتل زیگورات (معروف به هتل جهانگردی)
  • هتل دز (معروف به سوم شعبان) یکی از کاخ‌های محمدرضا پهلوی
  • هتل طاووس (این هتل در دست ساخت است)
  • مسافرخانه احسان (خیابان شریعتی – نبش کوچه هتل احسان)

ره آوردها

انواع کلوچه خرمایی، کلوچه شکری، کلوچه نمکی، لوزی شکری و نان شیر، معجون کنجد، ارده، شیره (سیلون)، نان کنجدی، قرص نعناع، مرکبات از جمله پرتقال و انواع صنایع دستی[۷۴][۷۵].

غذاهای محلی

  • شوربا
  • حریسه
  • باقله توحه
  • شلّی ارده
  • آش ارده
  • ماسووا
  • بنگو
  • حمیس توله
  • برشک
  • برونی
  • اوپیوزی
  • عمرپیاز
  • دنده رو
  • صندلی سلطون
  • قلیه[۷۶]

گردشگری

دزفول در سال ۱۳۹۹ به شهر ملی کپو معرفی شده‌است.

جاذبه‌های طبیعی

آبشار شوی

آبشار شوی یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین آبشارهای ایران در رشته‌کوه‌های زاگرس و در منطقه سردشت از توابع دزفول قرار گرفته‌است، همچنین دریاچه شهیون به عنوان یکی از زیباترین دریاچه‌های کشور در شمال شهرستان دزفول و در منطقه‌ای کوهستانی با طبیعت زیبا قرار گرفته‌است.

عبور رود دز به عنوان یکی از زلال‌ترین و پرآب‌ترین رودهای کشور از میان شهرستان دزفول باعث شده که در ساحل این رود، پارک‌ها و تفریحگاه‌های ساحلی متعددی ساخته شود که از جمله محبوب‌ترین آن‌ها تفریحگاه ساحلی دز (علی کله) است که بخصوص در فصول بهار و تابستان گردشگران زیادی را از سطح شهرستان و شهرستان‌های مجاور به خود جذب می‌کند.

یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی شهرستان دزفول که در منطقه سردشت و شمال دزفول واقع شده، سالن کوه است که علاوه بر وجود جاذبه‌های کم‌نظیر طبیعی نظیر سیاه چاله، دشت لاله‌های واژگون و غارها و چشمه‌ها مکانی مناسب برای علاقه‌مندان به ورزش کوهنوردی است.

از دیگر جاذبه‌های طبیعی شهرستان دزفول، پارک ملی دز است. این پارک، یکی از پارک‌های ملی ایران به حساب می‌آید که در شمال استان خوزستان و در محدوده شهر میانرود از توابع شهرستان دزفول واقع است. وجود حیات وحش غنی در کنار چشم‌اندازهای زیبا نظیر رودخانه، تالاب، این منطقه را به یکی از چشم‌اندازهای مهم استان خوزستان به ویژه از لحاظ پرنده نگری تبدیل کرده‌است. این جنگل‌ها یکی از زیستگاه‌های مهم گونه نادر گوزن زرد ایرانی است.

جاذبه‌های تاریخی

سد و نیروگاه دز یک سد بتُنی برق‌آبی است که در ۲۵ کیلومتری شمال شرقی دزفول وبر روی ارتفاعات سلسله کوه‌های زاگرس احداث شده‌است با احداث این سد دریاچه‌ای به طول ۵۶ کیلومتر و با ظرفیت ۳/۳ میلیارد متر مکعب به وجود آمده‌است این سد که از نوع بتنی دو قومی است و دارای ۲۰۳ متر ارتفاع و طول تاج آن ۲۱۲ متر می‌باشد. نیرو گاه دز با داشتن ۸ واحد هر کدام به قدرت ۶۵ مگاوات نفش مهمی را در تولید برق و تنظیم فرکانس شبکه سراسری ایفاد می‌کند. نیروگاه این سد دارای قدرت نصب ۵۲۰ مگاوات است. احداث سد عظیم دز، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی توسط ایتالیایی‌ها در کوه‌های زاگرس آغاز و در سال ۱۳۴۱ خورشیدی پایان یافت.

پل باستانی دزفول در۱۲۰ سال پیش
بازار کهنه (دزفول) در سال ۱۳۵۷

نامی‌ترین سازه تاریخی دزفول «پل قدیم» دزفول است که شاپور نخست ساسانی به کمک زندانیان رومی آن را بر روی رود دز ساخت است از این رو پل رومی نیز خوانده می‌شود. این پل پیشینه‌ای نزدیک به ۱۷۰۰ سال دارد.

همچنین کشف آثاری همچون تپه‌های چغامیش سبب شده که دزفول را شهری از سپیده دم تاریخ بنامند.

آسیاب‌های آبی دزفول، مسجد جامع دزفول، بازار قدیم دزفول، آرامگاه «یعقوب لیث صفاری شهریار ایرانی»، تپه‌های چغامیش، شهر باستانی جندی شاپور و دانشگاه جندی شاپور اولین دانشگاه جهان ساخته شده در زمان ساسانیان، شهر باستانی ایوان کرخه، مجموعه تاریخی شاه رکن‌الدین، خانه تیزنو و خانه سوزنگر و خانه قلمبر از بخش‌های دیدنی و تاریخی این شهرستان به‌شمار می‌آیند.

خانه تیزنو

موزه آجری ایران

بافت تاریخی دزفول شامل خانه‌ها، مساجد، ساباط‌ها، حمام‌ها و گذرگاه‌های قدیمی است که از نظر معماری یکی از ارزشمندترین بافت‌های تاریخی کشور است و تاکنون بیش از یکصد اثر ملی از آن به ثبت رسیده‌است. بافت آجری با معماری اصیل ایرانی و تزئینات زیبا، دزفول را به «موزه آجری ایران» معروف کرده‌است.[۶۹] در دزفول تا چشم کار می‌کند، آجرچینی به سبک «خوون» به چشم می‌خورد که پس از دزفول بیشترین نمونه برای استفاده آجر را می‌توان در شوشتر دید.[۷۷] این نوع آجرکاری در دوره صفویه پیشرفت و توسعه فراوانی پیدا کرد و تا اواخر سلسله قاجاریه و پهلوی اول ادامه داشت. اما سال‌های ۱۳۳۰ هجری شمسی تا ۱۳۴۰ را دهه پایان دهی و کنار گذاشتن این هنر با ارزش و جایگزینی آجر مستطیل شکل غربی و مصالح دیگر دانست.[۷۸] پیش از آن برج‌ها و زیگوراتها و کاخ‌های دزفول و حتی زیگورات ایلامی چغازنبیل که قدیمی‌ترین بنای شناخته شده در ایران به‌شمار می‌رود، با خشتهایی بزرگ و ضخیم ساخته می‌شدند. در دوره هخامنشیان از آجر لعابدار در دیوارهای کاخ آپادانا و قصر شوش استفاده شده که آن‌ها نیز دارای ابعاد بزرگی هستند.[۷۹] اما قدیمی‌ترین ابعاد و اندازه آجر در شهر دزفول متعلق است به آجرهای پل باستانی ساسانی که ساخت آن را به شاپور اول نسبت می‌دهند. این پل در قسمت پایین بر روی پایه‌های سنگی باربر و در قسمت فوقانی با آجر مربع شکل دوره ساسانی بنا شده‌است. بافت قدیم دزفول با وسعت بیش از۲۰۰ هکتار دارای ۲۸ محله و شبکه‌ای از معابر بطولی فراتر از۶۲ کیلومتر درکناره رود دز قرارگرفته‌است. این بافت دارای ۱۲ هزار واحد مسکونی به غیر از فضاهای مسکونی و تجاری می‌باشد.[۸۰] در دزفول، بناها بین شش تا هفت متر ارتفاع دارند و در آن‌ها تزئینات متنوع و زیبای آجری به چشم می‌خورد. پوشش ساختمان‌ها عموماً طاق و قوسی و از نوع پنج و هفت و نیم دایره است و قدمت عمومی بناها به دوره‌های قاجار و پهلوی نسبت داده می‌شود. البته آثاری از دوره صفوی نیز در این بافت کهن وجود دارد و تک آثاری بسیار نفیس همچون پل قدیم و آسیاب‌ها به دوره ساسانیان مرتبط است. هم‌اکنون در محدوده ۲۴۰ هکتاری بافت تاریخی دزفول، بیش از ۱۱۳ اثر ثبت شده ملی شامل مساجد، حمام‌ها، خانه‌ها و گذرهای تاریخی وجود دارند[۸۱]

اماکن مذهبی

  • بقعه حزقیل نبی: این بقعه در خیابان سی‌متری شریعتی، کوچه جنب مسجد سید نورالله، در شهرستان دزفول واقع شده‌است. بقعه حزقیل نبی را مدفن یا قدمگاه حزقیل از پیامبران بنی اسرائیل می‌دانند که پدر دانیال نبی بوده‌است. در قرآن از او به نام ذوالکفل ذکری به میان آمده‌است. متأسفانه به دلیل بازسازی کامل اثری از قدمت در آن دیده نمی‌شود.[۸۲][۸۳]
  • بقعه رودبندسید علی صفوی معروف به سلطانعلی سیاهپوش یا پیر رودبند یا روبند امامزاده‌ای در محله رودبند در شمال غربی شهر دزفول و در ارتفاعی مشرف به رودخانه، بقعه پیر رودبند مدفون است. گنبد این بنا مضرس ودارای ۲۰ سط است که این سبک معماری متعلق به خوزستان و بوشهر می‌باشد. این بنا به شماره ۲۵۴۹ در ردیف آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. رودبند نوه شیخ صفی الدین اردبیلی و پدربزرگِ پدربزرگ شاه اسماعیل صفوی بود که به دزفول آمده و با انجام کراماتی مردم را به آیین تشیع دعوت کرد.[۸۴]
  • بقعه مقوم (مقام): بیرون شهر دزفول در کنار جاده‌ای که از شهر دزفول به بقعه محمد بن جعفر می‌رود و تقریباً در جنوب غربی شهر، به فاصله یکصد قدم از جاده کوتیون و صفی‌آباد در سمت راست آن بقعه‌ای با گنبد کوچک گچ‌کاری جلب توجه می‌کند. در کتاب تذکرةالاخبار و مجمع‌الابرار از این اثر ذکری شده و آن را به نام بقعه مقام علی یادکرده‌است. سبک بنا، آجر کاری و پی‌های قطور آن، بنا را اثری متأثر از معماری سلجوقی و اوایل دوران صفویه می‌نمایاند. این بنا در سال ۱۱۸۰ هجری قمری تعمیر و ترمیم شده‌است.[۸۵]
  • آرامگاه سوار غیب: در جاده دزفول – صفی‌آباد در کنار کانال سوم جاده‌ای از سمت چپ جدا می‌شود که در سمت راست این جاده فرعی به فاصله پانصد متر از جاده اصلی بقعه امامزاده سوار غیب با گنبد شلجمی سفید رنگ ساده پیداست. در طرف جنوب بقعه نهری با آب کم وجود دارد. در اطراف بقعه قبرستانی است که سنگ قبر قدیمی در آن دیده نمی‌شود؛ ولی نوعی آجرچینی برای پوشش قبر، بخصوص آثار قبرهای پله‌کانی از نوع قبور اوائل اسلام دیده می‌شود.[۸۶]
  • بقعه پیر اسحاق در فاصله حدود دو کیلومتر بعد از شهر امام در جاده دزفول – میانرود، قل عبدشا (شهرک انقلاب) قرار گرفته‌است و قبل از رسیدن به روستای قلعه عبدشاه، بقعه پیر اساق در سمت راست جاده درمیان قبرستانی واقع است.[۸۷] چندین مقبره در صحن جلو و عقبی حیاط بقعه به صورت چهار طاق‌های کوچک با طاق قوسی و ضربی از آجر وجود دارد. بر روی در ورودی بقعه نوشته شده‌است: «اسحاق و اسماعیل». در درون بقعه دو قبر وجود دارد که ظاهراً یکی از آن‌ها قبر اسحاق و دیگری قبر اسماعیل است و نزد مردم محل شهرت دارند.
  • بقعه جابربن عبدالله انصاری: این بقعه در جاده شوش، نزدیک پل حمید آباد و در میان درختان سرسبز و با صفا قرار گرفته‌است. این بقعه، مدفن نوه ارشد جابربن عبدالله انصاری صحابی بزرگ پیامبر، می‌باشد و به نام جدّ خویش نامیده شده‌است. وی جد خاندان انصاری دزفولی است و به جابر صغیر معروف است. گرچه بقعه جابربن عبدالله انصاری قدیمی است؛ ولی اخیراً تعمیراتی در آن انجام گرفته‌است.[۸۸]
  • بقعه گزیده خاتون: بقعه سیده گزیده خاتون دختر مکرمه مخدره معظمه سلطان سید علی سیاهپوش می‌باشد که در نزدیکی بقعه پدرش قرار گرفته‌است و دارای یک ایوان است که تعمیر گردیده‌است.[۸۹]
  • بقعه پیر اکبر: این بقعه نزدیک رودخانه دزفول در زیر پل جدید کناره جاده ساحلی در نزدیکی مسجد پشت قاپی (آیت‌الله طالقانی) محله قلعه قرار دارد و به اکبر زرین کلاه مشهور است. این بقعه در حال حاضر در حال بازسازی است.[۹۰]

ساختار شهری

پارک رعنا

شهرداری

شهرداری دزفول یکی از کهن‌ترین شهرداری‌های کشور و نخستین شهرداری استان خوزستان و پنجمین شهرداری کشور به‌شمار می‌رود که در سال ۱۲۹۹ خورشیدی بنیان نهاده شده‌است. شهرداری دزفول دارای هشت سازمان و ۳ منطقه می‌باشد. همچنین راه‌اندازی منطقه ۴ در دست ساخت می‌باشد.[۷۶][۹۱]

فضای سبز

دزفول سبزترین شهر استان خوزستان با سرانه فضای سبز ۱۵٫۲ متر مربع به‌شمار می‌رود که از این دید در میان دیگر استان‌ها از جایگاه بالایی برخوردار است.

فرودگاه دزفول

ترابری

فرودگاه

دزفول دارای یک فرودگاه است که به عنوان تنها فرودگاه شمال خوزستان تأسیس شده و پروازهای روزانه آن به تهران و مشهد برقرار می‌باشد. هم چنین در مجاورت این فرودگاه، پایگاه چهارم شکاری دزفول قرار گرفته‌است.

پایانه مسافربری

پایگاه چهارم شکاری دزفول

دزفول دارای یک پایانه بزرگ مسافربری در خاور شهر ویک پایانه محلی در جنوب شهر است.

بزرگراه دزفول – اندیمشک

پایانه میوه و تره‌بار

دزفول ۲ میدان میوه و تره‌بار بزرگ (به نام‌های قدیم و جدید) دارد که بخش عظیمی از مرکبات و سیفی‌جات خوزستان از آنجا به اکثر نقاط کشور حمل می‌شوند. علاوه به آن در اطراف میدان میوه و تره بار ده‌ها پایانه ترابری وجود دارد که این مجموعه دزفول را به قطب میوه و تره‌بار و ترابری خوزستان و غرب کشور تبدیل کرده‌است.[۹۲]

راه‌های زمینی

  • بزرگراه دزفول – اندیمشک به درازای ۵ کیلومتر
  • بزرگراه دزفول – شوش به درازای ۲۵ کیلومتر
  • راه آسفالته دزفول – شهیون به درازای ۵۵ کیلومتر
  • راه آسفالته دزفول – شوشتر به درازای ۶۷ کیلومتر
  • راه آسفالته دزفول – لالی به درازای ۸۵ کیلومتر

تاکسیرانی

سازمان تاکسیرانی دزفول در سال ۱۳۷۶ راه‌اندازی شد و هم‌اکنون ۱۲۰۰ دستگاه تاکسی شهری گردشی و خطی، ۱۰۰ دستگاه خودروی مسافربر و همچنین شمار ۲۹۰ دستگاه وانت بار درون‌شهری را تحت پوشش دارد.

اتوبوسرانی

سازمان اتوبوسرانی دزفول در سال ۱۳۶۹ راه‌اندازی شده‌است. هم‌اکنون بیش از ۱۵۰ دستگاه اتوبوس در ناوگان ترابری درون‌شهری دزفول فعالیت می‌کنند.

مراکز درمانی

مراکز تفریحی

تفریحگاه ساحلی دز (علی کله)
  • تفریحگاه ساحلی دز (علی کله)
  • شهربازی بعثت
  • باغ پرندگان
  • پارک دولت
  • پارک خانواده
  • پارک ملت
  • پارک ولیعصر
  • پارک دانشجو
  • پارک آزادگان
  • پارک جنگلی میلاد
  • پارک جنگلی لاله
  • مرکز تفریحی سوم شعبان
  • پارک ساحلی رعنا
  • پارک ساحلی دووه
  • پارک جنگلی شهرداری
  • پارک ساحلی علی کله
  • پارک بانوان
  • پارک رسالت

ورزشگاه‌ها

مراکز آموزش عالی

شهرهای خواهرخوانده

دزفول با دو شهر جهان خواهرخوانده است:

زمان کشور شهر خواهرخوانده
۲۰۱۲  لبنان صور[۹۳]
۲۰۲۲  یمن صعده[۹۴]

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1.  آمار بر اساس سرشماری ۱۳۹۵ است و بر همین اساس، جمعیت شهر دزفول ۲۶۴٬۷۰۹ تن و استان خوزستان ۴٬۷۱۰٬۵۰۹ تن بوده‌است.

منابع

  1.  نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ بایگانی‌شده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۹ توسط Wayback Machine وبگاه مرکز آمار ایران
  2.  «شهردار دزفول انتخاب شد»ایرنا۲۳ بهمن ۱۴۰۱.
  3. ↑ پرش به بالا به:۳٫۰ ۳٫۱ «شهرداری دزفول». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰.
  4.  دانشنامهٔ ایرانیکا
  5.  «جمعیت دزفول 40 هزار نفر است».
  6.  «معرفی حوضه آبریز رودخانه دز». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ ژانویه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۰ ژانویه ۲۰۱۶.
  7.  «دزفول در یک نگاه – سیلی ور دزفیل».
  8.  «ستاره گشت آسمان». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ مه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰.
  9.  «نتایج سرشماری ایران در سال ۱۳۹۵». درگاه ملی آمار. بایگانی‌شده از اصلی (اکسل) در ۲۰ شهریور ۱۴۰۲.
  10.  «مساحت و موقعیت شهرستان دزفول». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱ دسامبر ۲۰۱۵.
  11.  “دزفول نگین تاریخی زاگرس”.
  12.  «رسوم و باورهایی از مردم دزفول» (PDF). روزنامه اطلاعات. ۲۰ آبان ۱۳۸۸.[پیوند مرده]
  13.  “«دزفول» شهری از سپیده دم تاریخ”.
  14.  “دزفول، شهر بناهای آجری”.
  15.  «تاریخچه و نقشه جامع شهر دزفول در ویکی آنا». خبرگزاری آنا.
  16.  «دزفول پایتخت مقاومت ایران».
  17.  «چهارم خرداد؛ «روز دزفول، روز ملی مقاومت و پایداری»». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ دسامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۴ سپتامبر ۲۰۱۹. کاراکتر C1 control character در |نشانی= در موقعیت 46 (کمک)
  18.  «دزفول پایتخت مقاومت ایران». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲ دسامبر ۲۰۱۵.
  19.  «معرفی شهرستان دزفول». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ دسامبر ۲۰۱۵.
  20.  «معرفی شهرستان دزفول».
  21.  «وجه تسمیه و سوابق تاریخی دزفول».
  22.  «ویسگون – دِزفول شهری است در نیمروز (جنوب) باختری ایران».
  23.  «دزپول». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲ دسامبر ۲۰۱۵.
  24.  «روزنامه اطلاعات».
  25.  «دزفول». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ دسامبر ۲۰۱۵.
  26.  «پل قدیم دزفول (پل رومی، پل اندامش)».
  27.  «دژپل».
  28.  «روناش».
  29.  «روناش نام باستانی و پنج هزار ساله ی؛ دژپل؛ یا دزفول از شهرهای کنونی ایران است».
  30.  http://www.mydez.com/fa/dezful/origin. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  31.  «AWAN – Encyclopaedia Iranica»www.iranicaonline.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۱-۲۶.
  32.  سایت ایرانیکا
  33.  “آیا کهن‌ترین سند دریانوردی جهان در دزفول است؟”.
  34.  «شهری از سپیده دم تاریخ»باشگاه خبرنگاران جوان.
  35.  «میراث دزفول». وبگاه میراث دزفول.
  36.  «AWAN – Encyclopaedia Iranica»www.iranicaonline.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۱-۲۶.
  37.  اقتداری، احمد. آثار و بناهای تاریخی خوزستان (دیار شهریاران). جلد اول. نشر انجمن آثار ملی (۱۳۵۴)، نشر اشاره (۱۳۷۵)، ص ۳۳۶ تا ص ۳۴۹
  38.  امام شوشتری، محمدعلی. تاریخ جغرافیایی خوزستان.
  39.  https://web.archive.org/web/20131105103157/http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100931261244. بایگانی‌شده از اصلی در ۵ نوامبر ۲۰۱۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  40.  بی‌بی‌سی فارسی
  41.  «شهری که سه هزار بار بمباران شد + عکس».
  42.  «معاون فرماندار دزفول:چهارم خرداد نماد مقاومت و پایداری ملت ایران است».
  43.  “وبسایت ژئودهی”. Archived from the original on 6 March 2016.
  44.  “دزفول”.
  45.  “آب و هوای دزفول” (به انگلیسی). وبگاه ودربیس. Retrieved 27 April 2010.
  46.  “حوضه رودخانه دز”. Archived from the original on 4 January 2016.
  47.  http://shoaresal.ir/fa/news/11587/نژاد-و-اصلیت-دزفولی-ها-چیست-
  48.  احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم-شمس الدین ابی عبدالله محمد المقدسی
  49.  البیان و التبیین-ابی عمرو بن بحر الجاحظ
  50.  دزفول در گذر زمان-احمد لطیف پور
  51.  سفرنامه-مادام ژان دیولافوا
  52.  «نتایج سرشماری ایران در سال ۱۳۹۵». درگاه ملی آمار. بایگانی‌شده از اصلی (اکسل) در ۲۰ شهریور ۱۴۰۲.
  53.  رزم آرا، ماشاالله (۱۳۳۱). فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ششم صفحه 161.
  54.  http://www.iranicaonline.org/articles/lori-dialects
  55.  http://www.iranicaonline.org/articles/dezful#pt2
  56.  http://www.iranicaonline.org/articles/lori-language-ii
  57.  «اهالی شهر به فارسی با گویشهای محلی (دزفولی)، لری بختیاری و لری خرّم‌آبادی سخن می‌گویند»دزفول دانشکده جهان اسلام.
  58.  «مردم این شهر بختیاری یا لر هستند و به زبان‌های لری بختیاری، دزفولی و لری خرم‌آبادی صحبت می‌کنند.»گردشگری دزفول.
  59.  نجفی, سمیه (1394-02-11). “بررسی تضاد قومی در شهر دزفول (مطالعهٔ قوم لر و دزفولی)” (به Farsi). دومین کنفرانس ملی جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی. {{cite journal}}Check date values in: |date= (help)
  60.  فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۶، ص 126ـ127، 129.
  61.  «زبان‌های گفتاری :فارسی(گویش دزفولی، لریِ بختیاری و لرستانی»پرتال شهرداری دزفول. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 36 (کمک)
  62.  https://home.mehromah.ir/fun/touring-iran/18353-Dezful-city.html [اهالی این شهر، دزفولی، لر یا بختیاری هستند و به زبان های دزفولی، لری بختیاری و لری خرم‌آبادی سخن می‌گویند.  اهالی این شهر، دزفولی، لر یا بختیاری هستند و به زبان های دزفولی، لری بختیاری و لری خرم‌آبادی سخن می‌گویند. ] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک); پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک)
  63.  «زبان مردم دزفول». پورتال رسمی شهرداری دزفول.
  64.  «پرچم عزای حسینی در دزفول افراشته شد».
  65.  «دزفول در آستانه نیمه شعبان غرق در جشن و شادی است».
  66.  «استقبال گسترده مسافران نوروزی از خیمه‌های معرفت و امامزاده ها»khuz.oghaf.ir. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۳-۲۴.[پیوند مرده]
  67.  درویشی، محمدرضا. ۱۳۷۳. مقدمه‌ای بر شناخت موسیقی نواحی ایران، دفتر نخست: مناطق جنوب (هرمزگان، بوشهر، خوزستان)، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزهٔ هنری؛ ص ۱۱۸.
  68.  «جزییات ثبت جهانی کپوی دزفول»خبرگزاری ایرنا۲۵ مرداد ۱۴۰۲. دریافت‌شده در ۲۹ مرداد ۱۴۰۲.
  69. ↑ پرش به بالا به:۶۹٫۰ ۶۹٫۱ ۶۹٫۲ http://www.tabnak.ir/fa/news/352874/کهن‌ترین-سند-دریانوردی-جهان-در-دزفول. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  70.  «کشاورزی در دزفول».
  71.  «دزفول پیشگام در عرصه تولید محصولات کشاورزی در استان خوزستان». بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۳.
  72.  «تاریخچه قلم نی دزفولی».
  73.  «دزفول را بیشتر بشناسید… شهرخمون دزفیل (شهر ما دزفول)». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۶.
  74.  «صنایع دستی و سوغات دزفول». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ ژانویه ۲۰۱۴.
  75.  «گزارش تصویری از سوغات دزفول».
  76. ↑ پرش به بالا به:۷۶٫۰ ۷۶٫۱ http://www.ordup.com/cities/5/دزفول. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  77.  «مقاله تزئینات آجر کاری خوون چینی در بافت قدیم دزفول (براساس گفته‌های معماران سنتی)».
  78.  «مجموعه مقالات همایش ملی باستان‌شناسی و معماری سازه‌های آبی دزفول».
  79.  «گشتی در بافت تاریخی دزفول».
  80.  «بافت قدیمی دزفول».
  81.  «بافت قدیم دزفول نمایش شکوهمندی فنون تزئینات آجرکاری».
  82.  «تصاویر/ آرامگاه حزقیل نبی پدر حضرت دانیال نبی (ع)».
  83.  «حزقیل نبی (باباحزقیل)».[پیوند مرده]
  84.  http://www.dezful.ir/fa-IR/DouranPortal/4652/page/تاریخچه
  85.  «بقعه مقام علی (مقوم)».
  86.  «سوار غیب».
  87.  «بقعه پیر اسحاق (اساق)». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ دسامبر ۲۰۱۵.
  88.  «معرفی بقعه جابر انصاری دزفول + تصاویر».
  89.  «بقعه پیر حبش سلام الله علیه». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ دسامبر ۲۰۱۵.
  90.  «گزارش تصویری از بقعه پیر اکبر دزفول». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵.
  91.  «سایت دزفول فردا». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۰.
  92.  سایت همکلاس
  93.  «سند خواهرخواندگی شهرهای دزفول و صور لبنان امضا شد».
  94.  «دزفول و «صعده» یمن خواهرخوانده شدند»خبرگزاری فارس۳ تیر ۱۴۰۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۲۵.

 

دامغان

کشور

ایران

استان

استان سمنان

جمعیت

58,770

مساحت

1,959

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

1154

دامغان

15
Few Clouds

 دامغان در ارتفاع 1170 متری از سطح دریا قرار دارد. این شهر از جنوب به دشت کویر، از شمال به دامنه های جنوبی رشته کوه های البرز، از غرب به شهرستان سمنان و از شرق به شهرستان شاهرود متصل است. دامغان در زمستان داراى آب و هواى نسبتا سرد و در تابستان خشک و معتدل است.
شهرستان دامغان دارای دو بخش«امیرآباد»و«مرکزی»، چهار شهر و شش دهستان است.
کشاورزی در این شهر به دلیل موقعیت اقلیمی آن رونق بسیاری دارد. مهم ترین فرآورده کشاورزی این شهر پسته است که از مرغوب ترین پسته های ایران و جهان به شمار می رود. از نشانه های تمدن و فرهنگ کهن این شهر می توان به مسجد تاریخانه دامغان، تپه حصار، برج پیر علمدار، بنای چشمه علی و همچنین دیوار ستبر اطراف شهر اشاره کرد. صنایع دامغان تقریباً منحصر به هنرهای دستی چیت زنی (نوعی قلمکاری) و بافت پارچه های نخی است. دامغان دارای معادن بسیار غنی است. در کوه های نزدیک آن بیشترین معادن از جمله سرب، آهن مغناطیس، طلا و زغال سنگ وجود دارد. این شهر کهن با دارا بودن آثار تاریخی و هم چنین جاذبه های طبیعی یکی از نقاط مهم گردشگری ایران است.
زبان مردم دامغان فارسی است. در این لهجه ،که تا حدی نیز با لهجه مردم خراسان پیوستگی دارد، حرکات کلمات و حروف برخلاف فارسی کتابی و دستوری ادا می شود. مذهب مردم دامغان شیعه است.

جاذبه گردشگری

  • جنگل ابر
    جنگل ابرجنگل ابر شاهرود یکی از زیباترین چشم اندازهای طبیعی، قسمتی از قدیمی ترین و زیباترین جنگل های باستانی…

  • مسجد تاریخانه
    مسجد تاریخانهتاریخانه (به معنای خدایخانه، خانه ی خدا) از آثار باستانی دامغان، پیش از تسلط اعراب بر ایران، در…

  • دروازه ارگ
    دروازه ارگدروازه ارگ از شاهکارهای معماری شهر سمنان مربوط به زمانِ حکومت حاجی بهمن میرزا بهاء الدوله فرزند فتحعلی…

  • آرامگاه بایزید بسطامی
    آرامگاه بایزید بسطامی«آرامگاه بایزید بسطامی» در شهر بسطام در استان سمنان و در 6 کیلومتری شهرستان شاهرود قرار گرفته است….

  • غار دربند
    غار دربندغار دربند در زمره بزرگترین غارهای آهکی ایران، در ۲ کیلومتری شمال منطقه دربند در شهرستان «مهدیشهر» قرار…

  • منطقه حفاظت شده خارتوران
    منطقه حفاظت شده خارتورانمنطقه حفاظت شده خارتوران در شرق استان سمنان و در فاصله 250 کیلومتری جنوب شرق شهرستان شاهرود قرار…

  • منطقه حفاظت شده پرور
    منطقه حفاظت شده پرورمنطقه حفاظت شده پرور در 50 کیلومتری شمال شهر سمنان واقع شده که از شمال به استان مازندران،…

  • برج مهماندوست
    برج مهماندوستبرج مهماندوست که به نام برج معصوم‌زاده نیز شناخته می شود، در جنوب روستاى مهماندوست و نزديکى امام‌آباد،…

  • خانه تدین
    خانه تدین«خانه تدين» در کوی عباسيه، بخشی از محله بزرگ ناسار يكي از پنج بخش شهرستان سمنان قرار دارد….

  • مسجد جامع فرومد
    مسجد جامع فرومدمسجد جامع فرومد که در نزدیکی جاده شاهرود به مشهد و در روستایی به همین نام واقع است….

تربت حیدریه

تربت حیدریه

کشور

ایران

استان

استان خراسان رضوی

جمعیت

210,390

مساحت

22

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

1365

تربت حیدریه

12
Few Clouds

 

تربت حیدریه در فاصله 142 کیلومتری جنوب مشهد و در ارتفاع 1365متری از سطح دریا قرار دارد. این منطقه از دو بخش کوهستانی تشکیل شده است. آب‌ و هوای این شهر در نواحی کوهستانی شمال آن سرد و معتدل و در جنوب غرب نیمه بیابانی است.
شهرستان تربت حیدریه دارای چهار بخش«مرکزی»، «جلگه رخ»، «کدکن» و «بایگ»، چهار شهر و هشت دهستان است.
قرارگیری در مرز شمال شرقی ایران که از محورهای مهم ارتباطی این استان با کشورهایی نظیر افغانستان است و ایفای نقش ترانزیتی در منطقه و ایران از جمله محورهای بسیار مهم اقتصادی، سیاسی و امنیتی این منطقه است و موجب گسترش فعالیت صنعتی و کشاورزی در این منطقه نیز شده است. وضعیت خاص این منطقه تاثیر مهمی در توسعه شهر می‌گذارد.
تربت حیدریه بعد از سبزوار وسیع ‌ترین شهرستان استان خراسان رضوی است. این شهر بزرگ‌ ترین تولیدکننده زعفران در جهان و بزرگ‌ ترین تولید کننده پسته در سطح استان است. وجود معادن غنی نظیر معادن سیلیس، به‌عنوان غنی ‌ترین منابع سیلیس جهان، این شهر را به یکی از قطب‌ های معدنی استان خراسان رضوی تبدیل کرده است. تربت حیدریه در بخش صنعت دارای صنایع و کارخانجات بزرگ است. یکی از شهرهای تربت حیدریه، به نام بایگ، به مرکز ابریشم ایران مشهور است. هم‌چنین معادن طلای زرمهر تربت حیدریه، در روستای زرمهر، تولید کننده اولین شمش‌های طلا در ایران به‌شمار می‌رود. جاذبه‌ های طبیعی، تاریخی، فرهنگی و هنری متعدد این شهر را در زمره نقاط گردشگری ایران قرار داده است.
مردم تربت حیدریه به زبان فارسی و گویش محلی تُربتی سخن می‌گویند. بیشتر مردم این شهر مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.


بیرجند

بیرجند

کشور

ایران

استان

استان خراسان جنوبی

جمعیت

23,000

مساحت

34,893

موقعیت زمانی

IRDT

بیرجند

16
Few Clouds

 

شهرستان بیرجند با 140 کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان در جنوب استان خراسان واقع شده است و در ارتفاع 1470 مترى از سطح دریا قرار دارد. بیرجند شهرستانى کوهستانى است و در آن‏ کوه ها و دره‏هاى عمیق و حاصلخیزى وجود دارد. بیرجند آب وهواى بیابانى و نیمه بیابانى با زمستان های سرد و تابستان های خشک و گرم دارد.
شهرستان بیرجند دارای دو بخش «مرکزی» و «خوسف»، دو شهر و ده دهستان است.
ارگ کلاه فرنگی نماد هنر و معماری این شهر به شمار می آید.
منطقه  ویژه  اقتصادی بیرجند با واقع شدن در مسیر ترانزیتی و برقراری ارتباط تجاری، بازرگانی، صنعتی و خدماتی با کشورهای آسیای میانه و افغانستان بازار مصرف بسیاری از محصولات و فراورده ها را به خود اختصاص می دهد و هم چون بنادر تجاری نقش مهمی در اقتصاد کلان ایران ایفا می نماید.
بیرجند از نظر کشاورزی دارای منابع آبی شامل حلقه های چاه، چشمه و رشته قنات است. عمده ترین محصولات زراعی شهرستان گندم، جو، پنبه، زعفران، زرشک، محصولات جالیزی و نباتات علوفه ای و عمده ترین محصولات باغی عناب، پسته، سیب، انار،انگور و سنجد هستند.
این شهر از توان و غناى فرهنگی، هنری، علمی، معرفتی و تاریخی بالایى برخوردار است. بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق ایران بالاترین تورم دانشجویى در سطح کشور را به خود اختصاص داده است.
این شهر اولین شهر در ایران است که در سال 1302 ه.ش (قبل از تهران) از لوله کشی آب شهری برخوردار شد و بنگاه آب لوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی در ایران شناخته می شود. مدرسه  شوکتیه  بیرجند سومین مدرسه  آموزش به سبک جدید بعد از دارالفنون و رشدیه  تبریز است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک بیرجند سومین فرودگاه کشور در سال1312ه.ش پس از قلعه مرغی و بوشهر در این شهر ساخته شد.
مردم بیرجند به زبان فارسی و لهجه بیرجندی سخن می گویند. در گفتار آنان واژگان پارسی پیشین شنیده می شود. زبان عربی به طور پراکنده در بین شماری از مردم ناحیه به ویژه عرب ها رواج دارد. بیرجندی ها پیرو دین اسلام و مذهب شیعه  جعفری هستند. پیروان اهل تسنن و شماری زرتشتی نیز در این شهر ساکن هستند.

جاذبه گردشگری

  • ارگ کلاه فرنگی

    ارگ کلاه فرنگیارگ کلاه فرنگی، از آثار تاریخی شهر بیرجند، منسوب به امیرحسن خان شیبانى و متعلق به امیرعلم است…

  • روستای ماخونیک

    روستای ماخونیکروستای ماخونیک به دلیل معماری جالب و قابل توجه به یکی از هفت روستای شگفت انگیز جهان و…

  • باغ گلشن طبس

    باغ گلشن طبس«باغ گلشن» یکی از باغ های بنام و تاریخی ایران است، ساخت آن به دوران زند و قاجار…

  • آرامگاه بزرگمهر «بوذرجمهر»

    آرامگاه بزرگمهر «بوذرجمهر»«آرامگاه بزرگمهر» بر بلندای کوهستان «قهستان»، در شهر «قائن» استان «خراسان جنوبی» قرار دارد. با این‎که روشن نیست…

  • روستای نایبند

    روستای نایبندروستای «نایبند» طبس در 105 کیلومتری دهستان «کویر»، در 230 کیلومتري جنوب شرقی شهر «طبس»، بر سر راه…

  • قلعه فورگ

    قلعه فورگقلعه «فورگ»، که قلعه­ «میرزا رفیع خان» نیز خوانده می­شود، در سرزمینی ییلاقی در شمال روستای فورگ، در…

  • کویر همت آباد

    کویر همت آبادکویرهای ایران، شهرت جهانی دارند و از دیرباز از اصلی‌ترین مقاصد گردشگران خارجی بوده‌اند. آرامش کویر و وسعت…

  • باغ شوکت‌آباد

    باغ شوکت‌آبادباغ شوکت‌آباد یک نمونه از باغ‌های ایرانی است که در اطراف بیرجند، مرکز استان خراسان جنوبی و توسط…

  • موزه ی مشاهیر و مفاخر ملی خراسان جنوبی

    موزه ی مشاهیر و مفاخر ملی خراسان جنوبیاین موزه تحت عنوان «موزه مشاهير و مفاخر ملی» از سال 1382 در خانة تاريخي پردلي، قدیمی ­ترین…


منبع: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی 

 

بیرجند

بیرجند
Map

کشور  ایران
استان خراسان جنوبی
شهرستان بیرجند
بخش مرکزی
نام(های) دیگر شهر کاج‌ها، شهر معرفت و ادب، شهر علم‌وایمان، پاکیزه‌ترین، بزرگ‌ترین مرکز علم و معرفت کشور شهر ایران[۱]
نام(های) پیشین بیرکند، برجند، برجن، برکن و بیرگند
مردم
جمعیت ۲۰۳٬۶۳۶ نفر(1395)[۲][۳][۴][۵]
رشد جمعیت ۱۴٫۳۹٪+ (۵ سال)
تراکم جمعیت ۷۰۰[۶] نفر بر کیلومتر مربع
جغرافیای طبیعی
مساحت ۳۵ کیلومترمربع[نیازمند منبع]
ارتفاع ۱۴۹۱ متر[۷]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۶٫۵ درجهٔ سانتی‌گراد[۷]
میانگین بارش سالانه ۱۷۱ میلی‌متر[۷]
روزهای یخبندان سالانه ۴۸ روز[۸]
اطلاعات شهری
شهردار مهدی بهترین[۹]
ره‌آورد خوراکی‌ها: زعفران، عناب، زرشک، توت، بادام، انگور، انجیر، انار، آلو
صنایع دستی: قالی و قالیچه، گلیم، جاجیم، نمد، حصیر، پارچه بافی، بهار جانم
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۵۶
وبگاه
شناسهٔ ملی خودرو  ایران۳۲ (د)
۵۲ (ب ج د س)

بیرجند بر ایران واقع شده‌است

بیرجند

بیرجَند (دربارهٔ این پرونده تلفظ ) مرکز استان خراسان جنوبی و مرکز شهرستان بیرجند در شرق ایران است. بر اساس آمار سرشماری سال ۱۴۰۲ خورشیدی، جمعیت شهر بیرجند ۵۱۹’۲۳۹ نفر بوده است.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]بیشترین پهنای شهر بیرجند طبق سیستم اطلاعات جغرافیایی ۱۲ کیلومتر بوده است.[۱۶] بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده است. باغ اکبریه یکی از بناهای تاریخی شهر در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.[۱۷][۱۸]

بیرجند نخستین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود.[۱۹] این شهر همچنین اولین شهر در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید.[۲۰] مدرسه شوکتیه در این شهر، دومین مدرسهٔ آموزش به سبک نوین بعد از دارالفنون تهران است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از فرودگاه‌های قلعه‌مرغی و بوشهر در این شهر ساخته شد[۲۱] و تا پیش از جنگ جهانی دوم، کنسولگری‌های انگلستان و روسیه در بیرجند مشغول فعالیت بوده‌اند.[۲۲]

نام

نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده است.

هیچ اتفاق نظری در رابطه با دلیل نام گذاری بیرجند میان صاحب نظران وجود ندارد و دیدگاهای گوناگونی ارائه شده است. برای مثال برخی بر این باورند که بنیان‌گذار این شهر بیژن یکی از اسطوره‌های شاهنامه بوده که نام خود را بر این شهر نهاده و به خاطر استفاده مکرر به بیرجند دگرگون شده.[۲۳]

نام بیرجند از دو واژه بیر و جند یا همان گند آمده است. بیر در زبان ساسانیان به معنای چاه و گند به معنای شهر است. مانند گندی‌شاپور. در اینکه شهر دارای سازماندهی ساسانی است هیچ شکی نیست. محلات دستگرت یا دستجرد و چاه کند یا چاه گند خود گویایی شهری منطبق به سیستم مالیات‌گیری ساسانی بر نواحی کشاورزی ایران باستان است. برای دوستانی که علاقه‌مند به آثار باستانی هستند در محدودی دستجرد باید دنبال تسلسل این نواحی محدودهٔ به اسم اژیروان یا آجیربان بگردند. واژه ارد-بیل یا هرد -بیر نیز به معنای زمین چاه دار است. بیل در زبان گالشی به معنای آب مانده است.

این احتمال نیز وجود دارد که در زمان فتح ایران توسط اعراب این مکان محل اردوگاه لشکریان بوده است و نام این مکان را از دو قسمت به نام بئر به معنی مقر و جند به معنی لشکریان گذاشتند که به دلیل گذشت زمان، بیرجند بر سر زبان‌ها افتاده است.[۲۳]

همچنین رجبعلی لباف خانیکی، بیرجند را مرکب از دو جزء «بیر» و «جند» می‌داند. «بیر» در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و «جند» که معرّب «کند» است به زبان سغدی به معنی مکان و شهر آمده است.[۲۴] در نهایت با توجه به نام دیگر شهرهای خراسان بزرگ قدیم (همچون تاشکند و سمرقند و همچنین نام روستاهایی در همین استان همچون نوقند، نوکند و شواکند) این وجه تسمیه صحیح تر به نظر می‌رسد.

تاریخ و جغرافیای بیرجند

بیرجند از مناطق کهن و تاریخی ایران است که در جغرافیای دوره اسلامی همواره جزئی از کوره یا ناحیه قهستان تاریخی بوده است.

پیش از اسلام

علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام بازمی‌گردد، بنا به روایتی، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده است.[۲۲]

اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوش‌های به عمل آمده از قلاع دختر در «بند دره» و «قلعه دره»، و نیز کتیبه به‌دست آمده از کال جنگال در روستای رچ از توابع خوسف، «تخته سنگ لاخ مزار» واقع در روستای کوچ، سنگ نگاره و کتیبه‌های پهلوی اشکانی در دره «استاد تنگل»، قلعه شبرنگ و تخته آتشگاه، گورستان گبرها و لون اژدها واقع در روستای خنگ، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

همچنین علاوه بر وجود گورستان‌های زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکده‌های سفلی و علیا.[۲۲] که دال بر قدمت تاریخی این منطقه است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: پخت، گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خُنگ، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و…[۲۵]

پس از اسلام

احتمالاً یاقوت حموی اولین جغرافی‌دانی است که از «بیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران، انگور، میوه و اندکی غله به دست می‌آمده است.

زین العابدین شیروانی، بیرجند را قصبه‌ای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده است که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین می‌شود. اعتمادالسلطنه نیز آن را از قرای قهستان دانسته است. برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «برکند» ثبت کرده‌اند بر به معنای «نصف» و کند به معنای «شهر» در مجموع به مفهوم قصبه.

قلعه تاریخی بیرجند

بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده است. در فرهنگ عامه بیرجند، داستان‌های بسیاری دربارهٔ ویرانی بیرجند در یک زلزله عظیم و سکونت دسته‌ای از کولیهای چادرنشین در آن، نقل شده است. این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشته است.[۲۵]

افشاریه

در اواخر دوره افشاریه و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه عرب، بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راه‌های دریایی و زمینی، بیرجند که در مسیر عمده‌ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان، جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی دربارهٔ شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.[نیازمند منبع]

قاجاریه

تصویر ارگ بیرجند برگرفته از کتاب ایران در آستانه مشروطیت

در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک‌گرگور دربارهٔ شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی دربارهٔ تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۲۵٬۰۰۰ نفری آن داده است.

سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه، از کوه‌های معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات، محصولات زراعی به ویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آن‌ها و نیز شهر بیرجند – که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته – مطالبی آورده است.

لمتون نیز در سال‌های قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قناتهای قائنات و نیز نظام‌های آبیاری در آبادی‌های پیرامون بیرجند اشاره کرده است.[۲۶]

در دوره قاجاریه به سبب کمبود آب، شهر بیرجند به کندی توسعه می‌یافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود.

کنسولگری‌ها

در آغاز سدهٔ نوزدهم و پس از جنگ ایران در هرات، و نقش پشتیبانی که بیرجند در این جنگ داشت، انگلستان جهت حفظ منافع و مستعمرات خود در شبه قاره هند و توسعه نفوذ خود در افغانستان، در سال ۱۸۹۴ میلادی (۱۲۷۳ خورشیدی)، اقدام به تأسیس کنسولگری در بیرجند نمود. به تبع ایجاد این کنسولگری، دولت روسیه تزاری نیز کنسولگری خود را در بیرجند تأسیس نمود.[۲۲]

به تدریج با شروع جنگ جهانی اول و دوم و نیز وقوع انقلاب روسیه، رقابت سیاسی بین انگلستان و روسیه در ایران کاهش یافته و در نتیجه کنسولگری‌های دو کشور تعطیل گشتند.

مدرسه شوکتیه

کتیبه بالای صحن مدرسه شوکتیه
مدرسه شوکتیه

این مدرسه توسط محمدابراهیم خان علم، در سال ۱۲۸۴ شمسی در محل خیابان خاکی قدیم ایجاد شده و فعالیت خود را با حضور ۷ معلم اتریشی و تعدادی مترجم ایرانی و آموزش ۴۰ دانش آموز آغاز نمود. لازم است ذکر شود این مدرسه پس از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید در ایران است.

بانک شاهنشاهی

در زمان حکومت قاجاریه و متعاقب اقدام انگلستان در تأسیس بانک شاهنشاهی در ایران، در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ شمسی)، شعبه این بانک در بیرجند به ریاست یک انگلیسی به نام اف. هیل تأسیس شده و فعالیت خود را آغاز نمود.[۲۲]

سینما

اولین سینمای بیرجند در اواخر دوران قاجاریه و در سال ۱۲۹۲ شمسی، با پخش فیلم‌های صامت، فعالیت خود را آغاز نمود(“سینما فردوسی اکنون”). این سینما که توسط محمدرضا صمصام الدوله، حاکم وقت زابل ساخته شده بود، از برق کارخانه‌ای بنام «مارشال» استفاده می‌نمود.[۲۷] اکنون نیز بیرجند دو سینما به نام‌های سینما فردوسی و سینما بهمن دارد.

پهلوی

شمال شهر بیرجند در دهه ۱۳۵۰

در سال‌های نخستین دوران پهلوی، شهر به مرکز عمده نظامی تبدیل شد. لوله‌کشی آب در ۱۳۰۲ خورشیدی – که اولین لوله‌کشی شهری در ایران به حساب می‌آمد – و تغییر مسیر رود بیرجند دو عامل مهم در تحول شهر بود. در ۱۳۱۰ خورشیدی به نوشته روزنامه کیهان به سبب فراوانی آب قنات در شهر، بر جمعیت آن هنگام کم‌آبی افزوده می‌شد.

به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، فرودگاه شهر بیرجند – سومین فرودگاه کشور پس از قلعه مرغی و بوشهر – مورد بهره‌برداری قرار گرفت.[۲۱]

در سال‌های پس از ۱۳۲۰ شمسی، توسعه شهر سرعت یافت و در جنگ جهانی دوم متفقین، شاهراه مشهد – زاهدان را ساختند که به صورت یکی از شاهرگ‌های ارتباطی متفقین – که با راه‌آهن ایران رقابت می‌کرد – درآمد.[۲۶]

بنگاه خیریه آبلوله

در سال ۱۳۰۳ تعداد ۳۰ نفر از خیرین و معتمدین و بزرگان بیرجند با تشکیل جلسه موضوع تأمین آب شرب شهر را مورد بررسی قرار داده و در نهایت تصمیم به خریداری قنات علی‌آباد و انتقال آب از طریق لوله‌کشی به شهر می‌شود.[۲۸]

هنگ ژاندارمری

در سال ۱۳۰۷، هنگ ژاندارمری بیرجند تأسیس شد. این هنگ دارای ۹ گروهان، گناباد، فردوس، طبس، شاهرخت، گزیک، بندان، حسین‌آباد رزاق زاده و گروهان مرکزی بیرجند بود. وظیفه مرزبانی نیز به عهده این هنگ بوده است. این هنگ تا زمان ادغام در نیروی انتظامی، مشغول فعالیت بود.

تیپ ارتش

پادگان ۰۴ ارتش در بیرجند

در سال‌های نخستین دوره پهلوی و متعاقب تأسیس ارتش نوین در ایران، تیپ ارتش در بیرجند مستقر شده و اقدام به تأسیس پادگان در شهر بیرجند نمود. این پادگان که امروزه به نام مرکز آموزشی ۰۴ بیرجند نامیده می‌شود، از بدو تأسیس تا کنون، آموزش سربازان وظیفه را برعهده دارد.[۲۲] این پادگان هم‌اکنون به خارج از شهر منتقل شده است و در کیلومتر ۵ جاده بیرجند به خوسف در زمینی به مساحت تقریباً دو برابر و با امکانات بیشتری ساخته شده است.

شهرداری

در سال ۱۳۱۰، شهرداری بیرجند تحت عنوان بلدیه بیرجند در کنار آرامگاه حکیم نزاری افتتاح و با ۱۲ کارمند، فعالیت خود را آغاز نمود. اولین شهردار بیرجند، آقای افشار بود که به مدت ۶ سال سمت ریاست شهرداری را بر عهده داشت.[۲۹] امروزه شهرداری بیرجند در کنار میدان ابوذر که یکی از میدان‌ها ی اصلی و پرتزئینات شهر می‌باشد در مجاورت خیابان شهدا قرار دارد. در جنب شهرداری کنونی، یک پارک نسبتاً بزرگ با اِلِمان‌های فرهنگ ایرانی کلنگ ساخت خورده و تاکنون (فروردین ۱۴۰۳) بخش اعظم آن ساخته و به بهره‌برداری رسیده است. همچنین قرار بر این است که میدان ابوذر گسترش زیادی یابد، به این منظور شهرداری برخی از اماکن مسکونی اطراف را از صاحبان با قیمت اندکی بالاتر از حد کارشناسی خریده اما برخی از صاحب‌خانه‌ها به تدبیر شهرداری رضایت نمی‌دهند.

فرودگاه

در سال ۱۳۱۲ به جهت موقعیت سیاسی و نظامی شهر بیرجند و شرق کشور، فرودگاه بیرجند در زمینی به مساحت ۱۵۰ هکتار در شمال شهر ایجاد گردید.[۲۱]

گمرک

در سال ۱۳۱۷، به منظور سهولت در حمل و نقل و صادرات و واردات کالا به شبه قاره هند و افغانستان، اداره گمرک بیرجند تأسیس و با دو واحد گمرکی درح و گزیک فعالیت خود را آغاز نمود.[۲۲]

بیمارستان امام رضا

در سال ۱۳۲۷ در یکی از اراضی و موقوفات متعلق به خاندان علم، معروف به باغ اناری، بیمارستان امام رضا تأسیس گردید. این بیمارستان علاوه بر پذیرش بیماران شهرستان بیرجند، نسبت به پذیرش سایر بیماران شهرستان‌های جنوبی استان خراسان اقدام می‌نمود.[۳۰]

دانشگاه

در سال ۱۳۵۴ شمسی، با پیگیری دکتر محمدحسن گنجی، در مجموعه موقوفات علم، مؤسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس و در سال ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.[۳۱]

تصویر هوایی از شرق شهر بیرجند. از چپ به راست: خیابان پاسداران، عدل، معلم و غفاری

جمهوری اسلامی

پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی توجه بیشتری به بخش‌های اداری، آموزشی، صنعتی و کشاورزی مناطق محروم گردید. ایجاد شهرک صنعتی در غرب بیرجند، تأسیس دانشگاه‌های علوم پزشکی، آزاد، پیام نور، صنعتی و.. ، ارتقا سازمان‌های اداری مانند اداره راه و ترابری بیرجند به اداره کل و تحت پوشش قرار دادن کلیه راه‌های شرق کشور، مهاجرت افغانها به سبب اشغال افغانستان توسط شوروی و مهاجرت روستاییان، سبب توسعه روزافزون بیرجند گردید، به‌طوری‌که پنجمین شهر استان خراسان گردید.

بخش شمالی شهر، بافتی نیمه قدیمی دارد و اکنون با توسعه شهر تا کمربندی شمالی شهر آپارتمان‌های نوساز و مدرن هم به اضافه شده است.

بخش مرکزی بافت قدیمی دارد و تقریباً تمام بیرجند قبل از قرن چهاردهم را در بر می‌گیرد و اماکن تاریخی شهر مانند قلعه، حسینیه‌ها، مساجد تاریخی و آب انبارها در آنجا واقع‌اند. بخش جنوبی نیز بیش از نیمی از مساحت شهر را شامل می‌شود و قسمت جدید شهر است.[۳۲]

براساس گزارشی در سال ۱۴۰۰ نرخ باسوادی در خراسان جنوبی از میانگین کشوری بالاتر (۹۸ درصد) است

تأسیس استان خراسان جنوبی

در تابستان سال ۱۳۸۳ این شهر، پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، مرکز استان تازه تأسیس خراسان جنوبی گردید.

گویش بیرجندی

گویش بیرجندی از گویش‌های فارسی نو است که نسبت به فارسی معیار (زبان رسمی و فارسی رایج در ایران) کمتر دچار تغییر شده است و از اینرو بسیاری از ویژگی‌های کهن زبان فارسی را نگه داشته است. دکتر محمود رفیعی در مقدمه واژه‌نامه گویش بیرجند می‌نویسد که چون بیرجند در نزدیکی کویر و در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده است، در گذر تاریخ کمتر مورد تاخت و تاز و هجوم قرار گرفته و در نتیجه گویش آن نیز دست نخورده باقی مانده است.

آموزش، فرهنگ

مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته‌اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم‌اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، به همت امیر شوکت‌الملک علم، حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن، دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض، نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید. آموزش و پرورش بیرجند هم اینک با بیش از صد و چهارده سال عمر با بیش از یکصد هزار نفر دانش آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و… آموزش و پرورش این شهرستان را به قطب آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود.

آموزش عالی

بیرجند در ۱۳۵۴ شمسی، در مجموعه موقوفات علم، مؤسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس شد و در ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.[۳۱]

دانشکده مهندسی دانشگاه بیرجند

در حال حاضر ۱۵ هزار دانشجو در ۱۲ دانشگاه و مرکز آموزش عالی مشغول تحصیل می‌باشند که بالاترین تورم دانشجویی در سطح کشور را به خود اختصاص داده است. بدین معنی که به ازای هر ۹ نفر شهروند بیرجندی یک نفر دانشجو وجود دارد. از جمله مراکز آموزش عالی در بیرجند می‌توان از:

نام برد.

مشاهیر بیرجند

فهرست مشاهیر و نام آوران شهر بیرجند در بخش اهالی بیرجند قابل مشاهده است.

جمعیت

بر پایه سرشماری تخمینی سالانه مرکز آمار ایران در سرشماری تخمینی هوشمند سال ۱۴۰۲ جمعیت این شهر ۵۹۱’۲۳۹ نفر (در بیش از ۶۰ هزار خانوار) بوده است.

جمعیت تاریخی
سال جمعیت ±%
۱۳۴۵ ۲۵٬۸۵۴
۱۳۵۵ ۴۶٬۹۴۳ ۸۱٫۶٪+
۱۳۶۵ ۸۱٬۷۹۸ ۷۴٫۲٪+
۱۳۷۰ ۱۰۱٬۱۷۷ ۲۳٫۷٪+
۱۳۷۵ ۱۲۷٬۶۰۸ ۲۶٫۱٪+
۱۳۸۵ ۱۵۷٬۸۴۸ ۲۳٫۷٪+
۱۳۹۰ ۱۷۸٬۰۲۰ ۱۲٫۸٪+
۱۳۹۵ ۲۰۳٬۶۳۶ ۱۴٫۴٪+
۱۴۰۲ ۲۳۹٬۵۹۱ ۱۷٫۷٪+

طبق جدول جمعیتی، سکنه بیرجند در اولین سرشماری همگانی از این شهر در سال ۱۳۴۵ هجری خورشیدی ۲۵۸۵۴ نفر بوده‌اند در ذیل میزان افزایش جمعیت هر ۱۰ یا ۵ سال یکبار مشاهده می‌شود:::

اکثریت مردم بیرجند فارسی‌زبان‌اند. در دوره جدید عرب‌تباران خراسان که اصالت آنها به حاشیه کویری استان خراسان جنوبی برمی‌گردد و از طایفه‌های روستاهای «خسروی»، «عرب‌خانه»، «نهبندان»، «درودی»، «لیسکی»، «دره‌کوران»، «ترساب»، «توتسک»، «خونیک»، «خسروآباد»، «کلاکی نو» هستند به بیرجند مهاجرت کرده و در شهرک کاروان منطقه ۱۵ شهر ساکن شدند. به این خاطر تقاطعی در امتداد خیابان سجاد در شهرک کاروان منطقه ۱۵ از سوی اهالی به نام «چهارراه عرب‌ها» شناخته می‌شود.[۳۳] همچنین خاندان اَمیاری‌ها نیز از جمله خیرین و محلی‌های سرشناس این شهر هستند. در شهرستان درمیان نیز خاندانی از اَمیاری‌ها وجود دارند امّا تفاوت در این است که آنها اهل سنت شافعی هستند و سمت بیرجند، از شیعیان اثنی‌عشری.[۳۴][۳۵]

جاذبه‌های گردشگری

باغ اکبریه میراث جهانی یونسکو

علاوه بر جاذبه‌های گردشگری موجود در سطح شهرستان بیرجند، آثار تاریخی و مکان‌های تفریحی نیز در داخل در محدوده شهری بیرجند وجود دارد. به عنوان مثال می‌توان به جاذبه‌های گردشگری تاریخی داخل شهر مانند باغ اکبریه، باغ رحیم آباد، ارگ کلاه فرنگی، قلعه بیرجند، مدرسه شوکتیه و … اشاره کرد. همچنین بند دره، بند امیر شاه، آبشار چهارده، باغ شوکت‌آباد و … از جمله مناطق گردگشری طبیعی در نزدیکی شهر بیرجند است.

تاریخی

بند دره یکی از جاذبه‌های گردشگری بیرجند
نمایی از شهر بیرجند که رشته کوه‌های باغران، درختان همیشه سبز کاج، ارگ کلاه فرنگی و قلعه بیرجندنمایان است

طبیعی

موزه‌ها

در سطح بیرجند موزه باستان‌شناسی، مردم‌شناسی و حیات وحش در مجموعه عمارت و باغ اکبریه، موزه مشاهیر در خانه پردلی، موزه میراث پهلوانی در زورخانه امیر عرب و موزه وقف در مدرسه شوکتیه وجود دارد.

آب و هوا

بیرجند
نمودار اقلیمی (راهنما)
ژ ف م آ م ژ ژ آ س اُ ن د
۳۳
۱۱
۲−
۳۱
۱۳
۰
۳۸
۱۸
۴
۲۹
۲۵
۱۰
۸
۳۰
۱۴
۰٫۵
۳۵
۱۸
۰٫۱
۳۶
۲۰
۰٫۱
۳۴
۱۷
۰٫۳
۳۲
۱۲
۲٫۵
۲۶
۷
۸
۱۹
۲
۲۱
۱۴
۱−
میانگین بالاترین و پایین‌ترین دما به مقیاس سانتیگراد
بارندگی به مقیاس میلی‌متر

آب و هوای بیرجند، نیمه‌بیابانی بوده و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های خشک و گرم است. میزان بارش در این شهر با توجه به آب و هوای آن، کم بوده و بیشترین میزان آن، از آذر تا اردیبهشت رخ می‌دهد که در فصل زمستان اغلب به‌صورت بارش برف است.

ایستگاه هواشناسی بیرجند در سال ۱۳۳۴ خورشیدی (۱۹۵۵ میلادی) راه‌اندازی گردید.[۳۶] بر اساس اطلاعات این ایستگاه، میانگین سالیانه بیشترین و کمترین درجه حرارت این شهر برابر با ۲۴ و ۸ درجه سانتیگراد است. کمترین دمای ثبت شده در این شهر در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۳ و برابر با ۲۱٫۵- درجه سانتیگراد و بیشترین آن در تاریخ ۱۱ ژوئیه ۱۹۶۷ و برابر با ۴۴ درجه سانتیگراد بوده است. شهر بیرجند، به‌طور میانگین در ۷۶ روز از سال دارای دمای زیر صفر درجه و در ۱۴۲ روز از سال دارای دمای بالای ۳۰ درجه سانتیگراد است.

مجموع بارش سالیانه در شهر بیرجند به‌طور میانگین برابر با ۱۷۱ میلی‌متر در سال است. بیشترین میزان بارش در یک روز، در دوم ماه مه۱۹۵۷ رخ داد و ۵۲ میلی‌متر باران در این شهر بارید. همچنین میانگین سالیانه رطوبت نسبی در ابن شهر، ۳۶٪ است و به‌طور میانگین ۳۰ روز از سال، آسمان این شهر کاملاً ابری است. هوای بیرجند به‌طور میانگین در ۱۲ روز از سال، با طوفان و گرد و خاک شدید همراه است.[۳۷]

نگارخانه

برج بانک صادرات بیرجند، دومین سازه بلند شهر پس از برج سیلوی شهر است.

ترابری

هوایی

فرودگاه بین‌المللی بیرجند

فرودگاه بین‌المللی بیرجند که امروزه با نام رسمی فرودگاه بین‌المللی شهید کاوه شناخته می‌شود، در سال ۱۳۱۲ شمسی و به همت محمدابراهیم علم، بعنوان سومین فرودگاه ایران پس از فرودگاه‌های قلعه مرغی و بوشهر مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این فرودگاه که در شمال شهر بیرجند واقع است، به مرور زمان گسترش یافته و در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷، با انجام پرواز بیرجند – مدینه به فرودگاه بین‌المللی بیرجند ارتقا یافت. در تاریخ ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ اولین پرواز فرودگاه بیرجند به مقصد شهر دمشق، پایتخت سوریه انجام شد.[۳۸]پس از آن نیز پروازهای ثابت یا شناوری به فرودگاه‌های داخلی به خصوص فرودگاه بین‌المللی مشهد، مهرآباد تهران، فرودگاه بین‌المللی شیراز و فرودگاه بین‌المللی اصفهان انجام گشته است. پروازهای خارجی بین‌المللی در ۹۰ درصد مواقع شامل مقاصد شهری مذهبی و دینی همچون دمشق، مکه، نجف و کربلا بوده است.[۳۹][۴۰]

فرودگاه نظامی خور

این فرودگاه، پس از احداث فرودگاه نظامی شیندند در ولایت هرات افغانستان توسط شوروی، در ۵۰ کیلومتری غرب بیرجند و در خور ساخته شد. این فرودگاه که در پایگاه دوازدهم شکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، واقع است، کاربردی نظامی دارد.

زمینی

پایانه مسافربری بیرجند

این پایانه در سال ۱۳۷۵ در زمینی به مساحت ۲۴ هکتار و در شمال شهر بیرجند ساخته شد. در حال حاضر ۱۰ شرکت حمل و نقل مسافر و یک مؤسسه مسافربری در مسیرهای تهران، مشهد، زاهدان، کرمان، اصفهان، فردوس، زابل و… مشغول فعالیت هستند.[۴۱]

پایانه باربری بیرجند

این پایانه در شهریور سال ۱۳۷۵ در زمینی به مساحت ۲۳ هکتار و در شمال شهر بیرجند ساخته شد. تعداد ۱۳ شرکت باربری در مسیرهای اصفهان، یزد، کرمان، مشهد، تبریز، شیراز و تهران و نیشابور در این پایانه مشغول فعالیت هستند.[۴۱]

پایانه مسافربری شرق بیرجند

این پایانه در سومین روز دهه فجر سال ۱۳۹۲ با اعتباری بالغ بر ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون ریال به بهره‌برداری رسید.[۴۲]

آزادراه

فعلاً این شهر از داشتن آزادراه محروم است ولی طرح آزادراه سربیشه-بیرجند-تربت‌حیدریه-باغچه که شهر بیرجند را به مشهد و شبکه آزادراهی کشور وصل می‌کند، در انتظار تصویب توسط هیئت دولت است.

ریلی

بیرجند تاکنون فاقد راه‌آهن می‌باشد ولی خط راه‌آهن زابل-زاهدان-بیرجند-مشهد که بیرجند را به شبکه ریلی کشور متصل می‌کند و بیرجند پل ارتباطی میان دو شهر مشهد و زاهدان خواهد بود، در دست احداث است.

منابع

  1.  http://www.touristha.ir/tourism/city-20352.html بیرجند را به واسطه تعداد زیاد کاج‌هایش شهر کاج‌ها می‌نامند
  2.  مرکز آمار ایران
  3.  وبگاه شهرداری بیرجند
  4.  نقشه جمعیت‌شناسی ایران، چاپ۱۴۰۲
  5.  درگاه داده ملی دانشگاه بزرگمهر قاینات
  6.  درگاه ملی آمار ایران
  7. ↑ پرش به بالا به:۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ «آرشیو هواشناسی شهرهای ایران در وبگاه ادارهٔ هواشناسی استان چهارمحال و بختیاری». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ فوریه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۸ فوریه ۲۰۰۸.
  8.  Weatherbase: Historical Weather for Birjand, Iran
  9.  «شهردار بیرجند انتخاب شد». ایرنا. ۲۷ شهریور ۱۴۰۰.
  10.  «بانک اطلاعات تقسیمات کشوری». وبگاه رسمی وزارت کشور ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ مه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲ آبان ۱۳۸۹.
  11.  وبگاه شهرداری بیرجند
  12.  مرکز آمار ایران
  13.  وبگاه شهرداری بیرجند
  14.  نقشه جمعیت‌شناسی ایران، چاپ۱۴۰۲
  15.  درگاه داده ملی دانشگاه بزرگمهر قاینات
  16.  National geographic system
  17.  سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)
  18.  وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی
  19.  «روزنامه دنیای اقتصاد، ۰۶/۰۶/۸۵». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ اکتبر ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۷ مه ۲۰۰۸.
  20.  پایگاه خبری خبرگزاری ایرنا[پیوند مرده]
  21. ↑ پرش به بالا به:۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ «وزارت راه و ترابری، شرکت مادر تخصصی فرودگاه‌های کشور». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ مارس ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۸ فوریه ۲۰۰۸.
  22. ↑ پرش به بالا به:۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ ۲۲٫۳ ۲۲٫۴ ۲۲٫۵ ۲۲٫۶ «پایگاه اطلاع‌رسانی شهر بیرجند». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۶.
  23. ↑ پرش به بالا به:۲۳٫۰ ۲۳٫۱ بهنیا، محمد رضا (۱۳۸۰). بیرجند نگین کویر. صص. ۱۳۲شابک ۹۶۴-۰۳-۴۴۷۲-۹.
  24.  لباف خانیکی، رجب علی (۱۳۷۳). تاملی در نام بیرجند. صص. ۱۰.
  25. ↑ پرش به بالا به:۲۵٫۰ ۲۵٫۱ «اقوام و اقلیتها در قهستان تاریخ کهن خراسان». اندیشکده پژوهشی. مطالعات ایرانی.
  26. ↑ پرش به بالا به:۲۶٫۰ ۲۶٫۱ «بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ مارس ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۸ فوریه ۲۰۰۸.
  27.  پایگاه اطلاع‌رسانی شهرداری بیرجند[پیوند مرده]
  28.  «مدیریت بنگاه خیریه آبلوله بیرجند به اوقاف خراسان جنوبی واگذار شد»خبرگزاری شبستان۲۰۱۶-۱۲-۱۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ مارس ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۳-۲۴.
  29.  پایگاه اطلاع‌رسانی شهرداری بیرجند[پیوند مرده]
  30.  «پایگاه اطلاع‌رسانی شهر بیرجند». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۶.
  31. ↑ پرش به بالا به:۳۱٫۰ ۳۱٫۱ «پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاه بیرجند». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ آوریل ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۱ آوریل ۲۰۰۸.
  32.  «بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ مارس ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۸ فوریه ۲۰۰۸.
  33.  چهارراهی که عرب‌های بیرجند آن را نامگذاری کردند. (2022). همشهری آنلاین. Retrieved 23 May 2022, from https://www.hamshahrionline.ir/news/678107/چهارراهی-که-عرب-های-بیرجند-آن-را-نامگذاری-کردند
  34.  روزنامه خراسان، ۱۵ اسفند ۱۴۰۲
  35.  کتاب تاریخ پاریزی‌ها
  36.  «سازمان هواشناسی کشور، مشخصات ایستگاه‌های سینوپتیک کشور» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۶ اوت ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۱ ژوئن ۲۰۰۸.
  37.  «سازمان هواشناسی کشور، ایستگاه سینوپتیک بیرجند». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ مه ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۱ ژوئن ۲۰۰۸.
  38.  روزنامه خراسان، ۱۸/۰۲/۸۷[پیوند مرده]
  39.  کتاب ماجراجویی در کوچه‌های قُهِستان، ایمان مظلومی، چاپ سوم۱۳۹۷، ۴۰۰۰جلد، انتشارات شهرونه
  40.  خبرگزاری فارس، بهار ۱۳۹۸
  41. ↑ پرش به بالا به:۴۱٫۰ ۴۱٫۱ «پایگاه اطلاع‌رسانی شهر بیرجند». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۶.
  42.  «پایانه مسافربری شرق بیرجند افتتاح شد». خبرگزاری فارس. ۱۴ بهمن ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۴.

 

 

بهشهر

بهشهر

کشور

ایران

استان

استان مازندران

جمعیت

155,247

مساحت

1,416

موقعیت زمانی

IRDT

ارتقاع

20

بهشهر

20
Few Clouds

 

بهشهر در شرق استان مازندران و در ارتفاع 20 متری از سطح دریا قرار دارد. این شهرستان از شمال به دریای خزر، از جنوب به سلسله کوه‌های البرز و استان سمنان، از شرق به استان گلستان و از غرب به شهرستان نِکا منتهی می‌شود. در جنوب این شهر کوهستان و در شمال آن دشت واقع شده است. بخش کوهستانی منطقه دارای آب و هوای سرد و معتدل و در دشت‌های میانکوهی آن، تراس و زمین‌های قابل کشت وجود دارد.
این شهرستان از سه بخش «مرکزی»، «گلوگاه» و «یانه سر»، سه شهر «بهشهر»، «رستم‌کلا»، «گلوگاه» و پنج دهستان تشکیل شده است.
بهشهر از جمله شهرهای خوش آب و هوا است که دارای جاذبه‌ های گردشگری، طبیعی و تاریخی است. انار، مرکبات، برنج، دانه‌های روغنی آفتابگردان و کُلزای این شهر از شهرت بسیاری برخوردار است.

بهشهر از مراکز تولید تخمه، روغن نباتی و صابون در ایران است و کارخانه چیت‌ سازی آن قدمت بسیاری دارد. بندرامیرآباد نیز از مناطق ویژه اقتصادی رو به رشد در نزدیکی بهشهر است. وجود شهرک صنعتی بهشهر و ناحیه صنعتی سفیدچاه بر اهمیت اقتصادی این شهر افزوده است.
مردم بهشهر مسلمان و شیعه مذهب هستند و به زبان مازندرانی و فارسی گفتگو می ‌کنند.

جاذبه گردشگری

  • دوهزار و سه هزار

    دوهزار و سه هزارجنگل سه هزار از مناطق طبیعی بسیار زیبا و چشم نواز شمال ایران است. دره سه هزار در…

  • باداب سورت

    باداب سورتباداب سورت چشمه ­های پلکانی کم‌نظیری در ایران و جهان است که شامل چندین چشمه&nbsp;با آب‌های کاملاً متفاوت…

  • جاده چالوس

    جاده چالوسجاده ی چالوس- کرج، چهارمین جاده ی زیبای جهان، با نام رسمی جاده ی ۵۹، یکی از پرطرفدارترین…

  • کوه دماوند

    کوه دماوندکوه دماوند بلند ترین کوه ایران و خاورمیانه و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیا در رده ی دوازدهم…

  • کاخ مرمر رامسر

    کاخ مرمر رامسرتابستان که از راه برسد، مسافران زیادی برای تفریح در میان جنگل‌های انبوه، ییلاق‌های تماشایی و ساحل ماسه‌ای…

  • شهرک توریستی نمک آبرود

    شهرک توریستی نمک آبرودنمک آبرود از زیباترین شهرک های توریستی- تفریحی در شمال ایران است. در قسمت شمالی شهرک اقامتگاهی- تفرجگاهی…

  • گورستان سفید چاه

    گورستان سفید چاهدر بهشهر مازندران گورستانی به نام «سفیدچاه» قرار گرفته که مردم محلی اعتقاد دارند به خاطر خاک سفیدش،…

  • تالاب بین المللی فریدونکنار

    تالاب بین المللی فریدونکنارمجموعه تالاب بین المللی فریدون‌کنار در جنوب شرقی فریدون‌کنار، با ارتفاع متوسط 23 متر زیر سطح دریا، یکی…

  • جنگل رودبارک

    جنگل رودبارک«جنگل رودبارک» در فاصله 70 کیلومتری شمال‎شرقی «شهمیرزاد» واقع شده و به واسطه پوشش گیاهی پهن‎برگ و آب…


منبع: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی 

 

بهشهر

بهشهر
Map

شهرداری بهشهر

کشور  ایران
استان مازندران
شهرستان بهشهر
بخش مرکزی
نام(های) دیگر اشرف یا اشرف‌البلاد[۱]
نام(های) پیشین تَمیشَه، کبودجامه، نامیه، قره‌طغان، آسیابسر، کلباد، پنج‌هزاره، خرگوران و اشرف یا اشرف‌البلاد[۲][۳][۴][۵][۶][۷]
سال شهرشدن عهد شاه عباس یکم (دورهٔ صفوی)
مردم
جمعیت ۹۴٬۷۰۲ نفر (۱۳۹۵)
رشد جمعیت ۶٫۱۱٪ + (۱۳۹۵)
تراکم جمعیت ۱۱٫۹۱۶ نفر بر کیلومتر مربع
جغرافیای طبیعی
مساحت ۱۴٫۱۶۳ کیلومتر مربع
ارتفاع ۲۰ متر از سطح دریا [۳]
میانگین دمای سالانه ۱۷٫۷ درجهٔ سانتی‌گراد
میانگین بارش سالانه ۶۲۱٫۵ میلی‌متر
روزهای یخبندان سالانه ۱۳ روز
اطلاعات شهری
شهردار یاسر احمدی[۸]
تأسیس شهرداری ۱۳۱۲
ره‌آورد انار، مرکبات، دوغیله، حلوای گردویی، نصیری و شالی، پشت زیک
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۱۱
وبگاه
شناسهٔ ملی خودرو  ایران۷۲ ق ،۸۲ ه‍‌
کد آماری ۱۱۵۸

بهشهر بر ایران واقع شده‌است

بهشهر

بِهْشَهْر،[۹] از شهرهای استان مازندران، یکی از کهن‌ترین شهرهای ایران و مرکز شهرستان بهشهر است. در گذشته (پیش از دورهٔ پهلوی یکم) آن را «اشرف» یا «اشرف‌البلاد» می‌نامیدند.[۲][۱۰]

مردم بهشهر به زبان مازنی[۱۱] سخن می‌گویند و از قومیت تبری و ایرانی‌تبار هستند[۱۲] (اقلیت‌های آذری، ارمنی، بلوچی، تالشی، کردی، گالشی و گرجی هم در بهشهر زندگی می‌کنند)[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶] دین مردم بهشهر اسلام (اکثراً: شیعه دوازده‌امامی اندکی: سنی شافعی) است، اقلیت‌های بهائی، مسیحی و یهودی هم در گذشته (دورهٔ پهلوی) در بهشهر زندگی می‌کردند. بهشهر پنجمین شهر پرجمعیت استان مازندران است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ خ. جمعیت این شهر برابر با ۹۴٫۷۰۲ نفر جمعیت بوده‌است.[۱۷]

بهشهر در عهد شاه عباس بزرگ، پایتخت تابستانی ایران بود.

بهشهر در بهمن ۱۴۰۱ خ. شهر ملی گلیچ معرفی شد.[۱۸]

نام

نام بهشهر در دورهٔ ساسانی «تَمیشَه» بود و واژهٔ تَمیشَه برگرفته از نام دانه و بوته تمشک است؛ پیش از دورهٔ تیموری، «کبودجامه» بود؛ پیش از شاه عباس بزرگ، «خرگوران» بود و در عهد شاه عباس بزرگ، چون خیرالنساء بیگم اشرف الملوک، مادر شاه عباس بزرگ، از اهالی «خرگوران» بوده و نام او نیز «اشرف» بود، شاه عباس بزرگ نام «خرگوران» را به‌نام مادرش «اشرف» تغییر داد و از عهد شاه عباس بزرگ تا پایان دورهٔ قاجاری به این شهر «اشرف» یا «اشرف‌البلاد» می‌گفتند و در دورهٔ پهلوی یکم، چون «اشرف‌البلاد» واژه‌ای از ریشه زبان عربی است و به فارسی «اشرف» معنای «بِهْ» و «بهترین» و «بِلاد» معنای «شهر» را می‌داد، نام آن به «بهشهر» دگرگون شد و «بهشهر» نیز معنای «بهترین شهر» می‌دهد.[۲][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳]

تاریخ

در اسطوره‌های ایرانی، تَمیشَه (بهشهر کنونی) اقامتگاه فریدون پادشاه ایرانیان خوانده شده‌است. در شاهنامه گفته شده که شهر تَمیشَه (بهشهر کنونی) دومین پایتخت فریدون، پس از آمل، بوده‌است. بنای تَمیشَه (بهشهر کنونی) را به فریدون نسبت داده‌اند. فردوسی تَمیشَه (بهشهر کنونی) را تختگاه دوم فریدون خوانده‌است. ابن اسفندیار به نقل از شاهنامه آورده‌است: «فریدون پس از پیروزی بر ضحاک تمیشه را پایتخت کرد». ظهیرالدین مرعشی آورده‌است: «چون آفریدون پیر شد، مقام خود در تمیشه بساخت و این تمیشه … اکنون خرابه است و تمیشه کوتی می‌خوانند و هنوز اطلال و دمن آن در موضعی که بانصران می‌خوانند، ظاهر است.» واژه «کوت» در زبان مازنی منطقه به معنی انباشته، انباشته شده و روی هم قرار گرفته می‌باشد. منظور ظهیرالدین مرعشی از تمیشه کوتی به‌نظر می‌رسد که خرابه‌های انباشته شده شهر بوده‌است. پژوهشگران در ارتباط با نام «بانصران» (یا بانسرا یا بانو سرا) که امروزه مکانی مشتمل بر زمین‌های مسطح و کشاورزی است، باور دارند که این واژه شکل بومی واژه «بانو سرای» است که احتمالاً باید نام یکی از کاخ‌هایی باشد که اسپهبد خورشید برای یکی از زنان خود ساخته بود.[۲۴] ابن اسفندیار آورده‌است: «گرشاسف ایرانی در حمله‌ای به سرزمین‌های شرقی، فغفور چین (پادشاه چین) را با هشتاد پادشاه دیگر توسط نریمان به تمیشه نزد فریدون فرستاده بود».[۲۵] در مجمل التواریخ و القصص نیز دربارهٔ پایتخت فریدون آمده‌است: «پس به گرگان ببود، اول به زمین بابل بنشست، پس دارالملک به تمیشه بساخت و طبرستان».[۲۶]

بنا بر گواهی افسانه‌ای، قریه‌ای که اکنون به «کوسان» (به پارسی: کوهستان) مشهور است زمانی «طوسان» نام داشت که به دست توس پسر نوذر که از خاندان کیانیان بوده بنیاد شده‌است و سبب بنایش را آن دانند که توس پسر نوذر فرمانده لشکر کیخسرو بود که در امور پادشاهی همواره کار شکنی می‌نموده و با فریبرز پسر کی‌کاووس هم آهنگی نشان می‌داد، از این رو هنگامی که کیخسرو بر حریفان خود غالب شد با جمعی از خاندان نوذر به جانب تپورستان روانه شد و مدتی را در بیشه «ناروَن»، که یکی از نواحی تپورستان بود، پناه گرفت و چندی بعد قصبه‌ای در «پنج‌هزاره» (بهشهر کنونی) در مکانی که مشهور به کوسان بود، ساخت و آن را «طوسان» نامید.

در زمان لشکرکشی آنتیوخوس سوم سلوکی به سرزمین هیرکانی برای رویارویی با اشکانیان، پس از گذر او از کوه البرز از بخشی به‌نام «تامبراکس» نام برده شده که ممکن است همان تَمیشَه (بهشهر کنونی) باشد.[۲۷]

آتشکده کاووس که در دورهٔ ساسانی به دست کاووس ساخته شد.

تَمیشَه (بهشهر کنونی) دوران ساسانیان نیز شهری آباد بوده و با ساری شانزده فرسنگ دوری داشت. آنچه مسلم است فرمانروایی شرقی پتشخوارگر با خانواده کشنسف بوده‌است این خاندان تا سال ۵۲۸م در پتشخوارگر فرمانروایی داشته‌اند و در این سال چون فرمانروایی پتشخوارگر به فرمان قباد یکم به پسر بزرگش کاووس که یکی از سرسپردگان و هواداران سرسخت دین مزدک بود آشکاراً برچیده شد و کاووس رسماً شاه پتشخوارگر گردید و پایتخت او هزارجریب و کیاسر بود. در منابع آمده‌است انوشه‌روان دادگر به آن شهر رفته و زمانی را در آنجا گذرانده و دستور گستره شهر و ساخت بارو و دیوار دفاعی تَمیشَه (بهشهر کنونی) را به جهت جلوگیری از یورش‌های تُرکان و قبایل شرقی داده‌است، انوشه‌روان دادگر در شرق تمیشه دیوار آجری مار سرخ را ساخت تا از تازشات قبایل تُرک به تپورستان جلوگیری کند. تَمیشَه (بهشهر کنونی) شرقی‌ترین شهر تپورستان و در مرز تپورستان و گرگان بوده‌است. ابن رسته تمیشه را نخستین شهر تپورستان از مشرق معرفی کرده و انوشه‌روان دادگر را بنا کننده شهر خوانده و از دیوار تمیشه که میان تپورستان و گرگان کشیده شده و مسجد جامع و جمعیت فراوان شهر یاد کرده‌است. از کاووس پسر قباد یکم فرزندی ماند به نام شاپور که در نزد عمویش انوشه‌روان دادگر بسیار گرامی بود و در دربار می‌زیست و پس از مرگ انوشه‌روان دادگر به تپورستان رفته و در آتشکده کاووس پیرامون کیاسر و هزارجریب به سر برده و مردم تپورستان دلبستگی و گرایش زیادی به او پیدا کردند. هنگام یورش اعراب به ایران و فرار یزدگرد سوم، وی (یزدگرد سوم) از خراسان به تپورستان آمد و مانند پدرش شهریار (پسر خسرو پرویز و شیرین)، در آتشکده کاووس (غرب بهشهر) گوشه‌نشین شد و به نیایش مشغول گردید. پس از یورش اعراب به ایران، باو نوه کاووس از یزدگرد سوم در ری جدا شد و به کوسان رفت و آشکاراً انگیزه داشت پس از جمع‌آوری سپاهی به یزدگرد سوم بپیوندد و با تازیان به نبرد برود ولی به این خواسته خود نرسید زیرا که یزدگرد سوم به سرزمین خراسان رسید و در همان‌جا کشته شد. آنگاه که جریان مرگ یزدگرد سوم به گوش وی رسید در آتشکده کاووس گوشه‌نشین شد و با سر تراشیده به نیایش و ستایش مشغول شد.[۲۸][منبع بهتری نیاز است]

پس از اسلام

(بخشی از مقاله یورش تازیان به تبرستان) پژوهشگران بر این باورند که به دلیل وجود رشته کوه‌های البرز ورود نیروهای تازنده به سرزمین تپورستان و گیلان تقریبان میسر نبوده، لذا تنها راه دسترسی و مدخل ورود تازیان و دیگر نیروهای تازنده تنها از روش بود که از سرزمین قومس به گرگان می‌رسیده که امروزه به گردنه «خوش ییلاق» مشهور است. بدین جهت نخستین شهری که مورد یورش نیروهای تازنده قرار داشته گرگان بوده و سرداران خلفا هرگاه که به انگیزه چیرگی تپورستان می‌آمده‌اند پس از گذشت راه قومس به گرگان بناچار در آغاز با گرگانیان رو در رو شده و سپس به تمیشه و درون تپورستان یورش می‌بردند. بدین سان تمیشه نخستین شهر تپورستان از سمت شرق و مدخل تپورستان و بنوعی پرچمدار نبرد با تازندگان تازی، تُرک و مغول و… بوده‌است.

بسال سی‌اُم هجرت به خلیفه سوم عثمان بن عفان خبر رسید که مردم خراسان به دین پیشین مزدیسنا برگشته‌اند. عثمان، سعید بن عاص بن امیه را با سپاه مدینه به خراسان فرستاد و به عبدالله بن عامر والی بصره نامه کرد که با سپاه بصره به خراسان شود. عثمان بن عفان در نامه خود به این دو وعده داده بود هر یک از اینها پیروزی یابد، بر خراسان فرمانروا شود. عبدالله پیش از سعید بن عاص به خراسان شد و تا نیشابور بگشاد. سعید بن عاص از کوفه درآمد و چون چنان دید به گرگان شد. مردم گرگان در حصار شدند و با او صلح کردند. دویست هزار درخم بازستاند و ایشان را به مسلمانی آورد. سپس آهنگ تبرستان نمود. طبری آورده‌است «بعد نخستین، شهریست تمیشه خوانند با ایشان حرب کردند، چنان‌که نماز خوف (نماز وحشت) کرد به حرب اندر، پس از مردمان صلح خواستند بر آنکه از ایشان یک تن را نکُشد. او شرط را پذیرفت و چون از حصار بیرون آمدند همه را بکشت و یک تن را دست بازداشت و گفت چنین شرط کردم که یک تن را نکُشم گفتند که ما بدین سخن چنان خواستیم که هیچ‌کس را نکُشی. وی گفت من یک تن را خواستم که نکُشم و از آنجا به تبرستان شد و همه را بگشاد و با سپاه بازآمد و به مدینه باز شد و مردمان تبرستان بگاه عمر بن خطاب، سوید بن مقرن مسلمان کرده بود تا گرگان، باز مرتد شده بودند تا سعید بن عاص بیامد بگاه عثمان بن عفان و باز چون سعید بن عاص بازگشت دیگر باره بازایستادند» به‌هرحال در اینجا نیز گشودن طبرستان به حقیقت مقرون نیست و پیداست که پیشرفت تازیان از حد تَمیشَه (بهشهر کنونی) که در مرز گرگان و طبرستان بوده فراتر نرفته و از حواشی طبرستان به درون آن راه نیافته و به قلمرو اسپهبد نرسیده‌اند[۲۹]

تَمیشَه (بهشهر کنونی) شهری بود در جوار غربی خندقی که به امر فرخان بزرگ برای بازداشتن تُرکان از هجوم به قلمرو او حفر شده بود. ابن فقیه همدانی در گفتن تَمیشَه (بهشهر کنونی) و دربند آن در البلدان نوشته‌است «نخستین شهر طبرستان از سوی گرگان طمیش است و آن در مرز گرگان افتاده‌است و دروازه‌ای کلان دارد که هیچ‌یک از طبرستانیان نتوانند از آن جای بیرون آیند و به گرگان شوند جز از همین دروازه زیرا دیواری از آجر و آهک از کوه تا دل دریا کشیده شده‌است آن دیوار را خسرو انوشیروان ساخت تا تُرک را از تاراج طبرستان بازدارد. در طمیش خلق بسیار هستند …» و هم در بلدان آمده‌است که بلاذری گفته تبرستان را هشت‌خوره است. از آنها خوره ساری، آمل و… ارم خواست بالا و ارم خواست پائین و مهروان و اسپهبدان و نامیه و طمیش و… میان نامیه و ساریه و طمیش بیست فرسنگ است. به گفته ابن اسفندیار تمیشه در دوران دابویگان، نشستگاه جانشین تبرستان بود و پس از مرگ اسپهبد دادمهر، فرزندش خورشید که کودکی خردسال و جانشین وی بود به تمیشه رفت و عموی وی فرخان کوچک که فرمانروایی تپورستان به وی تفویض شده بود تا رسیدن خورشید به سن بلوغ در کاخ اسپهبدان در ساری بر تپورستان شهریاری کرد.

تَمیشَه (بهشهر کنونی) پس از اسلام در یورش‌های مکرر لشکریان خلفا، بارها مورد تاخت‌وتاز قرار گرفت و ایستادگی کرد و مردم آن کشتار همگانی گردیدند. تَمیشَه (بهشهر کنونی) در جریان شورش مازیار و درآینده کشاکش خاندان‌های محلی تپورستان نیز بارها مکان درگیری بوده.

پژوهش‌های بکار آمده از نوشتارهای تاریخی نشان می‌دهد که در سده سوم قمری دین اسلام درشکل علویان تبرستان در این بخش رهیافت.[نیازمند منبع]

کبودجامه (بهشهر کنونی) دوران یورش مغول به ایران و زمان چنگیزخان، امیران این شهر با والیان مغول همکاری داشتند و از همدست‌هایشان بشمار می‌رفتند.[نیازمند منبع]

تَمیشَه و کبودجامه (بهشهر کنونی) دوران یورش تیمور لنگ به این شهر، ویران شد. همچنین شهری به نام روغد در نزدیکی آن برای همیشه از برگ روزگار ستردن شد.[۳۰]

کاخ چهل‌ستون بهشهر اثر ژول لورانس (پیش از ۱۸۹۴م)، کاخی که شاه عباس بزرگ در آن درگذشت.[۳۱]
کاخ صفی‌آباد اثر ژان شاردن، کاخی که به دستور شاه عباس بزرگ بنا شد و در دوران شاه صفی یکم گسترش پیدا کرد.
تندیس شاه عباس بزرگ در بهشهر

اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) دوران شاه عباس بزرگ و صفویان شکوفا و شهری آباد بود. شاه عباس بزرگ همیشه به این‌که از سمت مادری مازندرانی بود افتخار می‌ورزید؛ در این مکان روستایی بود به نام خرگوران که به پیرزنی تعلق داشت و شاه عباس بزرگ آن را از او خرید و در این مکان شهری را در سال ۱۰۲۲ قمری بنا کرد. مادر او (خیرالنساء بیگم اشرف الملوک) از اهالی خرگوران (بهشهر کنونی) بود. شاه عباس بزرگ در سال ۱۰۳۲ق اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) را گسترش داد. شاه عباس بزرگ با مسافرت به اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی)، این شهر را پایتخت تابستانی خود ساخته. شاه عباس بزرگ بناهایی را در اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) بنا نهاد که می‌شود از آن‌ها به باغ عباس‌آباد، چشمه عمارت، کاخ چهل‌ستون و کاخ صفی‌آباد اشاره کرد. شاه عباس بزرگ هرگاه به تبرستان می‌آمد، اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) را به دیگر نقاط آن ترجیح می‌داد. باشندگان این شهر از تیره‌ها گوناگون تشکیل شده بود، از جمله چندین هزار گرجی بهشهر (گرجی‌محله) نیز در دوران تازش‌های شاه عباس بزرگ به گرجستان، گرجی‌ها از قفقاز به اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) کوچانده شده‌اند، همچنین گروهی از خانواده‌های تالشی لنکران که از کرانه‌های دریای کاسپین آمده بودند و گروهی از تات‌ها که یکی از قبایل ایرانی بود. احتمالاً نخستین گروه نمایندگان سیاسی پادشاهی انگلستان در اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) به حضور شاه عباس بزرگ رسیدند. سرانجام شاه عباس بزرگ پیش از برآمدن آفتاب روز جمعه ۲۴ جمادی‌الاول سال ۱۰۳۸ق در کاخ چهل‌ستون بهشهر درگذشت. عالم‌آرای عباسی دربارهٔ علت مرگ او می‌نویسد: «چند روز قبل از آن در شکارگاه، پادشاه در خوردن و آشامیدن طعام افراط کرد و در بازگشت، به سبب سنگینی بار معده دچار تب شد و در اندک مدتی از اوج کمال به حضیض وبال رسید.»[۱۶][۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶]

دوران شاه صفی یکم نیز کاخ صفی‌آباد گسترش پیدا کرد.[نیازمند منبع]

اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) در اثر جنگ‌های داخلی تازش‌های ترکمن‌ها، افغان‌ها و تازش‌های سپاهیان زند صدمات فراوان دید و به‌طور پی‌درپی ویران شد. نادرشاه در دوران شاهنشاهی خود هنگامی که اعزام نبرد با لزگی‌ها بود زمانی را در این شهر سپری کرد و در آبادانی اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) بسیار کوشید. از جمله کاخ چهل‌ستون بهشهر را که هنگام نابسامانی‌های دوران شورش افغان‌ها ویران شدهٔ بود، بازسازی کرد.[نیازمند منبع]

در دورهٔ قاجاری، محمدحسن‌خان قاجار (پدر آقامحمدخان) گرایش زیادی نسبت به اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) داشت و در دوران فرمانروایی خود بیشتر در این شهر ماندگاری می‌کرد.[۳۷]

در آغاز قدرت یافتن آقامحمدخان، ناوگان جنگی روسیه برای احداث پایگاه نظامی در کناره‌های جنوبی دریای مازندران، اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) را اشغال کردند.

جهانگردان اروپایی که در دورهٔ قاجاری از اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) دیدن کرده‌اند، آن‌جا را شهری نیمه ویران وصف نموده‌اند (مانند ژول لورانس و یاسنت لویی رابینو).

رکن‌الاسفار، از درباریان دورهٔ ناصری، در سفرنامه خود وجه تسمیه دیگری را برای اشرف (بهشهر کنونی) ذکر می‌کند. او باور داشت زمانی که شاه عباس بزرگ این شهر را به صورت مدرن و امروزی بنا نهاد، پاره‌ای از درباریان گفتند «هذا اشرف من فرح آباد» و همین کلمه به مذاق شاه خوش آمد. ناصرالدین‌شاه در سفر نخست خود به مازندران (۱۲۸۳ق) چند روزی در اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) اقامت کرد و دستور داد تا کاخ‌های ویران شده را بازسازی نمایند که در سفر دوم خود در ۱۲۹۲ق هنوز بازسازی آن به اتمام نرسیده بود.[۳۸][منبع بهتری نیاز است]

به گفته یاسنت لویی رابینو بهشهر در زمان قاجار هفت محله به نام‌های نقاش‌محله، بازارمحله، گرجی‌محله، فراش‌محله، چشمه‌سر، باغ‌شاه، گالش‌محله بود.[۱۶]

کاوش‌های تاریخی

بررسی و کاوش‌هایی که در سواحل دریای خزر در مکان‌هایی مانند سابقه غارهای هوتو و کمربند در ۲ کیلومتری شهرستان بهشهر در روستای شهید آباد (تروجن) و همچنین در گوهر تپه واقع در ۱۰ کیلومتری شهرستان بهشهر ودر منطقه رستمکلا انجام گرفته‌است، قدمت این ناحیه را به دوره غارنشینی و تقریباً ۱۰۰۰۰ سال پیش به ثبت رسانده‌است. تحقیقات دیگر موید آن است که در ادوار باستانی این منطقه یکی از حوزه‌های مهم تمدن گذشته بوده‌است. براساس کاوش‌های باستان‌شناسی که از تپه‌های شمال غرب بهشهر (نزدیک رستمکلا) به عمل آمد یک قطعه هاون سنگ سفید را کشف نموده و که به ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد بر می‌گردد، یا اینکه غارهای هوتو و کمربند آثار حیات در دوران‌های فرو لیتیک (میانه سنگی) ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد و نئولیتیک (پارینه) سنگی را در محدوده بهشهر بیان دارد. گوهرتپه رستم‌کلا یکی از جایگاه‌های بزرگ کهن‌نگاری شمال ایران بوده که در خاور استان مازندران و در گستره شهرستان بهشهر جای دارد. گستره پژوهش باستان‌شناسی و دانش‌های پیوسته که گوهرتپه در کانون آن جا دارد. گوهرتپه بهشهر یک دانشگاه باستان‌شناسی و انسان‌شناسی است که همواره موردتوجه محافل باستان‌شناسی داخلی و بین‌المللی قرار دارد.

محققان از طریق کتاب‌هایی چون اشرف‌البلاد و از آستارا تا استرآباد و گزارش‌های مردمی متوجه شدند این منطقه دارای آثار باستانی می‌باشد و گروهی باستان‌شناس در سال ۱۳۷۹ به سرپرستی علی ماهفروزی منطقه گوهرتپه را مورد کاوش اولیه قرار دادند. گوهرتپه در اسفند ماه سال ۱۳۸۰ ثبت ملی شد و تاکنون ۵ فصل کاوش باستان‌شناسی را سپری کرده‌است. نخستین فصل مطالعات پروژه بزرگ مطالعات باستان‌شناسی حاشیه جنوب و جنوب شرق دریای کاسپین (از آغاز تا اواسط هزاره اول قبل از میلاد) با موضوع از «غار تا شهر» بود که توسط هیئت‌های ایرانی و آلمانی و لهستانی انجام شد. این پروژه به بررسی چگونگی خروج انسان از غار و شکل‌گیری نخستین شهرها در استان مازندران پرداخت.[۳۹]

گروه لهستانی به سرپرستی آرکادیوش سولتیشیاک انسان‌شناس از دانشگاه ورشو، «اکانیسکا چستیکا» گیاه باستان‌شناس و «مارزنا آرزاک» جانور باستان‌شناس در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ با پروژه همکاری نمودند. گروه آلمانی نیز به سرپرستی «کریستین کرنل پیلر» از دانشگاه مونیخ آلمان به مدت یک ماه در سال ۱۳۸۷ با پروژه همکاری داشتند.

لایه‌نگاری به صورت طبقه‌ای و پلکانی صورت گرفته و هرچه به طبقات پایین‌تر می‌رویم قدمت مکان بیش‌تر می‌شود و هر طبقه نشانه یک دوره از زمان است.[۴۰]

کهن‌ترین ساکنان مازندران

قدمت بقایای باستانی به دست آمده از غار شوپری رستمکلا به بیش از یکصدهزار سال گذشته بازمی‌گردد. قدمت بقایای باستانی به دست آمده از غار شوپری به بیش از یکصدهزار سال گذشته بازمی‌گردد؛ این بقایا شامل دست‌افزاهای سنگی و فسیل استخوان‌های جانورانی است که توسط انسان‌های عصر پارینه سنگی شکار شدند. غار شوپری که در ۱۰ کیلومتری جنوب شهر رستمکلا در شرق مازندران و دره مهربان رود واقع شده، از بزرگ‌ترین غارهای شناخته شده در مازندران است که بیش از ۷۵ متر طول و بیش از ۷۰۰ متر مربع مساحت دارد. غار شوپری در سال ۱۳۹۹ توسط نگارنده شناسایی و به دلیل اهمیت بالای این اثر بلافاصله فرایند تعیین عرصه و حریم آن با مجوز پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، در سال ۱۴۰۰ انجام شد و با شماره ۳۳۶۹۶ در فهرست میراث‌فرهنگی کشور به ثبت رسید. کاوش باستان‌شناسی به منظور لایه‌نگاری این غار در سال‌های ۱۴۰۱ و تابستان ۱۴۰۲ با مجوز پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری توسط نگارنده از سوی اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران انجام شد. بقایای بسیار فراوان استخوان‌های جانوری به دست آمده که اثر قصابی با ابزارهای سنگی بر روی آنها برجای مانده، همچنین بقایایی از دوره نوسنگی با قدمت بیش از هفت هزار سال از لایه‌های سطحی غار شوپری به دست آمده که نشان از ارتباطات پیش از تاریخ ساکنان مازندران با نواحی شرقی و شمال شرقی ایران و نواحی جنوبی آسیای میانه دارد.[۴۱]

مردم

گرجی‌های بهشهر (گرجی‌محله) هنگام برگزاری جشن رنگ

زبان و قومیت

مردم بهشهر به زبان زبان مازنی[۱۱] سخن می‌گویند و از قومیت تبری هستند و ریشه در قوم باستانی تپوری (به یونانی: Τάπυροι، تَپیری) دارند.[۴۲][۴۳][۴۴] شهر بهشهر، جزئی از سرزمین قوم تپوری بود.[۴۵] همچنین گروهی از مردمان با نام گالش که به گویشی از زبان مازنی موسوم به گالشی گفتگو می‌کنند در این منطقه سکونت دارند. همچنین گروهی از گرجی‌ها نیز در بهشهر سکونت دارند که در زمان شاه عباس بزرگ از قفقاز به بهشهر کوچانده شدند. رابینو به گروهی از مردمان به نام گودار در شهر بهشهر اشاره می‌کند. یاسنت لویی رابینو به گروهی از مردمان به نام تات در بهشهر اشاره می‌کند. به گفته پژوهشگران تات‌های مازندران گروهی از مردمان کوه‌نشین در منطقه غرب گرگان، سدن‌رستاق، کردکوی، گلوگاه و بهشهر می‌باشند که به گویشی از زبان تبری موسوم به تاتی سخن می‌گویند. به گفته محمدصالح ذاکری تات در زبان اهالی مازندران به معنی بومی، روستایی و یکجانشین می‌باشد و منظور از زبان تاتی همان زبان مازندرانی می‌باشد.[۴۶][۴۷][۴۸]

جمعیت

بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵خ جمعیت این شهر برابر با ۹۴٫۷۰۲ نفر جمعیت بوده‌است.[۴۹]

بیم انقراض قوم تبری

به گفته پژوهشگران آمار بالای طلاق، باروری کم، سالمندی و ازدواج پایین از مشکلات حوزه جمعیت در میان قومیت تبری به‌ویژه تبری‌های مازندران شمرده می‌شود. پژوهشگران بروند پیری جمعیت قومیت تبری اشاره نموده و بر لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت تأکید دارند. پژوهشگران بیم انقراض قومیت تبری را در کشور بیم جدی می‌دانند. براساس غربالگری از ۴۳۰ هزار زوج مازنی در سال ۱۴۰۱خ حدود ۱۰ هزار زوج نابارور در مازندران شناسایی شدند.[۵۰]

جاذبه‌های گردشگری، طبیعی و تاریخی

بخش گردشگری اسپه‌او در فاصله ۳۰ کیلومتری شهرستان بهشهر در استان مازندران و در عرصهٔ جنوبی، بر روی ارتفاعات رشته‌کوه البرز و در بخش مرکزی شهرستان، به نام هزارجریب است. هزارجریب منطقهٔ کوهستانی شهرستان است که روستاهای زیادی را در دل خود جای داده‌است. جریب به معنای روستا و هزارجریب اشاره به تعداد بسیار روستاها در این بخش دارد. آبشار زیبا و دیدنی اسپه‌او به معنای آب سپید، با ارتفاعی بالغ بر ۴۰۰ متر، در دل کوه سیاخانی از چشمه‌ای که از شکاف سنگی در زیر درختی کهنسال می‌جوشد سرچشمه می‌گیرد. این آبشار به صورت پله کانی و کاسه‌ای است و دارای حوضچه‌های آهکی متعدد در ۷ طبقه می‌باشد که در درازای سالیان متمادی ایجاد شده‌اند و سرانجام به رودخانه نکارود می‌ریزد. در اثر برخورد آب با سنگ‌های بستر و سر خوردن از روی آنها حالتی کف آلود و سپید رنگ ایجاد می‌شود که نام این آبشار که به زبان مازندرانی به همین معناست، از روی آن نهاده شده‌است. آبشار بسیار باشکوه و بلند اسپه‌او پوشیده از خز می‌باشد و به‌پاس شرایط آهکی بودن سنگ آن به راحتی می‌توان از پایین تا مکان سرچشمه از آبشار بالا رفت و از شادابی و خنکای آب و همچنین طبیعت و چشم‌انداز بی‌بدیل قسمت‌های گوناگون آبشار خوشی و مزه برد. نزدیکترین روستاها به این منطقه از سمت شمال روستای غربی محله و از سمت غرب روستای روبار می‌باشند. ارتفاع منطقه اسپه‌او از سطح دریا نیز ۷۸۰ تا ۱۱۲۰ متر است. در حال حاضر تنها راه دسترسی به منطقه اسپه‌او مسیر اصلی آسفالته از جاده پاسندرز شهرستان بهشهر به سمت روستاهای منطقه هزارجریب می‌باشد. پس از رسیدن به پل حد واسط روستاهای رودبار و غریب محله که تنها تا اینجا امکان استفاده از خودرو می‌باشد، می‌بایست با قرار دادن ماشین در حاشیه جاده اصلی، با ورود به راه فرعی به درازای ۷ کیلومتر در حریم رودخانه به سمت چپ، تا رسیدن به آبشار را پیاده پیمود. این مسیر گیرا و زیبا به گونه‌ای است که قسمتی از راه را باید از درون آب رودخانه و در قسمت‌هایی دیگر، از میان جنگل عبور نمود.

آبشار سنگ‌نو

این آبشار در منطقه جنوبی بهشهر و در ۳ کیلومتری دل جنگل‌های جنوبی بهشهر قرار دارد وجه تسمیه آن به این خاطر است که به خاطر فشار آب یک حوض بزرگ سنگی یا به زبان مازندرانی یک نور سنگی در زیر آبشار درست شده و به آن سنگ‌نور گفته می‌شود. مجموعه دیدنی سنگ‌نو در اعماق جنگل‌های کوه‌های پیش کوه جهان مورا در البرز شرقی قرار گرفته و شامل چهار آبشار است که بزرگ‌ترین آن حدود ۱۲ متر ارتفاع دارد. پوشش گیاهی منطقه به‌طور عمده درختان بلوط وحشی انجیلی ممرز و انواع سرخس به ویژه گونه سرخس شاهینی است. رودخانه در اثر فرسایش بستر رسوبی در درازای زمان ایجاد شده و آب آن بسیار گواراست.

آتشکده کاووس

مربوط به دوران ساسانیان است و در شهرستان بهشهر، روستای کوهستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۴۱۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱] بنا بر گواهی تاریخی این بنا به دست کاووس پسر کواد یکم، برادر خسرو انوشه‌روان دادگر ساخته شد، بنا بر گواهی افسانه‌ای، قریه‌ای که اکنون به کوهستان معروف است زمانی «طوسان» نام داشت که به دست توس پسر نوذر که از خاندان کیانیان بوده بنیاد شده‌است.

باغ عباس‌آباد

از آثار تاریخی استان مازندران است. مجموعه باغ‌های عباس‌آباد در ۵ کیلومتری شهرستان بهشهر و در دامنه رشته کوه‌های البرز و در میان جنگل‌های انبوه قرار گرفته و از جمله مهم‌ترین و بزرگ‌ترین باغ‌های تاریخی ایران است که به عنوان یکی از باغ‌های ایرانی در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است.[۵۲] این مجموعه شامل سد عباس‌آباد، مخزن و دریاچه سد، گل‌باغ، کاخ، حمام، آسیاب آبی و دو برج آجری می‌شود. این مجموعه به دستور شاه عباس اول صفوی در سال‌های ۱۰۲۰ و ۱۰۲۱ ه‍.ق در محلی که پیشتر خرگوران نام داشت ساخته شده‌است و در حال حاضر مهم‌ترین باغ غیر کویری ایران به‌شمار می‌آید. وسعت آن نزدیک به ۵۰۰ هکتار است.

بندر امیرآباد

منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد، در شرق استان مازندران و فاصله ۵۱ کیلومتری مرکز استان قرار دارد. این منطقه با دارا بودن اراضی پشتیبانی وسیع برخورداری از زیر ساخت حمل و نقل مدرن چند وجهی، اسکله رو – رو ریلی و کامیون جهت ترانزیت و حمل یکسره کالا و همچنین دسترسی آسان به بازار مصرف کشورهای آسیای میانه با جمعیت بالغ بر ۳۰۰ میلیون نفر توانسته نقش مهمی را در ابعاد ملی و منطقه ای ایفا نماید.

منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد به عنوان یکی از نمادهای توجه ایران به مقوله ترانزیت کالا و ایجاد زیرساخت‌های اساسی حمل و نقل در جهت رسیدن به استانداردهای جهانی و استفاده از حداکثر ظرفیت ترانزیتی کشور، نقشی بسیار مهم با اهدافی بسیار بزرگ مانند کسب درآمد ارزی، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و بخش خصوصی، افزایش نقش جمهوری اسلامی ایران در دریای کاسپین و ایجاد گذرگاه در شمال کشور را بر عهده گرفته‌است.

عملیات احداث این مجتمع بندری بزرگ و مدرن از سال ۱۳۷۵ آغاز شد. استعدادهای بالقوه و امکانات متعدد آن موجب گردید در سال ۱۳۷۶ از سوی دبیرخانه شورایعالی مناطق آزاد به عنوان منطقه ویژه اقتصادی به تصویب برسد. پس از پنج سال تلاش، اولین نشانه‌های بندری بزرگ پدیدار شد و در اردیبهشت سال ۱۳۸۰ فاز اضطراری بندر به دست رحمان دادمان، وزیر فقید وقت راه و ترابری در دولت هفتم افتتاح شد.

چشمه عمارت

مربوط به دوره صفوی است و در بهشهر، بلوار شهید هاشمی نژاد، خیابان پاسداران، جنب آب و فاضلاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۵۲ با شمارهٔ ثبت ۹۴۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱] معماری این بنا به صورت دو طبقه بوده و هم‌اکنون طبقه همکف و جزری از طبقه نخست آن باقی مانده‌است. از ویژگی‌های معماری این بنا سیستم آب‌رسانی آن است. در میانه کاخ همکف مظهر چشمه وجود دارد. با استفاده از تن‌پوشه‌های سفالی آب به حوضچه‌های طبقه نخست هدایت شده و پس از سرریز به صورت آبشار به چشمه طبقه همکف و حوض‌های اطراف بنا سرازیر می‌شده‌است. این بنا در روزگار آبادانی مزین به نقاشی‌های رنگارنگ. کاشی‌های متنوع بوده‌است. دلیل نام‌گذاری آن، جوشیدن چشمه‌ای از دل زمین، در طبقه همکف این کاخ کهن است.

کاخ چهل‌ستون بهشهر

مربوط به دورهٔ صفویه است و در بهشهر، واقع شده و این اثر به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۳] این باغ که به پارک ملت بهشهر نیز شهرت دارد با ابعاد ۱۷۰ متر عرض و۵۵۰ متر طول، در سال ۱۰۲۱ هـ. ق به دستور شاه عباس بزرگ طرح‌ریزی و طی چند سال احداث شده و محل بارعام و تشریفات شاه عباس بزرگ و پذیرایی مهمانان بوده‌است. این باغ دارای دو خیابان اصلی می‌باشد که محور طولی باغ با چشم‌اندازی به سوی شمال و دریا است، و در نقطه تقاطع آنها، استخر بزرگ باغ قرار دارد.

خانه شهریاری در زمستان

مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان بهشهر، بخش یانه‌سر، روستای یانه سر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۴۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۴] این ساختمان به عنوان مقر حکومت سردار رفیع یانه سری یا سردار رفیع یانسری به ثبت رسیده‌است.

  • دژ نرگسی:

مربوط به سده‌های آغازین دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بهشهر، روستای گرجی‌محله واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۴۰۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱]

شبه‌جزیره میانکاله

شبه جزیره میانکاله با طبیعتی بکر، محل اسکان پرندگان مهاجر، حیوانات وحشی در منطقه بوده و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین منابع حیات وحش در جهان به ثبت رسیده‌است. شبه جزیره میانکاله با تپه‌های شنی ساحلی به طول ۵/۶ کیلومتر از دریا منفک می‌گردد. وسعت و به ویژه دهانه آن به نسبت کاهش یا افزایش آب کم و زیاد و کوتاه و دراز می‌شود. فضای شبه جزیره مرغزار نیمه مشجری است که عمده‌ترین درختچه‌های آن را بوته‌های انار و تمشک وحشی تشکیل داده‌اند. همه ساله صدها هزار پرنده مهاجر، از انواع فلامینگو، قو و غازهای خاکستری، پیشانی سفید، قره غاز، انواع اردک‌ها و مرگوس کاکلی در این شبه جزیره فرود می‌آیند و به تولید مثل و زمستان گذرانی می‌پردازند.[۵۵]

عمارت سیامی

مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان بهشهر، روستای گرجی‌محله واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۴۰۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱]

مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان بهشهر، دامنه کوه‌های هوتوکش واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۴۰۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱]

دهانه غار کمربند

این غار در همسایگی غار هوتو بوده و در آن ابزارهای شکار و آثاری از دوران‌های پارینه‌سنگی و میان‌سنگی کشف شده‌است. در دوران معاصر، کارلتون استیونز کون برای اولین بار به کاوش غار طی ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ پرداخت.[۵۶] کارلتون استیونز کون که برای ادارهٔ کل باستان‌شناسی کار می‌کرد، ضمن کاوش‌هایی در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۲۹ (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۰) در غار کمربند، پارچه‌هایی به دست آورد که ثابت می‌کند اقوام ایرانی از همان آغاز غارنشینی، پشم گوسفند و بز را به‌صورت پارچه می‌بافتند.

دهانه بالا و دهانه پایین غار هوتو از درون غار

این غار پیشینه‌ای کهن دارد و آثار باستانی مهمی دربارهٔ زندگی انسان‌های اولیه در آن پیدا شده‌است.[۵۷] این غار در دامنه کوه البرز و رو به غرب و در ابتدای ورودی شهر بهشهر و در فاصله پنجاه متری جفت خود، غار کمربند قرار گرفته‌است و دارای دو مدخل در دو ارتفاع مختلف و یک سوراخ تهویه در سقف است. این غار و غار کمربند، به لحاظ کشف اسکلت انسان با قدمت حدود ده هزار سال معروفیت جهانی دارد. اهمیت غار و آثار کشف شده در آن تا به اندازه‌ای است که در برخی موارد از این غار به معدن طلای انسان‌شناسان یاد شده‌است. مهم‌ترین این کشفیات که به «انسان هوتو» (Hotu man) مشهور است؛ سه اسکلت شامل اسکلت‌های یک مرد و زن بالغ به همراه اسکلت زنی جوان می‌باشند. تصاویری از این اکتشافات که در سال ۱۳۳۰ شمسی (۱۹۵۱ میلادی) به سرپرستی استاد دانشگاه پنسیلوانیا آمریکا، کارلتون استیونز کون انجام شده‌است، در بخش بایگانی موزه باستان‌شناسی و انسان‌شناسی دانشگاه پنسیلوانیا موجود است.

مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بهشهر، روستای آسیاب‌سر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۴۰۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱]

کاخ صفی‌آباد

در جنوب غرب شهرستان بهشهر و در بالای ارتفاعات منتهی به دشت قرار دارد. این کاخ به دستور شاه عباس بزرگ ساخته شد و در زمان شاه صفی یکم گسترش پیدا کرده‌است. این کاخ در میان باغی زیبا به صورت بنایی مربع شکل که دارای ابعاد ۲۵ × ۲۵ متر بوده و در دو طبقه ساخته شد. ورودی کاخ در سمت شمالی قرار داشته که با عبور از پنج پله امکان دسترسی به داخل طبقه اول کاخ وجود دارد. طبقه اول دارای اتاق‌های متعدد بوده که از طریق راهرو و هشتی امکان دسترسی به داخل آن وجود دارد. طبقه دوم نیز دارای راهرو و اتاق‌های زیبا است. از کاخ صفی‌آباد و تا کاخ شاه بهشهر که به کاخ چهل‌ستون بهشهر مشهور است، یک راه زیر زمینی احداث شده بود که در مواقع ضروری مورد استفاده عبور و مرور یا سایر جریان‌های دیگر می‌گردید.

گوهرتپه

یکی از محوطه‌های بزرگ پیش از تاریخ شمال ایران در استان مازندران شهرستان بهشهر ۲ کیلومتری شمال غربی شهر رستمکلا یا کیلومتر ۱۰ جاده بهشهر – ساری قرار گرفته‌است. انسان‌هایی که در غارهای باستانی مازندران چون غار گمیشان، غار هوتو و غار کمربند زندگی می‌کردند پس از خروج از غار به مرور باعث پیدایش گوهرتپه شدند، این تپه انسان‌ساز است؛ یعنی با گذشت زمان، مردم ساکن با از بین رفتن مکان‌های قبلی به مکان‌های بالاتر آمده‌اند. در عصر نوسنگی شکل زندگی روستا نشینی داشته و در دوره برنز و مفرغ مورد توجه قرار گرفته و حالت شهرنشینی پیدا کرده‌است. احتمالاً تا دوره برنز میانی فضای مسکونی و محل دفن در یک مکان بود. اما در دوره برنز متأخر (۴۰۰۰ سال قبل) هم از وسعت شهر کاسته شد و هم قبرستان را به خارج از فضای مسکونی انتقال داده‌اند. در بین دوره برنز و آهن حدود ۲۰۰ سال این منطقه خالی از سکنه شد و در عصر آهن قبرستان را به خارج از مکان مسکونی بردند و مکان دارای سراشیبی را برگزیدند تا شاهد نفوذ آب نباشند. اقوام این منطقه پس از فروپاشی شهر و کوچ به مناطق کوهستانی اجساد نیاکان خود را برای تدفین در زادگاه‌شان به گوهر تپه حمل کرده و همراه با مراسم آیینی در این منطقه به خاک می‌سپردند.

گورستان سفیدچاه

مشهور به اسپه‌چاه مربوط به ۱۰٫۰۰۰ سال پیش از میلاد[۵۸] است و در شهرستان بهشهر، بخش یانه سر، روستای سفید چاه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۴۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱] در روستای سفیدچاه رسم بوده‌است که سنگ قبر مردگان را بر اساس شغل آن‌ها حکاکی می‌کردند، اما بعد از مرگ آخرین بازمانده سنگ‌تراشان و حکاکان مصیب محله، عمر حکاکی روی سنگ‌ها هم به پایان رسیده و درگذشتگان جدید روستا، با سنگ‌های امروزی دفن می‌شوند.

نمای داخل طبقه بالای عمارت افغان‌نژاد

مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان بهشهر، بخش قره طغان، روستای قره تپه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۴۱۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱] عمارت افغان نژاد در روستای قره‌تپه بر بالای تپه‌ای به همین نام واقع است. این مجموعه شامل سه عمارت و یک حمام زیبا بود که از یادگارهای کم‌نظیر عصر قاجاریه در مازندران است. این بنای سه طبقه دارای پنجره‌های زیبای ارسی در شرق بنا و درهای زیبا با تزیینات شیشه‌ای و تراس طبقه اول دارای طاق‌های قوسی شکل است. علاوه بر عمارت مسکونی، حمام مجموعه نیز در ضلع جنوبی قرار گرفته و دارای تزیینات آهک بری زیبایی است. این حمام دارای سربینه، راهروی ورودی بینه و سرویس‌های بهداشتی بود. در دیوارهٔ بینه و سربینه گچ بری‌های زیبا با طرح گل و گیاه به شکل طوماری مشاهده می‌شود.

مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان بهشهر، روستای شهید آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۴۳۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱]

مربوط به دوره پهلوی است و در بهشهر، خیابان شهید هاشمی نژاد، جنب باغ شاه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۱۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۵۱]

مکان‌نگاری

آب و هوا

نقشه آب و هوایی ایران داری آب و هوای کاسپینی در شمال کشور

شهر بهشهر به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا، آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و میزان بارش زیاد باران و رطوبت بالا و قسمت‌های جنوبی شهرستان به دلیل دارا بودن پوشش کوهپایه‌ای و ارتفاع زیاد آب و هوای سردتر و کوهستانی و زمستان‌های بارانی و برفی دارد.[۵۹]

آمار سالیانه آب و هوای بهشهر[۵۹]
نوع پارامتر بهار تابستان پاییز زمستان سالانه
میانگین دما (درجه سانتیگراد) ۱۹٫۴ ۲۶٫۸ ۱۵٫۲ ۹٫۳ ۱۷٫۷
حداقل مطلق دما (درجه سانتیگراد) ۶٫۸ ۱۷ -۲٫۰ -۲٫۸ -۲٫۸
حداکثر مطلق دما (درجه سانتیگراد) ۳۵٫۸ ۴۰٫۶ ۳۲٫۰ ۲۹٫۵ ۴۰٫۶
مجموع ساعات آفتابی (واحد ساعت) ۵۵۰٫۷ ۶۰۹٫۶ ۴۲۴٫۹ ۳۸۷٫۶ ۱۹۷۲٫۸
نوع پارامتر: تعداد روزهای بارندگی ۲۳ ۴۷ ۳۴ ۳۲ ۱۱۴
حداکثر بارندگی روزانه، میلی‌متر ۱۰٫۵ ۲۷٫۶ ۵۰٫۹ ۲۷٫۷ ۵۰٫۹
مجموع بارندگی، میلی‌متر ۳۶٫۶ ۸۲٫۸ ۳۲۴٫۴ ۱۷۷٫۷ ۶۲۱٫۵
تعداد روزهای یخبندان ۰ ۰ ۳ ۱۱ ۱۴
میانگین رطوبت (%) ۷۶ ۷۶ ۸۲ ۸۲ ۷۹

اقتصاد

انار شیرین و ترش یکی از محصولات مهم و ارزشمند برای بهشهر است که دارای شهرت جهانی می‌باشد کشاورزان از فروش آن سود خوبی می‌برند.

نارنگی، پرتقال، برنج، پنبه، دانه‌های روغنی آفتابگردان، کلزای بهشهر معروف بوده بهشهر از مراکز تولید تخمه، روغن نباتی و صابون در ایران است و کارخانه چیت‌سازی آن قدمت زیادی دارد. همچنین وجود کارخانه بهپاک بهشهر که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکننده روغن نباتی و سویا در خاورمیانه است به این شهر زیبا وجهه خاصی داده‌است. قابل توجه است که این کارخانه محصولاتی مانند روغن نباتی لادن و بهار و سویای سبحان را تولید می‌کند. پالایشگاه نفت بهشهر، منطقهٔ ویژهٔ اقتصادی بندر امیرآباد، سکوی نفتی بهشهر، کشتی‌سازی صدرا، شرکت تایدواتر خاورمیانه و گروه تولیدی ساوانا تنها بخش دیگری از اقتصاد اثرگذار بین‌المللی بهشهر می‌باشد. قابل ذکر است که بندر امیرآباد بهشهر یکی از بزرگ‌ترین بندرهای شمال کشور بوده و هم‌اکنون نیز تنها بندر متصل به خط راه‌آهن در شمال کشور است.[۶۰]

ورزش

ورزش کشتی به ویژه کشتی‌های محلی مازندرانی همچون کشتی لوچو و کشتی باشال در بهشهر رایج است.

کشتی لوچو از ورزش‌های بومی مازندران است که می‌توان آن را مادر کشتی آزاد آن منطقه دانست. کشتی لوچو در همه کرانه‌ها استان مازندران رایج می‌باشد. کشتی لوچو از ورزش‌های پهلوانی و سنتی مازندران می‌باشد. همه ساله، مردم زیادی همزمان با ۲۶ عیدماه تبری (۲۸ تیرماه خورشیدی) در آیینی که به جشن مردگان مشهور است، با تهیهٔ گونه‌های خوراک و خوراکی‌های بومی، در مزار اهل قبور به شادمانی و سرور می‌پردازند. هنگام برگزاری این جشن، مسابقات کشتی سنتی لوچو هم برای شناسایی پهلوان‌ترین فرد منطقه، اجرا می‌شود.[۶۱] «پلوون» فرنامی است که مازنی‌ها به لوچوکاران مازندران می‌دهند. پهلوان کشتی‌گیری است که در آبادی و ناحیه خود حریف و هماوردی ندارد. این فرد در روستای خود از مقام معنوی والا برخوردار است و هر زمان که لازم باشد به داوری و قضاوت در مسائل کار یا زندگی افراد پرداخته و مشاوره می‌دهد. دو سمت فرمان و رای او را ناگزیر می‌دانند.[۶۲]

«کشتی با شال» یا «شال کشتی» یا «کشتی میاوند» یک کشتی مازندرانی می‌باشد که در برخی از جاهای شمال ایران رایج است. در این کشتی شرکت کنندگان یک شال را به دور کمر خود می‌بندند. دست‌ها را در کمر یکدیگر قفل کرده، با اشارهٔ داور کشتی را آغاز می‌کنند. کشتی‌گیری که بتواند حریف را خاک کند، برندهٔ بازی است.[۶۳]

شهرسازی

رفت‌وآمد

فاصله این شهر تا تهران ۲۸۵، تا ساری ۴۵، تا رشت ۴۲۰ و تا گرگان ۹۰ کیلومتر است.

محله‌ها

از محله‌های این شهر می‌توان گرجی‌محله، فراش‌محله، نقاش‌محله، بازارمحله، گراییل‌محله، زیروان، سنگ زغال، قائم، قنبرآباد، کشتارگاه، تروجن (شهیدآباد)، فرهنگیان، مهدیه، فرودگاه، گلستان، گلشهر، ۱۷ شهریور، نواب صفوی، کوهی‌خِیل، عبدالحق، [شهید سازگار (بمبئی محله)] اشاره کرد.

حمل و نقل

جاده ۲۲ از شهر بهشهر می‌گذرد. به علاوه، این شهر دارای یک پایانه مسافربری بین شهری است که هم‌اکنون حدود ۶۰۰ دستگاه خودرو و ۱۰ ون در این شهر مشغول به کار اند و با توجه به جمعیت شهر این تعداد ناکافی ست.

تاکنون برای بهشهر سه طرح آزادراه مطرح شده‌است: آزادراه گرگان-بهشهر، آزادراه بهشهر-ساری (این دو برای پروژه آزادراه گرگان-ساری-رشت است) و آزادراه بهشهر-دامغان که هر سه طرح در انتظار تصویب توسط هیئت دولت هستند.

خیابان‌ها و راه‌ها

اتوبان و کمربندی‌ها

  • اتوبان بهشهر- ساری
  • اتوبان بهشهر- گرگان
  • کمربندی آیت‌الله جباری
  • بلوار هاشمی نژاد
  • بلوار امام خمینی
  • بلوار مطهری (فرودگاه)
  • بلوار آیت‌الله کوهستانی
  • بلوار جمهوری اسلامی
  • بلوار …

خیابان‌های اصلی

  • خیابان امام خمینی
  • خیابان باهنر (هنر)
  • خیابان رجایی
  • خیابان فرودگاه
  • خیابان انقلاب
  • خیابان مفتح
  • خیابان قائم
  • خیابان پاسداران
رضاشاه هنگام سفت کردن واپسین پیچ راه‌آهن مازندران

راه‌آهن سراسری در شمال، از این شهر رد شده و سپس تا گرگان ادامه می‌یابد.

نخستین خط راه‌آهن نوین ایران در دوران رضاشاه پس از عبور از بهشهر تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از پایان ساخت پل گردن در ساری نخستین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ خورشیدی به دستور رضاشاه عازم بندر شاه گردید.

پس از آن هم‌زمان با احداث راه‌آهن خوزستان، کارها در رشته کوه‌های البرز آغاز گردید، کارگران مازندرانی، ترک و … درکنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی‌ها، کار ساخت تونل‌ها و پل‌ها را پیگیری کردند.

مراکز علمی

خدمات شهری و امکانات

بیمارستان‌ها

بهشهر دارای سه بیمارستان دولتی و دو بیمارستان خصوصی است.

  • بیمارستان دولتی امام خمینی واقع در خیابان امام خمینی که این بیمارستان درسال۱۳۱۷ با کلیه بخش‌های داخلی، زنان و زایمان، اطفال و نوزادان و جراحی به عنوان تنها بیمارستان شهرستان تأسیس و از سال ۱۳۲۷ با اخذ پروانه بهره‌برداری به ارائه خدمات به مردم منطقه پرداخت.[۶۵]
  • بیمارستان دولتی سیدالشهدا معروف به بیمارستان شهدا، در ورودی غربی بهشهر قرار دارد. بیمارستان شهداء بهشهر با همت و تلاش اعضای اولین دوره شورای اسلامی شهر بهشهر مسئولان و خیرین محترم این شهرستان، در سال ۱۳۷۸ تأسیس و در سال ۱۳۸۰ به بهره‌برداری رسید. مالکیت این بیمارستان حقوقی و نحوه اداره آن انتفاعی است. این بیمارستان به عنوان سانتر تخصصی زنان و زایمان مشغول به فعالیت می‌باشد.[۶۶]
  • بیمارستان دولتی خاتم الانبیا که با جدیدترین تجهیزات، مجهزترین و بزرگ‌ترین بیمارستان شرق استان می‌باشد. زمین این بیمارستان توسط موسی اشرفی جهت تأسیس بیمارستان به دانشگاه علوم پزشکی مازندران اهداء گردید.
  • بیمارستان مرحوم امیدی بهشهر که در منطقه فراش‌محله، خیابان بعثت، روبروی مقبره بی‌بی زینب واقع شده‌است. بیمارستان امیدی، بیمارستانی خصوصی ـ درمانی است که در سال ۱۳۵۲ با ظرفیت ۳۰ تخت ثابت، تأسیس و در حال حاضر ۴۶ تخت دایر دارد. تخصص‌های موجود در این بیمارستان عبارتند از: جراحی، زنان و زایمان، کودکان، گوش و حلق و بینی، ارولوژی و ارتوپدی.
  • بیمارستان خصوصی مهر دارای ۱۰۰ تخت و بخش‌های اورژانس، اطفال، زنان و زایمان، داخلی، جراحی عمومی با اتاق عمل، ای‌سی‌یو و سی‌سی‌یو، رادیو لوژی، آزمایشگاه و ۵ بخش بستری در خیابان پاسداران واقع شده‌است.[۶۷]

هتل‌ها

سینما

افراد سرشناس

خطای لوآ در پودمان:Multiple_image در خط 173: attempt to perform arithmetic on local ‘totalwidth’ (a nil value).

ره‌آوردها

ره‌آوردهای بهشهر شامل خوراک‌های سنتی، میوه‌ها و صنایع دستی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

خوراک‌های سنتی

خوراک‌های سنتی بهشهر شامل: ناز خاتون (که یک خوراکِ مختص بهشهر و اطراف آن می‌باشد)، آش گزنه (گزنه آش) ،آش کدو ،آش ترش(تِرش آش)، آش دوغ، ته چین، فسنجان، انار تیم خِرِش، خورش مرغ ترش، باقالا پلو، امرغ شکم پر، کدو پلو (کهی پِلا)، اکبر جوجه، ماهی شکم پر، و… می‌شود؛ لازم است ذکر شود که خورشت فسنجان آن به دلیل استفاده از رب انار شیرین مزه مَلَس دارد.

نان و شیرینیتندیر نون (نان محلی)، حلوای گردو (اَغوز حِلوا)، سوهان کنجد (پِشتِ زیک) ،برنجک (بهاردانه)، پیس گندله، قَتِلمِه (قَتِلمِهکوماج، نصیری و… لازم است ذکر شود (قَتِلمِه)بیشتر در ایام ماه مبارک رمضان و در سفره افطاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ترشیبادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یِرآلماسی، ناز خاتون، وینگوم زالک، هلی ترشی، آبغوره، آب نارنج و…

مربا: آلبالو، بِه، تمشک، گلابی، سیب، پرتقال، انجیر، هویج، بهارنارنج و…

شربت: بهارنارنج، آلبالو، انار و …

میوه‌ها: انواع مرکباتی مانند انار یکی از محصولاتی مهم برای بهشهر که شهرت جهانی دارد، انجیر، ازگیل جنگلی (کِنِس)، گلابی وحشی، تمشک وحشی جنگلی، زرد کیجا (نوعی قارچ‌خوراکی)، گزنه و ولیک، غوره، کنجد، خرمالو وحشی، برنج، سویا، کُلزا ،تره بار، گوجه سبز، توتون، و…

صنایع دستی

[ویرایش]

صنایع‌چوبی، مبل سازی، نساجی، حصیربافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، جوراب‌بافی، پارچه‌بافی، سفال‌گری و…

منابع

  1.  Also spelt Ashraff in some sources
  2. ↑ پرش به بالا به:۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ Also spelt Ashraff in some sources
  3.  https://iranicaonline.org/articles/behsahr
  4.  «پای‌گاهِ اطّلاع‌رسانیِ شهرداریِ بهشهر». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۲.
  5.  «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ – بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحهٔ ۱۷۶». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  6.  زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، ۱۳۴۳ش‌
  7.  نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۷۸.
  8.  https://behshahr.ir/اخبار_و_اطلاعیه_ها/اخبار/نمایش_مطلب/ArticleID/2650/ملاقات-و-اعلام-ارادت-یاسر-فیروزی-شهردار-بهشهر،-علی-شکوهی-عضو-شورای-اسلامی-و-هییت-همراه-محضر-معلمان-پیشکسوت،-اساتید-ارجمند-نادری-و-دژکام-به-مناسبت-روز-معلم
  9.  بهشهر در سرور تحت شبکه نام‌های جغرافیایی و در این نشانی؛ با گزینش «Advanced Search»، نوشتن شمارهٔ «-3055953» در «Unique Feature Id» و کلیک بر «Search Database» یافت می‌شود.
  10.  https://iranicaonline.org/articles/behsahr
  11. ↑ پرش به بالا به:۱۱٫۰ ۱۱٫۱ نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اولشابک ۹۶۴۹۱۱۳۱۵۰.
  12.  نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۷۸.
  13.  رابینو، ه. ل (۱۳۳۶). مازندران و استرآباد. ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۱۰۶.
  14.  ذاکری، محمد صالح (۱۳۹۸). گوهر هاکوپیان، پرستو مروستی، ویراستار. پژوهش‌های زبانی-ادبی قفقاز و کاسپین. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی). ص. ۵۶.
  15.  یوسفی، سعیدرضا (۱۴۰۰). «نقد و بررسی فصل پنجم از کتاب جامع زبان‌ها و زبان‌شناسی آسیای غربی: رویکردی منطقه‌ای با عنوان «منطقهٔ کاسپین و جنوب آذربایجان: کاسپین و تاتی»» (PDF)پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی۲۱ (۱): ۳۹۷.
  16. ↑ پرش به بالا به:۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ رابینو، ه. ل (۱۳۳۶). مازندران و استرآباد. ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۱۰۶.
  17.  «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  18.  https://sanattourism.ir/بهشهر-شهر-ملی-گلیچ-شد/
  19.  https://iranicaonline.org/articles/behsahr
  20.  «پای‌گاهِ اطّلاع‌رسانیِ شهرداریِ بهشهر». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۲.
  21.  «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ – بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحهٔ ۱۷۶». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  22.  زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، ۱۳۴۳ش‌
  23.  نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۷۸.
  24.  «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ – بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحات ۱۷۵ و ۱۷۶». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  25.  «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ – بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحهٔ ۱۷۴». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  26.  کیا، صادق (۱۳۵۳). شاهنامه و مازندران. تهران چاپخانه تمدن بزرگ: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. ص. صفحهٔ ۱۹.
  27.  Foundation، Encyclopaedia Iranica. «Welcome to Encyclopaedia Iranica»iranicaonline.org (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۹-۰۹.
  28.  عصر زرین فرهنگ ایرن، ۸۲
  29.  «گیل، فرشواذگرشاه و گاوبارگان دابویهی (اسپهبدان بزرگ طبرستان) از ٢٢ تا ١٤٤ هجری، بررسی‌های تاریخی شماره ٣ سال دوازدهم، صفحات ۵۰ و ۵۱، چراغعلی اعظمی سنگسری» (PDF). پرتال جامع علوم انسانی.
  30.  «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ – بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحات ۱۷۳ و ۱۷۴ و ۱۷۵ و ۱۷۸ و ۱۸۷». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  31.  شاه عباس کبیر؛ همان؛ صفحهٔ ۱۹۹
  32.  منصوریان سارو، نورعلی: سارو. نشر جباری، قم: ۱۳۸۹. ص۴۱.
  33.  «‮نگاهی به نمایشگاه ‘شاه عباس’ در موزه بریتانیا‬». بی‌بی‌سی فازسی. ۹ فوریه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۲.
  34.  شاه عباس کبیر؛ همان؛ صفحهٔ ۱۹۹
  35.  پناهی سمنانی، شاه سلطان حسین صفوی، تراژدی ناتوانی حکومت، ۱۱.
  36.  میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن.
  37.  تاریخ گیتی گشا، محمدصادق نامی اصفهانی، تصحیح سعید نفیسی، ص ۸۷
  38.  (نک‍: خانیکف، ۸۱؛ مرگان، ۱ /۲۳۰–۲۳۹)
  39.  مجموعه‌ی باغ‌های تاریخی بهشهر و ششمین فصل کاوش‌های باستان‌شناسی
  40.  غار تاریخی جدید در نزدیکی غار هوتو در بهشهر کشف شد
  41.  رمضانی، حسین«کهن‌ترین ساکنان مازندران شناسایی شدند»ایرنا. دریافت‌شده در ۱ سپتامبر ۲۰۲۳.
  42.  عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  43.  مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  44.  BORJIAN, HABIB (2004). “Mazandaran: Language and People (The State of Research)”Yerevan State University (به انگلیسی): 289. doi:10.1163/1573384043076045.
  45.  محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  46.  رابینو، ه. ل (۱۳۳۶). مازندران و استرآباد. ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۱۰۶.
  47.  ذاکری، محمد صالح (۱۳۹۸). گوهر هاکوپیان، پرستو مروستی، ویراستار. پژوهش‌های زبانی-ادبی قفقاز و کاسپین. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی). ص. ۵۶.
  48.  یوسفی، سعیدرضا (۱۴۰۰). «نقد و بررسی فصل پنجم از کتاب جامع زبان‌ها و زبان‌شناسی آسیای غربی: رویکردی منطقه‌ای با عنوان «منطقهٔ کاسپین و جنوب آذربایجان: کاسپین و تاتی»» (PDF)پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی۲۱ (۱): ۳۹۷.
  49.  «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  50.  «لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت در مازندران». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۲-۱۰.
  51. ↑ پرش به بالا به:۵۱٫۰۰ ۵۱٫۰۱ ۵۱٫۰۲ ۵۱٫۰۳ ۵۱٫۰۴ ۵۱٫۰۵ ۵۱٫۰۶ ۵۱٫۰۷ ۵۱٫۰۸ ۵۱٫۰۹ «دانشنامهٔ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر». وزارت راه و شهرسازی. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۶ اکتبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۶ اکتبر ۲۰۱۹.
  52.  جمشیدی، مژگان، عباس‌آباد بهشهر، آماده ثبت جهانی، در: روزنامه ایران> شماره ۳۸۱۲ ۲۴/۹/۸۶> صفحه ۱۱ (ایران زمین).
  53.  «سازمان میراث فرهنگی و صنایع‌دستی و گردشگری». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۰۱۱-۰۵-۱۹.
  54.  «دانشنامهٔ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر». وزارت راه و شهرسازی. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۶ اکتبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۶ اکتبر ۲۰۱۹.
  55.  نیمی از پرندگان، اینجا هستند[پیوند مرده] محسن کاظم پور، روزنامه جام جم
  56.  “ḠĀR” (به انگلیسی). Encyclopædia Iranica. Retrieved 12 December 2010.
  57.  «پایگاه پژوهشی غارهای باستانی در مازندران راه اندازی می‌شود». خبرگزاری میراث فرهنگی. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰.
  58.  احمد امیراحمدی (۱۱ خرداد ۱۳۹۹). «قبرستان تاریخی سفیدچاه»خبرگزاری صدا و سیما. دریافت‌شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰.[پیوند مرده]
  59. ↑ پرش به بالا به:۵۹٫۰ ۵۹٫۱ «آمار سالیانه آب و هوای استان مازندران». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ اوت ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۹.
  60.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ مه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲ مه ۲۰۱۸.
  61.  باباگلی درونکلا, محسن. “لوچو آزاد نیست (بررسی وضعیت کشتی لوچو در بابل)”. Retrieved 2010-06-20.[پیوند مرده]
  62.  نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد چهارم. نشرنی = ۳۴۲.
  63.  نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد چهارم. نشرنی = ۳۴۸.
  64.  «www.mazust.ac.ir». بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ مارس ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۹.
  65.  «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ اوت ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۸ آوریل ۲۰۱۹.
  66.  [۱][پیوند مرده]
  67.  [۲]
  68.  «آیت الله محمد اسماعیل کوهستانی دارفانی را وداع گفت- اخبار مازندران – اخبار استانها تسنیم | Tasnim»خبرگزاری تسنیم | Tasnim. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۲۷.
  69.  «مرکز پژوهشها – سیدرسول حسینی کوهستانی»rc.majlis.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۵ آوریل ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۲۷.
  • کتاب اشرف البلاد.
  • آثار و بناهای تاریخی ایران (۳)، فرهنگ اصفهان ۱۳۳۹ – شماره ۳۰ (‎۱ صفحه – از ۶۶ تا ۶۶)

 

ورود یا ثبت نام برای ورود شماره همراه خود را وارد کنید
ثبت نام در سایت به منزله پذیرش قوانین و مقررات سایت میباشد مشاهده قوانین سایت